به گزارش خبرگزاری ایمنا، صبح اولین روز مهدکودک یا مدرسه، جلوی در ورودی، صحنهای آشنا شکل میگیرد؛ کولهای کوچک روی دوش کودک، دستی که محکم دست مادر یا پدر را گرفته و نگاهی که مدام بین چهره والد و درِ کلاس جابهجا میشود. صدای همهمه کودکان از داخل میآید، اما برای بعضی کودکان، عبور از همان چند قدم تا کلاس ساده نیست. ممکن است لحظه خداحافظی با اشک، بیقراری یا چسبیدن بیشتر به والد همراه شود، لحظهای کوتاه که برای کودک، آغاز یک تجربه تازه است.
ورود به مهدکودک و مدرسه، یکی از نخستین تغییرات مهم در زندگی اجتماعی کودک به شمار میرود. کودک در این مرحله باید برای چند ساعت از فضای آشنای خانه فاصله بگیرد و در محیطی تازه، در کنار مربی، معلم و همسالان خود قرار بگیرد. طبیعی است که چنین تغییری برای برخی کودکان با احساس دلتنگی، نگرانی یا ترس از جدایی همراه باشد؛ بهویژه زمانی که هنوز تجربه کافی از ماندن دور از والدین ندارند.
اضطراب جدایی میتواند به شکلهای مختلفی بروز کند؛ از گریه و امتناع از ورود به کلاس گرفته تا بیقراری، سکوت یا اصرار برای ماندن والد در کنار کودک. شدت و مدت این واکنشها در کودکان متفاوت است و نمیتوان همه آنها را با یک الگو توضیح داد و در این میان، نحوه برخورد خانواده و مربیان میتواند در شکلگیری احساس امنیت کودک و سازگاری او با محیط جدید نقش مهمی داشته باشد.
به همین دلیل، روزهای ابتدایی مهدکودک و مدرسه تنها مسئلهای مربوط به آموزش و حضور در کلاس نیست، بلکه مرحلهای برای تجربه جدایی، ایجاد استقلال و شکلگیری اعتماد کودک به محیطی تازه است. شناخت احساسات کودک و برخورد آرام و هماهنگ والدین و مربیان میتواند کمک کند این جدایی بهجای تجربهای ترسناک، به گامی تدریجی برای ورود کودک به دنیای اجتماعی و آموزشی تبدیل شود.

اولین خداحافظی و سختترین قدمها برای بعضی کودکان
سمیه طاهری، روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه روزهای ابتدایی مهدکودک و مدرسه برای بسیاری از کودکان، آغاز تجربهای تازه است که شامل تجربه محیطی ناآشنا، چهرههای جدید، برنامهای متفاوت و ساعاتی دور از والدین میشود، به خبرنگار ایمنا میگوید: در چنین شرایطی ممکن است کودک هنگام جدا شدن از پدر یا مادر احساس نگرانی کند، گریه کند یا تمایل داشته باشد همراه والد خود به خانه بازگردد. این واکنشها، بهویژه در سنین پایین، میتوانند بخشی از روند طبیعی سازگاری با یک محیط جدید باشند و نشان دهند که کودک هنوز برای پذیرفتن این تغییر به زمان و احساس امنیت نیاز دارد.
وی با بیان اینکه اضطراب جدایی زمانی بیشتر دیده میشود که کودک برای نخستین بار مدت مشخصی را بدون حضور والدین سپری میکند، میافزاید: برای نوآموزی که بیشتر ساعات روز را در کنار خانواده بوده، جدا شدن از فردی که برایش منبع امنیت و آرامش است، اتفاق کوچکی نیست. ورود به کلاس، خداحافظی با والد و ماندن در محیطی تازه میتواند احساسات مختلفی را در او ایجاد کند؛ از بیقراری و گریه گرفته تا سکوت، چسبیدن به والد یا بیمیلی برای ورود به کلاس.
روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه نحوه برخورد والدین در این مرحله اهمیت زیادی دارد، تصریح میکند: خداحافظی طولانی، بازگشتهای مکرر یا نشان دادن نگرانی شدید ممکن است جدا شدن را برای کودک دشوارتر کند و در مقابل، خداحافظی کوتاه، آرام و قابل پیشبینی میتواند به کودک پیام دهد که محیط جدید امن است و والد نیز پس از پایان زمان مهدکودک یا مدرسه بازخواهد گشت، البته هر کودک سرعت متفاوتی برای سازگار شدن دارد و نمیتوان انتظار داشت همه کودکان در چند روز نخست واکنش یکسانی نشان دهند.
