به گزارش خبرگزاری ایمنا، افزایش امید به زندگی در دهههای اخیر، نگاه جوامع به دوره سالمندی را با تغییرات قابل توجهی همراه کرده است. سالمندی دیگر فقط مرحلهای از زندگی که با کاهش تواناییها و فاصله گرفتن از فعالیتهای اجتماعی تعریف شود، نیست، بلکه این دوره نیز همچون سایر مراحل زندگی میتواند با تجربه، یادگیری، مشارکت و حفظ کیفیت زندگی همراه باشد. همین تغییر نگاه موجب شده است موضوع سالمندی بیش از گذشته در کانون توجه نظامهای سلامت، خانوادهها و سیاستگذاران قرار گیرد.
از سوی دیگر، کیفیت سالهای زندگی تنها به تعداد سالهایی که یک فرد زندگی میکند محدود نمیشود. اینکه افراد تا چه اندازه بتوانند استقلال خود را حفظ کنند، در فعالیتهای روزمره حضور داشته باشند، ارتباطات اجتماعی خود را ادامه دهند و از سلامت جسمی و روانی مناسبی برخوردار باشند، از موضوعاتی است که در سالمندی اهمیت پیدا میکند. در این میان، بسیاری از عواملی که بر کیفیت زندگی در سالهای پایانی عمر تأثیر میگذارند، ریشه در انتخابها و شیوه زندگی افراد در سالهای پیش از سالمندی دارند.
سبک تغذیه، میزان فعالیت بدنی، وضعیت سلامت روان، ارتباط با خانواده و جامعه و همچنین نحوه مواجهه افراد با تغییرات و چالشهای زندگی، مجموعهای از عوامل بههمپیوسته هستند که میتوانند مسیر سالمندی را تحت تأثیر قرار دهند. به همین دلیل، توجه به سالمندی سالم و فعال نباید تنها زمانی آغاز شود که فرد وارد این دوره شده است، بلکه بخشی از این مسیر از سالهای جوانی و میانسالی شکل میگیرد و نیازمند توجه مستمر به جسم، ذهن و روابط اجتماعی است.
در کنار این مسائل، تغییر نگرش عمومی نسبت به سالمندی نیز اهمیت ویژهای دارد. افزایش سن بهمعنای پایان فعالیت، کاهش نقش اجتماعی یا کنار گذاشته شدن از جریان زندگی نیست و تجربه و دانش نسلهای مسنتر میتواند بخشی از سرمایه انسانی و اجتماعی جامعه باشد. پرداختن به این موضوعات میتواند به شکلگیری نگاه واقعبینانهتری نسبت به سالمندی و نقش خانواده و جامعه در حمایت از یک زندگی سالم و مستقل کمک کند.
با توجه به اهمیت موضوع سالمندی سالم و فعال و نقش عواملی همچون سبک زندگی، فعالیت بدنی، سلامت روان، تعاملات اجتماعی و حفظ تواناییهای جسمی و شناختی در کیفیت زندگی افراد، در همین رابطه گفتوگویی با حمزه بهارلویی، دکتری تخصصی فیزیوتراپی و عضو هیئت علمی دانشگاه علومپزشکی اصفهان داشتیم که در آن ابعاد مختلف سالمندی، ضرورت تغییر نگرش نسبت به این دوره از زندگی و راهکارهای مؤثر برای حفظ سلامت و استقلال در سالهای سالمندی بررسی شده است که مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید.

ایمنا: با توجه به افزایش امید به زندگی، آیا سن شناسنامهای بهتنهایی معیار مناسبی برای تعریف سالمندی است؟
بهارلویی: یکی از اتفاقات مهمی که در سالهای گذشته رخ داده، بهبود سطح سلامت جامعه است؛ وقتی سطح سلامت افزایش پیدا میکند، طول عمر افراد نیز بیشتر میشود و علاوه بر افزایش طول عمر، افراد میتوانند سالهای بیشتری را با تواناییهای جسمی و ذهنی مناسب زندگی کنند و به همین دلیل، سازمانهای مرجع مانند سازمان ملل متحد و سازمان جهانی بهداشت، در تعریف و طبقهبندی دورههای مختلف زندگی بازنگریهایی داشتهاند.
