به گزارش خبرگزاری ایمنا، تابآوری شهری به طور معمول با سازههای مقاوم، شبکههای زیرساختی، مدیریت بحران و تجهیزات امدادی سنجیده میشود، اما بخشی از توان یک شهر برای رویارویی با بحران در فضاهایی شکل میگیرد که شهروندان هر روز از آنها استفاده میکنند؛ خیابانها و مسیرهای پیاده. پیادهراهها اگر در قالب شبکهای پیوسته و هدفمند طراحی شوند، علاوه بر ارتقای کیفیت زندگی، میتوانند به حفظ عملکرد شهر در شرایط بحرانی کمک کنند.
در شهری با وابستگی بالا به خودرو، هرگونه اختلال در شبکه حملونقل میتواند دسترسی میان بخشهای مختلف شهر را مختل کند. تصادف، آبگرفتگی، ریزش ساختمان، زلزله یا قطعی گسترده زیرساختها ممکن است دسترسی خودروها به برخی معابر را محدود کند. در چنین شرایطی، وجود مسیرهای پیاده ایمن و پیوسته میتواند امکان جابهجایی شهروندان، دسترسی به خدمات ضروری و خروج از مناطق پرخطر را تا حدی حفظ کند.
از این منظر، پیادهراه نباید صرفاً یک پروژه زیباسازی شهری یا طرحی برای حذف خودرو از یک خیابان باشد. مسئله اصلی در برنامهریزی شهری این است که آیا شبکه پیاده شهر در شرایط اضطراری نیز میتواند عملکرد خود را حفظ کند یا خیر.
اگر مسیرهای پیاده به فضاهای باز، پارکها، مراکز درمانی، ایستگاههای حملونقل عمومی و مراکز خدماتی متصل باشند، میتوانند بخشی از شبکه دسترسی اضطراری شهر را شکل دهند؛ شبکهای که در زمان اختلال در مسیرهای سواره، امکان تداوم بخشی از جابهجایی و دسترسی را فراهم میکند.
تابآوری از کف خیابان آغاز میشود
کیفیت کالبدی مسیرهای پیاده در این میان اهمیت زیادی دارد. ناهمواری مسیر، اختلاف سطح، عرض کم، اشغال پیادهرو توسط خودروها یا تجهیزات شهری و نبود روشنایی مناسب، تنها مشکلاتی برای رفتوآمد روزمره نیستند، بلکه در شرایط بحران میتوانند سرعت تخلیه و دسترسی شهروندان را نیز کاهش دهند.
سالمندان، کودکان و افراد دارای محدودیت حرکتی بیش از سایر گروهها به کیفیت مسیرهای پیاده وابستهاند. بنابراین هر اندازه شبکه پیاده برای گروههای مختلف جمعیتی قابل استفادهتر باشد، ظرفیت آن برای ایفای نقش در شرایط اضطراری نیز افزایش پیدا میکند.
در این چارچوب، مناسبسازی معابر دیگر موضوعی تنها مرتبط با دسترسی افراد دارای معلولیت نیست، بلکه بخشی از الزامات تابآوری شهری محسوب میشود. شهری که مسیرهای پیاده آن برای گروههای مختلف قابل دسترس باشد، در زمان بحران نیز با موانع کمتری برای جابهجایی جمعیت مواجه خواهد شد.
پیادهراهها در برابر بحرانهای اقلیمی
نقش پیادهراهها تنها به زلزله و حوادث ناگهانی محدود نمیشود. شهرهای ایران با چالشهایی همچون افزایش دما، موجهای گرما و بارشهای شدید مواجهاند و نحوه طراحی فضاهای پیاده میتواند در کاهش بخشی از آسیبپذیری شهر مؤثر باشد.
پیادهراهی که صرفاً با سطوح سخت پوشانده شده و از پوشش گیاهی، سایه، محل استراحت و راهکارهای مدیریت روانآب برخوردار نیست، در برابر شرایط اقلیمی نامطلوب آسیبپذیرتر خواهد بود. در مقابل، استفاده از درختان سایهانداز، سطوح نفوذپذیر، طراحی مناسب مسیرهای هدایت آب و ایجاد فضاهای مکث میتواند کیفیت حضور شهروندان را افزایش دهد و به مدیریت بخشی از پیامدهای گرما و بارش کمک کند.
از این رو، طراحی مسیرهای پیاده باید از یک پروژه صرفاً معماری و عمرانی فراتر رود و به مسئلهای چندبعدی در برنامهریزی شهری تبدیل شود؛ مسئلهای که همزمان حملونقل، محیطزیست، مدیریت بحران و کیفیت فضای عمومی را دربرمیگیرد.
