به گزارش خبرگزاری ایمنا، سخنرانی دونالد ترامپ و مسعود پزشکیان در دو روز متوالی، تنها بیان دو موضع سیاسی نبود؛ هر دو تلاش کردند تصویری از جنگ ارائه دهند که افکار عمومی جهان آن را بپذیرد. ترامپ از تهدید ایران، مسئله هستهای و ضرورت ادامه فشار گفت و حتی در صورت نرسیدن به توافق، از امکان «نابودی» ایران سخن گفت.
رئیسجمهور پزشکیان یک روز بعد، همان تریبون را به روایت ایران از جنگ اختصاص داد؛ از حملات به لامرد و میناب و قربانیان غیرنظامی و از مسئله هستهای و حق دفاع سخن گفت و تلاش کرد نقطه شروع روایت را تغییر دهد: ایران نه آغازگر جنگ، بلکه کشوری است که در برابر حمله از خود دفاع میکند. درباره حمله به مدرسه میناب و لامرد نیز گزارش هیئت حقیقتیاب سازمان ملل، از وجود دلایلی برای احتمال وقوع جنایت جنگی سخن گفته است.
مسئله اما فراتر از این دو سخنرانی است. آنچه در نیویورک دیده شد، بخشی از نبردی بزرگتر برای تعیین این بود که جهان جنگ ایران را چگونه ببیند؛ بهعنوان دفاع یک کشور در برابر تجاوز یا اقدامی که باید با فشار و حمله بیشتر پاسخ داده شود.

پیش از آنکه موشک شلیک شود، روایت شلیک شده است
در جنگهای امروز، میدان نبرد فقط جایی نیست که موشک و پهپاد در آن پرواز میکنند. پیش از هر حمله، باید تصویری از «تهدید» ساخته شود و پیش از هر اقدام نظامی، افکار عمومی باید قانع شود که این اقدام ضرورت داشته است.
اینجاست که روایت اهمیت پیدا میکند. اگر یک کشور «تهدید» معرفی شود و تصویری از آن بهعنوان خطری برای امنیت جهان ساخته شود، اقدام علیه آن کشور میتواند برای بخشی از افکار عمومی قابل پذیرشتر شود. روایت، در این معنا، مقدمه اقدام است؛ نه با یک دروغ بزرگ، بلکه گاهی با تکرار یک برچسب، برجستهکردن یک حادثه یا بزرگنمایی یک عدد.
وقتی عدد جای حقیقت مینشیند
نمونه روشن آن را میتوان در روایتهای مربوط به حوادث دی ۱۴۰۴ دید. آمارها از همان ابتدا متفاوت بود و اعداد مطرحشده در روزها و هفتههای بعد در اخبار رسانههای معاند افزایش پیدا کرد. مقامهای ایرانی رقم رسمی را حدود سه هزار شهید و کشته اعلام کردند؛ در مقابل، آمارهای دیگری از سوی منابع خارج از کشور ارائه شد و اعداد بسیار بالاتری نیز مطرح شد.
در همین فضای متناقض، ترامپ نیز در مقاطع مختلف اعداد متفاوتی را درباره شمار قربانیان مطرح کرده و در سخنان اخیر خود رقم حدود ۷۵ هزار نفر را به میان آورده است.
اما یک سؤال ساده وجود دارد: این اعداد بر اساس چه منبع و چه روش محاسبهای اعلام میشوند؟
وقتی رقم قربانیان از چند هزار به دهها هزار نفر میرسد، دیگر با یک اختلاف آماری ساده مواجه نیستیم؛ عدد خودش تبدیل به ابزار اثرگذاری بر احساسات شده است. هرچه عدد بزرگتر باشد، تصویر ساختهشده از «فاجعه» هم بزرگتر میشود و در نتیجه خشم، ترس و نفرت بیشتری ایجاد میکند؛ احساساتی که میتوانند زمینه اجتماعی لازم برای فشار و اقدام نظامی بیشتر را فراهم کنند.