اضطراب جدایی در همه کودکان یکسان نیست و میزان و مدت آن میتواند متفاوت باشد
طاهری ادامه میدهد: نقش مربی و معلم نیز در این دوره بسیار مهم است و برخورد صمیمانه، توجه به احساسات کودک و ایجاد ارتباط تدریجی میتواند به شکلگیری حس امنیت در محیط جدید کمک کند. وقتی کودک بداند چه زمانی وارد کلاس میشود، چه فعالیتهایی دارد و چه زمانی والدین به سراغش میآیند، شرایط برای پیشبینیپذیر شدن روز مدرسه فراهم میشود. آشنایی تدریجی با فضای کلاس، همکلاسیها و برنامه روزانه نیز میتواند روند سازگاری را آسانتر کند.
وی با بیان اینکه اضطراب جدایی در همه کودکان یکسان نیست و میزان و مدت آن میتواند متفاوت باشد، میگوید: برخی کودکان پس از چند روز با محیط جدید خو میگیرند و برخی دیگر به زمان بیشتری نیاز دارند، بنابراین مقایسه کودکان با یکدیگر یا سرزنش کودک به دلیل گریه و دلتنگی، کمکی به حل مسئله نمیکند. مهمتر از آن است که والدین و مربیان به جای نادیده گرفتن احساس کودک، آن را بشناسند و در کنار ایجاد اطمینان، فرصت سازگاری تدریجی را در اختیار او قرار دهند.
روانشناس و مشاور خانواده اضافه میکند: شروع مهدکودک یا مدرسه، تنها آغاز یک دوره آموزشی نیست، بلکه برای بسیاری از کودکان نخستین تجربه جدی حضور مستقل در محیطی خارج از خانواده است. طبیعی است که این تغییر با هیجان، دلتنگی یا نگرانی همراه باشد. اگر خانواده و مدرسه در این مرحله با آرامش و هماهنگی عمل کنند و کودک احساس کند که جدایی موقتی و محیط جدید قابل اعتماد است، میتوان این روزهای نخست را به فرصتی برای شکلگیری استقلال، اعتمادبهنفس و تجربهای مثبت از حضور در مدرسه تبدیل کرد.

وقتی اضطراب جدایی در جسم هم بروز میکند
پژمان عقدک، پزشک و سخنگوی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با بیان اینکه شروع مهدکودک یا مدرسه برای بسیاری از کودکان تجربهای تازه و همراه با هیجان است، به خبرنگار ایمنا میگوید: دور شدن از والدین، ورود به محیطی ناآشنا و روبهرو شدن با افراد جدید میتواند در روزهای نخست باعث بیقراری، گریه و نگرانی کودک شود. این واکنشها در بیشتر موارد طبیعی است و بخشی از روند سازگاری کودک با محیط جدید محسوب میشود و با این حال، زمانی که این نگرانیها شدت بیشتری پیدا میکنند یا ادامهدار میشوند، ممکن است با اضطراب جدایی در نوآموزان مواجه باشیم.
وی با بیان اینکه کودکان ممکن است هنگام رفتن به مهدکودک یا مدرسه گریه کنند، به والدین خود بچسبند و از جدا شدن از خانواده امتناع کنند، میافزاید: در برخی موارد نیز علائم جسمی مانند دلدرد و سردرد، اختلال در خواب یا نگرانی مداوم درباره اینکه ممکن است برای خودشان یا والدینشان اتفاقی بیفتد، مشاهده میشود و توجه به مجموعه این علائم اهمیت دارد و والدین و مربیان باید بتوانند میان واکنش طبیعی کودک در روزهای نخست و اضطرابی که نیازمند توجه و مداخله بیشتر است، تفاوت قائل شوند.
