به گزارش خبرگزاری ایمنا، جعفر قائمپناه باز هم خبرساز شد؛ این بار نه با یک جمله، بلکه با یک عکس. معاون اجرایی رئیسجمهور در مراسم روز ملی عربستان در تهران، کنار مقامهای سعودی ایستاد و در آیین بریدن کیک شرکت کرد؛ تصویری که در شرایط عادی شاید تنها بخشی از تشریفات دیپلماتیک تلقی میشد، اما در شرایط فعلی منطقه، پرسشبرانگیز شده است.
مسئله، حضور در سفارت عربستان نیست.
ایران با عربستان رابطه دیپلماتیک دارد و سیاست همسایگی نیز اقتضا میکند مقامهای دو کشور در مراسم رسمی یکدیگر حاضر شوند.
مسئله، تفاوت میان «حضور دیپلماتیک» و تولید یک قاب صمیمانه در شرایطی است که مناسبات منطقه هنوز تحت تأثیر جنگ و اقدامات آمریکا علیه ایران قرار دارد.در ماههای گذشته آمریکا حتی محاصره دریایی بنادر ایران را مجدداً برقرار کرده و گزارشهایی نیز از همکاری نظامی واشنگتن و ریاض علیه گروههای همسو با ایران در منطقه منتشر شده است. در چنین فضایی، طبیعی است که رفتار نمادین یک مقام ارشد ایرانی بیش از شرایط عادی زیر ذرهبین قرار گیرد.
سیاست خارجی فقط پشت میز مذاکره اتفاق نمیافتد؛ عکس، لبخند، دستدادن و حتی ایستادن کنار یک کیک نیز میتواند پیام سیاسی تولید کند.اما شاید مسئله مهمتر، تکرار یک الگو باشد؛ الگویی که پیشتر نیز درباره برخی اظهارات قائمپناه دیده شده است: ابتدا حرف یا رفتاری خبرساز میشود، موج انتقاد شکل میگیرد و بعد نوبت توضیح میرسد که «منظور این نبود».
«من سیاست بلد نیستم»اینجاست که یک جمله قدیمی مسعود پزشکیان معنای تازهای پیدا میکند.
رئیسجمهور در نشست با رسانههای آمریکایی در نیویورک گفته بود: «من زیاد سیاست بلد نیستم، دروغ گفتن بلد نیستم.»ممکن است این جمله برای تأکید بر صداقت یا حتی از سر تواضع گفته شده باشد؛ اما وقتی گوینده رئیسجمهور یک کشور است، جمله معنای دیگری هم پیدا میکند.
برای فهم مسئله کافی است سیاست را کنار حرفه اصلی همین دو نفر بگذاریم.قائمپناه چشمپزشک است و پزشکیان جراح قلب. تصور کنید چشمپزشکی بالای سر بیمار بایستد و وسط کار بگوید: «من چشمپزشکی بلد نیستم.» یا جراح قلبی وارد اتاق عمل شود و بگوید: «من جراحی قلب بلد نیستم.»آیا کسی پاسخ میدهد اشکالی ندارد، چون صادقانه اعتراف کرده است؟اتفاقاً صداقت ارزشمند است؛ اما اعتراف به ندانستن، صلاحیت ایجاد نمیکند.
کسی که مسئولیت جان بیمار را پذیرفته، مسئول پیامد تصمیم خود نیز هست. اگر تخصص کافی ندارد، «نمیدانستم» شاید توضیح دهد چرا خطا رخ داده، اما مسئولیت آن را از بین نمیبرد.در سیاست نیز همین قاعده برقرار است؛ با این تفاوت که بیمار، یک نفر نیست.یک جمله نسنجیده درباره مسئله هستهای، یک پیام اشتباه در سیاست خارجی یا یک تصویر نامتناسب میتواند برای کشوری هزینه ایجاد کند. بنابراین «سیاست بلد نیستم» اگر واقعاً به معنای نابلدی باشد، عذر نیست؛ اتفاقاً سؤال درباره صلاحیت و پاسخگویی را جدیتر میکند.
تا کجا میتوان گفت «سادگی»؟نمیتوان بدون سند هر رفتار اشتباهی را به سوءنیت نسبت داد. ممکن است مسئله واقعاً سادگی، بیدقتی یا نابلدی باشد.اما تکرار، موضوع را تغییر میدهد.وقتی بارها ابتدا سخن یا رفتاری مسئلهساز میشود و سپس دستگاه رسمی باید توضیح دهد که مقصود چیز دیگری بوده، دیگر موضوع فقط درباره یک جمله یا یک عکس نیست.باید پرسبد: هزینه یادگیری سیاست را چه کسی باید بپردازد؟قائمپناه این بار هم «حماسه» آفرید؛ اما شاید بهجای خندیدن به این حماسهها باید پرسید چرا برخی خطاهای سیاسی ابتدا اتفاق میافتند و تازه بعد از آن، توضیح و توجیه آغاز میشود؟نابلدی شاید علت یک خطا باشد؛ اما رافع پاسخگویی نیست.
منبع : فارس
نظر شما