فرمانده‌ای که سهم خود را از دنیا پس زد

نام حاج‌علی زاهدی را می‌توان در میان عملیات‌ها و مسئولیت‌های مهم دفاع مقدس جست‌وجو کرد، اما برای شناختنش شاید یک پیکان کافی باشد که نخواست، چند قبضه توپ که برایشان اختلاف را نپذیرفت و سنگری کوچک که در آن کنار رزمندگانش نشست.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، هفتم مهر، روز بزرگداشت فرماندهان دفاع مقدس، تنها فرصتی برای مرور نام فرماندهان عملیات‌ها و یگان‌های جنگ نیست؛ فرصتی است برای بازخوانی منش مردانی که فرماندهی را در میدان معنا کردند؛ مردانی که در کنار نقشه‌های عملیاتی و تصمیم‌های سرنوشت‌ساز با رفتار و سبک زندگی خود نیز برای نیروهایشان الگو شدند.

محمدرضا زاهدی معروف به حاج‌علی زاهدی، یکی از همین فرماندهان بود. نام او با لشکر ۱۴ امام حسین(ع) گره خورده است؛ یگانی که پس از شهادت سردار حاج‌حسین خرازی در عملیات کربلای ۵، فرماندهی آن به زاهدی سپرده شد و او در دو سال پایانی جنگ، هدایت این لشکر را بر عهده داشت.

اما پیش از آن، زاهدی سال‌های زیادی را در جبهه گذرانده بود؛ از جمله در تیپ قمر بنی‌هاشم(ع) حضور داشت و در جریان سال‌های دفاع مقدس، تجربه و مسئولیت‌های مختلفی را پشت سر گذاشت. آنچه از او در خاطرات همرزمانش باقی مانده، تنها تصویر یک فرمانده در اتاق عملیات نیست؛ بلکه چهره مردی است که در بزنگاه‌های جنگ، میان من و ما، همواره دومی را انتخاب می‌کرد.

فرمانده‌ای که سهم خود را از دنیا پس زد

وقتی توپخانه دشمن، میدان اختلاف نشد

یکی از خاطرات حاج امیرسعید تمیزی، رزمنده و جانباز هشت سال دفاع مقدس به عملیات والفجر ۱۰ بازمی‌گردد؛ زمانی که نیروهای گردان امام موسی‌بن‌جعفر(ع) در جریان پیشروی در منطقه حلبچه، موفق شدند مواضع توپخانه دشمن را تصرف کنند.

حدود ۱۲ قبضه توپ ۱۳۰ و تعدادی کاتیوشا به غنیمت گرفته شده بود. نیروها در حال انتقال تجهیزات بودند که تعدادی از نیروهای لشکر ۸ نجف اشرف رسیدند و روی توپ‌ها نام لشکر خود را با اسپری و کلیشه ثبت کردند، ماجرا می‌توانست به اختلافی میان دو یگان تبدیل شود. رزمندگان لشکر امام حسین(ع) ناراحت شده بودند و در همین شرایط، حاج‌علی زاهدی که در نزدیکی منطقه حضور داشت، خود را به نیروها رساند.

او اما به جای دامن زدن به اختلاف، تصمیم دیگری گرفت؛ تصمیمی که از نگاه هم‌رزمانش، بیش از هر چیز نشان‌دهنده نگاه او به جنگ بود.

تمیزی روایت می‌کند که زاهدی به نیروهای لشکر دستور داد مقاومت نکنند و گفت: «مگر ما برای چند عدد توپ می‌جنگیم؟! ما و لشکر نجف نداریم! اگر می‌خواهند ببرند، جلوگیری نکنید.»

برای او، غنیمت جنگی نمی‌توانست ارزش شکستن وحدت نیروهایی را داشته باشد که در یک جبهه و برای یک هدف می‌جنگیدند. توپ‌ها می‌آمدند و می‌رفتند، اما رفاقت و وحدت رزمندگان چیزی نبود که بتوان به آسانی دوباره ساخت.

فرماندهی که حتی سهمیه خودش را نخواست

سال‌ها بعد، هنگام بررسی اسناد دفاع مقدس لشکر امام حسین(ع)، خاطره دیگری از روحیه حاج‌علی زاهدی آشکار شد. حاج امیرسعید تمیزی در این ارتباط می‌گوید: در میان اسناد، حواله یک دستگاه خودروی پیکان وجود داشت که در دوران دفاع مقدس برای فرماندهان در نظر گرفته شده بود. نام حاج‌علی زاهدی نیز در میان دریافت‌کنندگان این سهمیه قرار داشت، اما فرمانده لشکر آن را نپذیرفته بود.

زاهدی زیر نامه نوشته بود: «من کاری نکردم که به من پیکان شخصی بدهند.» و دستور داده بود حواله بازگردانده شود.

