به گزارش خبرگزاری ایمنا، تیم ملی امید ایران بار دیگر در شرایطی قرار گرفته است که ناکامی آن بیش از آنکه به یک مسابقه یا عملکرد یک مربی محدود شود، ریشه در مجموعهای از مشکلات ساختاری دارد. حذف از رقابتهای ناگویا و نتایج ضعیف این تیم پرسشهای زیادی درباره شیوه آمادهسازی، انتخاب بازیکنان، میزان حمایت فدراسیون و همکاری باشگاهها ایجاد کرده است؛ پرسشهایی که سالها است بدون پاسخ روشن باقی ماندهاند.
تیم ملی امید همواره یکی از مهمترین مسیرهای شناسایی و پرورش استعدادهای فوتبال ایران بوده است؛ تیمی که میتواند بازیکنان جوان را برای حضور در تیم ملی بزرگسالان آماده کند و آینده فوتبال کشور را بسازد. با این وجود نبود برنامهریزی منسجم تغییرات مداوم در کادر فنی در اختیار نبودن بازیکنان و بیتوجهی به ظرفیت مربیان فوتبال پایه موجب شده است این تیم نتواند جایگاه واقعی خود را پیدا کند.
در سالهای گذشته باشگاهها نیز با توجه به سرمایهگذاری سنگین روی بازیکنان و نگرانی از مصدومیت آنها همواره با تردید بازیکنان خود را در اختیار تیم امید قرار دادهاند، از سوی دیگر فدراسیون فوتبال نیز نتوانسته است سازوکاری مشخص و الزامآور برای همکاری باشگاهها ایجاد کند. تمام این موارد دست به دست یکدیگر داده است تا تیم امید چند دهه ناکامی را پشتسر بگذارد.
نمیدانم چرا از تیم امید توقع نتیجه داریم
بهزاد داداشزاده، کارشناس فوتبال کشورمان درباره ناکامیهای تیم ملی امید در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: شرایط تیم ملی امید طی چند دهه گذشته همواره به همین شکل بوده است؛ نمیدانم چرا اهالی فوتبال توقع دارند امیدهای کشورمان به موفقیت دست پیدا کنند و نتایج مطلوبی کسب کنند. تنها در المپیک ۱۹۹۲ بارسلون تیم امید بسیار باکیفیتی داشتیم و پس از دیگر توجهی به این رده سنی نشد.
وی افزود: در مقطعی تیم ملی امید برای بازیکنان یک سکوی پرتاب برای رسیدن به تیمهای بزرگ و رده بزرگسالان بود، اما امروزه تمام مهرههای تیم امید قراردادهای سنگین بستهاند و هیچ علاقهای به تیم امید ندارند. مشخص است که بازیکنان ما به باشگاههای خود وابستگی بیشتری دارند.
تیم امید در ناگویا شرایط مطلوبی نداشت
کارشناس فوتبال کشورمان تصریح کرد: باید قانونی وضع شود که باشگاههای لیگ برتر موظف باشند هر بازیکنی که سرمربی تیم امید میخواهد در اختیار وی قرار دهند؛ بزرگترین مشکلات فوتبال امید ما همین موارد است. واقعیت این است که حتی پیروزی شاگردان عبدی برابر امارات هم جای تعجب داشت، چراکه این تیم شرایط مطلوبی نداشت. تیم ملی امید در این دوره با ۱۵ بازیکن به مصاف رقبای خود رفت. برخی مهرهها روز بازی به ترکیب اضافه شدند و پس از آن هم کادر فنی ترجیح داد به بازیکنانی که نامی مطرحتر، اما آمادگی پایینتر دارند بازی دهد. تمام این مسائل دست به دست یکدیگر داد تا امیدهای ایران نتیجه نگیرند.
