به گزارش خبرگزاری ایمنا، فرهنگ، زمانی میتواند تصویر واقعی یک کشور را در ذهن مخاطب بسازد که از قاب خبر و تبلیغ فراتر برود و به تجربهای ملموس تبدیل شود؛ جایی که مخاطب بتواند یک اثر هنری را از نزدیک ببیند، با هنرمند گفتوگو کند، موسیقی یک کشور را بشنود یا با تماشای یک فیلم و چشیدن یک غذا، بخشی از سبک زندگی و هویت آن سرزمین را تجربه کند. برگزاری هفته فرهنگی ایران در روسیه نیز فرصتی برای نمایش بخشی از این ظرفیتها بود؛ رویدادی که در قالب برنامههای رسمی و دیپلماتیک، نمایشگاه آثار و محصولات فرهنگی و همچنین اکران فیلمهای ایرانی برگزار شد.
در این میان، نگاه ایرانیانی که در جامعه روسیه زندگی میکنند میتواند تصویر متفاوتی از میزان اثرگذاری چنین برنامههایی ارائه دهد؛ کسانی که از یک سو با فرهنگ و ظرفیتهای ایران آشنا هستند و از سوی دیگر، واکنش و علایق جامعه روسیه را از نزدیک لمس میکنند. عارفه شیخکلاهدوز، دانشجوی سال سوم اقتصاد بینالملل که از شهریور ۱۴۰۳ در مسکو زندگی میکند، یکی از همین افراد است.
او در گفتوگو با ایمنا، برگزاری هفته فرهنگی ایران را در مجموع مثبت ارزیابی میکند، اما معتقد است برای رسیدن از یک رویداد فرهنگی به یک حضور فرهنگی مؤثر، باید به جزئیاتی همچون اطلاعرسانی، انتخاب محل برگزاری، ارتباط مستقیم با مخاطب و استمرار برنامهها توجه بیشتری داشت. از نگاه او، ایران ظرفیتهای فراوانی برای جذب مخاطب روس دارد؛ از تاریخ و هنر و سینما گرفته تا غذا، صنایعدستی، تنوع قومی و گردشگری، اما این ظرفیتها زمانی اثرگذار خواهند بود که ایران بیش از گذشته برای مخاطب روس در دسترس باشد.

ایمنا: هفته فرهنگی ایران در روسیه با مجموعهای از برنامههای فرهنگی، هنری و سینمایی برگزار شد. شما که در مسکو زندگی میکنید و این رویداد را از نزدیک دنبال کردید، ارزیابیتان از این برنامه چیست؟
شیخکلاهدوز: اگر بخواهم در مجموع نگاه کنم، هفته فرهنگی ایران برنامه خوبی بود و بخشهای مختلف آن هرکدام اثرگذاری خاص خودشان را داشتند. این رویداد را میتوان به سه بخش اصلی تقسیم کرد؛ بخش نخست، برنامههای رسمی و دیپلماتیک بود که با حضور مهمانان ویژه ایرانی و روس و هیئتهای دیپلماتیک در شهرهایی همچون مسکو، کازان، سنپترزبورگ و آستراخان برگزار شد.
در این برنامهها، اجراهای موسیقی و سمفونی و بخشهایی از فرهنگ ایرانی ارائه شد. یکی از شاخصترین برنامهها نیز افتتاحیه هفته ایران در تئاتر بالشوی بود که به نظرم انتخاب بسیار خوبی محسوب میشد. این مجموعه یکی از مهمترین مراکز فرهنگی روسیه است و برگزاری افتتاحیه در چنین مکانی، اهمیت برنامه را نشان میداد. بازخوردی که از افرادی که در این برنامه حضور داشتند، از جمله دوستان و معلمانم، دریافت کردم، بسیار مثبت بود و از کیفیت برنامه، مکان برگزاری و اجرای سمفونی ایران رضایت داشتند.
ایمنا: دو بخش دیگر این رویداد، نمایشگاه آثار و محصولات ایرانی و برنامه سینمایی بود. این بخشها را چگونه ارزیابی میکنید؟
شیخکلاهدوز: نمایشگاه آثار و محصولات ایرانی نیز ظرفیت بسیار خوبی داشت. خودم هنوز فرصت نکردهام از نزدیک از نمایشگاه بازدید کنم، اما تصاویری از آن دیدم و دوستانی که در حوزه زبان فارسی و ایرانشناسی فعالیت میکنند، بازخورد مثبتی داشتند.
