به گزارش خبرگزاری ایمنا، دوران کودکی و نوجوانی مرحلهای اساسی در رشد اجتماعی و عاطفی انسان به شمار میرود. در این دوره، فرد بهتدریج مهارتهای ارتباطی خود را گسترش میدهد، روابط دوستانه شکل میدهد و جایگاه خود را در میان خانواده و جامعه پیدا میکند. کیفیت این تجربهها میتواند بر نگرش فرد نسبت به خود و دیگران تأثیر بگذارد، از اینرو، بررسی عواملی که ممکن است روند سازگاری اجتماعی را دشوار کنند، اهمیت زیادی دارد.
کودکان و نوجوانان ناشنوا و کمشنوا ممکن است در مسیر رشد خود با شرایط ارتباطی متفاوتی نسبت به بسیاری از همسالانشان روبهرو شوند. تفاوت در شیوه دریافت و انتقال اطلاعات، استفاده از زبان اشاره یا وسایل کمکشنوایی و دشواری احتمالی در برقراری ارتباط با برخی افراد، میتواند تجربههای اجتماعی آنها را تحت تأثیر قرار دهد. این شرایط در صورت همراه شدن با محیط نامناسب ممکن است بر احساس امنیت و حضور اجتماعی فرد اثرگذار باشد.
اضطراب اجتماعی یکی از موضوعاتی است که در بررسی سلامت روان و روابط اجتماعی این گروه اهمیت پیدا میکند. نگرانی از حضور در جمع، برقراری ارتباط یا روبهرو شدن با واکنش دیگران میتواند مشارکت فرد را در موقعیتهای مختلف محدود کند، البته تجربه اضطراب اجتماعی در همه افراد یکسان نیست و عوامل متعددی همچون ویژگیهای شخصی، روابط خانوادگی، شرایط آموزشی و تجربههای اجتماعی میتوانند در شکلگیری و شدت آن نقش داشته باشند.
از سوی دیگر، جامعه تنها زمینهای برای بروز این تجربهها نیست، بلکه میتواند در کاهش یا افزایش موانع اجتماعی نیز نقش داشته باشد. نوع برخورد خانواده، معلمان، همسالان و سایر اعضای جامعه با افراد ناشنوا و کمشنوا، بخشی از تجربه روانشناختی آنها را شکل میدهد، بنابراین بررسی اضطراب اجتماعی در این گروه زمانی کاملتر خواهد بود که علاوه بر عوامل فردی، شرایط ارتباطی و اجتماعی پیرامون کودک و نوجوان نیز مورد توجه قرار گیرد.

اضطراب اجتماعی؛ چالش پنهان در زندگی نوجوانان ناشنوا و کمشنوا
فاطمه رضازاده، روانشناس و مشاور کودک و نوجوان با بیان اینکه دوران کودکی و نوجوانی از مهمترین مراحل شکلگیری شخصیت، هویت و مهارتهای اجتماعی فرد است، به خبرنگار ایمنا میگوید: در این دوره، ارتباط با همسالان، حضور در محیط مدرسه و دریافت بازخورد از اطرافیان نقش مهمی در شکلگیری احساس ارزشمندی و امنیت روانی دارد. کودکان و نوجوانان ناشنوا و کمشنوا ممکن است در مقایسه با همسالان شنوا با چالشهای بیشتری در برقراری ارتباط و مشارکت اجتماعی مواجه شوند. این شرایط میتواند در برخی افراد زمینهساز شکلگیری اضطراب اجتماعی شود بهویژه زمانی که فرد احساس کند نمیتواند بهراحتی با دیگران ارتباط برقرار کند یا از سوی آنها درک نمیشود.
