به گزارش خبرگزاری ایمنا، چند روز مانده به بازگشایی مدارس، خانهها کمکم رنگوبوی سال تحصیلی میگیرند؛ کیفها آماده میشوند، دفترها ورق میخورند و لباسهای مدرسه از کمد بیرون میآیند، اما در میان این جنبوجوش، ممکن است کودکی باشد که بهجای شمردن روزهای باقیمانده با هیجان، هرچه به اول مهر نزدیکتر میشود، بیشتر نگران شود. مدرسه برای او میتواند مجموعهای از سوالهای بیپاسخ باشد؛ از اینکه امسال چه کسی معلمش خواهد بود تا اینکه در کلاس جدید چطور پذیرفته خواهد شد.
این نگرانی همیشه هم واضح دیده نمیشود، گاهی کودک بیشتر سکوت میکند، خوابش تغییر میکند، صبحها سختتر از خواب بیدار میشود یا بهانههایی برای نرفتن به مدرسه پیدا میکند. در ظاهر شاید همهچیز عادی باشد، اما در ذهن دانشآموز، اتفاق دیگری در جریان است؛ ذهنی که در حال پیشبینی موقعیتی است که هنوز اتفاق نیفتاده و تلاش میکند برای احتمالهای مختلف آماده شود.
آغاز مدرسه برای دانشآموز به معنای ورود دوباره به محیطی است که در آن باید دیده، ارزیابی و با دیگران مقایسه شود. نمره، امتحان، پاسخ دادن در کلاس، روابط دوستانه و انتظارات والدین، هرکدام میتوانند بخشی از این نگرانی باشند. برای کودکی که تجربه ناخوشایندی از سال گذشته داشته یا نسبت به قضاوت دیگران حساستر است، بازگشت به مدرسه ممکن است یادآور همان موقعیتها باشد و اضطراب بیشتری ایجاد کند.
از سوی دیگر، اضطراب همیشه دشمن دانشآموز نیست و مقدار محدودی از نگرانی درباره یک اتفاق جدید میتواند طبیعی باشد و حتی به کودک کمک کند خود را برای شرایط تازه آماده کند. مسئله زمانی جدیتر میشود که این نگرانی شدت زیادی پیدا کند یا آنقدر ادامه داشته باشد که خواب، روابط، حضور در مدرسه و عملکرد روزانه دانشآموز را تحت تأثیر قرار دهد و همین مرز میان نگرانی طبیعی و اضطراب مشکلساز است که توجه خانواده و مدرسه را میطلبد.

چرا اول مهر برای بعضی دانشآموزان اضطرابآور است؟
ریحانه صادقی، روانشناس و مشاور خانواده و عضو سازمان نظام روانشناسی کشور با بیان اینکه برای بسیاری از دانشآموزان، آغاز سال تحصیلی با هیجان و شوق همراه است، اما برای برخی دیگر، نزدیک شدن به روزهای مدرسه میتواند با نگرانی، دلشوره و حتی ترس همراه شود، به خبرنگار ایمنا میگوید: فکر کردن به کلاس جدید، معلم، همکلاسیها، تکالیف و امتحانها ممکن است ذهن کودک را درگیر کند. این اضطراب گاهی از چند روز قبل آغاز میشود و در بعضی موارد، حتی با نشانههایی همچون بیقراری، اختلال خواب یا بیمیلی به مدرسه رفتن خودش را نشان میدهد.
وی با بیان اینکه یکی از دلایل این اضطراب، روبهرو شدن دوباره دانشآموز با موقعیتی است که پیشبینی کامل آن برایش آسان نیست، میافزاید: کودک ممکن است نداند معلم جدید چه انتظاراتی از او دارد، آیا در کلاس دوستانش حضور دارند یا اینکه از نظر درسی میتواند با سایر دانشآموزان همراه شود. ذهن در برابر موقعیتهای ناشناخته به دنبال پیشبینی اتفاقات آینده است و وقتی پاسخ روشنی پیدا نمیکند، نگرانی میتواند افزایش پیدا کند.
روانشناس و مشاور خانواده و عضو سازمان نظام روانشناسی کشور با بیان اینکه برای بعضی دانشآموزان، مسئله اصلی خود مدرسه نیست، بلکه ترس از ارزیابی شدن است، تصریح میکند: نگرانی درباره نمره، پاسخ دادن پای تخته، اشتباه کردن مقابل دیگران یا مقایسه شدن با همکلاسیها میتواند شروع سال تحصیلی را دشوار کند بهویژه زمانی که کودک احساس کند ارزشمندی او به موفقیت درسی وابسته است، یک امتحان یا اشتباه ساده ممکن است در ذهنش معنایی بزرگتر از یک اتفاق آموزشی پیدا کند.
