به گزارش خبرگزاری ایمنا، شهر فقط مجموعهای از خیابانها، ساختمانها و مسیرهای عبور و مرور نیست؛ هر شهر بخشی از هویت و حافظه خود را در نشانههایی ثبت میکند که سالها در برابر چشم شهروندان باقی میمانند. گاهی یک میدان، یک بنا، یک اثر هنری یا حتی یک سردیس، میتواند بیش از یک نام و یک نشانی، بخشی از روایت یک شهر را برای نسلهای مختلف بازگو کند.
در میان عناصر شکلدهنده به هویت بصری شهرها، تندیسها و سردیسهای شهری جایگاه متفاوتی دارند، چراکه یک شخصیت، یک رویداد یا بخشی از تاریخ را از قاب کتابها و اسناد بیرون میآورند و در متن زندگی روزمره مردم قرار میدهند. شهروندی که هر روز از کنار یک سردیس عبور میکند، بهتدریج با چهره، نام و روایت آن شخصیت روبهرو میشود و به این ترتیب، اثر هنری میتواند به بخشی از حافظه دیداری و جمعی شهر تبدیل شود، البته ماندگاری یک اثر شهری تنها به ساخت آن محدود نمیشود. جانمایی مناسب، تناسب اثر با فضای پیرامون، کیفیت هنری، خوانایی بصری و پیوند آن با هویت محله و شهر، عواملی است که میتواند یک تندیس را از عنصری تنها تزئینی به نشانه شهری تبدیل کند؛ نشانهای که نهتنها به زیبایی محیط کمک میکند، بلکه زمینهای برای مکث، گفتوگو، پرسش و شناخت بیشتر فراهم میآورد.
اصفهان بهعنوان شهری برخوردار از پیشینه تاریخی و فرهنگی، نمونههای متعددی از این پیوند میان هنر، فضا و هویت را در خود جای داده است؛ از سردیس مشاهیر و چهرههای فرهنگی و هنری تا آثاری که بخشی از تاریخ معاصر شهر را روایت میکنند. در چنین نگاهی، شهر میتواند به موزهای زنده تبدیل شود؛ موزهای که آثارش در میان مردم و در مسیر زندگی روزانه آنان قرار گرفتهاند، نه پشت دیوارهای یک فضای بسته.
این نگاه، زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که پای شخصیتها و رویدادهایی به میان میآید که بخشی از حافظه تاریخی و اجتماعی یک جامعه را شکل دادهاند. ثبت چهره و روایت این شخصیتها در فضای شهری، در واقع تلاشی برای پیوند میان نسل امروز و بخشی از گذشتهای است که نباید تنها در کتابها و آرشیوها باقی بماند.
ورودیهای شهر نیز در این میان جایگاهی ویژه دارد؛ چراکه نخستین تصویری که یک مسافر هنگام ورود با آن روبهرو میشود، میتواند در شکلگیری برداشت او از هویت و شخصیت آن شهر مؤثر باشد. به همین دلیل، نشانههایی که در ورودی شهرها جانمایی میشوند، فراتر از یک عنصر کالبدی یا زیباسازی ساده، میتوانند حامل پیام، خاطره و روایت باشند بهویژه اگر آن نشانه با تاریخ و هویت همان شهر پیوند خورده باشد.
اکنون اصفهان در یکی از مهمترین ورودیهای خود، میزبان اثری است که قرار است همین نقش را ایفا کند؛ سردیس سردار شهید حسین خرازی بهعنوان بزرگترین سردیس شهید کشور، همزمان با هفته دفاع مقدس در ورودی بزرگراه شهید دستجردی، بعد از سپاهانشهر، رونمایی شد؛ اثری که قرار است نام و چهره یکی از شناختهشدهترین شهدای اصفهان را از یک تصویر یا نام، به یک نشانه ماندگار در منظر شهری تبدیل کند.
جانمایی این سردیس در ورودی اصفهان، این پرسش را نیز پیش میکشد که شهر چگونه میتواند روایت تاریخ معاصر و حافظه جمعی خود را در کالبد و منظر شهری ثبت کند؟ آیا میتوان ورودیهای شهر را از فضاهایی تنها برای عبور، به نقاطی برای روبهروه با هویت، تاریخ و فرهنگ اصفهان تبدیل کرد؟
سردیس شهید خرازی را میتوان آغاز یک روایت دانست؛ روایتی درباره نقش هنر شهری در ثبت خاطره، چگونگی ماندگار کردن حماسهها و شخصیتهای اثرگذار در فضای عمومی و اینکه یک اثر هنری چگونه میتواند تا سالها پس از خلق، همچنان با شهروندان و مسافران سخن بگوید.
در ادامه، روایت سازندگان و مدیران شهری از شکلگیری این اثر را میخوانیم؛ از ایده و نگاه هنری حاکم بر ساخت سردیس تا چرایی انتخاب این نقطه از شهر و برنامه مدیریت شهری برای تبدیل ورودیهای اصفهان به بخشی از روایت هویت و حافظه شهر.