وی با بیان اینکه اضطراب اجتماعی نوعی نگرانی شدید و پایدار در موقعیتهایی است که فرد احساس میکند ممکن است مورد توجه، قضاوت یا ارزیابی دیگران قرار گیرد، میافزاید: در کودکان و نوجوانان ناشنوا و کمشنوا، دشواریهای ارتباطی ممکن است این نگرانی را افزایش دهد، برای مثال، فرد ممکن است هنگام صحبت کردن در جمع، شرکت در فعالیتهای گروهی یا برقراری ارتباط با افراد جدید، نگران سوءتفاهم یا واکنش دیگران باشد. چنین نگرانیهایی میتواند موجب شود کودک یا نوجوان از برخی موقعیتهای اجتماعی فاصله بگیرد و فرصت تجربه موفقیتهای اجتماعی را کمتر بهدست آورد.
روانشناس و مشاور کودک و نوجوان با بیان اینکه یکی از عوامل مهم در این زمینه، تجربههای ارتباطی فرد با خانواده و همسالان است، تصریح میکند: اگر کودک از سالهای ابتدایی زندگی امکان برقراری ارتباط مؤثر و متناسب با نیازهای خود را داشته باشد، احتمال دارد مهارتهای اجتماعی و احساس امنیت بیشتری در تعامل با دیگران پیدا کند. در مقابل، محدودیت در ارتباط یا تجربه مکرر سوءتفاهم میتواند احساس ناکامی و نگرانی ایجاد کند، همچنین واکنش اطرافیان به شیوه صحبت کردن، استفاده از سمعک یا وسایل کمکشنوایی و زبان اشاره میتواند بر برداشت کودک از خود و تواناییهای اجتماعیاش تأثیرگذار باشد.
اضطراب اجتماعی در کودکان و نوجوانان ناشنوا و کمشنوا را نمیتوان فقط به وضعیت شنوایی نسبت داد
رضازاده ادامه میدهد: مدرسه نیز یکی از محیطهای مهم در شکلگیری تجربههای اجتماعی کودکان و نوجوانان ناشنوا و کمشنواست و مشارکت در فعالیتهای کلاسی، بازیهای گروهی و ارتباط با همکلاسیها میتواند به تقویت مهارتهای اجتماعی کمک کند، با این حال، اگر محیط آموزشی از نظر ارتباطی مناسب نباشد یا کودک احساس کند در فعالیتهای جمعی مشارکت داده نمیشود، ممکن است احساس انزوا و نگرانی اجتماعی افزایش پیدا کند. رفتار همسالان نیز اهمیت زیادی دارد؛ پذیرش و حمایت همکلاسیها میتواند تجربهای مثبت ایجاد کند، در حالی که تمسخر، طرد یا بیتوجهی ممکن است فشار روانی بیشتری به کودک وارد کند.
وی با بیان اینکه اضطراب اجتماعی در صورت شدت یافتن میتواند بر جنبههای مختلف زندگی کودک یا نوجوان اثر بگذارد، میگوید: فرد ممکن است کمتر در فعالیتهای گروهی شرکت کند، از برقراری ارتباط با افراد جدید اجتناب کند یا در موقعیتهای اجتماعی احساس ناراحتی و نگرانی داشته باشد. این مسئله میتواند فرصتهای یادگیری مهارتهای ارتباطی را نیز کاهش دهد و در نتیجه چرخهای میان اضطراب و کنارهگیری اجتماعی شکل بگیرد، بنابراین توجه به نشانههای اضطراب اجتماعی و فراهم کردن محیطی امن و حمایتگر میتواند در پیشگیری از تشدید این مشکلات اهمیت داشته باشد.
روانشناس و مشاور کودک و نوجوان با بیان اینکه اضطراب اجتماعی در کودکان و نوجوانان ناشنوا و کمشنوا را نمیتوان فقط به وضعیت شنوایی نسبت داد، بلکه باید مجموعهای از عوامل فردی، ارتباطی و محیطی را در نظر گرفت، اضافه میکند: کیفیت ارتباط با خانواده، فرصت مشارکت اجتماعی، حمایت همسالان، شرایط مدرسه و نگرش جامعه همه میتواند در تجربه فرد نقش داشته باشند. ایجاد محیطهایی که در آن کودک بتواند بدون ترس از قضاوت ارتباط برقرار کند و در فعالیتهای اجتماعی حضور داشته باشد، میتواند زمینه مناسبی برای رشد اعتمادبهنفس، مهارتهای اجتماعی و سلامت روان او فراهم کند.

