به گزارش خبرگزاری ایمنا، دادگاه برای بسیاری از مردم جایی دور از زندگی روزمره است؛ فضایی رسمی با واژههایی که فهم معنای آنها به خواندن قانون و آشنایی با اصطلاحات حقوقی نیاز دارد. اما «آقای قاضی» تلاش کرد این فاصله را کوتاه کند؛ دوربین را به سالن دادگاه برد، شاکی و متهم را روبهروی یکدیگر نشاند و اجازه داد مخاطب پیش از آنکه با یک ماده قانونی روبهرو شود با یک مسئله انسانی روبهرو شود.
سریال «آقای قاضی» به کارگردانی سجاد مهرگان از همان ابتدا مسیر متفاوتی را در تلویزیون دنبال کرد؛ به جای آنکه مسائل حقوقی را در قالب گفتوگوهای آموزشی مستقیم به مخاطب ارائه کند، آنها را در دل پروندههای نمایشی قرار داد. نتیجه، مجموعهای اپیزودیک بود که هر قسمت آن با ورود یک پرونده به دادگاه آغاز میشد و با شنیدن اظهارات طرفین و صدور رأی قاضی به پایان میرسید.
بهزاد خلج در مرکز این روایت قرار گرفت؛ شخصیتی که قرار نبود تنها یک قاضی تلویزیونی باشد، بلکه در هر پرونده نقش حلقه اتصال مخاطب با قانون را ایفا میکرد. در کنار او، بازیگرانی که در نقش شاکی، متهم، شاهد و دیگر شخصیتهای پرونده ظاهر میشدند، داستانهایی را شکل میدادند که موضوع آنها از اختلافات خانوادگی تا سرقت، ضربوجرح، خیانت در امانت، تهدید و مزاحمت تلفنی امتداد داشت.

یکی از ویژگیهای قابل توجه «آقای قاضی» همین انتخاب سوژههایی است که فاصله چندانی با زندگی روزمره مردم ندارند. مخاطب با پروندهای روبهرو نمیشود که برایش دور از ذهن باشد؛ موضوع میتواند اختلافی مالی، یک معامله، یک تهدید یا مسئلهای باشد که هر فردی ممکن است در زندگی اجتماعی خود با آن روبهرو شود. همین نزدیکی موضوعات به تجربههای روزمره، ظرفیت آموزشی سریال را افزایش میدهد.
موفقیت فصل نخست نیز زمینه را برای ادامه این مسیر فراهم کرد. بر اساس گزارش منتشرشده از عملکرد این مجموعه در تلوبیون، فصل نخست با ثبت ۹۸ درصد رضایت مخاطبان در این سامانه و بیش از هفت میلیون تماشای محتوای آرشیوی همراه شد؛ آماری که در زمان اعلام، «آقای قاضی» را در شمار مجموعههای پربیننده تلوبیون قرار داده بود.
سازندگان در فصل دوم تلاش کردند، دایره روایت را گستردهتر کنند. «آقای قاضی؛ شعبه ۱۲۱» همچنان به پروندههای قضایی میپردازد، اما روایت به فضای داخل دادگاه محدود نمیماند. راهروها و فضاهای پیرامونی دادگاه نیز وارد داستان میشوند و حتی بخشهایی از زندگی شخصیت قاضی مورد توجه قرار میگیرد.
این تغییر نشان میدهد که سازندگان در ادامه مسیر، تنها به تکرار فرمول فصل نخست اکتفا نکردهاند. هدف، حفظ ساختار آشنای مجموعه و در عین حال ایجاد ظرفیتهای تازه برای شخصیتپردازی و روایت بوده است.

از سوی دیگر، یکی از نکات قابل توجه درباره این مجموعه، شیوه انتخاب بازیگران است. در توضیح روند تولید فصل دوم اعلام شده که انتخاب بازیگران از میان هنرجویان و بازیگران تئاتر انجام شده و برای هر نقش چندین گزینه مورد بررسی قرار میگرفته است. سپس تمرین بازیگران زیر نظر بازیگردان و کارگردان انجام میشده است.
در نهایت، «آقای قاضی» را میتوان تجربهای در پیوند تلویزیون، سرگرمی و آموزش حقوق شهروندی دانست، تجربهای که تلاش کرده قانون را نه از پشت صفحات کتاب، بلکه از مسیر آدمها و اختلافهایشان برای مخاطب روایت کند. اهمیت چنین رویکردی در این است که آگاهی حقوقی را از یک مفهوم تخصصی به بخشی از گفتوگوی عمومی تبدیل میکند؛ جایی که مخاطب میتواند پیش از رویارویی واقعی با یک مسئله حقوقی، تصویری از مسیر رسیدگی به آن در ذهن داشته باشد.
نظر شما