به گزارش خبرگزاری ایمنا، تاریخِ تقابل ورزش با «صهیونیسم» در دهههای اخیر، از یک «راز سرگشاده» در قالب انصرافهای مکرر ورزشکاران ایرانی، به یک «قیامِ جهانی» علیه مشارکت اسرائیل در میادین ورزشی تبدیل شده است.
این دگردیسی، بهویژه پس از کشتارهای وحشیانه وگسترده در باریکه غزه، از حاشیه به متن آمده و مرزهای ایدئولوژیک را درنوردیده است.
تقابلی در مسیر جهانی شدن
ریشههای تاریخی این تقابل را باید در سیاست رسمی جمهوری اسلامی جستوجو کرد که اسرائیل غاصب و کودککش را به رسمیت نمیشناسد. از نخستین سالهای پس از انقلاب، رویارویی با نمایندگان اسرائیل به یک «خط قرمز» تبدیل شد.
در مسابقات کشتی سال ۱۳۶۱، بیژن سیفیخانی با نماینده اسرائیل روبهرو شد و به دستور وزیر خارجه وقت، کاروان به ایران بازگشت . این نقطه، آغازی بود بر زنجیرهای از انصرافها، حذفها و محرومیتها که تا امروز ادامه دارد.
از تهران تا پاریس؛ وقتی «نفرت» رنگ جهانی میگیرد
آنچه این پدیده را از یک «سیاست دولتی و حکومتی» صرف فراتر میبرد، گسترش آن به ورزشکارانی است که هیچ الزام ایدئولوژیک رسمی ندارند. پس از کشتارهای غزه، چهرههای شاخص فوتبال اروپا و جهان، از پل پوگبا (قهرمان جام جهانی فرانسه) و حکیم زیاش (ستاره مراکش) تا آداما تراوره (اسپانیا) و انور الغازی (هلند)، با امضای نامهای خطاب به رئیس یوفا، خواستار تعلیق اسرائیل از تمامی رقابتها شدند.
این نامه که توسط بیش از ۷۰ ورزشکار و سازمانهایی چون گیم اوور اسرائیل یا «Athletes 4 Peace» حمایت میشود، صراحتاً میگوید:
«هیچ ورزشگاه، صحنه یا عرصهای در جامعه مدنی بینالمللی نباید میزبان رژیمی باشد که مرتکب نسلکشی، آپارتاید و جنایات علیه بشریت میشود». این زبان، دیگر زبان دیپلماسی ورزشی نیست؛ زبان «دیوارِ نفرت» است.
قاره سبز؛ قلب تپنده اعتراض
اروپا به کانون این اعتراضات تبدیل شده و روزگار اسرائیل را سیاه کرده است. در ایتالیا، دیدار تیم ملی فوتبال اسرائیل با ایتالیا در شرایط امنیتی شدید برگزار شد، اما صدای هواداران معترض و بیاحترامی به سرود اسرائیل، شکاف عمیق افکار عمومی اروپا با این رژیم را نشان داد.
در کشور ایرلند، فدراسیون فوتبال با اکثریت قاطع (۷۴ رأی موافق در برابر هفت مخالف) قطعنامهای برای تعلیق اسرائیل تصویب کرد؛ نروژ و ترکیه نیز به این کمپین ملحق شدند.
در ایرلند شمالی، برگزارکنندگان مسابقات سهگانه (تریاتلون) اروپا، حضور چهار ورزشکار اسرائیلی را لغو کردند و اعلام کردند که «هیچ نمایندگی رسمی اسرائیل را در مسابقات نخواهند پذیرفت». این اقدامات، نشاندهنده یک «دیپلماسی ورزشی معکوس» است که از پایین به بالا شکل میگیرد و دولتها را وادار به واکنش میکند.
ایران؛ پیشرو در سکوت و نفرت
در این میان، ایران اسلامی همچنان در خط مقدم این تقابل ایستاده است. رهبر شهید مجاهد ایران نیز در سال ۲۰۲۱ صریحاً از ورزشکاران خواست «برای کسب مدال با نماینده رژیم جنایتکار دست ندهند».
نمونه اخیر، انصراف رؤژان گودرزی، تکواندوکار ایرانی، از مسابقات جهانی زیر ۲۱ سال در کنیا بود؛ او به دلیل قرار گرفتن در گروهی که حریف اسرائیلی داشت، از مسابقه انصراف داد. این تصمیم اگرچه هزینههای ورزشی دارد، اما در چارچوب یک «مقاومت نمادین» تعریف میشود که ورزش را به عرصهای برای ابراز موضع سیاسی تبدیل کرده است.
نفرت ورزشیها از صهیونیسم، دیگر یک «استثنای ایرانی» نیست. از میدانهای کشتی تهران تا استادیومهای ایتالیا و ایرلند، از قهرمانان فرانسوی و مراکشی تا تکواندوکاران ایرانی، یک خط مشترک شکل گرفته است: ورزش دیگر نمیتواند بیطرف بماند. شاید هیچ جملهای بهتر از این، عصاره این دگردیسی را بیان نکند:
«ما یک معیار برای همه ملتها میخواهیم؛ عدالت بدون استانداردهای دوگانه». این، همان صدایی است که از زیر خاکستر غزه و فلسطین مظلوم برخاسته و حالا در سکوهای خالی ورزشکاران اسرائیلی که روزانه در حال کشتار و بمباران است، طنینانداز شده است.
نظر شما