به گزارش خبرگزاری ایمنا، آمریکا در ماه های اخیر تلاش کرده است همسو با تجاوز نظامی، با گسترش دامنه تحریمها از نفت و مبادلات مالی تا کشتیرانی، حملونقل و هوانوردی، حلقه فشار اقتصادی بر ایران را تنگتر کند؛ سیاستی که در ماههای اخیر با تمرکز بیشتر بر مسیرهای دریایی و هوایی کشور وارد مرحله تازهای شده است. در این میان، اظهارات مقامهای آمریکایی از جمله دونالد ترامپ و اسکات بسنت، از تلاش واشنگتن برای محدودکردن مسیرهای تجاری و ارتباطی ایران حکایت دارد؛ رویکردی که باید آن را تکمیل کننده پازل نظامی واشنگتن برای به زانو درآوردن ایران دانست.
با این حال، جغرافیای ایران خود به یکی از مهمترین موانع تحقق خیال خام محاصره کامل کشور تبدیل شده است؛ ایران در نقطه اتصال کریدورهای شرق و غرب و شمال و جنوب قرار دارد و از یک سو به خلیج فارس و دریای عمان و از سوی دیگر به شبکه گستردهای از مسیرهای زمینی، ریلی و هوایی منطقه دسترسی دارد. به همین دلیل، محدودکردن یک مسیر لزوماً به معنای قطع ارتباط ایران با اقتصاد منطقه و جهان نیست؛ بلکه میتواند کشورها و بازیگران اقتصادی را به سمت مسیرهای جایگزین سوق دهد و حتی هزینه محاصره را از ایران به دیگر بخشهای زنجیره تجارت جهانی منتقل کند.
در این میان، تنگه هرمز به یکی از مهمترین عرصههای نمایش قدرت ایران تبدیل شده است؛ ایران با بستن این گذرگاه راهبردی، معادلات بازار انرژی در منطقه و جهان را نیز تحت تأثیر قرار داد. کاهش عبور محمولههای نفت و گاز از این مسیر و افزایش حساسیت بازارهای جهانی به تحولات تنگه هرمز نشان داد که هرگونه تصمیم درباره این آبراه، پیامدهایی فراتر از مرزهای ایران دارد و میتواند زنجیره تأمین انرژی جهان را تحت تأثیر قرار دهد.
این تحول از منظر ژئوپلیتیکی نیز حائز اهمیت است؛ زیرا نشان میدهد ایران در مواجهه با فشارهای خارجی تنها در موقعیت واکنشی و انفعالی قرار ندارد و میتواند از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی خود برای پاسخدادن به فشارها استفاده کند. به بیان دیگر، معادله فشار علیه ایران دیگر یکطرفه نیست؛ تهران نیز ابزارهایی در اختیار دارد که میتواند با بهکارگیری آنها، هزینههای اقتصادی و راهبردی فشار بر ایران را به طرفهای مقابل و حتی بازارهای جهانی منتقل کند.
از سوی دیگر، در معادله محاصره هوایی نیز ایران نمیتواند تنها به عبور از محدودیتهای ایجادشده اکتفا کند، بلکه باید با استفاده همزمان از ظرفیتهای سیاسی، دیپلماتیک، ژئوپلیتیکی و در صورت ضرورت ظرفیتهای دفاعی و نظامی خود، مانع از تثبیت این وضعیت شود. موقعیت جغرافیایی ایران در میان آسیای مرکزی، قفقاز، خاورمیانه و مسیرهای منتهی به اروپا، ظرفیت مهمی در اختیار کشور قرار داده است که میتواند از آن برای حفظ و بازتعریف کریدورهای هوایی استفاده کند.
تجربه چند دهه تحریم نیز نشان داده است که محدودیتهای خارجی زمانی میتوانند به یک وضعیت پایدار تبدیل شوند که سایر کشورها و بازیگران منطقهای نیز به آن تن بدهند؛ از این رو، فعالکردن دیپلماسی منطقهای، توسعه همکاری با کشورهای همسایه و استفاده از ظرفیت کریدورهای ترانزیتی و هوایی، در کنار تقویت توان بازدارندگی، میتواند مانع از آن شود که فشار هوایی علیه ایران به یک معادله تثبیتشده تبدیل شود.
