به گزارش خبرگزاری ایمنا، یک بیماری قلبی جدی میتواند برای مدتی ریتم معمول زندگی فرد را برهم بزند؛ فعالیتهایی که پیش از بیماری بدون دشواری انجام میشدند، ممکن است پس از یک دوره بستری یا درمان به اقداماتی نیازمند احتیاط تبدیل شوند. در چنین شرایطی، بازگشت به زندگی عادی یک اتفاق ناگهانی نیست، بلکه فرایندی است که باید با توجه به توان جسمی، شرایط قلب و میزان آمادگی فرد بهتدریج طی شود.
دوره پس از درمان حاد نیز از نظر جسمی و روانی اهمیت ویژهای دارد. بیمار ممکن است از یک سو نگران تکرار حادثه قلبی باشد و از سوی دیگر، به دلیل کاهش فعالیت در دوره بیماری، اعتماد خود به توانایی جسمیاش را از دست داده باشد. بازتوانی میتواند فرصتی باشد تا فرد تحت یک برنامه کنترلشده، دوباره ظرفیت فعالیت خود را بشناسد و به تدریج برای بازگشت به امور روزمره آماده شود.
این فرایند زمانی مؤثرتر است که تنها به ورزش نگاه نشود. بیماری قلبی میتواند با تغییر در تغذیه، عادات روزانه، وضعیت روحی و حتی نگرش فرد نسبت به فعالیتهای معمول زندگی همراه باشد و به همین دلیل، رویکرد چندتخصصی در بازتوانی میتواند ابعاد مختلف زندگی بیمار را همزمان مورد توجه قرار دهد و مسیر بازگشت او را از یک برنامه فقط ورزشی فراتر ببرد.
البته بازتوانی به معنای آن نیست که هر بیماری قلبی میتواند بلافاصله فعالیت خود را افزایش دهد. وضعیت پایدار قلبی، نوع عارضه، سابقه اختلالات ریتم و شرایطی مانند وجود دستگاه تنظیم ضربان، همگی میتوانند بر زمان و نحوه شروع برنامه اثر بگذارند، بنابراین بازگشت به فعالیت زمانی ایمنتر خواهد بود که به جای تصمیمگیری شخصی، بر پایه ارزیابی پزشکی و برنامهای متناسب با شرایط هر بیمار انجام شود.

قلب بعد از بحران به زمان نیاز دارد؛ چرا بازتوانی باید مرحلهبهمرحله باشد؟
زهرا محمودیان، متخصص قلب و عروق و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با بیان اینکه بازتوانی قلبی پس از آن انجام میشود که بیمار مرحله حاد بیماری قلبی را پشت سر گذاشته باشد، اظهار کرد: برای مثال، بیماری که تحت جراحی قلب قرار گرفته یا دچار سکته حاد قلبی شده و درمانهای لازم را دریافت کرده است، پس از عبور از دورهای که نباید فعالیت شدید داشته باشد، میتواند وارد مرحله بازتوانی قلبی شود.
وی با بیان اینکه همچنین بیمارانی که به نارسایی قلبی مبتلا هستند نیز در صورت رسیدن به وضعیت پایدار، میتوانند از برنامههای بازتوانی قلبی استفاده کنند، افزود: پروتکل بازتوانی بر اساس شرایط هر بیمار تنظیم میشود و حدود ۱۰ تا ۲۰ جلسه اولیه برای بیمار در نظر گرفته میشود و پس از آن، بسته به وضعیت جسمی و میزان پیشرفت بیمار، ممکن است جلسات ادامه پیدا کند.
متخصص قلب و عروق با بیان اینکه هدف این است که میزان فعالیت بدنی بیمار به شکل تدریجی و مرحلهبهمرحله افزایش پیدا کند و بیمار متناسب با شرایط خود در این مسیر پیش برود، تصریح کرد: بازتوانی قلبی یک برنامه چندبعدی است و فقط به ورزش محدود نمیشود و در این برنامه، متخصص قلب حضور دارد و در کنار او متخصص تغذیه و متخصص طب ورزش نیز میتوانند در مسیر درمان و اصلاح سبک زندگی به بیمار کمک کنند.
