به گزارش خبرگزاری ایمنا، یک سال پیش در چنین روزی، یکم مهر ۱۴۰۴، حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای رهبر شهید ایران در سخنانی تلویزیونی با مردم، پس از جنگ دوازدهروزه، از منظری به تحولات آن روزها پرداختند که تنها به شرایط سال ۱۴۰۴ و پس از جنگ دوازدهروزه محدود نمیشد؛ سخنانی درباره اینکه جمهوری اسلامی در برابر فشار آمریکا چگونه باید بایستد، چرا نباید دستاوردهای خود را واگذار کند و چگونه میتوان مقابل زنجیرهای از مطالبات قدرتهای استکباری ایستاد.
بیشتر بخوانید: عراقچی و ویتکاف در نیویورک؛ شروط ایران برای بازگشایی تنگه هرمز چه بود؟
اکنون که بار دیگر خبرهایی درباره مذاکره غیرمستقیم ایران و آمریکا در نیویورک و به اصرار آمریکا مطرح شده است، بازخوانی آن سخنان اهمیت پیدا میکند؛ چراکه رهبر شهید در آن سخنرانی، مذاکره تحت تهدید را نه راهی برای حل مسئله، بلکه مسیری برای تحمیل خواستههای بیشتر آمریکا توصیف کردند و در کنار آن، بر سه پایه دیگر یعنی وحدت ملت، حفظ توان هستهای و قوی شدن کشور تاکید داشتند.
وقتی مذاکره از قبل نتیجهاش را دیکته کرده است
رهبر شهید انقلاب در بخش اصلی سخنان خود درباره مذاکره با آمریکا، ابتدا به این مسئله پرداختند که طرف مقابل از پیش نتیجه مورد نظر خود را اعلام کرده است؛ تعطیلی فعالیتهای هستهای و غنیسازی در ایران.
از نگاه ایشان، وقتی آمریکا پیش از نشستن پشت میز مذاکره مشخص میکند که ایران باید چه چیزی را بپذیرد، چنین نشستی دیگر مذاکره برابر نیست، بلکه پذیرش دیکته و زورگویی طرف مقابل است.
این منطق تنها به پرونده هستهای محدود نمیماند. رهبر شهید با اشاره به مطالبات آمریکاییها درباره توان موشکی ایران هشدار دادند که اگر کشور در برابر یک خواسته عقبنشینی کند، مطالبه بعدی نیز از راه خواهد رسید.
ایشان تاکید کردند: امروز غنیسازی را هدف قرار میدهند و فردا ممکن است موشک، روابط خارجی یا هر توانمندی دیگری بهانه فشار شود؛ روندی که در نهایت میتواند ایران را به کشوری با دست بسته در برابر تهدید خارجی تبدیل کند.

«هیچ ملت با شرفی» زیر تهدید مذاکره نمیکند
رهبر شهید در ادامه، نقطه مرز میان مذاکره و تسلیم را روشن کردند. به گفته ایشان، آمریکا تهدید میکند که اگر ایران پای میز مذاکره نیاید، با پیامدهای دیگری روبهرو خواهد شد، بنابراین پذیرفتن چنین مذاکرهای، به معنای نشان دادن ترس و تهدیدپذیری کشور است.
ایشان هشدار دادند: چنین عقبنشینیای پایان خواستههای آمریکا نخواهد بود و طرف مقابل را به طرح مطالبات بعدی ترغیب میکند.
سپس صریحترین جمله این بخش از سخنرانی را بیان کردند:
«هیچ ملت با شرفی، مذاکره همراه با تهدید را قبول نمیکند و هیچ سیاستمدار خردمندی آن را تصدیق نمیکند.»
این جمله، منطق اصلی سخنان رهبر شهید درباره آمریکا را روشن میکرد: مسئله فقط نشستن پشت میز مذاکره نبود؛ مسئله این بود که جمهوری اسلامی نباید زیر سایه تهدید، به پذیرش خواستههای قدرتی تن دهد که هدف خود را از پیش تعیین کرده است.
تجربه برجام؛ آمریکا چگونه از توافق عبور کرد؟
رهبر شهید برای توضیح چرایی بیاعتمادی به آمریکا، سراغ تجربهای رفتند که هنوز در حافظه سیاسی کشور باقی است: برجام.
ایشان یادآوری کردند که ایران در آن توافق محدودیتهایی را در فعالیت هستهای خود پذیرفت و در مقابل قرار بود تحریمها رفع و پرونده هستهای ایران عادی شود.
اما آمریکا از توافق خارج شد و با وجود اجرای تعهدات ایران، تحریمها نهتنها پایان پیدا نکرد، بلکه فشارها ادامه یافت.
از نگاه رهبر شهید، این تجربه یک پیام روشن داشت: امتیاز دادن به آمریکا تضمینکننده پایان فشار آمریکا نیست.
به همین دلیل تاکید کردند که تجربه سالهای گذشته نباید از حافظه کشور حذف شود و نمیتوان با طرفی که سابقه خروج از توافق، خلف وعده و تهدید نظامی دارد، با اعتماد و اطمینان وارد توافق شد.
هدف آمریکا تنها غنیسازی نبود
یکی از بخشهای مهم سخنان رهبر شهید، تبیین چرایی اصرار آمریکا بر غنیسازی بود.
ایشان غنیسازی را تنها یک موضوع سیاسی یا یک برگ در مذاکرات نمیدانستند، بلکه آن را حاصل چند دهه تلاش علمی کشور و بخشی از توان فناورانه ایران معرفی کردند.
از کاربردهای اورانیوم غنیشده در حوزههای مختلف علمی، پزشکی، کشاورزی و صنعتی سخن گفتند و مسیر دستیابی ایران به این فناوری را یادآوری کردند؛ مسیری که با وجود فشار خارجی طی شده بود.
در این چارچوب، حمله یا تهدید علیه تاسیسات هستهای از نگاه ایشان نمیتوانست دانش ایجادشده در کشور را از بین ببرد؛ زیرا پشت این فناوری، شبکهای از دانشمندان، متخصصان، پژوهشگران و نیروهای آموزشدیده قرار دارد.
از همینرو، در برابر فشار برای کنار گذاشتن غنیسازی، تاکید کردند: «تسلیم نشدیم و نخواهیم شد و در هیچ قضیه دیگری هم تسلیم فشار نمیشویم.»