در چنین شرایطی ایران میتواند با بهرهگیری از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی خود، برای حفظ جایگاهش در شبکه ارتباطات هوایی منطقه تلاش کند و اجازه ندهد محدودیتهای اعمالشده، به حذف تدریجی کشور از مسیرهای مهم حملونقل هوایی منجر شود.

در همین زمینه، سید محمدتقی رئیسالسادات در گفتوگو با خبرنگار ایمنا به بررسی ابعاد تحریمهای دریایی و هوایی علیه ایران پرداخته و توضیح میدهد که چرا موقعیت جغرافیایی کشور میتواند امکان عبور از محدودیتهای تحمیلی، فعالسازی مسیرهای جایگزین و حفظ ارتباط ایران با شبکه تجارت منطقهای و جهانی را فراهم کند.
وی با اشاره به اهمیت تنگه هرمز در انتقال نفت و گاز منطقه، اظهار کرد: کاهش عبور محمولههای انرژی از این مسیر، علاوه بر ایران، کشورهای صادرکننده و واردکننده انرژی و اقتصاد جهانی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد و ایجاد مسیرهای جایگزین، بهویژه برای برخی کشورها، تنها بخشی از این محدودیتها را جبران میکند.
وی درباره ابعاد تحریم دریایی ایران افزود: این محدودیتها پس از جنگ ۴۰ روزه و در پی بستهشدن تنگه هرمز بهعنوان نوعی اقدام متقابل از سوی آمریکا و کشورهای همسو با این کشور شکل گرفت و هدف آن، کاهش فشار ناشی از بستهشدن این مسیر راهبردی بود. با این حال، این اقدام در عمل نتوانست آنگونه که پیشبینی میشد فشار گستردهای بر ایران وارد کند و تنها در مقاطع و شرایط خاص، محدودیتهایی را ایجاد کرد.
دبیر انجمن ژئوپلیتیک ایران تصریح کرد: به دلیل موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیکی ایران، کشور توانست طی چند ماه، بخشی از مرزهای زمینی قابل استفاده برای ارتباط با کشورهای دیگر را فعال کند و روند صادرات و واردات کالا را از مسیرهای جایگزین ادامه دهد.
رئیسالسادات با اشاره به نقش کشورهای منطقه در این روند گفت: پاکستان و ترکیه در این میان بیتأثیر نبودند، این کشورها با توجه به محدودشدن مسیر امارات، تلاش کردند از شرایط ایجادشده برای توسعه ظرفیتهای ترانزیتی خود استفاده کنند و از افزایش انتقال کالا از مسیرهای زمینی و منطقهای بهره ببرند.
وی بیان کرد: ایران در منطقهای قرار گرفته است که در مسیرهای مهم شرق به غرب و شمال به جنوب واقع شده و همین موقعیت، ظرفیتهای قابل توجهی برای ترانزیت کالا و ایجاد مسیرهای جایگزین در اختیار کشور قرار میدهد.

«محاصره دریایی» و بنبست مسیرهای جایگزین
دبیر انجمن ژئوپلیتیک ایران با اشاره به پیامدهای محدودیت تردد در تنگه هرمز افزود: اهمیت این موضوع تنها به ایران محدود نمیشود و کشورهای دیگری همچون چین تحت تأثیر آن قرار میگیرد، بخش قابل توجهی از نفت و گازی که از منطقه خاورمیانه یا غرب آسیا صادر میشود، از تنگه هرمز عبور میکند.
