به گزارش خبرگزاری ایمنا، سفر مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، به نیویورک برای حضور در هشتادویکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در شرایطی انجام شد که فضای بینالمللی تحت تأثیر تحولات غرب آسیا و جنگ و تنش میان ایران و آمریکا قرار داشت. هشتادویکمین نشست مجمع عمومی از ۲۲ سپتامبر آغاز شد و رهبران و نمایندگان کشورهای عضو در این دوره، علاوه بر سخنرانیهای عمومی، دیدارها و رایزنیهای دوجانبه و چندجانبه متعددی را دنبال کردند.
هیئت وزارت امور خارجه ایران به ریاست سیدعباس عراقچی پیش از هیئت ریاستجمهوری وارد نیویورک شد و رایزنیهای دیپلماتیک خود را با مقامهای کشورهای مختلف و مسئولان بینالمللی آغاز کرد. پزشکیان نیز پس از ورود به نیویورک، مجموعهای از برنامههای سیاسی و دیپلماتیک را دنبال کرد که سخنرانی در مجمع عمومی، دیدار با مقامهای خارجی و بینالمللی، گفتوگو با رسانههای آمریکایی و نشست با نخبگان و اندیشکدههای این کشور از مهمترین آنها بود.
در این سفر، تریبون مجمع عمومی برای رئیسجمهور ایران به صحنهای برای تشریح روایت تهران از تحولات منطقه، جنگ، برنامه هستهای، فلسطین و مناسبات ایران با آمریکا تبدیل شد. سخنرانی پزشکیان یک روز پس از سخنان دونالد ترامپ انجام شد؛ سخنانی که در آن رئیسجمهور آمریکا درباره ایران مواضعی تهدیدآمیز مطرح کرده بود. خبرگزاری رویترز نیز گزارش داد که ترامپ در سخنرانی ۲۲ سپتامبر خود از امکان «نابودی» ایران در صورت نرسیدن به توافق سخن گفته و بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای تأکید کرده بود.
ماندن ناصر اسدی، از اعضای دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل، هنگام سخنرانی دونالد ترامپ، در حالی که دیگر اعضای هیئت ایرانی محل برگزاری نشست را ترک کرده بودند، با انتقادهایی در فضای رسانهای و سیاسی ایران روبهرو شد. منتقدان پرسیدند چرا در برابر اظهارات تند و ضدایرانی رئیسجمهور آمریکا، این دیپلمات برخلاف رویه هیئت ایرانی از صحن خارج نشد و حتی واکنش اعتراضی آشکاری نیز نشان نداد. در مقابل، برخی نیز تأکید کردند که حضور یک دیپلمات در صحن مجمع عمومی به معنای تأیید سخنان ترامپ نیست و میتواند با هدف رصد اظهارات طرف مقابل و حفظ حضور رسمی انجام شده باشد.

روایت ایران از جنگ در صحن سازمان ملل
پزشکیان در سخنرانی خود تلاش کرد تمرکز را از روایت ارائهشده از سوی آمریکا به روایت ایران از جنگ و پیامدهای آن منتقل کند. اشاره به ترور رهبر شهید ایران، کودکان کشتهشده در میناب، شهدای لامرد، حملات به زیرساختها و غیرنظامیان و همچنین وضعیت غزه، بخش مهمی از سخنان رئیسجمهور را تشکیل داد.
او با طرح این پرسش که چگونه کشوری که خود را قربانی تروریسم میداند با عنوان تروریست معرفی میشود، بر موضع ایران درباره دفاع از خود تأکید کرد. پزشکیان همچنین گفت که ایران برای دفاع از کشور از کسی اجازه نمیگیرد و توان دفاعی را در چارچوب بازدارندگی و دفاع از کشور تعریف کرد.