در گذشته ۶۰ یا ۶۵ سالگی را ملاک ورود به دوران سالمندی در نظر میگرفتیم و حتی ۴۰ سالگی مرزی برای ورود به میانسالی محسوب میشد، اما این اعداد در بسیاری از کشورها تغییر کرده است و امروزه ۶۵ سالگی یکی از ملاکهای رایج برای ورود به دوران سالمندی است، البته این سنین، بیشتر سنین شناسنامهای هستند و برای سیاستگذاران و برنامهریزان سلامت اهمیت دارند.
برای مثال، زمانی که قرار است خدمات ویژهای برای سالمندان طراحی شود، داشتن یک معیار سنی مشخص به برنامهریزی کمک میکند، اما در کنار سن شناسنامهای، مفاهیمی مانند سن فیزیولوژیک و سن عملکردی نیز مطرح هستند. ممکن است فردی ۷۰ سال سن شناسنامهای داشته باشد، اما اگر در طول زندگی سبک زندگی سالمی داشته باشد، سن فیزیولوژیک و عملکردی او بسیار پایینتر باشد و حتی از نظر تواناییهای جسمی و ذهنی در سطح یک فرد میانسال قرار بگیرد.
ایمنا: در تقسیمبندی سالمندی، مفهوم سالمند جوان به چه معناست و چرا سن شناسنامهای وضعیت واقعی فرد را بهطور کامل نشان نمیدهد؟
بهارلویی: در تقسیمبندی دوران سالمندی افراد بالای ۶۵ سال را به دورههای مختلفی تقسیم میکنیم؛ برای مثال، فردی که در حدود ۷۵ سالگی قرار دارد، میتواند در گروهی قرار بگیرد که به اصطلاح سالمند جوان نامیده میشود. سالمند جوان ممکن است از نظر سن شناسنامهای در سنین بالا قرار داشته باشد، اما همچنان سرحال، فعال، مستقل و توانمند باشد و بسیاری از فعالیتهای روزمره خود را بدون وابستگی به دیگران انجام دهد، بنابراین سن شناسنامهای به تنهایی نمیتواند وضعیت واقعی یک فرد را نشان دهد.
افزایش سن شناسنامهای بهمعنای از دست دادن توانایی، استقلال، نشاط و فعالیت نیست و میتوان با انتخابهای درست، سالمندی فعال و موفقی داشت. ابتدا لازم است درباره خود مفهوم سالمندی و نگرش ما نسبت به این دوره از زندگی صحبت کنیم. دوران سالمندی نیز مانند سایر دورههای زندگی یک دوره یکپارچه است و نباید آن را بهعنوان مرحلهای جدا و منفصل از زندگی ببینیم.
زندگی انسان از کودکی آغاز میشود و تا لحظه مرگ ادامه پیدا میکند. در طول این مسیر، طبیعی است که بعضی تواناییها را از دست بدهیم و در مقابل، تواناییها و تجربههای جدیدی به دست بیاوریم، بنابراین نباید افزایش سن را فقط با از دست دادن تواناییها و کاهش کیفیت زندگی مترادف بدانیم.
ایمنا: چرا تغییر نگرش نسبت به سالمندی، هم برای خود فرد و هم برای جامعه اهمیت دارد؟
بهارلویی: یکی از راهکارهای مهمی که برای سالمندی موفق مطرح شده، تغییر نگرش نسبت به دوران سالمندی است. باید ابتدا این موضوع را بپذیریم که میتوان سن افراد افزایش پیدا کند، اما انسان همچنان جوان، سرحال، توانمند، پابرجا و مستقل باقی بماند. این مسئله فقط یک شعار نیست و پشتوانه علمی دارد و در سالهای اخیر تحقیقات متعددی درباره عوامل مؤثر بر حفظ تواناییهای جسمی و ذهنی در سنین بالا انجام شده است.
یکی از موضوعات مهمی که باید در جامعه اصلاح شود، نگرش ما نسبت به سالمندی است. گاهی افراد سالمند به دلیل قضاوتها و حرفهایی که از اطرافیان میشنوند، نسبت به سن خود احساس ناخوشایندی پیدا میکنند. در حالی که افزایش سن بخشی طبیعی از زندگی است و نباید بهعنوان یک نقطه ضعف یا دلیلی برای کنار گذاشته شدن فرد تلقی شود.