رئیسالسادات ادامه داد: پیش از تشدید این شرایط، حدود ۲۱ میلیون بشکه نفت در روز از این منطقه صادر میشد، اما پس از مسدودشدن تنگه هرمز، این رقم به حدود پنج میلیون بشکه کاهش یافت؛ یعنی به حدود یکچهارم میزان پیشین رسید، صادرات نفت عربستان نیز از حدود هفت میلیون بشکه به نزدیک سه میلیون بشکه کاهش پیدا کرد.
وی با اشاره به نیاز چین به تداوم واردات انرژی گفت: چین با وجود برخورداری از ذخایر نفتی، همچنان برای تأمین نیازهای خود به واردات وابسته است و برای این کشور اهمیت دارد که روند واردات نفت بدون وقفه ادامه پیدا کند. از این منظر، محدودیت در تنگه هرمز میتواند پیامدهایی فراتر از کشورهای منطقه داشته باشد.
دبیر انجمن ژئوپلیتیک ایران با اشاره به رقابت راهبردی چین و آمریکا توضیح داد: رقابت اصلی میان چین و آمریکا یکی از عواملی است که سبب شده فشار بر منطقه غرب آسیا و ایران، از ابعاد گستردهتری برخوردار شود، بخشی از نفت ایران نیز به سمت چین صادر میشود و محدودکردن تجارت نفت میتواند بر این روند تأثیر بگذارد.
اقتصاد جهانی؛ اسیر شبکه وابستگیها
رئیسالسادات تأکید کرد: با وجود این، تحریم دریایی، محدودکردن تجارت نفت ایران و اعمال فشار بر کشتیها، آنگونه که پیشبینی میشد به ایران فشار وارد نکرد؛ زیرا ایران توانست از طریق کشورهای دیگر، مسیرهای تجاری خود را تا حدی حفظ کند و کشورهای منطقه نیز برای انتقال انرژی، مسیرهای جایگزین را فعال کردند.
وی با اشاره به اقدامات عربستان در این زمینه گفت: عربستان خط لوله شرق به غرب را فعال کرده و بخشی از انتقال نفت نیز از مسیر عمان و اقیانوس هند انجام میشود، این اقدامات نشان میدهد کشورها تلاش کردهاند برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز، مسیرهای جایگزینی ایجاد کنند.
دبیر انجمن ژئوپلیتیک ایران یادآور شد: در مقاطعی از سوی آمریکاییها مطرح شده بود که ممکن است طی دو سال آینده تنگه هرمز بخش مهمی از اهمیت خود را از دست بدهد، اما چنین اظهاراتی بیشتر جنبه سیاسی داشت؛ زیرا واقعیت این است که تنگه هرمز در شرایط کنونی جایگزین کاملی ندارد.
رئیسالسادات با اشاره به وضعیت کشورهای صادرکننده انرژی اظهار کرد: مسیرهایی که کشورهای عربستان و امارات برای انتقال نفت ایجاد کردهاند، بیشتر نقش مسیرهای موقت و مکمل را دارند. بهویژه برای کشوری چون قطر که قصد صادرات گاز طبیعی مایعشده دارد، تنگه هرمز همچنان اهمیت ویژهای دارد و مسیر جایگزین کاملی برای آن وجود ندارد.

ایران و الگوی «انطباقپذیری» در برابر فشار
وی با تاکید بر اینکه اهمیت تنگه هرمز تنها به نفت و گاز محدود نمیشود و فرآوردههای نفتی و سایر مواد اولیه صنایع نیز تحت تأثیر این وضعیت قرار میگیرد، گفت: برای نمونه، گوگرد که یکی از مواد اولیه مهم در صنایع مختلف است، در تولید اسید سولفوریک کاربرد گستردهای دارد و اسید سولفوریک نیز در صنایع فولادی، شیمیایی و بسیاری از بخشهای صنعتی مورد استفاده قرار میگیرد، بنابراین اختلال در زنجیره تأمین این مواد میتواند پیامدهای گستردهای برای صنایع مختلف داشته باشد.