برای مقایسه، جنگ اخیر در غزه از اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون بیش از ۷۳ هزار کشته بر جای گذاشته است؛ رقمی که پس از نزدیک به سه سال جنگ ویرانگر و شبانهروزی گزارش شده است. بنابراین وقتی برای حوادثی که در بازهای بسیار کوتاه رخ داده، اعداد چند ده هزار نفری مطرح میشود، طبیعی است که نخستین وظیفه رسانه و مخاطب، راستیآزمایی آن باشد.
عراق؛ وقتی یک ادعا راه را برای جنگ باز کرد
این نخستینبار نیست که یک ادعا درباره یک کشور، پیش از اثبات شدن، به مقدمه اقدام نظامی تبدیل میشود. عراق نمونهای است که هنوز میتوان از آن درس گرفت.
پنجم فوریه ۲۰۰۳، کالین پاول، وزیر خارجه وقت آمریکا، در شورای امنیت سازمان ملل حاضر شد و مجموعهای از شواهد را ارائه کرد تا ثابت کند عراق سلاحهای کشتار جمعی دارد. او از تصاویر ماهوارهای، شنودها و منابع اطلاعاتی سخن گفت و تلاش کرد اعضای شورای امنیت را متقاعد کند که صدام در حال پنهانکردن سلاحهای شیمیایی و بیولوژیک است.

روایت آن روز، جهان را به سمت این نتیجه میبرد که عراق خطری فوری است و باید برای خلع سلاح آن اقدام شود. اما بازرسان سازمان ملل تا زمان خروجشان از عراق، شواهدی از ادامه یا ازسرگیری برنامههای سلاحهای کشتار جمعی پیدا نکرده بودند. گزارشهای بعدی نیز نشان داد ذخایر قابل توجهی از سلاحهای کشتار جمعی که مبنای اصلی آن ادعاها بود، وجود نداشته است.
نتیجه چه شد؟ جنگ، اشغال، ویرانی و کشتهشدن شمار بزرگی از مردم عراق؛ در حالی که ادعای اصلی درباره سلاحهای کشتار جمعی اثبات نشد.
ماجرای ۱۱ سپتامبر نیز نشان میدهد چگونه احساس ترس و خشم میتواند فضای افکار عمومی را برای اقدامات نظامی گسترده آماده کند؛ پس از حملات ۲۰۰۱، دولت آمریکا جنگ افغانستان را آغاز کرد و چند سال بعد نیز عراق هدف حمله قرار گرفت. البته نسبت دادن خود حادثه ۱۱ سپتامبر به دولتهای غربی، بدون شواهد معتبر، قابل استناد نیست؛ درس رسانهای ماجرا جای دیگری است: احساسات شدید، اگر با بررسی دقیق همراه نباشند، میتوانند جامعه را به سمت تصمیمهایی بزرگ سوق دهند.
از «تروریست» تا «تهدید»؛ قدرت یک برچسب
در این میان، کلمات هم سلاح هستند. وقتی یک دولت یا ملت با واژههایی مانند «تروریست»، «تهدید جهانی» یا «خطر امنیتی» معرفی میشود، مخاطب پیش از آنکه درباره اصل ماجرا تحقیق کند، در یک چارچوب ذهنی مشخص قرار گرفته است.
مسئله این نیست که هرکس چنین برچسبی زد، دروغ میگوید؛ مسئله این است که مخاطب باید بپرسد این برچسب بر اساس چه سندی و درباره کدام اقدام مشخص به کار رفته است. یک واژه نباید جای استدلال را بگیرد.
جهاد تبیین فقط تکذیب نیست
اینجاست که جهاد تبیین اهمیت پیدا میکند. تبیین فقط این نیست که هرچه رسانه مقابل گفت، ما تکذیب کنیم. اگر عددی اعلام میشود، باید عدد دقیقتری ارائه کنیم؛ اگر تصویری منتشر میشود، باید منبع و زمان آن را مشخص کنیم و اگر ادعایی مطرح میشود، باید با سند پاسخ دهیم.
