نسخه‌ای متفاوت برای گردشگری؛ درآمد از طبیعت، سرمایه‌گذاری برای حفاظت

گردشگری همواره به‌عنوان یکی از عوامل فشار بر طبیعت شناخته شده است، اما تجربه برخی مقاصد جهان نشان می‌دهد که با تکیه بر اصول گردشگری پایدار، ظرفیت و مشارکت جوامع محلی می‌توان این معادله را تغییر داد؛ به‌ نحوی که طبیعت نه‌تنها مقصد سفر، بلکه منبع درآمدی برای حفاظت و احیای خود باشد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، گردشگری سال‌هاست در میان دو تصویر متضاد قرار گرفته است؛ صنعتی که می‌تواند برای شهرها و جوامع محلی درآمد، اشتغال و رونق اقتصادی ایجاد کند و در عین حال، در صورت توسعه بی‌ضابطه، با افزایش مصرف آب و انرژی، تولید پسماند، ترافیک، ساخت‌وساز و فشار بر زیستگاه‌ها به طبیعت آسیب بزند.

با این حال تجربه مقاصد مختلف جهان نشان می‌دهد مسئله الزاماً «بودن یا نبودن گردشگر» نیست؛ مسئله اصلی، مدل گردشگری و نحوه مدیریت ارزش اقتصادی طبیعت است.

در مدل سنتی، طبیعت بیشتر یک جاذبه رایگان تلقی می‌شود؛ جنگل، کوه، ساحل، تالاب، کویر یا چشم‌اندازی که گردشگر برای دیدن آن سفر می‌کند، اما هزینه‌ای که برای اقامت، غذا، حمل‌ونقل و تفریح پرداخت می‌شود، الزاماً به حفاظت از همان منبع طبیعی بازنمی‌گردد. در چنین شرایطی ممکن است مقصد از گردشگری درآمد کسب کند، اما طبیعت به‌تدریج هزینه این رونق را بپردازد.

گردشگری پایدار تلاش می‌کند این معادله را تغییر دهد. در این رویکرد، طبیعت تنها چیزی نیست که گردشگر از آن استفاده کند؛ بلکه سرمایه‌ای است که باید حفظ شود تا فعالیت گردشگری در بلندمدت ادامه پیدا کند.

یکی از مهم‌ترین تغییرات در نگاه جدید به گردشگری، فاصله گرفتن از معیار ساده «تعداد گردشگر» است؛ سال‌ها افزایش تعداد مسافران یکی از نشانه‌های رونق گردشگری تلقی می‌شد؛ اما یک مقصد طبیعی ظرفیت نامحدودی ندارد و اگر ورود گردشگر از توان اکولوژیک و زیرساختی منطقه فراتر برود، پیامدهایی مانند فرسایش خاک، تخریب پوشش گیاهی، افزایش پسماند، آلودگی آب و اختلال در زیستگاه‌های جانوری ممکن است ظاهر شود.

اینجاست که مفهوم ظرفیت برد گردشگری اهمیت پیدا می‌کند؛ ظرفیتی که مشخص می‌کند یک مقصد تا چه میزان می‌تواند پذیرای گردشگر باشد، بدون اینکه کیفیت محیط‌زیست، تجربه گردشگر و زندگی جامعه محلی دچار آسیب جدی شود.

بنابراین مقصد موفق مقصدی نیست که بیشترین گردشگر را وارد کند و گاهی افزایش مدت اقامت، کیفیت خدمات، هزینه‌کرد گردشگر و توزیع درآمد در جامعه محلی، ارزش اقتصادی بیشتری نسبت به افزایش صرف تعداد مسافران ایجاد می‌کند.

این تغییر نگاه، گردشگری را از یک صنعت مبتنی بر «حجم» به سمت اقتصادی مبتنی بر ارزش مقصد سوق می‌دهد.

نسخه‌ای متفاوت برای گردشگری؛ درآمد از طبیعت، سرمایه‌گذاری برای حفاظت

طبیعت وقتی ارزش اقتصادی پیدا کند، حفاظت هم اهمیت بیشتری پیدا می‌کند

یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های گردشگری طبیعت، ایجاد یک رابطه مستقیم میان اقتصاد و حفاظت است. فرض کنیم یک تالاب، جنگل یا منطقه کوهستانی به مقصد گردشگری تبدیل شده است. اگر درآمد حاصل از بازدید، اقامت، راهنمایی، حمل‌ونقل یا سایر خدمات گردشگری صرف نگهداری مسیرها، مدیریت پسماند، حفاظت از زیستگاه و آموزش شود، بخشی از هزینه حفاظت از همان فعالیت گردشگری تأمین خواهد شد.