دبیر انجمن ژئوپلیتیک ایران افزود: برخی تحلیلگران خارجی، از جمله تحلیلگرانی در آمریکا، نیز درباره پیامدهای ادامه این روند هشدار دادهاند، اگر چنین شرایطی ادامه پیدا کند، مشکلات اقتصادی آن میتواند به کشورهای مختلف منتقل شود، ممکن است برخی مقامهای آمریکایی معتقد باشند که در کوتاهمدت فشار بیشتری بر ایران وارد شده است، اما اقتصاد جهانی امروز یک اقتصاد شبکهای است و کشورها به شکل گستردهای به یکدیگر وابستهاند.
رئیسالسادات در همین رابطه تاکید کرد: ادامه محاصره دریایی ایران میتواند در بلندمدت آثار اقتصادی گستردهای داشته باشد. حتی اگر در کوتاهمدت منافعی برای برخی کشورها ایجاد شود، در صورت تداوم محدودیت در تجارت نفت، گاز، محصولات پتروشیمی و مواد اولیه، آثار آن به سایر اقتصادها نیز منتقل خواهد شد.
وی با اشاره به نوسانات بازار نفت ادامه داد: در شرایط فعلی، برخی فعالان اقتصادی و سیاسی از نوسانات قیمت نفت منتفع میشوند؛ به این معنا که با انتشار یک خبر، قیمت نفت ممکن است به زیر ۱۰۰ دلار برسد و با خبر دیگری مجدد از ۱۰۰ دلار عبور کند. چنین وضعیتی میتواند برای برخی افراد و مجموعهها درآمد ایجاد کند، اما این درآمد ماهیت موقت دارد.
دبیر انجمن ژئوپلیتیک ایران توضیح داد: اگر قرار باشد آمریکا یا کشورهای دیگر به درآمد ثابت و پایدار دست پیدا کنند، باید روند محدودیت در تجارت انرژی کاهش پیدا کند و جریان تجارت نفت، گاز، محصولات پتروشیمی و مواد اولیه صنایع از مسیرهای اصلی، از جمله تنگه هرمز، با سهولت بیشتری انجام شود.
رئیسالسادات تأکید کرد: تأثیر این روند بر سایر کشورها میتواند بیشتر از ایران باشد، ایران به دلیل تجربه چند دهه تحریم، در بسیاری از حوزهها به سمت تولید داخلی، خوداتکایی و توسعه دانش بومی حرکت کرده است و بخش قابل توجهی از نیازهای داخلی را در داخل کشور تأمین میکند.
وی افزود: این به معنای بیتأثیر بودن فشارهای اقتصادی و سیاسی بر ایران نیست. محدودیتهایی در برخی صنایع، حوزه دارویی و همچنین مبادلات مالی و ارزی ایجاد شده و نمیتوان آثار این فشارها را نادیده گرفت. با این حال، در صورت تداوم شرایط، پیامدهای آن برای کشورهای واردکننده محصولات پتروشیمی و سایر کالاهای اساسی نیز میتواند افزایش پیدا کند.
دبیر انجمن ژئوپلیتیک ایران با اشاره به احتمال سردترشدن زمستان اظهار کرد: با توجه به ورود به فصل زمستان و پیشبینیهایی درباره احتمال سردتر بودن هوا و افزایش بارندگی، در صورت تداوم محدودیتهای انرژی، آثار این وضعیت میتواند محسوستر شود، بنابراین ابعاد اقتصادی محاصره دریایی را باید فراتر از ایران و در چارچوب اقتصاد جهانی بررسی کرد.

دیپلماسی آسمان؛ چرا کریدورهای هوایی ایران بازمیگردند؟
رئیسالسادات در پاسخ به این پرسش که تحریمهای هوایی چه پیامدهایی برای ایران خواهد داشت و تهران چگونه میتواند این محدودیتها را مدیریت کند، وی توضیح داد: تحریمهای هوایی ممکن است در کوتاهمدت برای ایران مشکلساز شود، اما در بلندمدت، موقعیت جغرافیایی کشور امکان ایجاد مسیرهای هوایی جایگزین را فراهم میکند.