پزشکیان در سازمان ملل، دستکم در بخشهایی از سخنان خود، تلاش کرد همین مسیر را طی کند؛ یعنی روایت ایران را از جنگ، قربانیان، مسئله هستهای و حق دفاع، مستقیم در برابر روایت آمریکا قرار دهد. این روایت اگر قرار است در جهان شنیده شود، بیش از شعار به سند، تصویر، آمار دقیق و استمرار رسانهای نیاز دارد.
اما جهاد تبیین فقط برای مخاطب خارجی نیست. شاید مهمتر از آن، جوان ایرانی است که هر روز با صدها روایت در شبکههای اجتماعی روبهرو میشود. اگر او نداند عدد را باید از کجا بررسی کند، تصویر را باید چگونه راستیآزمایی کند و میان خبر، تحلیل، شایعه و تبلیغات چه تفاوتی وجود دارد، ممکن است ناخواسته همان روایتی را بازتولید کند که علیه منافع کشورش ساخته شده است.

سخنرانی پزشکیان در سازمان ملل یک جهاد تبیین بود
علیرضا خجستهپور، کارشناس مسائل سیاسی، در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به سخنرانی رئیسجمهور در هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل اظهار کرد: روح رهبر شهید ما شاد باشد که در خصوص جهاد تبیین چند سال پیش صحبت کردند و حرفهای خوبی زدند که آن فرمایشات از ایشان به یادگار ماند. به نظرم میآید صحبتهای آقای دکتر پزشکیان در سازمان ملل، حدود یک روز پس از صحبتهای ترامپ، یک جهاد تبیین بود؛ یعنی میشود از این سخنرانی به عنوان جهاد تبیین یک رئیسجمهور نام برد؛ جهاد تبیینی که از یکی از مهمترین تریبونهای دنیا پخش میشد.
مقابله با روایت غرب از ایران و تبیین مظلومیت ملت ایران
وی افزود: از طرف دیگر، ما با قدرت امپراتوری رسانه غرب مواجه هستیم که همیشه آنچه را که هست تغییر میدهد و واقعیت را به نفع خودش روایت میکند.
کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: چون یکی از کلیدواژههای صحبتهای رئیسجمهور سفاک آمریکا این بود که کشور ایران و ملت ایران تروریست هستند، آقای پزشکیان به خوبی تبیین کرد که آنچه رئیسجمهور ایالات متحده و پشت سر آن، بوقهای استکباری غرب پوشش میدهند، تحت عنوان اینکه ملت ایران و جمهوری اسلامی ایران تروریست هستند، در حالی است که ما قربانی تروریسم هستیم.
خجستهپور گفت: دنیا دارد میبیند کشوری که رهبرش را شهید میکنند، بچههای مظلومش را به شهادت میرسانند، سالن ورزشی را مورد هجمه و بمباران قرار میدهند، دانشمندان آن کشور را میکشند و سرداران و بزرگان آن کشور را به شهادت میرسانند، خودش قربانی تروریسم است.
وی تاکید کرد: به نظرم همه کسانی که تریبون دارند، همه کسانی که دستی در فضای مجازی دارند و افرادی که میتوانند در افکار عمومی دنیا تأثیرگذار باشند و در کنار آنها دیپلماتهای ما در سراسر دنیا، میتوانند این پیام را به دنیا مخابره کنند؛ پیام مظلومیتی که غربیها و ترامپ به ناحق ما را با آن تروریست خطاب میکنند، در حالی که ما بزرگترین قربانی تروریسم در دنیا هستیم.
امنیت ایران از مسیر قدرت میگذرد
کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: نکته دیگر، بحث اقتدار بود. آقای پزشکیان به خوبی به این موضوع اشاره کردند که ما امنیتمان را از راه قدرت میخواهیم؛ چون در دنیایی زندگی میکنیم که همه زبان قدرت را میفهمند.