وی ادامه داد: به شما قول میدهم اگر تیم پیشکسوتان دهه ۷۰ برابر کرهشمالی قرار میگرفت با دست پر از زمین خارج میشد، این موضوع نشان میدهد هیچ کدام از بازیکنان امید انگیزهای برای درخشش در تیم ملی نداشتند. هر فرد دیگری هم جای حسین عبدی بود با همین شرایط روبهرو میشد، نتیجه نمیگرفت و کارنامه خود را خراب میکرد.

روند فوتبال ایران نزولی است
داداشزاده خاطرنشان کرد: روند فوتبال ایران نزولی است و هیچ فردی نیست که به این موضوع اهمیت دهد. سرمایه اصلی ورزش هر کشور باشگاهها هستند؛ اگر بازیکن یک تیم آسیب ببیند چه کسی پاسخگو خواهد بود؟ طبیعی است که تیمهای لیگبرتری با ترس و دلهره بازیکن را تیم امید تحویل دهند. من اگر جای حسین عبدی بودم به نام بازیکنان توجه نمیکردم و از لیگهای پایه مهره انتخاب میکردم. شاید نتیجه نمیگرفتم، اما دست کم ۱۰ بازیکن باکیفیت را به فوتبال ایران معرفی میکردم. البته هیچگاه من را جای حسین عبدی نمیگذارند.
وی عنوان کرد: حتی اگر سرمربی خارجی هم هدایت تیم امید کشورمان را بر عهده بگیرد شرایط همینگونه خواهد بود، چراکه وی هم به سراغ بازیکنان لیگبرتری خواهد رفت و باز هم باشگاهها بازیکن نمیدهند و در نهایت همین نتایج ضعیف تکرار میشود.

فلسفه انتخاب سرمربی تیم ملی چیست؟
کارشناس فوتبال کشورمان بیان کرد: واقعیت این است که نمیدانم فدراسیون فوتبال بر اساس چه فلسفهای سرمربیان ردههای پایه را انتخاب میکند؛ مسئولان ورزشی ما باید توضیح دهند بر چه مبنایی سرمربی انتخاب میکنند. هر چقدر هم که این مسائل را گوشزد میکنیم کسی توجه نمیکند. من از جنس فوتبال هستم و باید درباره این رشته صحبت کنم. جای سوال دارد که انتخاب مربیان تیم ملی بر چه اساسی است؟ چرا از مربیان پایه ایران در تیمهای ملی استفاده نمیشود؟ این چراها را چه کسی باید پاسخ دهد؟
وی اضافه کرد: اگر هدف فدراسیون فوتبال این است که تیم امید در المپیک ۲۰۲۸ نتیجه بگیرد، بهتر بود به سراغ سرمربیای میرفت که تا آن زمان بماند و به نتایج ناگویا هم اهمیت نمیدادند. پیش از رقابتهای ناگویا باید اهداف خود را میگفتند. اگر قرار است در المپیک نتیجه بگیریم بهتر است از همین امروز تکلیف نیمکت تیم امید مشخص و سرمربی اختیار تام داده شود تا بازیکنان مدنظر خود را در اختیار داشته باشد و نتیجه بگیرد.
داداشزاده تاکید کرد: بهتر است فدراسیون از مربیان ردههای پایه در تیمهای ملی استفاده کند؛ مسئولان ما باید به سراغ گزینههایی بروند که در ردههای پایه استعداد کشف کردهاند و تنها در این صورت تیم امید شرایط بهتری پیدا خواهد کرد.
به گزارش ایمنا، ناکامی تیم ملی امید حاصل مجموعهای از مشکلات ساختاری، نبود برنامهریزی منسجم، نداشتن دسترسی کامل به بازیکنان و ضعف در ارتباط میان فدراسیون و باشگاهها است. برای تغییر این روند، انتخاب شفاف کادر فنی، حمایت از مربیان پایه، ایجاد سازوکار مشخص برای حضور بازیکنان و تدوین برنامهای بلندمدت ضروری است.
نظر شما