نقش تجربههای گذشته در شکلگیری نگرانی دانشآموزان نسبت به مدرسه
صادقی ادامه میدهد: تجربههای گذشته نیز میتوانند در شکلگیری این نگرانی نقش داشته باشند و دانشآموزی که سال قبل با شکست تحصیلی، تعارض با همکلاسیها یا تجربه ناخوشایندی در مدرسه روبهرو بوده، ممکن است با نزدیک شدن به سال جدید دوباره همان احساسات را تجربه کند. در چنین شرایطی، جملههایی همچون «این بار باید بهتر باشی» اگرچه ممکن است با نیت تشویق گفته شوند، اما برای کودکی که از پیش نگران است، میتوانند فشار بیشتری ایجاد کنند.
وی با بیان اینکه در مقابل، برخورد آرام و قابل پیشبینی خانواده میتواند به کاهش نگرانی کمک کند، میگوید: صحبت کردن درباره چیزهایی که کودک از آنها میترسد، آماده کردن تدریجی برنامه خواب و روزانه و پرهیز از ایجاد انتظارات سنگین، به دانشآموز کمک میکند احساس کند قرار نیست یکباره با همه چالشهای سال تحصیلی روبهرو شود، همچنین مهم است که والدین اضطراب کودک را مسخره یا بیاهمیت تلقی نکنند؛ ترسی که برای بزرگسال کوچک به نظر میرسد، ممکن است برای کودک واقعی باشد.
روانشناس و مشاور خانواده و عضو سازمان نظام روانشناسی کشور اضافه میکند: هر نگرانی درباره مدرسه بهمعنای وجود اختلال اضطرابی نیست و اضطراب خفیف و موقتی میتواند بخشی از واکنش طبیعی به یک تغییر باشد و با عادت کردن دانشآموز به شرایط جدید کاهش پیدا میکند، اما اگر ترس از مدرسه شدید، طولانی یا مختلکننده زندگی روزمره باشد، توجه بیشتر خانواده و بررسی تخصصی اهمیت پیدا میکند. هدف نهایی حذف کامل اضطراب نیست، بلکه کمک به کودک برای شناخت احساسات و پیدا کردن راههای سالم برای کنار آمدن با آنهاست.

وقتی شروع مدرسه برای کودک نگرانکننده میشود
فاطمه رضازاده، روانشناس و مشاور کودک و نوجوان با بیان اینکه اضطراب بازگشت به مدرسه یکی از تجربههایی است که ممکن است در آستانه سال تحصیلی در برخی دانشآموزان دیده شود، به خبرنگار ایمنا میگوید: شروع دوباره کلاسها، تغییر برنامه روزانه، قرار گرفتن در محیط آموزشی و مواجهه با انتظارات تحصیلی و اجتماعی، میتواند برای بعضی کودکان و نوجوانان با نگرانی همراه باشد. این اضطراب در دانشآموزان مختلف شدت و شکل متفاوتی دارد و میتواند از یک نگرانی موقتی تا حالتی ادامهدار و تأثیرگذار بر زندگی روزمره متغیر باشد.
وی میافزاید: ترس از مدرسه همیشه با گریه یا امتناع آشکار همراه نیست و گاهی خودش را در قالب بهانه آوردن برای نرفتن، خستگی، بیحوصلگی، دلدرد یا تغییر در خواب نشان میدهد، به همین دلیل ممکن است والدین در ابتدا تصور کنند کودک فقط به تعطیلات عادت کرده است یا نمیخواهد از بازی و تفریح فاصله بگیرد، در حالی که پشت این رفتارها گاهی نگرانیهایی درباره درس، رابطه با همکلاسیها یا جدا شدن از فضای امن خانه وجود دارد.
روانشناس و مشاور کودک و نوجوان با بیان اینکه سن دانشآموز نیز در نوع نگرانی او تأثیر دارد، تصریح میکند: برای یک کودک کوچک، جدا شدن از والدین یا ورود به محیطی ناآشنا میتواند مسئله اصلی باشد، در حالی که برای یک نوجوان، نگرانی ممکن است بیشتر به روابط دوستانه، تصویر اجتماعی، نمرهها و انتظارات خانواده مربوط شود، بنابراین نمیتوان برای همه دانشآموزان یک نسخه یکسان از اضطراب اول مهر در نظر گرفت.