تجربه ناشنوایی و اضطراب اجتماعی؛ نگاهی به نقش خانواده، مدرسه و جامعه
مائده سلیمی، روانشناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه سلامت روان کودکان و نوجوانان تنها تحت تأثیر ویژگیهای فردی آنها قرار ندارد و محیط اجتماعی نیز نقش مهمی در شکلگیری احساس امنیت، تعلق و اعتمادبهنفس دارد، به خبرنگار ایمنا میگوید: این موضوع درباره کودکان و نوجوانان ناشنوا و کمشنوا اهمیت ویژهای پیدا میکند، زیرا کیفیت ارتباط آنها با دیگران تا حد زیادی به میزان پذیرش و سازگاری محیط بستگی دارد. جامعهای که تفاوتهای ارتباطی و شنوایی را بپذیرد و شرایط مشارکت برابر را فراهم کند، میتواند فرصت رشد اجتماعی مناسبی برای این افراد ایجاد کند و در مقابل، نگرشهای منفی و موانع ارتباطی ممکن است فشار روانی بیشتری ایجاد کنند.
وی با بیان اینکه یکی از عوامل اجتماعی مهم، نگرش افراد نسبت به ناشنوایی و کمشنوایی است، میافزاید: گاهی ناآگاهی درباره تواناییها و نیازهای افراد ناشنوا یا کمشنوا موجب میشود آنها با رفتارهای نامناسب، ترحمآمیز یا طردکننده روبهرو شوند. کودک یا نوجوانی که بارها احساس کند دیگران او را متفاوت یا ناتوان میبینند، ممکن است به تدریج نسبت به حضور در موقعیتهای اجتماعی احساس نگرانی کند. در چنین شرایطی، اضطراب اجتماعی میتواند نه بهدلیل خودِ کمشنوایی، بلکه در ارتباط با تجربههای اجتماعی و واکنشهای محیطی تشدید شود.
روانشناس بالینی کودک و نوجوان تصریح میکند: همسالان نیز در تجربه اجتماعی کودکان و نوجوانان نقش بسیار پررنگی دارند. در مدرسه، ارتباط با دوستان میتواند منبع مهمی برای احساس تعلق و حمایت باشد. اگر همکلاسیها بتوانند شیوه ارتباطی فرد ناشنوا یا کمشنوا را درک کنند و او را در فعالیتهای گروهی مشارکت دهند، احتمال شکلگیری تجربههای مثبت اجتماعی بیشتر میشود، اما در مقابل، تمسخر، کنار گذاشته شدن از گروه، بیتوجهی یا دشواری در برقراری ارتباط میتواند موجب شود فرد نسبت به تعامل با دیگران محتاطتر شود و از بعضی موقعیتهای اجتماعی دوری کند.
اضطراب اجتماعی در کودکان و نوجوانان ناشنوا و کمشنوا باید در چارچوب تعامل میان فرد و جامعه بررسی شود
سلیمی با بیان اینکه خانواده نیز بخشی از محیط اجتماعی کودک محسوب میشود و میتواند نقش مهمی در کاهش یا افزایش نگرانیهای اجتماعی داشته باشد، ادامه میدهد: حمایت عاطفی، پذیرش شرایط کودک و فراهم کردن فرصت برای برقراری ارتباط میتواند به ایجاد احساس امنیت کمک کند، همچنین آگاهی والدین از نیازهای ارتباطی کودک و توجه به استقلال او اهمیت دارد. هنگامی که کودک احساس کند اعضای خانواده تواناییهای او را باور دارند و او را برای مشارکت در جامعه آماده میکنند، احتمال دارد با اعتماد بیشتری وارد محیطهای اجتماعی شود.