وی تشریح کرد: اگر امنیت میخواهیم و باید امنیت را برای مردممان به ارمغان بیاوریم، باید از راه قدرت بگذریم و قدرت داشته باشیم. بنابراین مشروعیت بخشیدن به آنچه جمهوری اسلامی ایران تحت عنوان برنامههای دفاعی خودش در موضوعات موشکی و سایر برنامههای دفاعی و تسلیحاتی دنبال میکند، یک جهاد تبیین خوب بود که آقای رئیسجمهور در سازمان ملل انجام داد. این هم جزو موضوعاتی است که باید درباره آن تبیین خوبی توسط ارکان مختلف، تریبونداران و کسانی که امکان صحبت دارند، صورت بگیرد.
تبیین حق دفاع مشروع ایران و ضرورت دیپلماسی عمومی
خجستهپور اضافه کرد: نکته بعدی که به نظرم بسیار حائز اهمیت بود، موضوع ارتباط و رفتار ما با همسایههایمان بود. آقای پزشکیان بهدرستی به این موضوع اشاره کرد که ما به همسایههایمان حمله نکردیم، بلکه جایی را مورد هجمه قرار دادیم که از آنجا، از آن پایگاه و از آن منطقه به کشور ما حمله شده بود.
کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد:حق دفاع برای هر کشور، طبق منشور سازمان ملل، برای هر کشوری که تحت هجوم قرار میگیرد، یک حق مشروع است و جمهوری اسلامی ایران از این حق مشروع به خوبی استفاده کرده و باید هم استفاده کند. این خواست ملت بزرگ ایران است و کسی نمیتواند این حق را از مردم ما بگیرد. نمیتوان در لوای اینکه میخواهند به ما انگ تروریست یا هر عنوان دروغین دیگری بزنند، بگویند که ما حق نداریم از حق دفاع مشروع خودمان استفاده کنیم، بنابراین این موضوع هم به نظرم لازم است تبیین شود.
وی تشریح کرد: جوانان ما و افراد تریبوندار هم باید وارد این کارزار شوند. سازمانهای مردمنهاد ما هم میتوانند وارد کارزار شوند و با جوانان کشورهای منطقه و NGOهای کشورهای منطقه در این خصوص صحبت کنند.
کارشناس مسائل سیاسی عنوان کرد: به جز دیپلماسی دولتی، ما به یک دیپلماسی عمومی در جهان احتیاج داریم که قسمتی از این دیپلماسی دولتی را آقای رئیسجمهور به خوبی در سازمان ملل اجرا کرد. به نظرم باید به عنوان یک پشتیبان از آن، این دیپلماسی عمومی هم در درون کشور و هم به خارج از کشور شکل بگیرد.
تبیین مظلومیت مردم فلسطین و ناکارآمدی نهادهای بینالمللی
خجستهپور با اشاره به مظلومیت ملت فلسطین تشریح کرد: موضوع بعدی که به نظرم به خوبی به آن پرداخته شد، مظلومیت ملت فلسطین بود. مظلومیت ملت فلسطین، ظالم بودن بزرگترین دشمنان ما را نشان میدهد و از طرف دیگر، خفه بودن نهادهای بینالمللی و بیاثر بودن و بیفایده بودن قطعنامهها و حرفهای نهادهای بینالمللی را نشان میدهد.
کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: نهادهای بینالمللی در برابر کشتار فجیع مردم در فلسطین و در برابر نسلکشی انکارناپذیر رژیم صهیونیستی، که حتی خودشان هم به آن اذعان میکنند، چه کردهاند؟ حتی وزیر امنیت داخلی و وزیر جنگ آنها همیشه درباره کشتار و نسلکشی فلسطینیها صحبت میکنند.