مدرسه زمانی میتواند محل یادگیری باشد که دانشآموز در آن احساس امنیت و آرامش داشته باشد
رضازاده ادامه میدهد: رفتار خانواده در این شرایط اهمیت زیادی دارد، گاهی والدین برای آرام کردن کودک میگویند «چیزی نیست، مدرسه که ترس ندارد»، اما چنین جملهای ممکن است ناخواسته احساس کودک را نادیده بگیرد. شنیدن نگرانی او و پرسیدن اینکه از چه چیزی میترسد، نقطه شروع بهتری است و وقتی ترس نام مشخصی پیدا میکند، امکان پیدا کردن راهحل برای آن نیز بیشتر میشود.
وی با بیان اینکه مدرسه هم میتواند در کاهش این نگرانی نقش داشته باشد و برخورد صمیمانه معلم، ایجاد فرصت برای آشنایی دوباره دانشآموزان، پرهیز از ایجاد فشار شدید در روزهای نخست و توجه به دانشآموزانی که در جمع کمتر مشارکت میکنند، میتواند فضای کلاس را برای شروع سال قابلپیشبینیتر کند، میگوید: احساس تعلق به مدرسه و داشتن دستکم یک رابطه امن در محیط آموزشی، برای بسیاری از دانشآموزان اهمیت زیادی دارد.
روانشناس و مشاور کودک و نوجوان اضافه میکند: اضطراب اول مهر را نمیتوان با یک توصیه ساده برای همه کودکان برطرف کرد. گاهی کودک فقط به چند روز زمان برای عادت کردن نیاز دارد و گاهی پشت این نگرانی، تجربهای جدیتر قرار گرفته است که باید مورد توجه قرار گیرد. آنچه اهمیت دارد این است که ترس کودک دیده شود، درباره آن گفتوگو شود و به جای سرزنش یا فشار، فرصت پیدا کردن راهی برای سازگاری فراهم شود، چراکه مدرسه زمانی میتواند محل یادگیری باشد که دانشآموز در آن احساس امنیت و آرامش نسبی داشته باشد.

گاهی پشت بیمیلی دانشآموزان نسبت به مدرسه داستانی وجود دارد که در چند کلمه خلاصه نمیشود. ممکن است کودک از تنها ماندن بترسد، از اشتباه کردن خجالت بکشد، نگران نمرههایش باشد یا تجربهای ناخوشایند را دوباره در ذهنش مرور کند و برای فهمیدن این داستان، پیش از هر چیز باید بهجای حدس زدن، به خود کودک فرصت حرف زدن داد.
در چنین شرایطی، واکنش بزرگسالان میتواند مسیر این اضطراب را تغییر دهد و بیاهمیت جلوه دادن ترس کودک یا مقایسه او با همکلاسیها همیشه نگرانی را از بین نمیبرد و در مقابل، گفتوگوی آرام، شناختن منشأ نگرانی و کمک به کودک برای روبهرو شدن مرحلهبهمرحله با موقعیت جدید میتواند احساس کنترل بیشتری به او بدهد.
مدرسه نیز در این میان تنها محل آموزش درسهای کتاب نیست؛ محیطی است که کودک در آن روابط اجتماعی، اعتمادبهنفس و شیوه روبهرو شدن با اشتباه را تجربه میکند. اگر دانشآموز احساس کند در کلاس امکان سؤال پرسیدن، اشتباه کردن و دوباره تلاش کردن را دارد، بخشی از ترس او از ارزیابی شدن میتواند کاهش پیدا کند. احساس امنیت روانی، مقدمه مهمی برای حضور فعال در فرایند یادگیری است.
اول مهر برای همه دانشآموزان یک شکل ندارد؛ برای یکی شروع دوباره دوستیهاست، برای دیگری فرصتی برای تجربههای تازه و برای دانشآموزی دیگر ممکن است آغاز روزهایی پر از دلشوره باشد. شاید مهمترین کار خانواده و مدرسه این نباشد که اضطراب را یکشبه از بین ببرند، بلکه این باشد که به کودک نشان دهند ترسهایش شنیده میشوند و برای عبور از آنها تنها نیست. گاهی همین احساس همراهی، نخستین قدم برای تبدیل ترس از مدرسه به تجربهای قابلمدیریت است.
نظر شما