وی با بیان اینکه علاوه بر خانواده و مدرسه، ساختارهای اجتماعی گستردهتر نیز بر تجربه کودکان و نوجوانان ناشنوا و کمشنوا اثر میگذارند، میگوید: دسترسی به آموزش مناسب، خدمات مشاورهای، امکانات فرهنگی و ورزشی و ارتباطات قابل دسترس میتواند فرصت مشارکت اجتماعی را افزایش دهد. هنگامی که محیطهای عمومی برای نیازهای ارتباطی افراد ناشنوا و کمشنوا مناسب نباشند، فرد ممکن است احساس کند حضور او در جامعه دشوارتر از دیگران است و کاهش این موانع میتواند به افزایش مشارکت و کاهش احساس انزوا کمک کند.
روانشناس بالینی کودک و نوجوان اضافه میکند: اضطراب اجتماعی در کودکان و نوجوانان ناشنوا و کمشنوا باید در چارچوب تعامل میان فرد و جامعه بررسی شود. ناشنوایی یا کمشنوایی به خودی خود به معنای وجود اضطراب اجتماعی نیست، بلکه تجربه فرد از ارتباط، پذیرش، حمایت و مشارکت اجتماعی اهمیت زیادی دارد. افزایش آگاهی جامعه، آموزش همسالان، حمایت خانواده، مناسبسازی محیطهای آموزشی و فراهم کردن فرصتهای برابر برای مشارکت میتواند به ایجاد شرایط اجتماعی سالمتر کمک کند، بنابراین توجه به محیط اجتماعی در کنار عوامل روانشناختی، بخش مهمی از حمایت از سلامت روان کودکان و نوجوانان ناشنوا و کمشنوا محسوب میشود.

بررسی اضطراب اجتماعی در کودکان و نوجوانان ناشنوا و کمشنوا نشان میدهد که تجربههای روانشناختی آنها را نمیتوان جدا از محیطی که در آن زندگی میکنند بررسی کرد. شیوه ارتباط فرد با خانواده، دوستان، معلمان و سایر اعضای جامعه میتواند بر احساس امنیت و میزان مشارکت اجتماعی او تأثیر داشته باشد و به همین دلیل، توجه به این موضوع نیازمند نگاهی چندبعدی است که ویژگیهای فردی و شرایط محیطی را همزمان در نظر بگیرد.
یکی از نکات مهم، فراهم کردن فرصتهایی برای ارتباط و مشارکت فعال این کودکان و نوجوانان است. حضور در فعالیتهای آموزشی، فرهنگی، ورزشی و اجتماعی میتواند زمینهای برای شکلگیری روابط سالم و تجربه موفقیت در تعامل با دیگران ایجاد کند. هنگامی که فرد فرصت کافی برای تجربه ارتباط مثبت داشته باشد، احتمال دارد احساس تعلق بیشتری به محیط اطراف خود پیدا کند.
افزایش آگاهی خانوادهها، مدارس و جامعه درباره نیازهای ارتباطی افراد ناشنوا و کمشنوا نیز میتواند نقش مهمی در بهبود شرایط اجتماعی آنها داشته باشد. آموزش همسالان، فراهم کردن شیوههای ارتباطی مناسب و ایجاد محیطهای پذیرا میتواند بعضی موانعی را که در مسیر تعامل اجتماعی وجود دارد، کاهش دهد و در این میان، توجه به تفاوتهای فردی اهمیت دارد، زیرا نیازها و تجربههای روانشناختی همه کودکان و نوجوانان یکسان نیست.
پرداختن به اضطراب اجتماعی در این گروه تنها به معنای شناسایی مشکلات نیست، بلکه میتواند زمینهای برای توجه بیشتر به ظرفیتها، نیازها و حقوق اجتماعی آنها باشد. ایجاد محیطی که در آن کودک یا نوجوان ناشنوا و کمشنوا بتواند بدون احساس طردشدگی در فعالیتهای مختلف حضور داشته باشد، بخشی مهم از حمایت از سلامت روان اوست. رویکردی جامع و حمایتگر میتواند به ایجاد فرصتهای بیشتر برای رشد اجتماعی، ارتباط مؤثر و مشارکت فعال این افراد در جامعه کمک کند.
نظر شما