به گزارش خبرگزاری ایمنا، مهرداد موسوی شامگاه پنجشنبه دوم مهر در مراسم رونمایی از رمان «دختر اصفهان» اظهار کرد: کتاب «دختر اصفهان» داستانی را روایت میکند که در بستر تاریخ اتفاق میافتد و داستان زنی است که اصفهان و آثار تاریخی آن برایش از خودش و زندگیاش مهمتر است.
وی افزود: در این کتاب، «هزار و یک شب» تاریخی شهر بغداد به کوچهپسکوچههای اصفهان آورده شده و در قالب ۱۰ داستان کوتاه و عاشقانه، خواننده را در بافت تاریخی اصفهان غرق میکند.
تاریخدان و اصفهانشناس ادامه داد: تازگی این داستان، تلفیق هزار و یک شب و تاریخ اصفهان است. در کتاب نیز به چند بنای تاریخی از جمله تکیه دولت، تل عاشقان، دروازه دولت و هشتبهشت اشاره شده است.
موسوی ادامه داد: داستان کتاب دختر اصفهان در نیمه پایانی دوره قاجار اتفاق میافتد. دوره قاجار نیز فراز و نشیبهای خاص خود را داشته است و اگر به حدود ۳۱۰ سال پیش و زمان سقوط صفویه بازگردیم، اصفهان وارد دورهای بسیار تاریک شد و بیثباتی سیاسی ایجاد کرد؛ بهگونهای که حدود ۷۰ سال اصفهان در آشفتگی فرو رفته بود.
وی گفت: آقامحمدخان قاجار سلسلهای را به وجود آورد که حدود ۱۰۰ سال حکومت کرد و نسبت به دوره پیش از آن، ثباتی در اصفهان ایجاد شد، هرچند این دوره نیز فراز و نشیبهای زیادی داشت.
تاریخدان و اصفهانشناس با اشاره به جایگاه ظلالسلطان در تاریخ اصفهان افزود: پسر بزرگ ناصرالدینشاه، ظلالسلطان بود که برای پادشاهی خیز برداشته بود، اما برادر او به پادشاهی رسید. ظلالسلطان حدود ۳۰ سال در اصفهان حکومت کرد و همچنان امید پادشاهی داشت، اما از حدود سال ۱۳۰۶ این امید را از دست داد.
موسوی اظهار کرد: یکسوم خاک ایران زیر سلطه ظلالسلطان بود. او ۲۱ هزار سپاهی در اصفهان ایجاد کرد و ارتشی با انسجام بالا داشت. این ۲۱ هزار سپاهی را در کاروانسراهای اطراف میدان نقش جهان و خود میدان نقش جهان مستقر میکرد و امنیتی که این سپاه به همراه داشت، در دوران قاجار بیمانند بود.
وی ادامه داد: این قدرت نظامی نگرانیهای بسیاری ایجاد کرد و تا سال ۱۳۰۷، ظلالسلطان برای اصفهان آبادی ایجاد میکرد و تلاش داشت مانند امیرکبیر رفتار کند.
تاریخدان و اصفهانشناس افزود: از حدود سال ۱۳۰۷، ناصرالدینشاه به او حکم کرد که هرچه حکومت بر ایران دارد، تحویل دهد و سپاه را نیز منحل کند، اما ظلالسلطان همچنان میتوانست بر اصفهان حکومت کند و این نقطه آغاز تخریبهای او شد.
موسوی گفت: ظلالسلطان نگران بود زیبایی اصفهان باعث شود برادرش به این شهر چشم بدوزد و او اصفهان را نیز از دست بدهد و موج تخریبهای ظلالسلطان به قدری ادامه پیدا کرد که کاخهای صفوی از بین رفت و انقلاب مشروطه نقطه عطفی بود که در پی آن، ظلالسلطان از اصفهان اخراج و عزل شد.
نظر شما