به گزارش خبرگزاری ایمنا از قم، «آبِمیاز» نام آبانبار است، «آسمون غرنبه» از رعدوبرق میگوید و «دَگدَگه» نام یک بازی کودکانه است. این واژهها بخشی از فارسی قمیاند؛ گویشی که پنجم مهر ۱۴۰۵ در فهرست میراث فرهنگی ناملموس کشور ثبت شد. اکنون پرسش اصلی از خودِ ثبت فراتر میرود «چگونه میتوان واژهها، آهنگ گفتار و خاطرههایی را که با آنها روایت میشوند، در زندگی شهر نگه داشت؟»
پرونده گویش قمی روز یکشنبه، پنجم مهر ۱۴۰۵، در شورای ملی ثبت میراث فرهنگی ناملموس کشور بررسی شد و پس از تأیید پژوهشکده زبانشناسی به ثبت رسید؛ پژوهشهای علمی این پرونده را علیرضا فولادی انجام داده است.
بهزاد احمدیفارسانی، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان قم، درباره روند ثبت این گویش گفته است «پرونده در جلسه شورای ملی مطرح و بررسی شد و پس از تأیید پژوهشکده زبانشناسی، در فهرست میراث فرهنگی ناملموس کشور قرار گرفت. جلسه بررسی پرونده در دفتر ثبت وزارت میراث فرهنگی در تهران برگزار شد.»
ثبت واژهها به شناخت تاریخ زبان کمک میکند
علیاشرف صادقی، زبانشناس و نویسنده کتاب فارسی قمی درباره فایده ثبت و مطالعه گویشها به خبرنگار ایمنا میگوید: این اقدام هم به شناخت تاریخ زبان فارسی کمک میکند و هم میتواند بعضی ابهامهای مربوط به زبانهای کهن را روشنتر کند.
به گفته وی، ثبت گویش قمی، افزون بر ارزش فرهنگی برای مردم قم، برای پژوهش زبان نیز اهمیت دارد. این گفتوگو بهمناسبت ثبت ملی اخیر انجام نشده است.
زبانشناس عنوان میکند: گردآوری واژههای قمی را از شنیدههای پدر و مادرش آغاز کردم و بعدها واژههایی را از گفتار دیگر قمیها به آن افزوده شد؛ این شیوه گردآوری یادآوری میکند که سرچشمه گویش، پیش از کتابها و پروندههای ثبتی، گفتار مردم است.
گویش قمی در همه محلهها و میان همه نسلها به یک شکل شنیده نمیشود. یک پژوهش درباره گونههای گفتاری قم، به تفاوتهای گفتار در بخشهایی از شهر و اثر رفتوآمد و مهاجرت بر آن اشاره کرده است.

لزوم حراست از حافظه گفتاری
سید محسن محسنی قُمپژوه به گردآوری واژههای قمی در حوزه دامداری و چوپانی اشاره میکند و به خبرنگار ایمنا میگوید: این گرداوری بهعنوان کاری پژوهشی طی سالهای اخیر انجام شده است.
اشاره وی به واژگان یک حرفه، پرسش مهمی پیش میکشد، با کمتر شنیدهشدن نام ابزارها و کارهای قدیمی، چه بخشی از زبان روزمره شهر نیز از حافظه گفتاری کنار میرود؟ ثبت این واژهها همراه با تلفظ، کاربرد و توضیح گویشوران میتواند نشان دهد که مردم قم درباره کار و محیط زندگی خود چگونه سخن میگفتهاند.
محمد قاضی، نویسنده و قمپژوه نیز از ورود واژههایی از زبانهای دیگر به گفتار قمی سخن میگوید و آن را حاصل مراوده مردم قم با گروههای مختلف میداند.
وی نسبت به کمتوجهی به حفظ گویش قمی هشدار میدهد و عنوان میکند: گویش قمی در طول زمان از ارتباط با دیگران اثر پذیرفته و تغییر کرده است، در عین حال ثبت ویژگیهایی که در گفتار مردم باقی ماندهاند به شناخت آن کمک میکند.
قُمپژوه عنوان میکند: «اگر گویش قمی را فقط به فهرستی از واژهها تبدیل کنیم، بخشی از آن را از دست میدهیم. باید گفتار مردم را در موقعیتهای واقعی ضبط کنیم، تلفظها را دقیق ثبت کنیم و کنار هر واژه بنویسیم چه کسی، در کدام محله و در چه جملهای آن را به کار برده است. آنوقت میتوان تغییر گویش را میان نسلها بررسی کرد، بیآنکه یکی از شیوههای حرفزدن را تنها شکل درست آن بدانیم.» این پیشنهاد با رویکرد مستندسازی و مشارکت گویشوران در پاسداشت میراث شفاهی همخوان است.
کارشناس زبان و گویش تأکید میکند: موفقیت ثبت ملی را نباید فقط با تعداد واژههای گردآوریشده سنجید. پرسش مهمتر این است که آیا نسل بعد میتواند صدای گویش قمی را بشنود، داستان واژههایش را بفهمد و اگر خواست، آنها را در گفتوگوی خودش به کار ببرد؟»
پاسخ این پرسش، آینده میراثی را روشن میکند که جای آن در پرونده ثبت است، اما زندگیاش در زبان مردم قم جریان دارد.
ثبت ملی نام گویش قمی را در فهرست میراث کشور نشاند، اما صدای آن را هنوز باید در میان مردم جستوجو کرد، هر واژهای که از زبان یک قمی قدیمی شنیده و ثبت میشود، راهی به خاطرههای شهر باز میکند؛ به کارها، بازیها و روزهایی که با همان واژهها روایت شدهاند و اگر این صداها امروز شنیده شوند، نسلهای بعد قم را تنها از روی بناها و عکسهایش نخواهند شناخت، بلکه شهر را با زبان مردمش خواهند شنید.
نظر شما