پزشک و سخنگوی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان تصریح میکند: برای مدیریت اضطراب جدایی، والدین میتوانند چند نکته مهم را مورد توجه قرار دهند؛ نخست اینکه درباره مهدکودک یا مدرسه با کودک صادقانه و با لحنی آرام صحبت کنند و برنامه روزانه او را برایش توضیح دهند؛ یعنی کودک بداند قرار است در طول روز چه اتفاقی بیفتد. این کار باعث میشود محیط جدید برای او قابل پیشبینیتر شود و در نتیجه احساس امنیت بیشتری پیدا کند.
کودک برای سازگاری با محیط جدید بیش از هر چیز به احساس امنیت، ثبات و اطمینان نیاز دارد
عقدک با بیان اینکه در روزهای نخست، بهتر است زمان خداحافظی کوتاه، روشن و ثابت باشد، ادامه میدهد: خداحافظیهای طولانی، بازگشتهای مکرر والدین پس از خداحافظی یا نشان دادن تردید و اضطراب میتواند نگرانی کودک را بیشتر کند و جدا شدن او از خانواده را دشوارتر سازد. والدین باید به کودک اطمینان بدهند که او را ترک نمیکنند و زمان بازگشت خود را نیز با عباراتی متناسب با سن کودک توضیح دهند.
وی با بیان اینکه لازم است احساس کودک پذیرفته شود و به جای اینکه فقط به او بگوییم «نترس» یا «چیزی نیست»، بهتر است احساس او را به رسمیت بشناسیم و بگوییم «میدانم که دلت برای من تنگ میشود، اما میتوانی این چند ساعت را با مربی و دوستانت بگذرانی.»، میگوید: پذیرش احساس کودک به معنای تقویت ترس او نیست، بلکه به او نشان میدهد که احساسش قابل فهم است و در عین حال میتواند آن را مدیریت کند.
پزشک و سخنگوی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان اضافه میکند: یکی از نکات بسیار مهم این است که والدین به هیچ وجه از ایجاد ترس و تهدید به ترک کودک به عنوان روش تربیتی استفاده نکنند. جملاتی مانند «اگر گریه کنی میروم و دیگر برنمیگردم» ممکن است اضطراب جدایی را تشدید کند و احساس ناامنی کودک را افزایش دهد. کودک برای سازگاری با محیط جدید بیش از هر چیز به احساس امنیت، ثبات و اطمینان نیاز دارد و خواب کافی، صبحانه مناسب و داشتن یک برنامه منظم روزانه نیز میتواند آسیبپذیری کودک در برابر اضطراب را کاهش دهد.

اضطراب جدایی در روزهای ابتدایی مهدکودک و مدرسه، برای بسیاری از کودکان بخشی از مسیر سازگار شدن با یک تجربه تازه است. دور شدن از والدین و حضور در محیطی ناآشنا میتواند احساساتی مانند نگرانی، دلتنگی یا بیقراری را به همراه داشته باشد؛ احساساتی که با صبر و حمایت مناسب، میتوانند بهتدریج کاهش پیدا کنند.
در این میان، خانواده نقش مهمی در شکلگیری نگاه کودک به این جدایی دارد. رفتار آرام، خداحافظی مطمئن و پرهیز از طولانی کردن لحظه جدایی میتواند به کودک کمک کند احساس امنیت بیشتری داشته باشد. در کنار آن، مربیان و معلمان نیز با ایجاد محیطی صمیمی و قابل پیشبینی میتوانند مسیر ورود کودک به فضای آموزشی را آسانتر کنند.
مهم است که واکنش هر کودک با توجه به شرایط و ویژگیهای خودش دیده شود. مقایسه کودکی که بهسرعت با محیط جدید خو میگیرد با کودکی که برای سازگاری به زمان بیشتری نیاز دارد، میتواند فشار بیشتری ایجاد کند. آنچه اهمیت دارد، شناخت احساس کودک و همراهی با او در مسیر رسیدن به استقلال است.
اولین روزهای مدرسه و مهدکودک شاید با اشک و دلتنگی آغاز شوند، اما همین روزها میتوانند نخستین قدمهای کودک برای تجربه استقلال و حضور در دنیایی فراتر از خانه باشند. اگر خانواده و مدرسه در کنار یکدیگر فضایی امن و آرام ایجاد کنند، جدایی از والدین میتواند بهتدریج از یک تجربه نگرانکننده به بخشی طبیعی از رشد و یادگیری کودک تبدیل شود.
نظر شما