«عاشقانه ساختم» برای ماندگار شدن اثری در حافظه شهر
مرتضی آرین، هنرمند و سازنده سردیس سردار شهید حسین خرازی ساخت این اثر را تجربهای ویژه در مسیر فعالیت هنری خود میداند و میگوید: برای من افتخار است که خدمتی برای جهانشهر اصفهان انجام دادهام؛ آن هم در فضای معنایی که به آن علاقهمند هستم.
وی با اشاره به روند ساخت سردیس سردار شهید حسین خرازی میافزاید: این اثر را عاشقانه ساختم و امیدوارم شهروندان نیز هنگام عبور از کنار آن، عشق و همدلی حاکم بر فرایند ساخت را احساس و درک کنند.
هنرمند با بیان اینکه پیش از این نیز تجربه ساخت آثار هنری در شهرهای مختلف کشور را داشته است، ادامه میدهد: در اصفهان شرایط بهگونهای بود که کار بهصورت حرفهای پیش رفت و این موضوع از نظر فنی و درک بصری، کمک زیادی به من کرد.
آرین با قدردانی از همراهی مدیریت شهری اصفهان و سازمان زیباسازی شهرداری اصفهان در اجرای این پروژه میافزاید: این اثر برای نخستین بار در چنین مقیاسی اجرا شده است و تلاش کردم روند ساخت آن با دقت و کیفیت لازم انجام شود.
وی با تأکید بر ماندگاری اثر در فضای شهری تصریح میکند: تلاش کردم اثری ساخته شود که ماندگاری زیادی داشته باشد و بتواند برای مدت طولانی در شهر باقی بماند.
هنرمند با اشاره به حضور اعضای خانواده خود در آیین رونمایی از این اثر میگوید: امروز نیز با همه اعضای خانواده حاضر شدم تا بگویم در ساخت این اثر همه ما نقش داشتیم و همه عاشقانه برای خلق آن کار کردیم.

شهر باید روایتگر حماسههای مردم باشد
محمد نورصالحی، رئیس شورای اسلامی شهر اصفهان با تأکید بر ضرورت ثبت و ماندگار کردن حماسههای تاریخی در فضای شهری، به خبرنگار ایمنا میگوید: علاوه بر یادمانهای دفاع مقدس، باید نمادهایی از حضور مردم و دفاعهای اخیر نیز در شهر ایجاد کنیم، چراکه این رویدادها بخشی از تاریخ هستند و باید در تاریخ ثبت و ماندگار شوند.
وی با بیان اینکه نمادها و آثار شهری میتوانند بخشی از وقایع مهم را در حافظه عمومی حفظ کنند، میافزاید: ثبت این حماسهها در قالب نمادها و آثار شهری میتواند بخشی از وقایع مهم و تاریخی را در فضای شهر ماندگار کند و یاد و خاطره این رویدادها را برای نسلهای آینده زنده نگه دارد.
رئیس شورای اسلامی شهر اصفهان با اشاره به در پیش بودن بازگشایی مدارس و فضاسازی شهری متناسب با این روزها ، از مزین شدن سطح شهر به تمثال دانشآموزان شهید استقبال میکند و میگوید: این اقدام نشاندهنده عمق خباثت دشمن است.
نورصالحی با تاکید بر ضرورت توجه مستمر به نمادهای شهری با محوریت شهدا و حماسههای تاریخی ادامه میدهد: استفاده از این ظرفیت در فضای شهری میتواند زمینهای برای حفظ یاد و خاطره رویدادهای مهم و انتقال آنها به نسلهای آینده باشد، بهگونهای که بخشی از تاریخ معاصر در کنار زندگی روزمره شهروندان حضور داشته باشد.