اگر زندگی را مسیری پیوسته در نظر بگیریم، در این مسیر در هر سنی چیزهایی را از دست میدهیم و چیزهای دیگری به دست میآوریم. در جوانی ممکن است انرژی و توان جسمی بیشتری داشته باشیم، اما در سنین بالاتر تجربه، شناخت، پختگی و توانایی درک بسیاری از مسائل افزایش پیدا میکند. از طرف دیگر، در فرهنگ جامعه ما احترام به سالمندان همچنان جایگاه مهمی دارد و افزایش سن نباید موجب شود فرد احساس کند دیگر ارزش یا جایگاهی در جامعه ندارد. برعکس، سن بالا میتواند زمینهساز احترام، تجربه و انتقال دانش به نسلهای جوانتر باشد. سالمندان بخشی از سرمایه اجتماعی جامعه هستند و باید از این سرمایه استفاده کنیم.

ایمنا: برای داشتن سالمندی سالم، چه کارهایی باید از دوران جوانی آغاز شود؟
بهارلویی: برای داشتن سالمندی سالم، باید از سالهای جوانی مراقب جسم و ذهن خود باشیم. وقتی درباره سلامت جسم صحبت میکنیم، موضوعاتی همچون تغذیه و فعالیت بدنی اهمیت پیدا میکنند. ممکن است این توصیهها تکراری به نظر برسند، اما اهمیت آنها به اندازهای است که باید همواره بر آنها تأکید کرد. مصرف مکرر غذاهای پرچرب و پرکالری، از جمله فستفودها، فشار زیادی بر بدن وارد میکند و بدن باید انرژی زیادی برای پردازش و متابولیسم این مواد غذایی صرف کند.
تداوم این الگوی غذایی میتواند به مرور زمان سلامت بخشهای مختلف بدن، از جمله کبد که یکی از اندامهای مهم در فرایندهای متابولیک و سمزدایی بدن است، تحت تأثیر قرار دهد و در کنار تغذیه مناسب، فعالیت بدنی نیز اهمیت بسیار زیادی دارد. ورزشهای هوازی همچون پیادهروی، دوچرخهسواری، شنا و دویدن میتوانند در حفظ سلامت عمومی بدن مؤثر باشند. فعالیت بدنی منظم به بهبود وضعیت سیستم ایمنی و خلقوخو کمک میکند و در مجموع موجب میشود بدن آمادگی بیشتری برای مقابله با عوامل مختلف محیطی و بیماریزا داشته باشد و این موضوع بر اساس تحقیقات گستردهای که در جمعیتهای مختلف انجام شده، بهخوبی مورد تأیید قرار گرفته است.
سالمندی مرحلهای طبیعی از زندگی است و افزایش سن نباید باعث شود فرد خودش را کنار بگذارد یا خانواده نیز او را از فعالیت، یادگیری و مشارکت اجتماعی محروم کند. فعالیت بدنی متناسب، یادگیری مستمر، حفظ ارتباطات اجتماعی، توجه به سلامت روان، پیگیری صحیح توانبخشی و پیشگیری از زمینخوردن، همه میتوانند به سالمند کمک کنند تا سالهای بیشتری را با استقلال، کیفیت زندگی و احساس مفید بودن سپری کند.
ایمنا: تصور رایج درباره اینکه آغاز فعالیت بدنی در سنین بالا دیر و ناممکن است، تا چه میزان صحت دارد؟
بهارلویی: یکی از نکات بسیار مهم این است که هیچوقت برای شروع فعالیت بدنی دیر نیست؛ پژوهشهایی روی افراد بالای ۷۵ سال انجام شده که پیش از آن سابقه فعالیت بدنی منظم نداشتهاند و از همین سن شروع به ورزش کردهاند. نتایج نشان داده است که حتی شروع فعالیت ورزشی در ۷۵ سالگی نیز میتواند بر سلامت و حتی طول عمر افراد اثر مثبت داشته باشد، بنابراین نباید به خودمان بگوییم دیگر دیر شده است یا من از جوانی ورزش نکردهام، پس دیگر فایدهای ندارد و هیچوقت برای اصلاح سبک زندگی دیر نیست.
