کودکی؛ فصلی میان رویاهای امروز و واقعیت فردا

تصویر آینده کودکان، پیش از آنکه در انتخاب رشته و شغل شکل بگیرد، در تجربه‌های روزمره ساخته می‌شود؛ در فرصت‌هایی که برای انتخاب دارند، واکنشی که به اشتباه‌هایشان می‌بینند، میزان آزادی‌ برای تجربه کردن و حتی نوع مواجهه والدین با رؤیاهایشان و فرزندپروری از این منظر، ساختن یک آینده از پیش تعیین‌شده نیست.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، گاهی آینده یک کودک، نه در کلاس درس و نه پشت میز انتخاب رشته، بلکه در گوشه‌ای از اتاق و میان چند تکه اسباب‌بازی شکل می‌گیرد؛ جایی که کودک برای عروسک‌هایش نقش پزشک و معلم می‌سازد، پشت فرمان ماشین اسباب‌بازی می‌نشیند، خانه‌ای خیالی می‌سازد یا در پاسخ به یک سؤال ساده می‌گوید وقتی بزرگ شد چه‌کاره خواهد شد. در نگاه بزرگسالان، این‌ها بازی‌هایی کوتاه و گذراست، اما برای کودک، هر بازی می‌تواند راهی برای شناخت جهان، امتحان کردن نقش‌ها و پیدا کردن تصویری از خودش در آینده باشد.

پشت رؤیاهای کودکانه همیشه نام یک شغل پنهان نیست و گاهی کودکی که می‌گوید می‌خواهد پزشک شود، بیش از آنکه به‌عنوان پزشک فکر کند، شیفته کمک کردن به دیگران است، کودکی که آرزوی قهرمان شدن دارد شاید به دنبال تجربه قدرت و اثرگذاری باشد و کودکی که ساعت‌ها نقاشی می‌کند، ممکن است در حال کشف لذت خلق کردن و دیده شدن باشد. آینده در ذهن کودک، پیش از آنکه شکل یک انتخاب قطعی پیدا کند، مجموعه‌ای از تصویرها، احساس‌ها و تجربه‌هایی است که به تدریج معنای منِ آینده را برای او می‌سازند.

در همین سال‌ها، خانه به یکی از نخستین صحنه‌های تمرین زندگی تبدیل می‌شود؛ جایی که یک اشتباه می‌تواند با سرزنش یا فرصت دوباره پاسخ بگیرد، یک نمره پایین می‌تواند به گفت‌وگویی آرام یا مقایسه‌ای سنگین منجر شود و یک رؤیای عجیب می‌تواند جدی گرفته شود یا با یک جمله ساده کنار گذاشته شود. کودک از همین واکنش‌های روزمره می‌آموزد که شکست یعنی پایان یا فرصتی برای دوباره تلاش کردن، سؤال پرسیدن ارزشمند است یا دردسرساز، و تصمیم گرفتن تا چه اندازه می‌تواند سهم خودش باشد.

از این منظر، فرزندپروری بیش از آنکه پروژه ساختن یک آینده از پیش تعیین‌شده باشد، فراهم کردن بستری برای شناخت، تجربه و رشد است. والدین نمی‌توانند مسیر زندگی فرزندشان را سال‌ها پیش از رسیدن او به بزرگسالی طراحی کنند، اما می‌توانند محیطی بسازند که کودک در آن هم احساس امنیت داشته باشد و هم فرصت تجربه کردن، اشتباه کردن، انتخاب کردن و دوباره شروع کردن را پیدا کند؛ جایی که رؤیاهایش شنیده شوند، بدون آنکه به اجبار تبدیل شوند و حمایت دریافت کند، بدون آنکه استقلالش از او گرفته شود.

کودکی؛ فصلی میان رویاهای امروز و واقعیت فردا

کودکی؛ قصه‌ای که پایانش سال‌ها بعد نوشته می‌شود

زهره سادات کاظمی، روان‌شناس و مشاور تربیتی با بیان اینکه وقتی از آینده کودکان صحبت می‌کنیم، ذهنمان به سمت شغل، تحصیلات و موفقیت‌های بزرگسالی می‌رود، اما آینده انسان فقط در انتخاب رشته تحصیلی یا شغل مورد علاقه‌اش خلاصه نمی‌شود، به خبرنگار ایمنا می‌گوید: شیوه‌ای که فرد در بزرگسالی با خودش، دیگران، شکست‌ها، تصمیم‌ها و دشواری‌های زندگی روبه‌رو می‌شود، می‌تواند تحت تأثیر تجربه‌هایی باشد که سال‌ها پیش در کودکی داشته است. به همین دلیل، دوران کودکی را می‌توان یکی از مهم‌ترین دوره‌ها برای شکل‌گیری مهارت‌ها و نگرش‌هایی دانست که فرد بعدها با خود به زندگی بزرگسالی می‌برد.

