موزه‌ای که هنوز بوی روزهای جنگ می‌دهد

اینجا گذشته روی دیوارها باقی مانده است، در چهره رزمندگانی که سال‌ها پیش مقابل دوربین ایستاده‌اند و حالا عکس‌هایشان بخشی از یک موزه شخصی شده است، عکس‌هایی که تماشای آنها، پرسش درباره لحظه‌های پشت دوربین را به دنبال دارد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، ماکت یک رزمنده دفاع مقدس نخستین چیزی است که در بدو ورود خودنمایی می‌کند؛ پیکره‌ای که انگار هنوز در همان روزهای جنگ ایستاده و به فضای موزه نگاه می‌کند. پشت سر این ماکت، تصویری از همان رزمنده قرار گرفته است؛ عکسی که علیرضا جلیلی‌فر، عکاس و رزمنده پیشکسوت دفاع مقدس، آن را ثبت کرده است. همین قاب نخست، مسیر بازدید را تغییر می‌دهد؛ از یک موزه شخصی عبور می‌کنیم و وارد روایتی تصویری از سال‌هایی می‌شویم که دوربین، شاهد بسیاری از لحظه‌های ماندگار آن بوده است.

کمی جلوتر، عکس‌ها یکی پس از دیگری روی دیوارها و در گوشه‌های مختلف موزه دیده می‌شوند؛ چهره‌هایی از رزمندگان، فرماندهان و مردانی که نامشان با تاریخ دفاع مقدس گره خورده است، در میان این تصاویر، عکس‌های بیشتری از شهید حسین خرازی به چشم می‌خورد؛ قاب‌هایی از فرمانده لشکر ۱۴ امام حسین (ع) که در کنار سایر تصاویر، توجه را بیشتر به خود جلب می‌کند.

اینجا نخستین پرسش‌ها شکل می‌گیرد؛ این عکس‌ها کجا گرفته شده‌اند و رابطه عکاس با این فرمانده شهید چگونه بوده و دوربین جلیلی‌فر در چه لحظه‌هایی توانسته تصویری از او ثبت کند که با جواب‌هایی جالبی روبه‌رو می‌شویم؛ از عکاس مقیم در لشکر تا ماموریت‌های خاص در عملیات‌ها که خود به خوبی برای مشخص شدن پاسخ پرسش‌های ما کافی است.

موزه‌ای که هنوز بوی روزهای جنگ می‌دهد

هر قاب، بخشی از یک خاطره است

موزه شخصی علیرضا جلیلی‌فر در طبقه بالای خانه او قرار گرفته؛ فضایی که بیش از آنکه شبیه یک نمایشگاه رسمی باشد، به اتاقی از خاطرات یک عمر فعالیت حرفه‌ای شباهت دارد. دوربین‌های قدیمی، تجهیزات چاپ، ابزارهای عکاسی و وسایل استودیو در کنار عکس‌هایی قرار گرفته‌اند که هرکدام بخشی از گذشته را با خود حمل می‌کنند.

اینجا برای دیدن یک عکس، کافی نیست تنها به تصویر نگاه کرد. باید به دوربینی فکر کرد که آن را ثبت کرده، به دست‌هایی که فیلم را ظاهر کرده‌اند و به روزهایی که عکاس برای رسیدن به همان یک قاب، بخشی از مسیر دشوار جبهه را طی کرده است.

در میان وسایل، دوربین‌های آنالوگ بیشتر از هر چیز توجه را به خود جلب می‌کنند؛ دوربین‌هایی که برخلاف ابزارهای امروزی، امکان ثبت بی‌پایان تصویر را نداشتند. هر فریم ارزش داشت و انتخاب لحظه برای فشردن دکمه شاتر، بخشی از مهارت عکاس محسوب می‌شد، اما ارزش این دوربین‌ها برای جلیلی‌فر تنها به تاریخچه حرفه عکاسی محدود نمی‌شود. بسیاری از این ابزارها با بخشی از زندگی او در دوران دفاع مقدس گره خورده‌اند؛ روزهایی که دوربین در کنار رزمنده، خبرنگار و دیگر حاضران در جبهه قرار می‌گرفت و آنچه را می‌دید، برای سال‌های بعد به یادگار می‌گذاشت.