بازتوانی خودسرانه ممنوع است
محمودیان ادامه داد: در برخی مراکز نیز برای مشکلات روحی و روانی ناشی از بیماری قلبی، مشاوره روانشناسی ارائه میشود. این مجموعه اقدامات به بیمار کمک میکند تا علاوه بر بهبود وضعیت جسمی، با پیامدهای روحی بیماری نیز بهتر کنار بیاید و بتواند کیفیت زندگی خود را ارتقا دهد.
وی با بیان اینکه بیمارانی که دچار بیماری یا عارضه قلبی شدهاند، با توجه به شرایطشان میتوانند از بازتوانی قلبی استفاده کنند، اما در بعضی موارد باید احتیاط بیشتری داشت، گفت: برای مثال، بیمارانی که دچار آریتمیهای تهدیدکننده حیات بودهاند یا به تازگی با یک آریتمی جدید برای آنها باتری قلبی یا دستگاه تنظیمکننده ضربان تعبیه شده است، باید ابتدا مرحله مربوط به وضعیت حاد خود را پشت سر بگذارند.
متخصص قلب و عروق اضافه کرد: در بیمارانی که باتری قلبی دارند نیز میزان ضربان تعیینشده و نحوه پاسخ دستگاه به فعالیت اهمیت دارد، بنابراین این افراد نباید به صورت خودسرانه وارد برنامه بازتوانی شوند و لازم است با مشورت پزشک معالج خود در این برنامه شرکت کنند.

بازتوانی قلبی را میتوان مرحلهای میان درمان بیماری و بازگشت به زندگی روزمره دانست؛ مرحلهای که در آن بیمار فرصت پیدا میکند توانایی جسمی خود را به شکل کنترلشده دوباره به دست آورد. هدف این مسیر فقط افزایش میزان فعالیت نیست، بلکه کمک به بیمار برای داشتن زندگی فعالتر و سازگارتر با شرایط جدید جسمی است.
اهمیت این برنامه زمانی بیشتر مشخص میشود که بدانیم پیامدهای بیماری قلبی فقط به قلب محدود نمیماند. کاهش فعالیت، تغییر عادات غذایی، نگرانی از آینده و فشار روانی ناشی از تجربه یک حادثه قلبی میتوانند بر کیفیت زندگی اثر بگذارند. حضور متخصصان مختلف در برنامه بازتوانی میتواند به بیمار کمک کند تا همزمان با تقویت توان جسمی، سایر ابعاد سلامت خود را نیز سامان دهد.
در عین حال، بازتوانی یک مسیر یکسان برای تمام بیماران نیست. فردی که دوره حاد سکته قلبی یا جراحی را پشت سر گذاشته، با بیماری که دچار آریتمی تهدیدکننده حیات شده یا به تازگی دستگاه تنظیم ضربان دریافت کرده است، شرایط مشابهی ندارد. این تفاوتها نشان میدهد که زمان شروع، شدت فعالیت و نحوه ادامه برنامه باید بر اساس وضعیت واقعی بیمار تعیین شود.
بازگشت به فعالیت پس از بیماری قلبی نباید با عجله یا بر اساس تجربه دیگران انجام شود. ارزیابی پزشک، برنامهریزی تدریجی و توجه به شرایط اختصاصی هر بیمار، سه بخش مهم این مسیر هستند. بازتوانی زمانی میتواند به هدف اصلی خود یعنی ارتقای توانایی و کیفیت زندگی برسد که هم فرصت بازگشت تدریجی به فعالیت را فراهم کند و هم محدودیتها و خطرهای احتمالی بیمار را در نظر بگیرد.
نظر شما