در بخش دیگری از سخنان رئیسجمهور، برنامه هستهای ایران مورد توجه قرار گرفت. پزشکیان تأکید کرد که ایران سلاح هستهای را عامل امنیت نمیداند، اما همزمان حق خود برای برخورداری از دانش، صنعت و انرژی صلحآمیز هستهای را محفوظ میداند. او همچنین تأکید کرد که مسئله هستهای ایران از مسیر جنگ حل نمیشود و راهحل را در توافقی دانست که از یک سو درباره صلحآمیز بودن برنامه ایران اطمینان ایجاد کند و از سوی دیگر حقوق ایران را به رسمیت بشناسد.
تنگه هرمز نیز بخش دیگری از سخنرانی رئیسجمهور بود. پزشکیان با اشاره به اهمیت آبراههای منطقه، امنیت کشتیرانی را جدا از امنیت کشورهای ساحلی ندانست و نسبت به استقرار نیروهای نظامی خارجی و تداوم جنگ در منطقه موضع گرفت.
فلسطین و غزه نیز جایگاه ویژهای در سخنرانی رئیسجمهور داشت. پزشکیان وضعیت غزه را یکی از مسائل اصلی جامعه جهانی دانست و بر این موضوع تأکید کرد که بدون توجه به مسئله فلسطین، امکان دستیابی به صلح پایدار در غرب آسیا وجود ندارد.
در بخش پایانی سخنرانی نیز رئیسجمهور بر دو محور دفاع و دیپلماسی تأکید کرد؛ از یک سو گفت ایران برای دفاع از خود از جنگ هراسی ندارد و از سوی دیگر مسیر مذاکره را برای رسیدن به صلح مسدود نمیداند. این موضع در شرایطی مطرح شد که همزمان بحث درباره امکان رایزنی غیرمستقیم ایران و آمریکا در نیویورک مطرح بود.

از دیدار با گوترش تا رایزنی با سران کشورها
سفر پزشکیان به نیویورک تنها به سخنرانی در مجمع عمومی محدود نشد. رئیسجمهور در حاشیه این نشست با شماری از مقامهای خارجی و بینالمللی دیدار کرد و درباره تحولات منطقهای، روابط دوجانبه و جنگ میان ایران و آمریکا گفتوگو داشت.
دیدار با آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، از برنامههای مهم رئیسجمهور بود. پزشکیان همچنین با مقامهایی از کشورهای مختلف دیدار کرد و در ادامه برنامههای خود با سران و مقامهای حاضر در نشست مجمع عمومی به گفتوگو پرداخت.
بر اساس گزارشهای منتشرشده از این سفر، دیدار با رئیسجمهور سوئیس، نخستوزیر ارمنستان، نخستوزیر بنگلادش، رئیس شورای اروپا و مقامهای کشورهای دیگر در دستور کار قرار داشت. در کنار این دیدارها، سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران نیز مجموعهای از رایزنیهای دیپلماتیک را دنبال کرد.
پزشکیان در دیدار با سران اروپایی، کتاب «به نام کمک» را اهدا کرد؛ کتابی که مستندات جنایتها و خسارتهای آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران را روایت میکند تا تصویر واقعی حملات و جنایات جنگی آمریکا در برابر روایتسازیهای واشنگتن قرار گیرد.
این بخش از سفر از آن جهت اهمیت داشت که دیپلماسی ایران در نیویورک تنها در برابر دوربینهای مجمع عمومی دنبال نشد و در دیدارهای دوجانبه نیز ادامه یافت. موضوعات مربوط به جنگ، تحولات منطقه، روابط دوجانبه و مواضع ایران در قبال آمریکا از محورهای این رایزنیها بود.