یکی از نکات مثبت نمایشگاه این بود که فقط به نمایش آثار محدود نشده بود. در بخشهایی، هنرمندان بهصورت زنده مشغول کار بودند و مخاطب میتوانست فرایند تولید اثر را ببیند. برای مخاطب روس این موضوع بسیار جذاب است؛ چرا که نمایشگاه از یک فضای تنها ثابت و ویترینی خارج میشود و به یک تجربه تعاملی تبدیل میشود.
میناکاری، خاتمکاری، آثار فلزی و لباسهای سنتی از جمله چیزهایی هستند که برای مخاطب روس جذابیت دارند.
در بخش سینمایی هم طی چند روز، تعدادی از آثار ایرانی با زبان روسی اکران شد و علاقهمندان میتوانستند با تهیه بلیت آنها را تماشا کنند. در مجموع، ترکیب این سه بخش، یعنی برنامههای رسمی، نمایشگاه و سینما، ترکیب خوبی بود و هرکدام مخاطب خاص خود را داشت.

ایمنا: در کنار این نقاط قوت، مهمترین نقطهضعف هفته فرهنگی ایران از نگاه شما چه بود؟
شیخکلاهدوز: به نظرم مهمترین ضعف، اطلاعرسانی بود. واقعاً تا یکی دو روز قبل از آغاز برنامهها، بسیاری از ما نمیدانستیم دقیقاً برنامهها کجا برگزار میشود، کدام بخش برای عموم است و چگونه میتوان در آن شرکت کرد.
انتظار داشتم اطلاعرسانی از طریق رسانهها و کانالهای معتبر روسیه جدیتر باشد، اما در بسیاری از موارد خبر برنامهها از طریق دوستان و شبکههای ایرانی به ما رسید. وقتی اطلاعرسانی ضعیف باشد، طبیعی است که حتی ایرانشناسان و علاقهمندان روس هم کمتر بتوانند از برنامه استفاده کنند.
ایمنا: آیا ضعف اطلاعرسانی فقط به معرفی برنامهها مربوط میشد یا محل برگزاری را هم در میزان استقبال مؤثر میدانید؟
شیخکلاهدوز: محل برگزاری را بسیار مهم میدانم. اگر برنامهای قرار است برای معرفی یک کشور برگزار شود، باید جایی باشد که مردم بتوانند بهراحتی آن را ببینند و حتی به شکل اتفاقی با آن روبهرو شوند.
برای مثال، زمانی که برنامههای فرهنگی کشورهای دیگر همچون هند، چین، اندونزی یا امارات در نقاط مرکزی مسکو برگزار میشود، حتی گردشگری که از قبل برنامهای برای شرکت در آن ندارد، ممکن است بهصورت اتفاقی با آن روبهرو شود.
به نظرم در هفته فرهنگی ایران هم اگر نمایشگاه در نقطهای همچون میدان سرخ یا یکی از مناطق مرکزی شهر برگزار میشد، ظرفیت بسیار بیشتری برای دیدهشدن داشت. وقتی مکان برگزاری از مرکز شهر فاصله دارد، بهویژه در شرایطی که اطلاعرسانی هم ضعیف بوده، طبیعی است که مخاطب کمتری جذب شود.
ایمنا: اگر بخواهیم از خود رویداد فاصله بگیریم، به نظر شما مردم روسیه اساساً چه تصویری از ایران دارند و کدام بخش از فرهنگ کشورمان برای آنها جذابتر است؟
شیخکلاهدوز: ایران برای مردم روسیه ظرفیتهای فرهنگی بسیار زیادی دارد. گردشگری یکی از مهمترین آنهاست. غذاهای ایرانی جذابیت زیادی دارد، هنر و تاریخ ایران برایشان جالب است و صنایعدستی و پوشش سنتی نیز میتواند مخاطب را جذب کند.
از طرف دیگر، ایران و روسیه هر دو کشورهایی با تنوع جغرافیایی و قومی هستند. همانطور که در روسیه اقوام مختلف زندگی میکنند، ایران هم دارای اقوام مختلفی همچون ترکمن، کرد، لر و ترک است. این تنوع برای مخاطب روس جذاب است، چرا که میتواند شباهتها و تفاوتهای دو کشور را ببیند.
