به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، معماری شهری در بیشتر موارد بر بستری شکل میگیرد که پیش از ساخت ساختمانها، شبکههای آب، برق، حملونقل، دفع پسماند و سایر خدمات شهری را در اختیار آن قرار داده است، اما زمانی که ساختوساز از زمین آشنا فاصله میگیرد و به سطح آب یا محیطهایی همچون ماه منتقل میشود، این رابطه تغییر میکند. در چنین شرایطی، معماری دیگر تنها طراحی فضا نیست، بلکه باید بخشی از وظایفی را که بهطور معمول بر عهده زیرساختهای شهری است نیز بر عهده بگیرد.
نمونههایی از شهر شناور در مالدیو، توسعه شناور پیشنهادی در بوسان کره جنوبی و طرح سکونت انسانی در ماه نشان میدهند که هرچه یک سکونتگاه از زیرساختهای موجود فاصله بیشتری بگیرد، وابستگی میان معماری و سامانههای حیاتی شهر بیشتر میشود. در این پروژهها، محل استقرار ساختمانها، شیوه جابهجایی مردم، تأمین انرژی و آب، مدیریت پسماند و حتی ظرفیت جمعیتی، دیگر موضوعاتی جدا از طراحی معماری نیستند و از همان مراحل نخست باید کنار یکدیگر دیده شوند.

وقتی زمین ثابت دیگر پیشفرض نیست
در مالدیو، ساختوساز روی آب ارتباط مستقیمی با محدودیت زمین و آسیبپذیری سرزمین در برابر افزایش سطح آب دریا دارد. بخش زیادی از این کشور کمتر از یک متر بالاتر از سطح دریا قرار گرفته است و همین موضوع، توسعه آینده را با محدودیتهای جدی روبهرو میکند.
«شهر شناور مالدیو» در یک تالاب نزدیک ماله شکل گرفته است و همچنان با پایتخت و شبکه اقتصادی و شهری آن ارتباط دارد. با این حال، انتقال توسعه به سطح آب باعث شده است بسیاری از عناصر معمول شهر زمینی، شکل متفاوتی پیدا کنند. کانالها در این ساختار نقشی مشابه خیابانها در شهرهای معمولی دارند و بخشی از جابهجایی و انتقال کالا از طریق آنها انجام میشود. در کنار آن، پیادهروی، دوچرخهسواری و حملونقل آبی نیز در سازماندهی حرکت شهری نقش دارند.
ساختار این شهر شناور به جای تحمیل یک شبکه خیابانی ثابت، با شرایط آب تطبیق پیدا میکند. واحدهای مسکونی در کنار فضاهایی همچون هتلها، رستورانها، فروشگاهها و یک مارینا قرار گرفتهاند و مجموعهای منعطف را شکل میدهند که به محیط آبی پاسخ میدهد.
در این پروژه، واحدهای شناور به سازههای بتنی زیر آب متصل شدهاند و با پایههای فولادی تلسکوپی در جای خود تثبیت میشوند. همزمان، ایجاد بسترهای مصنوعی مرجانی در زیر سازهها به رشد مرجانها کمک میکند و صخره مرجانی نیز میتواند شدت اثر امواج را کاهش دهد. به این ترتیب، زیرساخت شهری و محیط طبیعی بهجای آنکه دو موضوع جداگانه باشند، در یک سیستم واحد قرار میگیرند.

بوسان؛ توسعه شهر بدون ساخت زمین جدید
ایده توسعه شناور در بوسان با رویکردی متفاوت دنبال میشود. هدف این نیست که شهری جدا از شهر موجود ایجاد شود، بلکه پیشنهاد شده است بخشی از توسعه شهری روی آب شکل بگیرد و به این ترتیب، بدون ایجاد زمین جدید، قلمروی شهری گسترش پیدا کند.
پروژه موسوم به اوشنیکس برای نخستین مرحله، ظرفیتی در حدود ۱۲ هزار نفر را در نظر گرفته و امکان توسعه آن با اضافهشدن سکوهای بیشتر وجود دارد. این سکوها در قالب محلههای بههمپیوسته سازماندهی میشوند؛ بخشی برای سکونت، بخشی برای پژوهش و نوآوری دریایی و بخشی برای اقامت.
آنچه این پروژه را از یک توسعه معمول شهری متمایز میکند، طراحی همزمان زیرساختها با خود سکونتگاه است. هر محله باید بخشی از انرژی مورد نیاز خود را از پنلهای خورشیدی تأمین کند، آب در چرخههای بسته مدیریت شود، بخشی از غذا در محل تولید شود و سامانههای پسماند نیز درون مجموعه فعالیت کنند. در نتیجه، توسعه شناور قرار نیست پس از ساخت بهسادگی به زیرساختهای موجود متصل شود، بلکه از ابتدا بهعنوان یک سیستم شهری بهنسبت مستقل طراحی میشود.
این رویکرد نشان میدهد که در توسعههای خارج از زمین، مفهوم زیرساخت از یک شبکه پشتیبان به بخشی از معماری و برنامهریزی شهری تبدیل میشود. تولید انرژی، مدیریت آب، تولید غذا، پسماند و جابهجایی همه در تعیین شکل و سازمان فضایی سکونتگاه نقش دارند.

