به گزارش خبرگزاری ایمنا، نیویورک همیشه شهری پر از صدا بوده، اما صدایی که فردا از تهران به آنجا میرود، با همه صداهای دیگر فرق دارد. این صدای یک ملت است.
در دیپلماسی، هیچ حرکتی خنثی نیست. این را نه از روی کتابهای روابط بینالملل که از تجربه میگویند. نوع دست دادن، فاصله گرفتن از دوربین، حتی لحظهای که رئیسجمهور روی صندلیاش مینشیند اینها همه زبان خاموشی هستند که دیپلماتهای حرفهای آنها را میخوانند. یک رئیسجمهور که با اطمینان قدم برمیدارد، پیامی متفاوت از کسی میفرستد که شانههایش کمی خمیده است. این اغراق نیست؛ این قواعد نانوشته دیپلماسی است.
چرا این سفر با همه سفرهای قبلی فرق دارد؟
بیایید صادق باشیم. سالهاست تصویری که از ایران در ذهن افکار عمومی جهان ساخته شده، ترکیبی است از کلیشههای قرن نوزدهمی و اتهامات قرن بیستویکمی. ایرانی که در ذهن یک آمریکایی متوسط وجود دارد، سوار شتر است، در بیابان زندگی میکند و تروریست هم هست. گردشگری که به ایران میآید، بعد از چند روز میفهمد چقدر این تصویر دروغ بوده، اما افکار عمومی جهانی هرگز به ایران سفر نمیکند. روایتش را از رسانههای دروغگوی غربی میگیرد.
اینجاست که نیویورک معنای دیگری پیدا میکند. پزشکیان فقط برای سخنرانی در مجمع عمومی نمیرود. او میرود تا یک ضدروایت زنده باشد. رئیسجمهوری که فرزند همین سرزمین است و باید به زبان استدلال صحبت کند، سند رو کند و از موضع یک ملت حرف بزند.
سخنرانی در مجمع عمومی یک ویژگی دارد که کمتر به آن توجه میشود. متن آن در آرشیو رسمی سازمان ملل ثبت میشود. حتی اگر رسانههای غربی سانسورش کنند، سندیت آن پابرجاست. پزشکیان فردا فقط برای حاضران در سالن صحبت نمیکند. او برای تاریخ صحبت میکند. برای نسلی که سالها بعد، وقتی این اسناد را میخواند، باید بداند ایران در سختترین شرایط، صدایش را با استدلال و وقار به گوش جهان رسانده است.

نگرانیای که باید با ظرافت بیان کرد
اما در پس این تصویر بیرونی، یک نگرانی جدی در تهران شکل گرفته. نگرانیای که بیانش نیازمند دقت است.
پزشکیان در ماههای گذشته در برخی سخنرانیها از موضعی صحبت کرده که به گفته برخی ناظران، پیام قدرت را به اندازه کافی منتقل نکرده است و این نقد، یک دغدغه راهبردی است. در شرایط جنگی، لحن یک رئیسجمهور فقط بیانگر شخصیت او نیست آینه تصویر ملی است. مردم این روزها این نگرانی را داشتهاند که رفتار رئیسجمهور از جایگاه قدرت نباشد و پیام ضعف را به جهان منتقل کند. این نگرانی به آن معناست که باید مراقب بود این بار در مهمترین تریبون جهان این اتفاق نیفتد.
راهحلش چیست؟ تفکیک صریح تاکتیک از استراتژی. پزشکیان باید در همان دقایق نخست، این را روشن کند که حضور در نیویورک یک تاکتیک دیپلماتیک است برای افشای چهره واقعی آمریکا و به چالش کشیدن ادعاهای دروغینش، اما استراتژی کلان ایران اعتماد نکردن به آمریکا، تقویت محور مقاومت، دفاع از حقوق ملت تغییرناپذیر است. یک جمله قاطع، بهتر از یک ساعت توضیح است.