وی با بیان اینکه کودکان آینده را از دریچه تجربه‌های امروز تصور می‌کنند، می‌افزاید: بازی‌های آنها، نقش‌هایی که در بازی انتخاب می‌کنند، داستان‌هایی که می‌سازند و حتی پاسخ‌هایی که به پرسش «وقتی بزرگ شدی می‌خواهی چه‌کاره شوی؟» می‌دهند، بخشی از تلاش آنها برای شناخت جهان و جایگاه خود در آن است. گاهی یک کودک شغل خاصی را به این دلیل انتخاب می‌کند که به آن علاقه دارد و گاهی چیزی را دوست دارد که برایش نمادی از کمک کردن، قدرتمند بودن، خلاقیت یا مورد توجه قرار گرفتن است، بنابراین بهتر است والدین به جای تمرکز صرف بر عنوان شغلی، به معنایی که پشت رؤیای کودک قرار دارد نیز توجه کنند.

روان‌شناس و مشاور تربیتی تصریح می‌کند: نقش خانواده در این مرحله بسیار ظریف است و والدین می‌توانند با فراهم کردن تجربه‌های متنوع، کودک را با علایق و توانایی‌های مختلف آشنا کنند، اما نباید هر علاقه‌ای را به یک مسیر اجباری تبدیل کنند. کودکی که به نقاشی علاقه دارد، قرار نیست هنرمند شود و کودکی که از بازی‌های ساختنی لذت می‌برد، آینده مهندسی ندارد. ارزش این تجربه‌ها در این است که کودک از طریق آنها خودش را بهتر بشناسد، پشتکار را تجربه کند، با دشواری روبه‌رو شود و یاد بگیرد برای رسیدن به خواسته‌هایش تلاش کند.

آینده کودک را نمی‌توان از پیش تعیین کرد

کاظمی با بیان اینکه در فرزندپروری، حتی واکنش‌های به ظاهر کوچک والدین نیز می‌توانند برای کودک معنا داشته باشند و نحوه برخورد با یک اشتباه، نوع واکنش به نمره پایین، شیوه پاسخ دادن به پرسش‌های کودک یا برخورد با یک رؤیای به ظاهر عجیب، همه می‌توانند به کودک پیام بدهند که آیا پرسیدن و تجربه کردن ارزشمند است یا نه، ادامه می‌دهد: این موضوع به معنای آن نیست که والدین باید همیشه پاسخ یا رفتار بی‌نقصی داشته باشند، بلکه مهم است رابطه‌ای ایجاد شود که در آن کودک بتواند احساسات و افکار خود را بیان کند و در عین حال، مرزها و مسئولیت‌های متناسب با سنش را نیز یاد بگیرد.

وی می‌گوید: از سوی دیگر، حمایت از کودک نباید با حذف تمام دشواری‌های زندگی او اشتباه گرفته شود. گاهی والدین از سر محبت تلاش می‌کنند هر مشکلی را پیش از آنکه کودک تجربه کند حل کنند، اما فرصت مواجهه با چالش‌های متناسب با سن می‌تواند به شکل‌گیری مهارت حل مسئله و احساس توانمندی کمک کند. کودک باید بداند که در زمان سختی تنها نیست، اما در عین حال فرصت داشته باشد بخشی از مسائل خود را با راهنمایی و حمایت والدین مدیریت کند. این تعادل میان حمایت و استقلال، یکی از ظرافت‌های مهم در تربیت است.

روان‌شناس و مشاور تربیتی با بیان اینکه آینده کودک را نمی‌توان با چند تصمیم والدین از پیش تعیین کرد و هیچ الگوی تربیتی نیز تضمین نمی‌کند که زندگی فرد در بزرگسالی مطابق انتظار خانواده پیش برود، اضافه می‌کند: آنچه می‌توان فراهم کرد، بستری است که کودک در آن احساس امنیت کند، فرصت شناخت خود را داشته باشد، مسئولیت‌پذیری را یاد بگیرد و بتواند بدون ترس از قضاوت، برای آینده‌اش رویا بسازد و هدف اصلی فرزندپروری موفق این نیست که کودکی به همان بزرگسالی تبدیل شود که والدین تصور کرده‌اند، بلکه این است که بتواند در آینده، با شناخت بهتر از خود و توانایی تصمیم‌گیری، مسیر زندگی‌اش را آگاهانه‌تر انتخاب کند.

