به گزارش خبرگزاری ایمنا، جنگ که تمام شد، خاکریزها آرام گرفتند، سنگرها خالی شدند و بسیاری از آنهایی که روزی راهی جبهه شده بودند، به خانه برگشتند، اما جنگ برای همه تمام نشد. بخشی از آن در حافظه رزمندگان ماند، بخشی در قاب عکسهای روی دیوار و بخشی در خانههایی که هنوز جای خالی یک نفر را در خود داشتند. سالها بعد، همین خاطرات راهشان را به کتابها باز کردند؛ کتابهایی که قرار بود چیزی بیشتر از شرح چند عملیات و نام چند فرمانده باشند؛ قرار بود آدمهای جنگ را به یاد بیاورند.
در میان این آثار، کتابهایی که رهبر شهید انقلاب بر آنها تقریظ نوشته است، جایگاهی ویژه پیدا کردهاند؛ مجموعهای از روایتهای مستند و خاطرهنگارانه که هرکدام از پنجرهای متفاوت به سالهای دفاع مقدس نگاه میکنند؛ از زندگی یک فرمانده و رزمنده تا رنج همسران شهدا، از روزهای مقاومت مردم خرمشهر تا خاطرات اسارت و از شبهای عملیات تا زندگیای که خانواده شهید پس از شهادت باید ادامه میدادند.
یک جنگ، با هزار روایت
دفاع مقدس را نمیتوان در چند نام عملیات و تاریخ و آمار خلاصه کرد. پشت هر عملیات، آدمهایی ایستاده بودند که زندگی معمولی خود را رها کردند و وارد روزهایی شدند که هیچ شباهتی به روزهای گذشته نداشت.
ادبیات خاطره دفاع مقدس تلاش کرده همین زندگی را ثبت کند؛ زندگی رزمندهای که در فاصله دو عملیات دلش برای خانه تنگ میشد، فرماندهای که باید مسئولیت جان دهها نفر را برعهده میگرفت، مادری که پشت در خانه منتظر پسرش میماند و همسری که پس از شهادت هم باید بار زندگی و تربیت فرزندان را به دوش میکشید.
در میان این کتابها، «دختر شینا» یکی از روشنترین نمونههاست. کتاب، خاطرات قدمخیر محمدیکنعان از زندگی با همسر شهیدش، سردار ستار ابراهیمی هژیر، به قلم بهناز ضرابیزاده است؛ روایتی که جنگ را نه از پشت خاکریز، بلکه از خانه یک خانواده دنبال میکند
تقریظ رهبر انقلاب بر این کتاب نیز بر همین وجه انسانی تأکید دارد؛ بر صبوری زن و مجاهدت مرد و حتی بر فرزندانی که نتیجه این زندگی مشترک را با خود حمل کردهاند. اینجا دیگر جنگ تنها صدای گلوله نیست؛ صدای کودکی است که پدرش را کمتر میبیند، صدای زنی است که باید با دلتنگی کنار بیاید و خانهای که هر بار با رفتن یک رزمنده، بخشی از امنیتش را پشت در میگذارد.

«آب هرگز نمیمیرد»؛ قصه مردانی که روزها میجنگیدند و شبها میگریستند
در سوی دیگر این روایتها، «آب هرگز نمیمیرد» قرار دارد؛ کتاب حمید حسام درباره زندگی و خاطرات سردار میرزامحمد سلگی و رزمندگان گردان حضرت ابوالفضل(ع) لشکر انصارالحسین(ع).
این کتاب از زندگی سلگی آغاز میشود و به سالهای حضور او در جبهه و فرماندهی گردان میرسد؛ روایتی که در کنار خاطرات شخصی راوی، تصویری از جمعی از رزمندگان ارائه میدهد.
تقریظ رهبر انقلاب بر این کتاب، لحن و حالوهوای خاصی دارد؛ سلامی است به «یاران حسین(ع)»، به لشکر انصارالحسین، به شهیدان و رزمندگان و به میرزامحمد سلگی و همسرش. ایشان در این یادداشت، از حمید حسام نیز برای شناساندن چهرههایی چون سلگی و خوشلفظ تقدیر کردهاند. «آب هرگز نمیمیرد» در واقع تنها خاطرات یک فرمانده نیست؛ روایت یک نسل است؛ نسلی که در میدان جنگ، رفاقت و مسئولیت را تجربه کرد و بخشی از بهترین سالهای زندگی خود را در سنگرها گذاشت.
«گلستان یازدهم»؛ جنگ در خانهای که منتظر مانده بود
«گلستان یازدهم» نیز از همان زاویه متفاوت به جنگ نگاه میکند. کتاب، خاطرات زهرا پناهیروا، همسر شهید سردار علی چیتسازیان، به قلم بهناز ضرابیزاده است.این بار قهرمان روایت، فرماندهی نیست که در خط مقدم ایستاده باشد؛ زنی است که زندگی کوتاهش با یک فرمانده جوان، خیلی زود با شهادت گره میخورد.
در تقریظ رهبر انقلاب بر این کتاب، علاوهبر زندگی شهید، از صداقت و صفای راوی و قلم نویسنده سخن گفته شده است. همین تغییر زاویه دید، یکی از نقاط قوت ادبیات دفاع مقدس است؛ زیرا جنگ را از انحصار میدان نبرد بیرون میآورد و نشان میدهد که آثار آن تا کجا در زندگی خانوادهها امتداد داشته است.