همه مشکلات و بیماریها ممکن است برای انسان چالش ایجاد کنند، اما مانع ادامه زندگی نیستند. حتی نمونههایی وجود دارد که افراد در سنین سالمندی پس از جراحیهای مهم، دوباره فعالیتهای قابل توجهی را آغاز کردهاند و این نمونهها به ما نشان میدهد که نباید محدودیتهای سنی را بیش از اندازه بزرگ کنیم و از پیش خودمان را ناتوان فرض کنیم.
برای داشتن سالمندی سالم، باید از سالهای جوانی مراقب جسم و ذهن خود باشیم. وقتی درباره سلامت جسم صحبت میکنیم، موضوعاتی همچون تغذیه و فعالیت بدنی اهمیت پیدا میکنند. ممکن است این توصیهها تکراری به نظر برسند، اما اهمیت آنها به اندازهای است که باید همواره بر آنها تأکید کرد. مصرف مکرر غذاهای پرچرب و پرکالری، از جمله فستفودها، فشار زیادی بر بدن وارد میکند و بدن باید انرژی زیادی برای پردازش و متابولیسم این مواد غذایی صرف کند.

ایمنا: فعالیت بدنی منظم چه نقشی در حفظ سلامت سالمندان دارد؟
بهارلویی: تداوم این الگوی غذایی میتواند به مرور زمان سلامت بخشهای مختلف بدن، از جمله کبد که یکی از اندامهای مهم در فرایندهای متابولیک و سمزدایی بدن است، تحت تأثیر قرار دهد و در کنار تغذیه مناسب، فعالیت بدنی نیز اهمیت بسیار زیادی دارد. ورزشهای هوازی مانند پیادهروی، دوچرخهسواری، شنا و دویدن میتوانند در حفظ سلامت عمومی بدن مؤثر باشند.
فعالیت بدنی منظم به بهبود وضعیت سیستم ایمنی و خلقوخو کمک میکند و در مجموع موجب میشود بدن آمادگی بیشتری برای مقابله با عوامل مختلف محیطی و بیماریزا داشته باشد و این موضوع بر اساس تحقیقات گستردهای که در جمعیتهای مختلف انجام شده، بهخوبی مورد تأیید قرار گرفته است.
ایمنا: با توجه به اینکه سلامت سالمند فقط به وضعیت جسمی محدود نمیشود، نقش سلامت روان و تعاملات اجتماعی در این میان چیست؟
بهارلویی: سلامت فقط به جسم محدود نمیشود و بخش روحی و روانی نیز اهمیت بسیار زیادی دارد. یکی از عوامل مهم در این زمینه، تعاملات اجتماعی است. در دنیا مناطقی تحت عنوان مناطق آبی شناخته شدهاند که در آنها میانگین طول عمر افراد بالاست و پژوهشگران عوامل مختلف مؤثر بر این طول عمر را بررسی کردهاند. یکی از عواملی که در این مطالعات مورد توجه قرار گرفته، سطح بالای تعاملات اجتماعی میان افراد جامعه است. ارتباط با دیگران، حضور در جمع، داشتن نقش اجتماعی و احساس تعلق میتواند تأثیر قابل توجهی بر کیفیت زندگی افراد داشته باشد.
حتی در تعریفهای جدید سلامت نیز فقط سالم بودن جسم مطرح نیست؛ فرد سالم کسی است که از نظر روانی و اجتماعی نیز وضعیت مناسبی داشته باشد و بتواند تعاملات اجتماعی پایدار و مناسبی برقرار کند، بنابراین اگر فردی از نظر جسمی مشکلی نداشته باشد، اما از جامعه و روابط اجتماعی فاصله گرفته باشد، نمیتوان سلامت او را فقط بر اساس وضعیت جسمی ارزیابی کرد. سلامت یک مفهوم چندبعدی است و ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی را دربرمیگیرد و در دیدگاههای جدید، جنبه معنوی نیز مورد توجه قرار گرفته است.
ایمنا: آیا در میانسالی و سالمندی امکان اصلاح سبک زندگی و تغییر نگرش نسبت به مشکلات وجود دارد؟
بهارلویی: حتی اگر فردی در گذشته سبک زندگی پراسترس و دشواری داشته یا اکنون با مشکلات جسمی و روحی مواجه باشد، نباید تصور کند که دیگر فرصتی برای اصلاح شرایط وجود ندارد. در سنین میانسالی و حتی بالاتر نیز امکان تغییر نگرش و اصلاح سبک زندگی وجود دارد و یکی از موضوعاتی که در زندگی امروز بسیار اهمیت پیدا کرده، شیوه نگرش ما به مسائل و افکارمان است.