کودکی؛ فصلی میان رویاهای امروز و واقعیت فردا

جهان کوچکی که ردپایش تا بزرگسالی می‌ماند

فاطمه رضازاده، روان‌شناس و مشاوره کودک و نوجوان کودک با بیان اینکه فقط دوره‌ای برای رشد جسمی و یادگیری مهارت‌های اولیه نیست و بخشی از آینده انسان نیز در همین سال‌ها آرام‌آرام شکل می‌گیرد، به خبرنگار ایمنا می‌گوید: کودکان از همان سال‌های نخست، درباره دنیای اطراف خود کنجکاوند و گاهی در قالب بازی، قصه یا خیال‌پردازی، تصویری از آدمی که می‌خواهند در آینده باشند می‌سازند. یکی می‌خواهد پزشک شود، دیگری معلم، هنرمند، ورزشکار یا حتی شغلی را انتخاب می‌کند که هنوز نام دقیقی برای آن ندارد. پشت این رویاهای کودکانه، تنها یک انتخاب شغلی ساده قرار ندارد و کودک در حال تجربه کردن هویت، توانایی‌ها و تصویری است که از آینده خود در ذهن می‌سازد.

وی می‌افزاید: رویاپردازی کودکان درباره بزرگسالی، فرصتی برای شناخت علایق و دنیای ذهنی آنهاست، اما نباید آن را به یک برنامه قطعی برای آینده تبدیل کرد. کودکی که امروز می‌گوید می‌خواهد فضانورد شود، ممکن است چند سال بعد مسیر متفاوتی را انتخاب کند و این تغییر، بخشی طبیعی از رشد اوست. آنچه اهمیت دارد، فراهم کردن فضایی است که کودک بتواند علایق مختلف را امتحان کند، سؤال بپرسد، تجربه کند و بدون ترس از قضاوت، درباره آینده خیال‌پردازی کند و نقش والدین در این میان بیشتر همراهی و شناختن کودک است، نه تعیین کردن آینده او.

روانشناس و مشاوره کودک و نوجوان کودک با بیان اینکه تجربه‌های دوران کودکی می‌توانند بر نحوه نگاه فرد به خودش، دیگران و جهان اثر بگذارند، تصریح می‌کند: کودکی که فرصت تجربه، اشتباه کردن، پرسیدن و دوباره تلاش کردن دارد، می‌تواند به تدریج با مفهوم توانمندی و حل مسئله آشنا شود و در مقابل، اگر کودک با ترس از اشتباه، مقایسه شدن یا توقعات سنگین روبه‌رو باشد، ممکن است موفقیت را بیش از آنکه به عنوان فرصتی برای رشد ببیند، به عنوان راهی برای جلب رضایت دیگران تجربه کند، بنابراین آنچه در تربیت اهمیت دارد، فقط نتیجه رفتار کودک نیست، بلکه تجربه‌ای است که کودک در مسیر رسیدن به آن نتیجه از خود و محیط اطرافش پیدا می‌کند.

بهترین هدیه والدین به فرزندشان، فراهم کردن کودکی امن، حمایتگر و سرشار از فرصت برای شناختن و آزمودن خود است

رضازاده ادامه می‌دهد: یکی از ظرافت‌های مهم فرزندپروری این است که والدین میان حمایت از کودک و تصمیم گرفتن به جای او تفاوت قائل شوند. طبیعی است که پدر و مادر بخواهند فرزندشان آینده موفقی داشته باشد، اما موفقیت کودک همیشه همان چیزی نیست که والدین برای او تصور کرده‌اند. شنیدن علاقه‌ها و نگرانی‌های کودک، احترام گذاشتن به تفاوت‌های فردی و دادن فرصت انتخاب متناسب با سن، به او کمک می‌کند احساس کند در ساختن مسیر زندگی خودش سهم دارد و والدین می‌توانند راهنمای کودک باشند، اما بهتر است جای او زندگی نکنند.