ادامه مذاکرات غیرمستقیم در خاک آمریکا
همچنین مذاکره غیرمستقیم سهساعته عباس عراقچی و استیو ویتکاف در نیویورک، در شرایطی انجام شد که ایران پیش از آن شروط خود را برای هرگونه تعامل با آمریکا روشن کرده بود. بر اساس اعلام اسماعیل بقایی، این دیدار برای ابلاغ شروط تهران انجام شد؛ شروطی از جمله پایان جنگ در همه جبههها، توقف اقدامات آمریکا، رفع محاصره دریایی و آزادی داراییهای ایران. در واقع، روایت رسمی تهران از این دیدار، مذاکره از موضع عقبنشینی نبود؛ پیام ایران روشن بود: اگر آمریکا تغییر شرایط را میخواهد، ابتدا باید به شروط ایران پاسخ دهد.

از نیویورک تا تهران؛ واکنشهایی که از خود دیدار مهمتر شد
انتشار خبر این دیدار در داخل ایران با واکنشهای تندی همراه شد. شماری از منتقدان، پرسش اصلی را نه درباره اصل انتقال شروط ایران، بلکه درباره نحوه هماهنگی و مجوز انجام این تماس مطرح کردند. خبرگزاری تسنیم درباره هماهنگی این دیدار با نهادهای تصمیمگیر انتقاداتی مطرح کرد و خبرگزاری فارس نیز درباره ضرورت انتقال دوباره شروط ایران و آثار احتمالی این تماس بر فشار اقتصادی واردشده به دولت آمریکا سؤالهایی را پیش کشید، فارس در واکنش به دیدار عراقچی و ویتکاف، چند انتقاد مشخص را مطرح کرده است:
نخست اینکه شروط ایران پیش از این بارها از طریق میانجیها به طرف آمریکایی ابلاغ شده بود و تکرار همان شروط در یک دیدار، از نگاه فارس «تحصیل حاصل» و فاقد توجیه کافی برای برگزاری این ملاقات است.
دوم اینکه این رسانه معتقد است که نهادهای تصمیمگیر و سیاستگذار کشور با چنین اقدامی موافق نبودهاند و خواسته است عراقچی درباره مجوز انجام این دیدار توضیح دهد. فارس همچنین به نحوه روایت رسانهای این ملاقات انتقاد کرده و گفته خبر به شکلی تنظیم شده که گویی عراقچی به دلیل اصرار ویتکاف، با دیدار موافقت کرده و این موضوع را بهعنوان یک دستاورد دیپلماتیک برجسته کرده است!
در مجلس نیز ابراهیم رضایی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، خواستار توضیح عراقچی درباره مبنای این تماس شد و آن را مورد انتقاد قرار داد. در مقابل، مجتبی زارعی، دیگر عضو کمیسیون امنیت ملی، روایت متفاوتی ارائه کرد و گفت عراقچی با مجوز ساختارهای حاکمیتی و در چارچوب تصمیمهای اتخاذشده عمل کرده و در این تماس، مذاکرهای برای تغییر مواضع ایران صورت نگرفته است.
بهرحال حالا توپ در زمین واشنگتن است. تهران پیام خود را رسانده است و آنچه باید تغییر کند، موضع واشنگتن است.
رسانههای آمریکایی؛ میدان دوم انتقال پیام
یکی دیگر از بخشهای مهم سفر پزشکیان، حضور او در برنامههای رسانهای و نشست با مدیران و سردبیران رسانههای آمریکایی بود. رئیسجمهور در نیویورک با جمعی از اصحاب رسانه، نخبگان و صاحبنظران اندیشکدههای آمریکایی گفتوگو کرد و تلاش شد مواضع ایران در فضایی خارج از صحن رسمی سازمان ملل نیز تشریح شود.
مصاحبه با فاکسنیوز و سیبیاس و همچنین گفتوگو با شبکه الجزیره از دیگر برنامههای پزشکیان در این سفر بود که بخشهایی از این مصاحبهها با انتقادهای تندی روبهرو شد. به نظر میرسد بهتر بود رئیسجمهور در این گفتوگو از موضع مطالبهگر جمهوری اسلامی سخن میگفت، اما نحوه پاسخگویی او این شائبه را ایجاد کرد که ایران در جایگاه پاسخگو قرار گرفته است. در شرایطی که آمریکا همزمان فشار و تهدید را دنبال میکند، پذیرفتنی نیست ادبیات رئیسجمهور به گونهای باشد که به جای مطالبه هزینه اقدامات واشنگتن، تصویر کشوری را ارائه کند که برای رسیدن به توافق نیازمند توضیح دادن، اطمینانسازی و جلب نظر طرف آمریکایی است.