شاید یک برگ کاغذ در میان انبوه اسناد جنگ در نگاه نخست اهمیت چندانی نداشته باشد، اما همان چند کلمه، تصویری روشن از فرماندهی می‌سازد که برای خود امتیاز ویژه‌ای قائل نبود. برای حاج‌علی زاهدی، مسئولیت فرماندهی ظاهراً قرار نبود چیزی به دارایی شخصی او اضافه کند.

فرمانده‌ای که سهم خود را از دنیا پس زد

فرمانده در سنگر نیروها

حاج‌محمود بیدرام نیز خاطره‌ای از دیدار خود با زاهدی در ارتفاعات گُلان دارد؛ روزهایی که چند روز از عملیات کربلای ۱۰ گذشته بود و آتش دشمن همچنان سنگین ادامه داشت.

نزدیک ظهر، چند نفر از ارتفاع بالا آمدند. در میان آنها حاج‌علی زاهدی، فرمانده لشکر، نیز حضور داشت. سنگر اجتماعی نیروها کوچک بود؛ آن‌قدر کوچک که جای بیشتری از چند نفر نداشت. با این حال فرمانده لشکر وارد همان سنگر شد و کنار نیروهایش نشست.

حاج‌محمد گرجی، فرمانده گروهان، اطلاعات محور عملیاتی را برای زاهدی توضیح داد. ناهار آن روز نیز چیزی نبود جز نان خشک و تن ماهی. فرمانده لشکر ۱۴ امام حسین(ع) همان‌جا کنار نیروها نشست، غذا خورد و پس از آن، زمانی که آتش دشمن کمی فروکش کرد، با آنها خداحافظی کرد و به سمت پایین ارتفاع برگشت.

در روایت جنگ، چنین صحنه‌هایی شاید در حاشیه عملیات‌ها قرار بگیرند، اما همین حاشیه‌ها گاهی چهره واقعی آدم‌ها را آشکار می‌کنند؛ اینکه فرمانده کجا می‌نشست، چه می‌خورد و در میان نیروهایش چگونه رفتار می‌کرد.

از خرازی تا زاهدی؛ فرماندهی لشکر ۱۴

حاج‌علی زاهدی پس از شهادت حسین خرازی در عملیات کربلای ۵، فرماندهی لشکر ۱۴ امام حسین(ع) را بر عهده گرفت؛ مسئولیتی سنگین در یگانی که نام فرمانده شهیدش با تاریخ دفاع مقدس پیوند خورده بود.

او در دو سال پایانی جنگ در شرایطی فرماندهی لشکر را ادامه داد که عملیات‌ها، فشار دشمن و شرایط سخت جبهه، تصمیم‌گیری‌های دشواری را پیش روی فرماندهان قرار می‌داد، اما خاطراتی که از او نقل شده، زاهدی را تنها با عنوان «فرمانده لشکر» معرفی نمی‌کند. پشت این عنوان، مردی قرار دارد که در میدان نبرد، اختلاف بر سر غنیمت را کنار زد، سهمیه خود را نپذیرفت و در یک سنگر کوچک کنار نیروهایش نشست.

فرمانده‌ای که سهم خود را از دنیا پس زد

راهی که بعد از جنگ تمام نشد

پایان جنگ برای حاج‌علی زاهدی پایان مسیر جهاد و مسئولیت نبود. سال‌ها بعد، میدان زندگی او از جبهه‌های دفاع مقدس به جبهه مقاومت رسید؛ جایی که تجربه سال‌های جنگ را با خود به همراه داشت.

در نهایت، سیزدهم فروردین ۱۴۰۳، در حمله اسرائیل به ساختمان کنسولگری ایران در دمشق، حاج‌علی زاهدی به شهادت رسید؛ همان فرمانده‌ای که سال‌ها پیش در ارتفاعات جنگ، کنار نیروهایش نان خشک و تن ماهی خورده بود و در میانه اختلاف بر سر غنیمت، گفته بود: «مگر ما برای چند عدد توپ می‌جنگیم؟»

فاصله میان آن سنگرهای خاکی و دمشق، نزدیک به چهار دهه بود، اما برای زاهدی، این دو میدان را می‌توان ادامه یک مسیر دانست؛ مسیری که از روزهای دفاع مقدس آغاز شد، در لشکر ۱۴ امام حسین(ع) ادامه پیدا کرد و سال‌ها بعد به جبهه مقاومت رسید.

به گزارش ایمنا، روز بزرگداشت فرماندهان دفاع مقدس، فرصتی است برای مرور چنین روایت‌هایی؛ روایت مردانی که بخش مهمی از شخصیتشان را نه در عنوان‌های نظامی، بلکه در رفتارهای کوچک و ماندگاری می‌توان دید؛ فرمانده‌ای که غنیمت را به وحدت نفروخت، پیکان شخصی را نپذیرفت و در سنگر کوچک نیروهایش نشست.

کد مطلب 1008187

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.