تابآوری با پیادهراههای جزیرهای شکل نمیگیرد
یکی از چالشهای توسعه پیادهراهها، نگاه پروژهای و نقطهای به این فضاهاست. ایجاد یک پیادهراه در مرکز شهر، بدون اتصال آن به سایر مسیرهای پیاده، حملونقل عمومی و فضاهای باز، بهتنهایی نمیتواند یک شبکه تابآور ایجاد کند.
تابآوری زمانی تقویت میشود که شهروند بتواند از خانه تا ایستگاه حملونقل عمومی، فضای سبز، مرکز درمانی یا فضای باز امن، مسیری پیوسته و قابل دسترس را طی کند. در چنین الگویی، پیادهراه یک مقصد منفرد نیست، بلکه بخشی از یک شبکه گسترده دسترسی شهری است.
این نگاه میتواند در بازنگری طرحهای توسعه شهری نیز مورد توجه قرار گیرد. بهجای آنکه تنها میزان سطح اختصاصیافته به پیادهراهها سنجیده شود، شاخصهایی مانند پیوستگی شبکه، دسترسی محلهها، کیفیت مسیر، فاصله تا خدمات حیاتی و امکان استفاده از مسیر در شرایط اضطراری نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
پیادهراهها و تقویت تابآوری اجتماعی
تابآوری شهر تنها به توان کالبدی آن برای مقابله با حوادث محدود نمیشود. جامعهای که از ارتباطات اجتماعی قویتری برخوردار باشد، در زمان بحران نیز ظرفیت بیشتری برای تبادل اطلاعات، کمکرسانی و شناسایی افراد نیازمند خواهد داشت.
فضاهای پیاده با افزایش حضور شهروندان در محیط عمومی میتوانند زمینه تعاملات اجتماعی را تقویت کنند. میدانها، پیادهراهها، پارکهای محلهای و فضاهای مکث، در صورت طراحی مناسب، میتوانند به مکانهایی برای شکلگیری ارتباطات محلی تبدیل شوند؛ ارتباطاتی که در زمان بحران میتوانند بخشی از سرمایه اجتماعی شهر را تشکیل دهند.
بر این اساس، پیادهراه موفق الزاماً مسیری با بیشترین میزان عبور عابر نیست، بلکه فضایی است که بتواند حرکت، مکث، تعامل و دسترسی را همزمان پشتیبانی کند.
پیادهراه؛ از پروژه عمرانی تا زیرساخت شهری
در برنامهریزی شهری، زمانی که پیادهراه صرفاً بهعنوان پروژهای برای زیباسازی، رونق گردشگری یا کاهش تردد خودرو دیده شود، بخشی از ظرفیت آن نادیده گرفته میشود. در مقابل، اگر شبکه پیاده در کنار حملونقل عمومی، فضاهای سبز، مراکز خدماتی و مسیرهای اضطراری برنامهریزی شود، میتواند به یکی از اجزای زیرساختی شهر تبدیل شود.
البته این تغییر نگاه به معنای آن نیست که هر پیادهراهی بهصورت خودکار موجب افزایش تابآوری میشود. یک پیادهراه نامناسب حتی میتواند دسترسی خودروهای امدادی را دشوار کند یا در صورت نبود مسیرهای جایگزین، وابستگی یک محدوده به یک محور را افزایش دهد، بنابراین ارزیابی نقش پیادهراه در تابآوری باید بر اساس ویژگیهای شبکه، موقعیت مکانی، دسترسی اضطراری و نیازهای جمعیتی انجام شود.
در نهایت، شهر تابآور شهری نیست که تنها در زمان وقوع بحران برای آن برنامهریزی شده باشد، بلکه شهری است که زیرساختهای روزمره آن از ابتدا با در نظر گرفتن شرایط غیرعادی نیز طراحی شده باشند. پیادهراهها از این منظر میتوانند بخشی از سرمایه پنهان شهر باشند؛ زیرساختی که در روزهای عادی کیفیت زندگی و سلامت شهروندان را ارتقا میدهد و در زمان بحران، امکان حرکت، دسترسی و ارتباط را حفظ میکند.
پرسش مدیریت شهری نیز نباید تنها این باشد که «کدام خیابان را پیادهراه کنیم؟»؛ مسئله اساسیتر این است که چگونه شبکهای از مسیرهای پیاده ایجاد کنیم که هم در زندگی روزمره کارآمد باشد و هم در زمان بحران، امکان تداوم حرکت و دسترسی در شهر را حفظ کند.
نظر شما