انتقاد اصلی این بود که تریبون یک رسانه آمریکایی نباید به فرصتی برای بازتولید چارچوب مطلوب واشنگتن تبدیل شود. پزشکیان میتوانست صریحتر از شروط ایران، خسارتهای جنگ، فشارهای آمریکا و مسئولیت واشنگتن سخن بگوید و طرف مقابل را در جایگاه پاسخگویی قرار دهد؛ اما بخشی از سخنان او، بهجای نمایش قدرت چانهزنی ایران، نشانهای از انعطاف بیش از اندازه تلقی شد. وقتی موضوع بر سر فشار، تهدید و منافع ملی است، ایران نباید در برابر دوربین رسانه آمریکایی توضیحدهنده باشد؛ این طرف آمریکایی است که باید درباره اقدامات خود پاسخ دهد.
رئیسجمهور پس از سخنرانی خود نیز در گفتوگو با خبرنگاران ایرانی درباره روند سفر توضیح داد که متن اولیه سخنرانی با توجه به سخنان رئیسجمهور آمریکا تغییر کرده و تلاش شده است واقعیتهایی که ایران درباره جنگ و تحولات منطقه مطرح میکند، در تریبون سازمان ملل بیان شود.
از سوی دیگر، موضوع رایزنیهای وزیر امور خارجه ایران با مقامهای آمریکایی نیز در حاشیه این سفر مورد توجه قرار گرفت. دیدار سیدعباس عراقچی و استیو ویتکاف از جمله موضوعاتی بود که در رسانهها بازتاب یافت و درباره محتوای آن روایتهای متفاوتی مطرح شد. در چنین شرایطی، آنچه درباره این دیدار منتشر شد، در کنار سایر تحولات دیپلماتیک نیویورک، به یکی از موضوعات بحثبرانگیز این سفر تبدیل شد.

تصویری از شهدا در قلب مجمع عمومی
یکی از بخشهای مورد توجه سخنرانی پزشکیان، استفاده از تصاویر قربانیان جنگ و حملات علیه ایران بود. رئیسجمهور در جریان سخنرانی تصاویر کودکان میناب و دیگر قربانیان را به نمایش گذاشت و تلاش کرد مسئله قربانیان جنگ را از سطح ادعاهای سیاسی به تصویر و روایت انسانی منتقل کند.
در جریان حضور هیئت ایرانی در سازمان ملل نیز تصویر شهید قاسم سلیمانی در جایگاه ایران قرار گرفت. همزمان، ترک سالن از سوی هیئتهای مختلف هنگام سخنرانی نخستوزیر اسرائیل نیز مورد توجه رسانهها قرار گرفت.
رئیسجمهور همچنین در سخنرانی خود از شهدای جنگ و قربانیان حملات علیه غیرنظامیان یاد کرد و تلاش کرد مسئله جنگ را از زاویه آثار انسانی آن در برابر افکار عمومی جهان مطرح کند.
بازتاب سخنرانی در رسانههای منطقهای و بینالمللی
سخنرانی پزشکیان پس از پایان در رسانههای منطقهای و بینالمللی نیز بازتاب داشت. برخی رسانهها بخش مربوط به تأکید ایران بر ادامه دیپلماسی را برجسته کردند و برخی دیگر روی مواضع رئیسجمهور درباره جنگ، غزه، برنامه هستهای و پاسخ ایران به فشارهای آمریکا تمرکز داشتند.
