خانم اجازه؟! امسال همه غایبن

بوی کتاب‌های نو در راهروهای مدرسه پیچیده، کیف‌ها روی دوش دانش‌آموزان نشسته و زنگ بازگشایی دوباره به صدا درآمده است؛ اما میان این همه شور، ۱۶۸ نیمکت در میناب ساکت مانده‌اند، نیمکت‌هایی که صاحبانشان دیگر به کلاس بازنمی‌گردند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، اول مهر که می‌رسد، مدرسه دوباره بوی زندگی می‌گیرد؛ بوی کتاب‌های نو، مدادهای تراشیده، دفترهای سفید و لباس‌هایی که برای نخستین روز مدرسه از شب قبل آماده شده‌اند. حیاط‌ها دوباره پر از صدای دویدن بچه‌ها می‌شود، زنگ مدرسه بعد از ماه‌ها سکوت به صدا درمی‌آید و معلم‌ها یکی‌یکی نام دانش‌آموزان را از روی دفتر حضور و غیاب می‌خوانند، اما امسال در میان این همه «حاضر»، نام‌هایی هستند که پاسخی برایشان نمی‌آید؛ نه دیر کرده‌اند، نه خواب مانده‌اند، نه قرار است با چند دقیقه تأخیر از در مدرسه وارد شوند.

دانش‌آموزانی که تا همین سال گذشته، همین روزها را با شوق آغاز مدرسه می‌کردند؛ با کیف‌هایی بر دوش، دفترهایی در دست و هزار آرزوی کودکانه برای آینده. امسال اما نخستین مهر پس از جنگ رمضان است و برای خانواده‌های شهدای دانش‌آموز، بازگشایی مدارس نه فقط آغاز یک سال تحصیلی که رویارویی دوباره با جای خالی فرزندانی است که دیگر پشت هیچ نیمکتی نخواهند نشست.

در میان آنها، شهدای دانش‌آموز میناب تصویری فراموش‌نشدنی از این دلتنگی را پیش چشم می‌گذارند؛ ۱۶۸ دانش‌آموزی که امسال زنگ مدرسه را از جایی دیگر می‌شنوند و جای خالی‌شان در کلاس، بیش از هر زمان دیگری به چشم می‌آید.

غیبت آنها را نمی‌شود با یک علامت کوچک در دفتر ثبت کرد. این بچه‌ها غایب یک روز مدرسه نیستند؛ آنها بخشی از خاطره مدرسه‌ هستند، بخشی از خاطره خانه، کوچه، محله و شهری که روزی صدای خنده‌شان را شنیده است.

نیمکت‌هایی که حالا خالی مانده‌اند، فقط چند تکه چوب و فلز نیستند؛ هرکدام جای یک قصه‌ هستند، جای کودکی که شاید قرار بود پزشک شود، مهندس شود، معلم شود، هنرمند شود یا اصلاً هنوز نمی‌دانست در آینده چه خواهد شد.

جای خالی دانش‌آموزان اما فقط به مدرسه شجره طیبه و شهر میناب محدود نمی‌شود، اول مهر امسال، مدارس در حالی دوباره به روی دانش‌آموزان باز می‌شوند که برخی نیمکت‌ها خالی شده‌اند از دانش‌آموزانی که روزی روی آنها در کلاس درس می‌نشستند. هرکدام از آنها، پیش از آنکه شهید شوند، یک دانش‌آموز بودند؛ با دفتر و کتاب با دوستانی که کنارشان می‌نشستند، با معلمی که نامشان را صدا می‌زد و خانواده‌ای که برای آینده‌شان رویا داشت.

این بار اما، وقتی همکلاسی‌هایشان وارد کلاس می‌شوند، یک نفر کمتر پشت نیمکت نشسته است،یا چند نفر کمتر و در برخی کلاس‌ها، جای چند دوست که با یکدیگر آسمانی شدند، کنار هم خالی مانده است.

خانم اجازه، امسال همه غایب‌اند!

صدای هنرمندان برای غیبت‌هایی که نباید فراموش شوند

روایت این جای خالی به فضای فرهنگ و هنر هم رسیده است. هنرمندانی همچون گرشا رضایی، مصطفی راغب و رضا صادقی در آستانه بازگشایی مدارس، با یادآوری ۱۶۸ دانش‌آموز مینابی به این غیبت بزرگ واکنش نشان داده‌اند و بر یک جمله تأکید کرده‌اند که «برای این ۱۶۸ بچه غیبت نزنید.»

همین جمله کوتاه، شاید بهترین روایت برای اول مهر امسال باشد؛ روزی که می‌توان شاد بود، به کودکان برای آغاز سال تحصیلی تبریک گفت و از بوی کتاب نو و ذوق مدرسه نوشت، اما در کنار همه این شادی‌ها، باید یاد کودکانی را هم زنده نگه داشت که قرار بود امروز در همین مدرسه‌ها باشند.

در کنار هنرمندان کاربران فضای مجازی نیز در روزهای به جای خالی دانش‌آموزان شهید و فصل بازگشایی مدارس واکنش‌های گسترده‌ای داشته‌اند، یکی از آنها در این ارتباط نوشته است:«ماکان باید با ذوق و شوق راهی مدرسه می‌شد؛ نه اینکه آرزوی مدرسه رفتنش برای همیشه به دل پدر و مادرش بمونه»

کد مطلب 1006228

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.