در اینجا یک تغییر مهم اتفاق می‌افتد؛ طبیعت از یک منبع مصرف‌شونده به یک سرمایه مولد تبدیل می‌شود، این همان نقطه‌ای است که گردشگری می‌تواند از عامل فشار بر محیط‌زیست به یکی از ابزارهای اقتصادی حفاظت تبدیل شود.

البته صرف دریافت پول از گردشگر به معنای حفاظت نیست. باید مشخص باشد چه میزان از درآمد ایجادشده به حفاظت اختصاص پیدا می‌کند، چه نهادی مسئول هزینه‌کرد است و نتیجه آن چگونه ارزیابی می‌شود.

در اصول اکوتوریسم، رابطه میان گردشگر و مقصد فراتر از تماشای طبیعت تعریف می‌شود. اکوتوریسم بر تجربه طبیعت، آموزش و آگاهی محیط‌زیستی، کاهش آسیب و ایجاد منفعت برای جوامع محلی تأکید دارد. به همین دلیل، یک اقامتگاه بوم‌گردی، راهنمای محلی، فروش محصول روستایی یا تور طبیعت‌گردی زمانی می‌تواند در مسیر توسعه پایدار قرار گیرد که بخشی از ارزش اقتصادی ایجادشده در همان منطقه باقی بماند.

این موضوع برای مناطق روستایی اهمیت ویژه‌ای دارد. اگر یک روستا از حضور گردشگر درآمد کسب کند، ساکنان آن می‌توانند به جای آنکه طبیعت را صرفاً منبعی برای برداشت کوتاه‌مدت ببینند، حفظ آن را بخشی از منافع اقتصادی خود بدانند.

در این مدل، حفاظت دیگر فقط یک دستور اداری یا توصیه محیط‌زیستی نیست؛ به بخشی از اقتصاد محلی تبدیل می‌شود.

در بسیاری از مقاصد طبیعی جهان، ابزارهای مختلفی برای تبدیل بخشی از درآمد گردشگری به منابع حفاظت استفاده می‌شود؛ از دریافت هزینه ورود و مجوز بازدید گرفته تا تعیین ظرفیت بازدید، رزرو زمانی، محدود کردن دسترسی به مناطق حساس و اختصاص بخشی از درآمد به مدیریت و حفاظت.

منطق این سیاست‌ها آن است که گردشگر برای استفاده از یک منبع ارزشمند هزینه می‌پردازد و بخشی از این هزینه باید برای حفظ کیفیت همان منبع مصرف شود.

در برخی مناطق نیز به جای افزایش بی‌پایان تعداد بازدیدکنندگان، تلاش می‌شود ارزش اقتصادی هر بازدید افزایش پیدا کند؛ یعنی مقصد به جای آنکه صرفاً بر «تعداد گردشگر» تمرکز کند، به دنبال افزایش کیفیت تجربه، مدت اقامت و سهم جامعه محلی از درآمد باشد. این تجربه یک پیام مهم برای سیاست‌گذاری گردشگری دارد: حفاظت و درآمدزایی لزوماً دو مسیر جداگانه نیستند.

نسخه‌ای متفاوت برای گردشگری؛ درآمد از طبیعت، سرمایه‌گذاری برای حفاظت

گردشگری انبوه؛ جایی که معادله می‌تواند برعکس شود

البته نباید از سوی دیگر بام افتاد و تصور کرد هر نوع گردشگری خودبه‌خود به حفاظت کمک می‌کند؛ گردشگری انبوه در مقصدی که زیرساخت کافی ندارد، می‌تواند دقیقاً نتیجه معکوس ایجاد کند. افزایش تعداد خودروها، مصرف آب، تولید فاضلاب و پسماند، توسعه اقامتگاه‌ها در عرصه‌های حساس و ساخت‌وساز بدون توجه به ظرفیت محیطی، ممکن است کیفیت مقصد را کاهش دهد.

مشکل از جایی آغاز می‌شود که درآمد گردشگری خصوصی شود اما هزینه تخریب محیط‌زیست عمومی باقی بماند، اگر یک مقصد از گردشگری درآمد کسب کند اما هزینه پاکسازی پسماند، احیای زیستگاه، تأمین آب، حفاظت از پوشش گیاهی یا مدیریت ترافیک بر دوش دولت و جامعه باقی بماند، نمی‌توان این مدل را گردشگری پایدار دانست.

بنابراین یکی از اصول اساسی گردشگری پایدار، درونی کردن بخشی از هزینه‌های محیط‌زیستی در مدل اقتصادی گردشگری است.

یک اشتباه دیگر، نگاه کردن به جاذبه طبیعی به‌عنوان یک نقطه منفرد روی نقشه است. گردشگر تنها از یک آبشار، تالاب یا جنگل بازدید نمی‌کند؛ او برای رسیدن به مقصد سفر می‌کند، خودرو یا حمل‌ونقل عمومی استفاده می‌کند، غذا می‌خورد، اقامت دارد، خرید می‌کند و پسماند تولید می‌کند، بنابراین اثر محیط‌زیستی گردشگری در یک نقطه متوقف نمی‌شود.