در گزارشهای رسانهای منطقهای، عباراتی مانند «ما قربانی تروریسم هستیم» و تأکید بر اینکه ایران در برابر فشار نظامی تسلیم نخواهد شد، از جمله محورهای مورد توجه بود. در کنار آن، بخشهایی از سخنان پزشکیان درباره آمادگی ایران برای گفتوگو و حل مسئله هستهای از مسیر توافق نیز بازتاب یافت.
این بازتابها نشان داد که سخنرانی رئیسجمهور در فضای رسانهای تنها از یک زاویه دنبال نشد؛ بلکه موضوعاتی همچون برنامه هستهای، جنگ ایران و آمریکا، فلسطین، تنگه هرمز و امکان دیپلماسی، همزمان در روایت رسانهها قرار گرفت.
پاتک سنگین پزشکیان به جنگ روانی آمریکا
حسین کنعانیمقدم در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به سخنان رئیسجمهور در سازمان ملل اظهار کرد: ما به سخنان رئیسجمهور در سازمان ملل افتخار کردیم؛ چراکه با شجاعت حقایق را برملا کردند و میتوانیم بگوییم که پاتک محکمی به سخنان و یاوهسراییهای ترامپ در مجمع عمومی زدند. به نظر میرسد این پاتک، جنگ روانیای را که ترامپ دنبال میکرد، خنثی کرد.
وی افزود: به نظر من، آقای پزشکیان در مقام مدعیالعموم ملت ایران، در یک دادگاه بینالمللی، ترامپ و رژیم صهیونیستی را به محاکمه کشید و آنها را به عنوان کسانی که دست به ترور میزنند، معرفی کرد. با نشان دادن عکس شهید امام، شهدای ما، شهدای میناب و شهدای ورزشگاه لامرد و جنایتی که مرتکب شده بودند، به نظر من یک دادخواست بسیار محکم را علیه ترامپ و رژیم صهیونیستی و حتی نظام بینالمللی که با استاندارد دوگانه در بحث تروریسم عمل میکند، در صحنه بینالمللی مطرح کردند.

قرار گرفتن آمریکا در موضع دفاعی
این کارشناس مسائل سیاسی تأکید کرد: این ابتکار بسیار خوبی بود که ایشان به خرج داد و توانست آمریکاییها را در یک شرایط دفاعی قرار دهد و آنها را از حالت تهاجمی که ترامپ داشت، خارج کند.
کنعانیمقدم ادامه داد: به نظر میرسد با صحبتهایی که ایشان کردند و اسنادی که ارائه کردند، مانند زمانی که دانشجویان ما لانه جاسوسی را تصرف کردند و جاسوسها را گروگان گرفتند، امروز ایشان با این صحبتهایشان ترامپ را به گروگان گرفتند و میتوانیم بگوییم ترامپ در گروگان ملت ایران قرار گرفته است.
وی تصریح کرد: ترامپ هیچ راهی جز قبول هفت شرطی که ما مطرح کردیم ندارد و هیچ راه برگشتی ندارد. تنگه هرمز بسته است. سخنان دبیر شورای امنیت ملی نیز نشان داد میدان و دیپلماسی در یک مسیر قرار دارند و آقای عراقچی با نظر شورای امنیت، آن هفت شرط را به آمریکاییها ابلاغ کرده است.
مذاکرهای در کار نیست
این کارشناس مسائل سیاسی گفت: هیچگونه مذاکرهای وجود نداشته و تنگه هرمز هم تا زمانی که ما پذیرفته نشویم، باز نخواهد شد و ایران از موضع قدرت برخورد میکند.
کنعانیمقدم تأکید کرد: این شرایط برای آمریکا و ترامپ یک بنبست جدی است و به نظر میرسد چارهای جز پذیرفتن شروط ایران نخواهد داشت؛ مگر اینکه دست به یک عملیات انتحاری بزند که در آن صورت دیگر باید فاتحه جمهوریخواهان را در آمریکا خواند.