وقتی معماری باید بخشی از شهر باشد
در یک شهر معمولی، ساختمانها به شبکههایی متصل میشوند که پیش از آنها وجود داشتهاند. آب از شبکه شهری میآید، برق از شبکه توزیع تأمین میشود، پسماند به خارج از ساختمان منتقل میشود و خیابانها مسیر حرکت مردم و کالاها را تعیین میکنند. به همین دلیل، بسیاری از این زیرساختها مستقیم در طراحی معماری ساختمان دیده نمیشوند.
اما در شهرهای شناور، این تفکیک تا حد زیادی از بین میرود. در شهر شناور مالدیو، انرژی بیشتر از طریق انرژی خورشیدی در محل تولید میشود، فاضلاب در همان مجموعه تصفیه و برای تأمین کود استفاده میشود و سرمایش آب عمیق دریا میتواند جایگزین بخشی از نیاز به سامانههای متعارف تهویه مطبوع شود، همچنین یک شبکه هوشمند انرژی برای پاسخ به تغییرات تقاضا، شرایط جوی و تغییرات اقلیمی در نظر گرفته شده است.
در بوسان نیز سامانههای انرژی، آب، غذا، پسماند، جابهجایی و احیای زیستگاه ساحلی از ابتدا کنار یکدیگر طراحی شدهاند. پنلهای خورشیدی شناور و سقفی برای تأمین انرژی عملیاتی مجموعه در نظر گرفته شدهاند و سامانهای بر پایه تبادل حرارت با آب دریا برای گرمایش و سرمایش به کار گرفته میشود.
در چنین پروژههایی، زیرساخت دیگر چیزی نیست که پس از پایان طراحی به ساختمان اضافه شود؛ بلکه از همان ابتدا در تعیین مکان، تراکم، شکل محلهها و ظرفیت سکونت نقش دارد.
از شهر شناور تا سکونت در ماه
اگر توسعه شهری روی آب نیازمند بازتعریف رابطه میان معماری و زیرساخت باشد، ساخت یک سکونتگاه در ماه این مسئله را به مرحلهای بسیار بنیادیتر میرساند، زیرا در ماه دیگر شهر یا شبکه زیرساختی موجودی وجود ندارد که بتوان به آن متصل شد.
طرح «دهکده ماه» برای ایجاد یک سکونتگاه دائمی در نزدیکی قطب جنوب ماه، نمونهای از چنین رویکردی است. در این طرح، واحدهای سکونتی از قابهای سازهای مقاوم و پوستههای بادی تشکیل میشوند و در قالب خوشههایی به یکدیگر متصل میشوند تا محیطهای تحت فشار برای زندگی، کار، گردهمایی و رفتوآمد ایجاد شود.

در اینجا، موقعیت جغرافیایی مستقیم بر امکان زندگی تأثیر میگذارد. دورههای طولانی تابش نور در نزدیکی قطب جنوب میتواند برای تولید انرژی خورشیدی استفاده شود و ذخایر یخ آب نیز میتواند منبعی برای تأمین آب و کمک به تولید هوای قابل تنفس باشد.
بنابراین، محل استقرار، زیرساخت و فضای زندگی دیگر سه موضوع مستقل نیستند. منابعی که در یک شهر زمینی از طریق شبکههای گسترده شهری در اختیار ساکنان قرار میگیرند، در ماه باید در نزدیکی محل زندگی پیدا، تولید، ذخیره یا بازیافت شوند. انرژی، پشتیبانی حیاتی، رفتوآمد و دسترسی به منابع اولیه باید از ابتدا به صورت سیستم واحد برنامهریزی شوند.
با وجود تفاوت شدید شرایط، مسائل انسانی همچنان آشنا هستند. ساکنان به فضاهایی برای خواب، کار، تعامل اجتماعی، رفتوآمد و خلوت شخصی نیاز دارند، بنابراین حتی در محیطی بهطور کامل متفاوت همچون ماه، حریم خصوصی، فضای مشترک و الگوهای زندگی روزمره همچنان بخشی از مسئله معماری باقی میمانند.
نظر شما