«وقتی مهتاب گم شد»؛ خاطرهای که از یک نفر فراتر میرود
«وقتی مهتاب گم شد» نیز در کنار «دختر شینا»، «گلستان یازدهم» و «آب هرگز نمیمیرد»، از چهار کتابی بود که در ششمین پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت، تقریظهای رهبر انقلاب بر آنها رونمایی شد.
قرار گرفتن این چهار اثر در کنار یکدیگر، تصویری قابل توجه از تنوع روایتهای دفاع مقدس بهدست میدهد؛ روایت فرمانده و رزمنده در کنار روایت همسر شهید، خاطرات یک نسل در کنار تجربهای شخصی و زندگیای که در جبهه آغاز شده و تأثیرش تا سالها بعد ادامه پیدا کرده است.
این کتابها یادآوری میکنند که برای فهم جنگ، تنها نباید به نقشه عملیاتها نگاه کرد؛ گاهی باید در را به روی یک خانه قدیمی باز کرد و دید بعد از رفتن یک رزمنده، زندگی برای کسانی که پشت سر او ماندهاند، چگونه ادامه پیدا کرده است.
از «فرنگیس» تا روایت زنانی که خودشان بخشی از میدان بودند
در میان کتابهای تقریظشده، «فرنگیس» نیز جایگاه خاصی دارد؛ روایتی از زندگی فرنگیس حیدرپور، زنی از منطقه گیلانغرب که تجربه او، بخشی کمتر دیدهشده از جنگ در مناطق غرب کشور را به تصویر میکشد.
تقریظ منتشرشده بر این کتاب بر اهمیت همین بخش کمتر روایتشده از جنگ تأکید دارد؛ از جغرافیایی سخن میگوید که در روایتهای معمول دفاع مقدس کمتر دیده شده و از زنی که با زبان ساده و صمیمی خود، بخشی از آن روزها را روایت کرده است. این کتابها نشان میدهند که جغرافیای دفاع مقدس تنها خرمشهر، آبادان، شلمچه و فاو نیست؛ هر خانه، روستا و شهری که جنگ از آن عبور کرده، میتواند یک روایت داشته باشد.

کتابهایی برای آنکه قهرمانان در قاب عکس نمانند
یکی از اتفاقهای مهم در ادبیات دفاع مقدس، تبدیل چهرههای جنگ از یک تصویر ثابت به یک شخصیت زنده است. در قاب عکس، یک شهید ممکن است تنها با نام و تاریخ شهادت شناخته شود، اما در کتاب، کودکیاش دیده میشود، خانوادهاش، رفاقتهایش، ترسهایش، شوخیهایش و تصمیمی که در نهایت او را به نقطه شهادت رسانده است. از همین رو، کتابهایی همچون «دختر شینا»، «آب هرگز نمیمیرد»، «گلستان یازدهم» و «وقتی مهتاب گم شد» تنها کتاب خاطرات نیستند؛ تلاشهایی برای بازگرداندن انسان به تاریخ جنگاند.
تقریظ بر این آثار نیز در همین چارچوب قابل توجه است، زیرا توجه به کتاب، در عمل توجه دوباره به آدمهایی است که خاطراتشان در آن ثبت شده است.
کتابهای تقریظشده دفاع مقدس را میتوان بخشی از همین حافظه مکتوب دانست؛ کتابهایی که هرکدام تکهای از آن دوران را پیش روی مخاطب میگذارند؛ یکی از سنگر میگوید، دیگری از خانه، یکی از شهادت، دیگری از انتظار و یکی از زندگی پس از جنگ.
نظر شما