گاهی افراد بیش از اندازه به مشکلات گذشته یا مسائل مختلف زندگی میچسبند و دچار نشخوار فکری میشوند. این موضوع میتواند کیفیت زندگی را کاهش دهد و بر سلامت روان و حتی سلامت جسمی فرد اثر بگذارد، بنابراین یادگیری رها کردن برخی مسائل، اصلاح نگرش و داشتن نگاه متعادلتر به مشکلات، بخشی از مراقبت از سلامت در تمام دورههای زندگی است.
یکی از مفاهیمی که در مطالعات مربوط به کیفیت زندگی مطرح شده، منحنی شادمانی است. این منحنی شکلی شبیه حرف U انگلیسی دارد؛ یعنی در دوران جوانی میزان شادمانی بالا است، در دوران میانسالی ممکن است کاهش پیدا کند و در دوران سالمندی دوباره افزایش پیدا کند. تحقیقات نشان دادهاند که میانگین شادمانی در سالمندان میتواند از افراد میانسال بیشتر باشد. یکی از دلایل آن این است که سالمندان تجربه بیشتری از زندگی دارند، شرایط محیطی را با تمام خوبیها و بدیهایش بهتر میشناسند و تا حد بیشتری واقعیتهای زندگی را پذیرفتهاند.

ایمنا: تجربه و نگرش سالمندان به زندگی چه نقشی در شادی و کیفیت زندگی آنها دارد؟
بهارلویی: این پذیرش بهمعنای تسلیم شدن در برابر مشکلات نیست، بلکه به این معناست که فرد شرایط واقعی زندگی را بهتر میشناسد و با آنها منطقیتر برخورد میکند. سالمند در بسیاری از موارد زمانی که به گذشته نگاه میکند، نتیجه زحمات خود را در فرزندان و نوههایش میبیند؛ موفقیت فرزند یا نوه، پیشرفت تحصیلی او یا حتی یک اتفاق ساده و خوشایند در زندگی آنها میتواند برای سالمند منبع بزرگی از شادی و رضایت باشد. این تجربه و نگاه عمیقتر به زندگی یکی از سرمایههای ارزشمند دوران سالمندی است.
موضوع دیگری که درباره سالمندی اهمیت دارد، تواناییهای شناختی است. بسیاری از افراد تصور میکنند که با افزایش سن، تمام تواناییهای شناختی انسان کاهش پیدا میکند، در حالی که چنین نیست. بعضی تواناییهای شناختی ممکن است با افزایش سن تغییر کنند، اما در بعضی جنبهها عملکرد سالمندان بهتر میشود. بهویژه در موقعیتهایی که نیاز به قضاوت، تصمیمگیری و استفاده از تجربه دارند، سالمندان در بسیاری از موارد میتوانند عملکرد بسیار خوبی داشته باشند.
برای همین است که در بسیاری از موقعیتها حضور یک فرد باتجربه در کنار جوانان اهمیت پیدا میکند. وقتی برای یک تصمیم مهم از یک فرد بزرگتر و باتجربهتر نظر میگیریم، دلیلش این است که او طی سالهای زندگی موقعیتهای مختلفی را تجربه کرده و الگوهای رفتاری و پیامدهای تصمیمها را بهتر میشناسد. در واقع، تجربه باعث میشود سالمند در برخی مسائل چیزهایی را ببیند که شاید فرد جوانتر به دلیل عجله یا کمبود تجربه هنوز نتواند به همان شکل مشاهده کند.
سالمندی فقط بهمعنای دردهای عضلانی، کمردرد، زانو درد یا مشکلات حرکتی نیست. نباید کاری کنیم که علاوه بر مشکلات جسمی، روح سالمند نیز آسیب ببیند. سالمندان بخشی از عجلههای دوران جوانی را پشت سر گذاشتهاند و در بسیاری از موارد با آرامش، تأمل و خرد بیشتری با مسائل برخورد میکنند؛ این ویژگیها میتواند برای خانواده و جامعه یک فرصت باشد و نسل جوان میتواند از این تجربه و آرامش بهره بگیرد.
نظر شما