وی ادامه داد: بحث مسئله هستهای که پزشکیان در سخنرانی خود در سازمان ملل مطرح کردند، بسیار شفاف و از موضع قدرت بود؛ اینکه ما در دفاع از خود هیچ تعللی نخواهیم کرد و در قدرتمند شدن خودمان هم هیچگونه ملاحظهای نخواهیم داشت.
حمایت از جبهه مقاومت و مردم فلسطین
کارشناس مسائل سیاسی گفت: رئیسجمهور در دفاع از جبهه مقاومت و مردم فلسطین نیز به خوبی صحبت کرد و رژیم صهیونیستی در این صحبتهای رئیسجمهور به عنوان جنایتکار جنگی محاکمه شد.
کنعانیمقدم افزود: رئیسجمهورهای دیگر کشورها، از جمله اردوغان نیز رژیم صهیونیستی را محکوم کردند. شاه اردن نیز با وجود اینکه دست در دست آمریکا داشت، رژیم صهیونیستی را جنایتکار جنگی مطرح کرد و قطر نیز همینطور. این بیسابقه بود که در مجمع عمومی سازمان ملل اینگونه بیپرده، صهیونیستها را به عنوان جنایتکار جنگی و نسلکش معرفی کنند.
وی تأکید کرد: به نظر میآید که اکنون ورق منازعه بین ایران و آمریکا به نفع ما برگشته است و ما توانستیم با این جلسه، آمریکاییها را وادار به بازنگری در محاسبات خود کنیم و آنها را از خطاهای محاسباتی که داشتند جدا کنیم تا به نقطهای برسیم که بپذیرند ایران قوی و قدرتمند را در منطقه.

پایان سفر؛ از سخنرانی تا سنجش در میدان عمل
به گزارش ایمنا، پزشکیان پس از پایان برنامههای خود در نیویورک، در آخرین برنامه با جمعی از ایرانیان مقیم آمریکا دیدار و گفتوگو کرد و سپس این شهر را ترک کرد. دیدار با ایرانیان، گفتوگو با رسانههای آمریکایی، رایزنی با مقامهای خارجی و بینالمللی و سخنرانی در مجمع عمومی، مجموعهای از برنامههای سفر رئیسجمهور را تشکیل داد.
در مجموع، سفر نیویورک را میتوان مجموعهای از چند میدان موازی دانست؛ میدان نخست، تریبون مجمع عمومی بود که در آن رئیسجمهور روایت ایران از جنگ، مسئله هستهای، فلسطین و مناسبات با آمریکا را مطرح کرد. میدان دوم، رایزنیهای دیپلماتیک بود که در دیدارهای دوجانبه رئیسجمهور و وزیر امور خارجه دنبال شد و میدان سوم نیز رسانهها و اندیشکدههای آمریکایی بودند که امکان طرح مستقیم مواضع ایران را فراهم کردند.
در این میان، سخنرانی پزشکیان مهمترین بخش سفر بود؛ سخنرانیای که در آن تلاش شد در برابر تهدیدهای مطرحشده از سوی دولت آمریکا، مواضع ایران درباره دفاع، برنامه هستهای و دیپلماسی تشریح شود. در عین حال، ارزیابیهایی مانند آنچه حسین کنعانیمقدم درباره تغییر محاسبات آمریکا مطرح کرد، در زمره تحلیلهای این کارشناس قرار میگیرد و سنجش تحقق چنین ارزیابیهایی به رفتار و تصمیمهای بعدی طرفهای درگیر بستگی دارد.
اکنون پس از پایان سفر، اهمیت آنچه در نیویورک مطرح شد، در تحولات بعدی سیاست خارجی مشخص خواهد شد؛ جایی که سخنان مطرحشده در مجمع عمومی، رایزنیهای دیپلماتیک و مواضع اعلامشده درباره جنگ و مذاکره باید در تصمیمهای عملی تهران و واشنگتن و روند تحولات منطقهای دنبال شود.

نظر شما