موزه‌ای که هنوز بوی روزهای جنگ می‌دهد

وقتی عکس‌ها شروع به روایت می‌کنند

در ادامه مسیر، عکس‌ها بیشتر می‌شوند و هر قاب، چهره‌ای آشنا از آن سال‌ها را پیش چشم می‌آورد. رزمندگان در لحظه‌های مختلف، فرماندهان در میان نیروها، صحنه‌هایی از حضور در جبهه و تصاویری که حال‌وهوای روزهای جنگ را به امروز منتقل کرده‌اند.

در این میان، تکرار تصویر شهید خرازی بیش از هر چیز نگاه را متوقف می‌کند. عکس‌های متعدد از این فرمانده شهید، نشان می‌دهد که دوربین جلیلی‌فر در مقاطع مختلفی همراه این چهره شناخته‌شده دفاع مقدس بوده است. هر تصویر اما فقط یک پرتره نیست؛ نشانی از یک موقعیت، یک عملیات، یک دیدار یا لحظه‌ای از زندگی فرمانده‌ای است که دوربین توانسته بخشی از آن را برای همیشه ثبت کند.

اینجا فاصله میان عکس و سند کم می‌شود. تصویر، دیگر فقط یک قاب زیبا یا یک پرتره تاریخی نیست؛ مدرک دیداری است که می‌تواند بخشی از گذشته را برای نسلی که آن روزها را ندیده، قابل لمس کند.

در بخش دیگری از موزه، تجهیزات مربوط به استودیو شهید خرازی دیده می‌شود؛ مجموعه‌ای که نام خود را از همان فرمانده شهید گرفته است و در کنار تصاویر و وسایل قدیمی، پیوند میان عکاسی و خاطرات دفاع مقدس را پررنگ‌تر می‌کند.

در کنار این تجهیزات، ماکت و یادگارهای مربوط به رزمندگان نیز دیده می‌شود و فضای موزه را از یک مجموعه تنها حرفه‌ای فراتر می‌برد. اینجا همزمان دو روایت در جریان است؛ روایت تحول عکاسی در طول چند دهه و روایت مردانی که دوربین در کنارشان بخشی از تاریخ را ثبت کرده است.

نیم‌قرن فعالیت حرفه‌ای جلیلی‌فر را می‌توان در همین جزئیات دنبال کرد؛ از دوربین‌ها و ابزارهای قدیمی گرفته تا عکس‌هایی که امروز ارزش تاریخی پیدا کرده‌اند. گویی هر وسیله، قطعه‌ای از یک پازل بزرگ‌تر است که با کنار هم قرار گرفتن آنها، تصویری از مسیر زندگی یک عکاس و بخشی از تاریخ معاصر ایران شکل می‌گیرد.

موزه‌ای که هنوز بوی روزهای جنگ می‌دهد

جایی که گذشته هنوز در قاب‌ها نفس می‌کشد

بازدید از این موزه در نهایت بیشتر از تماشای مجموعه‌ای از عکس‌ها و دوربین‌های قدیمی است. اینجا جایی است که گذشته هنوز در قاب‌ها حضور دارد؛ جایی که می‌توان از یک ماکت به یک عکس رسید، از یک عکس به یک خاطره و از یک خاطره به پرسشی درباره روزهایی که سال‌ها از آنها گذشته است.

در میان همه این تصاویر، عکس‌های شهید خرازی بیش از دیگر قاب‌ها ذهن را درگیر می‌کنند؛ تصاویری که هرکدام می‌توانند سرآغاز روایتی تازه باشند. شاید ارزش چنین مجموعه‌ای نیز دقیقاً در همین باشد؛ اینکه اجازه نمی‌دهد عکس‌ها تنها روی دیوار بمانند. هر قاب، پرسشی ایجاد می‌کند و هر پرسش، راهی به سوی خاطره‌ای از روزهای دفاع مقدس باز می‌کند.

و در پایان، آنچه از موزه با خود بیرون می‌آید، تنها تصویر چند دوربین قدیمی یا چهره چند رزمنده نیست؛ مجموعه‌ای از قاب‌هاست که یادآوری می‌کند بخشی از تاریخ، پیش از آنکه در کتاب‌ها نوشته شود، در مقابل چشم عکاس ایستاده و برای همیشه در یک لحظه منجمد شده است.

کد مطلب 1007706

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.