استکبار روی شکاف داخلی حساب کرده بود
اما ایستادگی در برابر فشار خارجی بدون پشتوانه اجتماعی امکانپذیر نیست؛ موضوعی که رهبر شهید آن را در محور نخست سخنان خود قرار دادند.
ایشان با اشاره به جنگ دوازدهروزه گفتند دشمن تصور کرده بود با حذف فرماندهان و شخصیتهای موثر میتواند در داخل کشور آشوب ایجاد کند و مردم را مقابل جمهوری اسلامی قرار دهد.
این نقشه اما به نتیجه نرسید، زیرا مردم در برابر تجاوز خارجی ایستادند و اختلافات داخلی را به ابزاری برای تحقق اهداف دشمن تبدیل نکردند.
رهبر شهید در همین زمینه تاکید کردند: وحدت ایجادشده در جنگ نباید متعلق به دوران جنگ تلقی شود. اختلاف نظر سیاسی طبیعی است، اما زمانی که پای تجاوز و زورگویی خارجی به میان میآید، جامعه باید در برابر دشمن خارجی یکپارچه بایستد.
این بخش از سخنان ایشان در حقیقت مکمل بحث مذاکره بود؛ زیرا فشار خارجی زمانی میتواند به تحمیل سیاسی تبدیل شود که دشمن از شکاف داخلی برای تضعیف قدرت ملی استفاده کند.
پاسخ به تهدید، قوی شدن است
رهبر شهید سخنان خود، راه مقابله با چنین فشاری را نیز مشخص کردند: قوی شدن.
از نگاه ایشان، قدرت تنها در حوزه نظامی خلاصه نمیشد؛ علم، ساختارهای دولتی، توان سازمانی و دیگر ظرفیتهای کشور نیز باید تقویت شوند.
این نگاه، نقطه مقابل سیاستی بود که میخواست برای کاستن از فشار خارجی، بخشی از توانمندیهای ایران را واگذار کند. در منطق سخنان رهبر شهید، راه پایان دادن به تهدید، خالی کردن دست کشور نیست، بلکه ساختن کشوری است که دشمن در برابر قدرت آن حتی امکان تهدید کردن را هم پیدا نکند.
یک سال بعد؛ همان خط در برابر یک پرسش تازه
اکنون در یکم مهر ۱۴۰۵، بازخوانی آن سخنرانی در شرایطی انجام میشود که بار دیگر نام مذاکره و آمریکا در فضای سیاسی کشور مطرح شده است.
آنچه از سخنان رهبر شهید باقی مانده است، مجموعهای از اصول است: مذاکره زیر تهدید پذیرفته نشود، دیکته آمریکا به نام توافق پذیرفته نشود، تجربه بدعهدی فراموش نشود، دستاورد علمی کشور واگذار نشود، شکاف داخلی به ابزار دشمن تبدیل نشود و قدرت ملی افزایش پیدا کند.
یک سال پیش، رهبر شهید در همان روزهایی که کشور از جنگ عبور میکرد، این خطوط را روشن ترسیم کردند؛ خطوطی که در برابر منطق استکباریِ «تهدید، تحمیل و امتیازگیری» قرار میگیرد و بر یک اصل استوار است: ایران برای حفظ استقلال خود، نباید زیر فشار دشمن تصمیم بگیرد.

نظر شما