وی عنوان کرد: یک زمانی از سوی افرادی این شعار مطرح میشد که «نه غزه، نه لبنان» و...، امروز با این مسئله مواجه هستیم که در تریبون سازمان ملل، رئیسجمهور جمهوری اسلامی ایران میتواند با افشاگری درباره سبوعیت رژیم صهیونیستی در فلسطین اشغالی و نوار غزه، پرده از وحشیگری این دشمنی که ما را آماج حمله قرار داده، بردارد. در این زمینه هم تمام کسانی که اندیشمند و صاحب رأی و نظر هستند، میتوانند با اقشار مختلف جامعه خودمان و خارج از کشور صحبت کنند و باید بر این موضوع تأکید ویژهای داشته باشند.
لزوم بهرهگیری رسانهها از سخنرانی رئیسجمهور
خجستهپور گفت: لازم است روی خود صحبتهای آقای رئیسجمهور هم در قسمتهای مختلف کار شود. از خبرگزاریها و کسانی که میتوانند در رسانههای مکتوب، دیداری و شنیداری فعالیت کنند، درخواست دارم که این موضوع را بسط دهند، درباره آن تحلیل کنند و برای آن اینفوگرافی درست کنند.
کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: آقای رئیسجمهور فقط نماینده دولت ایران نبود، بلکه نماینده ملت ایران بود و از جایگاه نماینده ملت ایران در این اجلاس صحبت کرد. در جایی که مورد توجه است و یکی از بزرگترین اتفاقات دنیا، در آن برگزار میشود، از این فرصت استفاده کرد و هم اقتدار و هم مظلومیت مردم خودمان، مظلومیت ملتهای منطقه و بهویژه مردم مظلوم فلسطین را نشان داد. هم رابطه ما با همسایههایمان را تبیین کرد، هم موضوع ما در خصوص دفاع از خودمان را تبیین کرد و بر حق مسلم ما مبنی بر استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای هم تأکید کرد.
تأکید بر حق ایران در استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای
خجستهپور اضافه کرد: ترامپ در سخنرانی خود بارها مطرح کرد که جمهوری اسلامی نباید سلاح هستهای داشته باشد؛ در حالی که به قول آقای رئیسجمهور، آن کسی که سلاح هستهای دارد و یک بازرس آژانس را تاکنون برای بازرسی راه نداده است و عضو انپیتی نیست، اسرائیل است، اما ایران مورد این اتهام قرار میگیرد.
وی ادامه داد: ایرانی که فتوای رهبر شهیدش، همان رهبری که همین دشمنان به شهادت رساندند، مبنی بر حرمت سلاحهای هستهای است و تاکنون رهبر فعلی انقلاب نیز بر همان فتوا ماندهاند، مورد این تهمت قرار میگیرد که به دنبال سلاح هستهای است.
کارشناس مسائل سیاسی در پایان با بیان اینکه مسیر جهاد تبیین باید ادامه یابد، تصریح کرد: به نظرم باید این جهاد تبیین آقای پزشکیان را ادامه دهیم. این همان خواست ارزشمند رهبر شهید ماست، به نظر میرسد افراد مختلف و صاحبنظران مختلف در حوزههای گوناگون باید در این خصوص حرفهای بیشتری بزنند و تبیین بیشتری انجام دهند؛ با جامعه خودمان، با دنیا و غربیها و با مردم منطقه در این خصوص صحبت کنند.
جنگی که بعد از خاموششدن موشکها ادامه دارد
به گزارش ایمنا، جنگ روایتها به این دلیل خطرناک است که پایانش با پایان حمله نظامی اعلام نمیشود. موشک ممکن است در چند دقیقه به هدف برسد، اما یک روایت میتواند سالها در ذهن مردم باقی بماند و حتی پس از پایان جنگ، قضاوت آنها درباره آن جنگ را شکل دهد.
برای ایران، مسئله فقط دفاع در میدان نظامی نیست؛ دفاع در میدان روایت هم هست. اگر روایت ایران مستند، دقیق، قابل فهم و پیوسته ارائه نشود، جای خالی آن را دیگران پر میکنند. در این میدان، سکوت هم بیطرفی نیست؛ گاهی واگذاری میدان است.

نظر شما