حتی پوشش ایرانی، زمانی که سنت و زیبایی را در کنار هم نشان دهد، میتواند برای مخاطب روس جذاب باشد. در واقع، ظرافتهای فرهنگی ایران بسیار بیشتر از آن چیزی است که ما گاهی تصور میکنیم.
ایمنا: در این میان، هنرهای سنتی، موسیقی، سینما و ادبیات ایران چه نقشی میتوانند در ارتباط فرهنگی میان ایران و روسیه ایفا کنند؟
شیخکلاهدوز: به نظرم هنر یکی از بهترین ابزارهای ارتباط فرهنگی است؛ چرا که مخاطب میتواند با یک اثر واقعی ارتباط برقرار کند. رسانه بسیار تأثیرگذار است، اما امکان اغراق در آن وجود دارد. در مقابل، وقتی یک هنرمند اثر خودش را در برابر مخاطب قرار میدهد، ارتباط مستقیم شکل میگیرد.
مثلاً وقتی یک هنرمند در یک نمایشگاه بهصورت زنده مشغول کار است، مخاطب میتواند سؤال بپرسد، جزئیات کار را ببیند و حتی خودش آن را تجربه کند. چنین تجربهای در ذهن مخاطب ماندگار میشود.
رسانه و حتی هوش مصنوعی میتوانند در تبلیغ ایران بسیار کمککننده باشند، اما هنوز هیچچیز جای تجربه مستقیم انسان را نمیگیرد. تا زمانی که چیزی را نبینی، شاید نتوانی عمق آن را باور کنی.
ایمنا: بنابراین از نگاه شما، تجربه مستقیم فرهنگ میتواند از تبلیغات رسانهای اثرگذارتر باشد؟
شیخکلاهدوز: دقیقاً. رسانه بسیار مهم است، اما وقتی مخاطب یک اثر هنری را از نزدیک میبیند، با هنرمند صحبت میکند و درباره آن سؤال میپرسد، ارتباط متفاوتی شکل میگیرد.
برای مثال، ممکن است یک نفر بارها تصویری از قلمکاری ببیند، اما وقتی از نزدیک ببیند که هنرمند چگونه این اثر را خلق میکند، تجربه کاملاً متفاوتی خواهد داشت. این تجربه است که در ذهن میماند.
ایمنا: یکی از موضوعات مهم در ارتباط فرهنگی ایران و روسیه، گردشگری است. آیا مردم روسیه ظرفیت تبدیل شدن به گردشگران بیشتری برای ایران را دارند؟
شیخکلاهدوز: بدون شک. روسها مردم بسیار اهل سفری هستند. در سالهای اخیر مقصدهای مختلفی همچون چین، ترکیه، مصر، امارات و مالزی را انتخاب کردهاند و حاضرند برای سفر هزینه کنند.
به همین دلیل، واقعاً جای سؤال دارد که چرا ایران هنوز در فهرست مقصدهای اصلی بسیاری از گردشگران روس قرار نگرفته است. ایران ظرفیتهای زیادی دارد و حتی در برخی زمینهها میتوان گفت از مقصدهایی که امروز گردشگران روس به آنها سفر میکنند، ظرفیتهای فرهنگی و تاریخی بیشتری دارد.
مسئله این است که ما باید این ظرفیتها را بهتر معرفی کنیم و مسیر شناخت ایران را برای مخاطب روس آسانتر کنیم.

ایمنا: به نظر شما چه موانعی باعث شده این ظرفیت هنوز به شکل کامل مورد استفاده قرار نگیرد؟
شیخکلاهدوز: یکی از مهمترین مسائل، تبلیغات و اطلاعرسانی است. یک روسی که ایران را نمیشناسد، ابتدا باید بداند ایران کجاست، چه پیشینهای دارد، چه فرهنگی دارد و چه چیزی میتواند برای او جذاب باشد.
ما باید تصویر کاملی از ایران ارائه کنیم؛ از تمدن و تاریخ گرفته تا ایران امروز، اقوام، غذا، گردشگری، هنر، ادبیات و صنایعدستی.
مهمتر از همه اینکه نباید میدان اطلاعاتی درباره ایران را خالی بگذاریم. اگر اطلاعات درست و جذابی درباره ایران در دسترس نباشد، مخاطب به سراغ منابع دیگری میرود و ممکن است تصویری نادرست دریافت کند. بنابراین باید ایران را در دسترس مخاطب قرار دهیم.