وی با بیان اینکه نباید فراموش کرد که کودکان بیش از توصیه‌های مستقیم، از رفتار بزرگسالان اطراف خود یاد می‌گیرند، می‌گوید: نحوه برخورد والدین با شکست، اشتباه، اختلاف نظر، تلاش و حتی رویاهای خودشان می‌تواند برای کودک پیام‌هایی ماندگار داشته باشد. اگر کودک ببیند اشتباه کردن پایان راه نیست و تغییر مسیر بخشی طبیعی از زندگی است، آینده را نیز فضایی برای تجربه و یادگیری خواهد دید، نه مسیری که از ابتدا باید بدون خطا طی شود.

روان‌شناس و مشاوره کودک و نوجوان کودک اضافه می‌کند: شاید مهم‌ترین کاری که می‌توان برای آینده یک کودک انجام داد، این نباشد که از همین امروز آینده او را مشخص کنیم، بلکه باید کمک کنیم شناخت بهتری از خودش پیدا کند. کودک به محیطی نیاز دارد که در آن بتواند رؤیا داشته باشد، اما مجبور نباشد برای حفظ آن رؤیا همیشه یکسان بماند. روزی که کودک بزرگ می‌شود، مجموعه‌ای از تجربه‌ها، رابطه‌ها، فرصت‌ها و انتخاب‌های دوران کودکی را با خود همراه خواهد داشت، بنابراین شاید بهترین هدیه والدین به آینده فرزندشان، فراهم کردن کودکی امن، حمایتگر و سرشار از فرصت برای شناختن و آزمودن خود باشد.

کودکی؛ فصلی میان رویاهای امروز و واقعیت فردا

شاید وقتی از آینده کودکان حرف می‌زنیم، بیش از اندازه به دوردست نگاه می‌کنیم؛ به روزی که قرار است شغلی داشته باشند، تصمیم‌های مهم بگیرند و در جایگاه یک بزرگسال زندگی کنند، اما بخشی از آن آینده، همین امروز و در لحظه‌هایی ساخته می‌شود که کودک مشغول بازی است، سؤالی می‌پرسد، از چیزی می‌ترسد، شکست می‌خورد، دوباره تلاش می‌کند یا برای نخستین‌بار درباره آدمی که می‌خواهد در آینده باشد خیال‌پردازی می‌کند.

هیچ کودکی قرار نیست همان آدمی شود که در سال‌های ابتدایی زندگی تصور کرده است و هیچ پدر و مادری نیز نمی‌تواند آینده فرزندش را با مجموعه‌ای از انتخاب‌های درست تضمین کند. رویاها تغییر می‌کنند، علایق جابه‌جا می‌شوند و مسیر زندگی بارها می‌تواند شکل تازه‌ای پیدا کند و آنچه ماندگارتر است، تجربه‌ای است که کودک از خودش در این مسیر به‌دست می‌آورد، اینکه آیا خود را فردی توانمند برای یادگیری و دوباره تلاش کردن می‌بیند یا کسی که برای پذیرفته شدن باید همیشه مطابق انتظار دیگران رفتار کند.

به همین دلیل، شاید یکی از مهم‌ترین ظرافت‌های تربیت این باشد که والدین میان همراه بودن و به‌جای کودک تصمیم گرفتن مرز روشنی بگذارند. حمایت به معنای برداشتن همه موانع نیست و آزادی نیز به معنای رها کردن کودک در برابر همه تصمیم‌ها نیست. کودک به بزرگسالانی نیاز دارد که هنگام سختی کنارش باشند، اما اجازه دهند بخشی از مسیر را خودش طی کند؛ اشتباه کند، پیامد انتخاب‌های متناسب با سنش را ببیند، راه‌حل پیدا کند و آرام‌آرام به این باور برسد که می‌تواند در ساختن زندگی خودش نقش داشته باشد.

شاید آینده مطلوب یک کودک از جایی آغاز شود که مجبور نباشد از همین امروز نسخه‌ای کامل از بزرگسالی آینده‌اش ارائه دهد. کافی است فرصت داشته باشد کنجکاو باشد، رؤیا بسازد، علایقش را امتحان کند، تغییر کند و در میان حمایت خانواده، خودش را بهتر بشناسد. آنچه والدین به فرزندشان هدیه می‌دهند، قرار نیست یک نقشه قطعی برای تمام سال‌های آینده باشد، بلکه می‌تواند مجموعه‌ای از امنیت، اعتماد، تجربه و توانمندی باشد تا کودک در سال‌های بعد، وقتی نوبت انتخاب‌های بزرگ زندگی رسید، بتواند مسیر خودش را آگاهانه‌تر پیدا کند.

کد مطلب 1009402

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.