وی ادامه داد: در همین هفته نیز علاوه بر پروازهایی که از مسیر کشورهای آسیای مرکزی، ترکمنستان و گرجستان انجام میشود، امکان استفاده از مسیرهای مرتبط با دریای خزر، آذربایجان و قزاقستان وجود داشته است، همچنین کریدور افغانستان هنوز به شکل کامل فعال نشده و در صورت ایجاد امکان دسترسی از طریق افغانستان به آسیای مرکزی، مسیر دیگری برای ارتباط هوایی در اختیار ایران قرار خواهد گرفت.
دبیر انجمن ژئوپلیتیک ایران با اشاره به تجربه سالهای گذشته گفت: در یک بازه تاریخی، بهویژه حدود سالهای ۲۰۱۴، به دلیل جنگ سوریه، ناامنی عراق و تحولات اوکراین، ایران یکی از مسیرهای مهم و بهنسبت آسان هوایی برای پروازهای منطقهای و بینالمللی بود. در آن مقطع، برخی کریدورهای هوایی ایران از دو مسیر به چهار مسیر افزایش پیدا کرد و پروازهای کشورهای امارات، قطر و برخی کشورهای جنوب شرق آسیا که به سمت اروپا حرکت میکردند، از حریم هوایی ایران عبور میکردند.
رئیسالسادات یادآور شد: با توجه به کرویبودن زمین، در عرضهای جغرافیایی بالاتر مسیرهای پروازی میتواند کوتاهتر باشد و همین مسئله به اهمیت برخی کریدورهای هوایی ایران کمک میکرد، پس از برقراری نسبی امنیت در سوریه و عراق و کاهش برخی مشکلات منطقهای، بخشی از این کریدورها از حریم هوایی ایران خارج شد.
وی با اشاره به تحولات احتمالی منطقه افزود: اگر در آینده تحولات جدیدی در سوریه یا عراق رخ دهد یا روند درگیریهای اوکراین به گونهای پیش برود که مسیرهای هوایی موجود با محدودیت مواجه شوند، ممکن است دوباره کشورها به استفاده از حریم هوایی ایران نیاز پیدا کنند. در چنین شرایطی، ایران میتواند از ظرفیت موقعیت جغرافیایی خود برای جبران بخشی از آثار محدودیتهای هوایی استفاده کند.
دبیر انجمن ژئوپلیتیک ایران خاطرنشان کرد: موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیکی ایران به گونهای است که آثار تحولات منطقهای و محدودیتهای دریایی و هوایی در بلندمدت نمیتواند بدون ایجاد هزینه برای سایر کشورها ادامه پیدا کند. ممکن است این محدودیتها در کوتاهمدت اثرگذار باشند، اما کشورهایی که چنین برنامههایی را دنبال میکنند، برای تداوم آن نیازمند برنامهریزی بلندمدت هستند؛ زیرا ادامه این روند میتواند برای خود آنها و اقتصاد جهانی نیز مشکلاتی ایجاد کند.
به گزارش ایمنا، در نهایت، ایران برای مقابله با فشارهای دریایی و هوایی آمریکا، تنها به یافتن مسیرهای جایگزین اکتفا نخواهد کرد و میتواند از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی، دیپلماتیک و منطقهای خود برای تغییر این معادله استفاده کند. در همین چارچوب، سرلشکر محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی بر ضرورت «برهمزدن بازی» و افزایش هزینه همراهی کشورهای منطقه با تحریمهای آمریکا تأکید کرده است.
تنگه هرمز، کریدورهای ترانزیتی و جایگاه ایران در شبکه ارتباطات منطقهای، ابزارهایی هستند که نشان میدهند فشار علیه ایران دیگر یکطرفه نیست؛ تهران نیز میتواند با فعالکردن ظرفیتهای خود، هزینههای سیاسی و اقتصادی همراهی با سیاستهای تحریمی واشنگتن را در محاسبات سایر کشورها وارد کند.
نظر شما