چه چیزی باید گفته شود؟
اگر قرار است پزشکیان بلندگوی مظلومیت ایران باشد که باید باشد، این مظلومیت باید با مصادیق عینی همراه باشد، نه با کلیات. از حمله به مدرسه میناب تا شهادت رهبر شهید انقلاب. از تحریمهای دارویی که بیماران را نشانه گرفته تا جنگهای تحمیلی، از سکوت شورای امنیت تا استانداردهای دوگانهای که هر روز آشکارتر میشوند.
این رویکرد دو کار میکند: هم افکار عمومی جهان را تحت تأثیر قرار میدهد، هم موضع ایران را به عنوان قربانی تجاوزی که مقتدر است تثبیت میکند. تفاوت این دو قربانی مقتدر و قربانی منفعل همان مرزی است که پزشکیان باید روی آن بایستد.
نیویورک، شهر فرصتهای پنهان
نیویورک فقط سالن مجمع عمومی نیست، در حاشیه این رویداد، رهبران و مقامات دهها کشور در یک مکان جمع میشوند. این یعنی فرصتهایی که در هیچ جای دیگری تکرار نمیشوند. دیدارهای دوجانبه، رایزنیهای چندجانبه، تقویت اتحادها. ایران میتواند از این فضا برای تبیین مواضعش در قبال برنامه هستهای، امنیت خلیج فارس، و مبارزه با تروریسم واقعی استفاده کند.
اما یک هشدار جدی وجود دارد که هرگونه عادیسازی رابطه با آمریکا در این سفر باید کنار گذاشته شود. این شامل دست دادن، عکس یادگاری، یا هر چیز دیگری است که به اعتبار ایران ضربه میزند. حتی اگر پیشنهادی از سوی واسطهها پاکستان، قطر برای انتقال پیامی مطرح شود، این سفر جای آن نیست! ایران باید به عنوان قربانی تجاوزی که مقتدر است حضور پیدا کند، مواضعش را اعلام کند.

رئیسجمهور در نیویورک باید از حقوق ملت ایران دفاع کند
علیرضا مهرابی، کارشناس مسائل بینالملل، در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به اهمیت سفر رئیسجمهور ایران به نیویورک و حضور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد اظهار کرد: این سفر یک رویداد روتین سالانه است و رؤسای جمهور اکثر کشورها در مجمع عمومی سازمان ملل حضور پیدا میکنند و چند دقیقهای فرصت دارند تا مطالب و دیدگاههای خود را ارائه کنند؛ با این حال، سفر رئیسجمهور ایران به مجمع عمومی سازمان ملل از جهات مختلف اهمیت ویژهای دارد.
وی افزود: یکی از دلایل این اهمیت، تقابل جدی میان ایران و ایالات متحده آمریکا است. از سوی دیگر، قرار گرفتن سازمان ملل متحد در نیویورک و در کشوری که خود یکی از طرفهای اصلی مناقشه و تقابل با ایران محسوب میشود، دارای آثار و پیامدهایی است. البته ترامپ نیز در سالهای گذشته مطرح کرده بود که از آنجا که سازمان ملل در آمریکا و نیویورک قرار دارد و ایالات متحده هزینههای این سازمان و مجموعههای وابسته به آن را پرداخت میکند، باید بیشتر به حرفهای آمریکا گوش داده شود.
اهمیت حضور ایران در مجمع عمومی سازمان ملل
این کارشناس مسائل بینالملل ادامه داد: بنابراین، حضور ایران در مجمع عمومی سازمان ملل با توجه به شرایط منطقهای و بینالمللی امروز و وضعیت تقابل میان تهران و واشنگتن، از اهمیت ویژهای برخوردار است و رئیسجمهور ایران باید متناسب با این شرایط، رویکرد و عملکرد مناسبی داشته باشد تا بتواند اثرگذاری لازم را ایجاد کند.
مهرابی تصریح کرد: اینکه رؤسای جمهور ایران در چنین سفرهایی تا چه اندازه موفق یا ناموفق بودهاند، بحثی فنی و کارشناسی است که در جای خود قابل طرح است و نمیتوان بهصورت کلی درباره آن قضاوت کرد، اما بهطور طبیعی، رئیسجمهور ایران باید بتواند از جایگاه و حقوق ملت ایران به نحو مطلوب و مؤثر دفاع کند.