تندیسهای شهری نمادهای هویتی را در فضای شهر ماندگار میکنند
سمیه محمودصالحی، کارشناس شهرسازی و معماری به خبرنگار ایمنا میگوید: نصب تندیس، سردیس و المانهای شهری با موضوع شخصیتها، اسطورهها و چهرههای اثرگذار، میتواند نقش مهمی در انتقال مفاهیم فرهنگی و ارزشی جامعه به شهروندان داشته باشد، چراکه فضاهای شهری، بهویژه در کلانشهرها، تنها محل عبور و حضور فیزیکی مردم نیستند، بلکه عرصهای برای شکلگیری و بازتولید تعاملات اجتماعی، فرهنگی و هویتی بهشمار میروند.
وی اضافه میکند: طی سالهای اخیر، توجه به کیفیت فضاهای شهری، زیباسازی محیط و پاسخگویی به نیازهای فرهنگی، روحی و روانی شهروندان اهمیت بیشتری پیدا کرده است و هنر شهری میتواند یکی از ابزارهای مؤثر در این زمینه باشد. یک اثر حجمی زمانی که متناسب با فضای شهری و هویت محیط انتخاب و جانمایی شود، میتواند از یک عنصر تزئینی فراتر برود و به بخشی از خاطره و تجربه روزمره شهروندان تبدیل شود.
کارشناس شهرسازی و معماری با اشاره به کارکردهای مختلف مجسمهها و تندیسهای شهری میافزاید: ایجاد خاطرات شهری، هویتبخشی به فضاها، غنا بخشیدن به محیط و تکمیل مبلمان شهری، تقویت حس زیباییشناسی، افزایش تعلق خاطر و شهردوستی و فراهم کردن زمینه تفکر و تأمل شهروندان، از جمله کارکردهای مهم این آثار است.
محمودصالحی ادامه میدهد: تندیسها و سردیسهای شهری میتواند بهنوعی آیینهای از تاریخ در فضای عمومی باشد و شخصیتها، الگوها و نمادهای ملی، مذهبی، فرهنگی و تاریخی را در معرض دید شهروندان قرار دهد. این آثار همچنین میتوانند زمینه آشنایی نسلهای جدید با بخشی از پیشینه فرهنگی و تاریخی جامعه را فراهم کنند و کنار آن، جلوههایی از هنر معاصر را وارد زندگی روزمره مردم کنند.
وی تصریح میکند: اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که اثر هنری با فضای پیرامون خود ارتباط داشته باشد، یعنی انتخاب شخصیت، طراحی اثر، مقیاس، مصالح، جانمایی و حتی نحوه روبهروه شهروند با آن، متناسب با ویژگیهای همان فضا باشد. در چنین شرایطی، اثر میتواند به یک نشانه شهری تبدیل شود و شهروندان ارتباط بیشتری با آن برقرار کنند.
این کارشناس شهرسازی و معماری با اشاره به رویکرد محلهمحوری در مدیریت شهری اصفهان میگوید: توجه به تندیسها و مجسمههای درون محلات میتواند یکی از مسیرهای تقویت هویت محلهای باشد. هر محله ظرفیتها، خاطرات، شخصیتها و ویژگیهای خود را دارد و استفاده از این ظرفیتها در طراحی عناصر هنری میتواند به شکلگیری نشانههایی منجر شود که برای ساکنان همان محله معنادارتر و قابل لمستر باشد.
محمودصالحی میافزاید: در کنار توجه به هویت محلات، استفاده از نمادهای ارزشی همچون مفاهیم انقلاب، ایثار و شهادت و معرفی سرداران و شخصیتهای اثرگذار نیز میتواند بخشی از روایت تاریخی شهر را در فضای عمومی ثبت کند. در این زمینه، توسعه آثار مفهومی، المانهای شهری، آبنماهای هنری و سایر عناصر هویتساز، در صورتی که با مطالعه دقیق و متناسب با فضای شهری انجام شود، میتواند به غنای منظر شهری کمک کند.
وی تأکید میکند: هدف از نصب چنین آثاری نباید تنها پر کردن یک فضای خالی یا زیباسازی مقطعی باشد، بلکه لازم است هر اثر، بخشی از یک روایت شهری باشد و بتواند میان فضا، هنر، تاریخ و زندگی روزمره شهروندان ارتباط برقرار کند. در این صورت، شهروند نهتنها یک اثر هنری را میبیند، بلکه با بخشی از هویت و حافظه شهر روبهرو میشود.

شهرهایی که چهره دارند، روایت هم دارند
به گزارش ایمنا، تأثیر تندیسها و سردیسهای شهری را نمیتوان تنها در تغییر چهره یک میدان، خیابان یا ورودی شهر خلاصه کرد؛ ارزش اصلی این آثار زمانی آشکار میشود که در طول زمان، بخشی از تجربه زیسته شهروندان شوند. اثری که امروز در فضای شهر نصب میشود، ممکن است برای نسل حاضر یک نشانه آشنا باشد، اما در گذر سالها میتواند به نقطهای برای بازخوانی یک شخصیت، یک دوره یا بخشی از هویت شهر تبدیل شود.
از این منظر، انتخاب سوژه، کیفیت ساخت و محل استقرار یک اثر، در کنار هم اهمیت پیدا میکنند. تندیسها و سردیسها زمانی میتوانند در سیمای شهر ماندگار شوند که میان اثر و مخاطب ارتباطی فراتر از تماشا شکل بگیرد؛ ارتباطی که موجب شود شهروند در روبهروشدن با آن مکث کند، درباره آن بداند و آن را به بخشی از تصویر ذهنی خود از شهر پیوند بزند.
سردیس شهید حسین خرازی نیز در همین نقطه قابل تأمل است؛ اثری که با قرار گرفتن در یکی از ورودیهای اصفهان، تنها به معرفی یک چهره محدود نمیشود، بلکه میتواند بخشی از روایت شهر از شخصیتها و دورههایی باشد که در شکلگیری حافظه معاصر آن نقش داشتهاند. اهمیت چنین آثاری در نهایت به این است که شهر را از یک فضای تنها کالبدی فراتر ببرند و به محیطی تبدیل کنند که گذشته، هنر و زندگی امروز در آن کنار یکدیگر دیده میشوند.
شاید ماندگارترین هنر یک شهر همین باشد؛ اینکه بعضی نشانههایش آنقدر با فضای زندگی مردم پیوند بخورند که با گذشت زمان، دیگر تنها «یک اثر هنری» نباشند، بلکه به بخشی از چهره، خاطره و روایت خود شهر تبدیل شوند.

نظر شما