ایمنا: منظورتان از «ایران در دسترس» دقیقاً چیست؟
شیخکلاهدوز: یعنی حضور ایران نباید به یک رویداد در سال محدود شود. ایران باید در نمایشگاههای مختلف حضور داشته باشد، برنامههای فرهنگی بیشتری برگزار کند و در مکانهایی حضور پیدا کند که مردم عادی بتوانند آن را ببینند.
اگر کشوری در مرکز شهر حضور داشته باشد، حتی ممکن است فردی که از قبل شناختی از آن ندارد، بهصورت اتفاقی با فرهنگش روبهرو شود. هرچه یک کشور بیشتر دیده شود، بیشتر شناخته میشود.
امروز امارات برای بسیاری از مردم شناختهشدهتر است، چراکه حضور فرهنگی و تبلیغاتی بیشتری دارد و اطلاعات آن بیشتر در دسترس است. ما هم باید برای ایران چنین حضوری ایجاد کنیم.
ایمنا: اگر بخواهید به یک شهروند روس که هیچ شناختی از ایران ندارد، پیشنهاد کنید از کجا شناخت این کشور را آغاز کند، چه میگویید؟
شیخکلاهدوز: ابتدا باید یک شناخت پایه از ایران پیدا کند؛ اینکه ایران کجاست، چه جمعیتی دارد، چه زبانی دارد و چه ویژگیهای فرهنگی و تاریخی دارد. بعد میتوان به سراغ تاریخ و تمدن ایران رفت و سپس ایران معاصر را معرفی کرد.
در مرحله بعد، غذا، هنر، ادبیات، پوشش، اقوام و جاذبههای گردشگری میتوانند هرکدام تبدیل به یک مسیر برای شناخت ایران شوند.
در واقع، هرکسی میتواند از یک نقطه با ایران ارتباط برقرار کند؛ یکی با ادبیات، یکی با غذا، یکی با تاریخ، یکی با هنر و دیگری با گردشگری. مهم این است که این مسیرها برای مخاطب در دسترس باشند.

ایمنا: فکر میکنید چه ویژگیهایی از ایران میتواند برای روسها غافلگیرکننده باشد؟
شیخکلاهدوز: تنوع غذایی، اقوام و پوشش، تاریخ و ادبیات ایران بدون شک جذاب است. حتی دانستنیها و اولینهای تاریخی ایران میتواند برای مخاطب روس جالب باشد؛ اینکه ایران در دورههای مختلف چه دستاوردهایی داشته و چه سابقهای در تمدن بشری دارد.
نمادهای فرهنگی ایران نیز ظرفیت خوبی دارند. برای مثال، سرو و برخی نمادهای ایرانی میتوانند برای طراحان روس جذاب باشند و حتی در حوزه مد، فیلم و طراحی مورد استفاده قرار بگیرند. روسها به جزئیات و نمادهای فرهنگی اهمیت میدهند و این حوزه میتواند ظرفیت خوبی برای تعامل فرهنگی باشد.
ایمنا: اگر قرار باشد یک جمعبندی از تجربه شما در روسیه داشته باشیم، مهمترین کاری که ایران برای تقویت حضور فرهنگی خود در این کشور باید انجام دهد چیست؟
شیخکلاهدوز: به نظرم باید روی چند موضوع بیشتر تمرکز کنیم؛ برندینگ، مارکتینگ، روابط عمومی و اطلاعرسانی. در کنار آن باید به ظرافتهای فرهنگی هم توجه بیشتری داشته باشیم.
ایران ظرفیت بسیار زیادی دارد، اما این ظرفیت زمانی اثرگذار است که درست، مستمر و در جای مناسب معرفی شود. نباید به یک هفته فرهنگی در سال اکتفا کنیم. باید حضورمان ادامهدار باشد، در مکانهای مناسب باشیم و مخاطب روس بتواند ایران را بیشتر ببیند و تجربه کند.
در نهایت، هرچه ایران در دسترستر باشد، بیشتر شناخته میشود و هرچه بیشتر شناخته شود، امکان جذب گردشگر و علاقهمند به فرهنگ ایران هم بیشتر خواهد شد.

نظر شما