اینجاست که برنامه‌ریزی مقصد اهمیت پیدا می‌کند. مسیرهای دسترسی، حمل‌ونقل عمومی، پارکینگ، محل اقامت، تأمین آب، دفع فاضلاب، مدیریت پسماند و حتی نحوه توزیع خدمات باید متناسب با ظرفیت مقصد طراحی شوند.

برای نمونه، در مناطق حساس طبیعی، توسعه حمل‌ونقل عمومی یا شاتل‌های گردشگری می‌تواند ورود خودروهای شخصی را کاهش دهد. طراحی مسیرهای مشخص پیاده نیز می‌تواند از پراکنده‌شدن گردشگران در زیستگاه‌های آسیب‌پذیر جلوگیری کند.

گردشگری پایدار تنها یک مسئله برای متولی گردشگری نیست؛ با برنامه‌ریزی شهری و منطقه‌ای، حمل‌ونقل، مدیریت آب، پسماند، انرژی و حفاظت محیط‌زیست ارتباط مستقیم دارد.

نسخه‌ای متفاوت برای گردشگری؛ درآمد از طبیعت، سرمایه‌گذاری برای حفاظت

ایران؛ جایی که طبیعت می‌تواند اقتصاد حفاظت باشد

این رویکرد برای ایران نیز اهمیت زیادی دارد. کشور از تنوع قابل توجهی از مناظر طبیعی، زیست‌بوم‌ها، مناطق کویری و کوهستانی، تالاب‌ها و روستاهای دارای ظرفیت گردشگری برخوردار است؛ اما همزمان بسیاری از این منابع با فشارهای محیط‌زیستی روبه‌رو هستند.

در چنین شرایطی، توسعه گردشگری بدون توجه به ظرفیت محیطی می‌تواند فشار موجود را افزایش دهد؛ اما کنار گذاشتن ظرفیت گردشگری نیز به معنای از دست دادن یکی از ابزارهای بالقوه اقتصاد محلی و حفاظت است.

مسئله، انتخاب میان «گردشگری» و «محیط‌زیست» نیست؛ مسئله طراحی رابطه میان این دو است.

برای ایران می‌توان به جای تمرکز صرف بر جذب گردشگر، بر مدل‌هایی تمرکز کرد که در آنها درآمد گردشگری بخشی از هزینه حفاظت را پوشش دهد؛ جامعه محلی سهم مشخصی از اقتصاد مقصد داشته باشد، تعداد بازدیدکنندگان با ظرفیت منطقه هماهنگ شود و توسعه زیرساخت‌ها پیش از افزایش فشار گردشگری انجام گیرد.

تغییر اقلیم، کم‌آبی و افزایش فشار بر منابع طبیعی، مدل‌های قدیمی توسعه گردشگری را نیز با پرسش‌های تازه‌ای روبه‌رو کرده است و دیگر نمی‌توان هر مقصدی را با یک نسخه واحد توسعه داد.

مقصدی که با کمبود آب روبه‌رو است، نمی‌تواند با افزایش ظرفیت اقامتگاهی به دنبال جذب گردشگر بیشتر باشد. منطقه‌ای که زیستگاه حساس دارد، نمی‌تواند بدون تعیین ظرفیت برد پذیرای جمعیت انبوه باشد و شهری که با ترافیک مواجه است، نمی‌تواند بدون برنامه حمل‌ونقل، بار گردشگری را افزایش دهد، بنابراین آینده گردشگری بیش از آنکه به «بیشتر سفر کردن» وابسته باشد، به «هوشمندانه‌تر سفر کردن» وابسته است.

گردشگری پایدار قرار نیست گردشگر را از طبیعت حذف کند؛ قرار است رابطه او با طبیعت را تغییر دهد. گردشگر می‌تواند به جای آنکه صرفاً مصرف‌کننده یک چشم‌انداز باشد، بخشی از اقتصادی شود که حفظ آن چشم‌انداز را ممکن می‌کند.

در این مدل، درآمد گردشگری پایان ماجرا نیست؛ نقطه آغاز چرخه‌ای است که باید بخشی از آن دوباره به مقصد بازگردد: درآمد از طبیعت، حفاظت از طبیعت و در نهایت، حفظ ارزش گردشگری طبیعت.

شاید مهم‌ترین تغییر در نگاه به گردشگری همین باشد؛ اینکه طبیعت را نه منبعی برای مصرف بی‌پایان، بلکه سرمایه‌ای بدانیم که اگر حفظ شود، می‌تواند برای سال‌ها اقتصاد محلی، اشتغال و تجربه گردشگری ایجاد کند.

کد مطلب 1008103

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.