وی گفت: رئیسجمهور علاوه بر ارائه یک بیانیه و نطق جدی و عمیق، باید بتواند در سخنان خود به موضوعاتی همچون تقابل نظامی و حمله ظالمانه آمریکا علیه ایران در طول مدت اخیر نیز بپردازد و این موضوع را در سطح بینالمللی بهخوبی برجسته کند.

ترامپ به دنبال دیدار با پزشکیان است
این کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به در خواست ترامپ برای دیدار با رئیسجمهور ایران اظهار کرد: آمریکاییها و شخص ترامپ با توجه به انتخابات نوامبر و شرایطی که در پیش رو دارند، علاقه زیادی به انجام دیدار با آقای پزشکیان دارند و حتی ترامپ چند روز پیش نیز اعلام کرد که برای چنین دیداری آمادگی دارد.
مهرابی افزود: البته این موضوع با توجه به شخصیت ترامپ چندان عجیب نیست؛ او در سالهای گذشته نیز چنین رویکردی داشته است. در دوره نخست ریاستجمهوری خود، با رهبر کره شمالی دیدار کرد و چند سال قبل نیز در جریان سفر نخستوزیر ژاپن به ایران، علاقه زیادی داشت تا در قالب دیدار با مقامهای سیاسی ایران، از این موضوع بهرهبرداری رسانهای کند.
رئیسجمهور نباید اجازه بهرهبرداری رسانهای به ترامپ بدهد
وی تأکید کرد: بنابراین، نکته بسیار مهم این است که رئیسجمهور ایران در رفتوآمدها و برنامههای مختلفی که در جریان این سفر اتفاق میافتد، دچار سادهانگاری نشود و اجازه ندهد ترامپ از یک دیدار یا حتی یک عکس، بهرهبرداری سیاسی و رسانهای مورد نظر خود را انجام دهد.
مهرابی ادامه داد: در این زمینه، آداب و ملاحظات کنسولی نیز اهمیت جدی دارد و لازم است افرادی که در وزارت امور خارجه در کنار رئیسجمهور حضور دارند، ایشان را نسبت به این مسائل بهطور کامل توجیه کنند، چراکه مسائل کنسولی خود یک موضوع جدی در چنین سفرهایی است.
فشار لابی صهیونیستی بر معادلات آمریکا
وی با اشاره به نقش عوامل مؤثر بر سیاست خارجی آمریکا گفت: نکته سوم این است که از اساس در معادلات بینالمللی، آمریکا تنها تصمیمگیرنده اصلی در قبال ایران نیست و فشار لابیهای صهیونیستی و یهودی در آمریکا نیز در این زمینه اثرگذار است. نتانیاهو نیز تلاش میکند از فضای موجود استفاده کند و شرایط را به سمتی حرکت دهد که بتواند اثرگذاری خود را داشته باشد.
این کارشناس مسائل بینالملل خاطرنشان کرد: مجموعه این نکات نشان میدهد که در مجمع عمومی فعلی سازمان ملل، رئیسجمهور باید توجه و دقت بیشتری داشته باشد تا نگرانیها و ملاحظات موجود، بهگونهای مدیریت شود که در نهایت به دیپلماسی خارجی ایران آسیب وارد نکند.
به گزارش ایمنا، سخنرانی تمام میشود؛ خبرنگارها میروند پی نوشتن تیترهایشان، سالن خالی میشود، اما چیزی که باقی میماند، صدای ایران است در آرشیو ملتها. سالها بعد، وقتی کسی این سند را باز کند، باید ببیند ایران در سختترین روزهایش، صدایش را با استدلال، با سند، با وقار و به شکل مقتدارنه به گوش جهان رسانده است. حالا این که جهان آن روز گوش داده یا نه، دیگر مسئله ایران نیست.

نظر شما