به گزارش خبرگزاری ایمنا، هوش مصنوعی در حال تغییر شیوه تجربه و مدیریت گردشگری شهری است؛ فناوری که با تحلیل دادههای سفر، پیشبینی رفتار گردشگران و مدیریت هوشمند جریان بازدیدکنندگان، میتواند شهرها را از مقصدهای دیدنی به فضاهایی پویا، دادهمحور و پاسخگو به نیاز گردشگران تبدیل کند.
سالهاست که رقابت شهرها برای جذب گردشگر بیشتر، با توسعه هتلها، تبلیغات، مرمت بناهای تاریخی و ایجاد جاذبههای جدید دنبال میشود، اما مسئله گردشگری شهری امروز تنها «چگونه گردشگر بیشتری جذب کنیم» نیست؛ پرسش مهمتر این است که چگونه جریان گردشگری را به شکلی مدیریت کنیم که هم گردشگر تجربه بهتری داشته باشد و هم شهر از فشار ناشی از حضور او آسیب نبیند.
اینجاست که هوش مصنوعی میتواند جای خود را از یک ابزار جانبی به بخشی از نظام مدیریت گردشگری شهری باز کند.
گردشگر آینده برنامهای مشابه سایر گردشگران نخواهد داشت. سامانههای برپایه هوش مصنوعی میتوانند با تحلیل علایق، مدت اقامت، بودجه، زمان سفر، شرایط آبوهوایی و موقعیت مکانی، پیشنهادهای شخصیسازیشدهای برای هر فرد ارائه کنند.
این تحول در ظاهر مربوط به تجربه شخصی گردشگر است، اما پیامد آن شهری است. وقتی یک سامانه بتواند گردشگر را از یک جاذبه پرتردد به مقصدی کمتر شناختهشده هدایت کند، در واقع در حال تغییر الگوی توزیع جمعیت در شهر است.
به این ترتیب، فناوری میتواند به جای تمرکز گردشگران در چند نقطه مشهور، آنها را به شبکهای گستردهتر از موزهها، محلههای تاریخی، مراکز فرهنگی، بازارها و فضاهای عمومی هدایت کند.
یکی از مهمترین تفاوتهای مدیریت سنتی و هوشمند گردشگری، حرکت از واکنش به پیشبینی است. در مدیریت سنتی ممکن است زمانی برای افزایش ظرفیت حملونقل یا خدمات شهری اقدام شود که موج گردشگران وارد یک محدوده شده باشد؛ اما هوش مصنوعی میتواند با تحلیل دادههای تاریخی و اطلاعاتی همچون تعطیلات، رویدادهای شهری، وضعیت آبوهوا و الگوی ورود گردشگران، احتمال افزایش تقاضا را پیشبینی کند.
این قابلیت میتواند در برنامهریزی حملونقل عمومی، مدیریت ترافیک، نظافت شهری، خدماترسانی، مدیریت پسماند و حتی نحوه برگزاری رویدادهای بزرگ مورد استفاده قرار گیرد، در چنین مدلی مدیریت شهری تنها منتظر ورود گردشگر نمیماند، بلکه تلاش میکند پیش از شکلگیری فشار بر زیرساختها، آن را پیشبینی کند.
مسئله ازدحام؛ جایی که فناوری وارد شهر میشود
رشد گردشگری همیشه بهمعنای افزایش کیفیت زندگی شهری نیست. در برخی مقاصد، تمرکز شدید گردشگران در محدودههای تاریخی و مرکزی، میتواند به ازدحام، افزایش فشار بر فضاهای عمومی و کاهش کیفیت تجربه ساکنان و بازدیدکنندگان منجر شود.
هوش مصنوعی میتواند در این نقطه نقش مهمی ایفا کند. ترکیب دادههای مربوط به تردد، حملونقل عمومی، رزروها، رویدادها و میزان مراجعه به جاذبهها امکان شناسایی نقاط پرتراکم و پیشبینی موجهای گردشگری را فراهم میکند.
نکته مهم این است که فناوری نباید تنها برای هدایت گردشگر به نقطهای دیگر استفاده شود. اگر مقصد جایگزین از نظر زیرساخت، خدمات و ظرفیت محیطی آمادگی لازم را نداشته باشد، مشکل تنها از یک نقطه شهر به نقطهای دیگر منتقل خواهد شد، بنابراین هوش مصنوعی زمانی در خدمت شهر قرار میگیرد که با ظرفیتسنجی فضایی و برنامهریزی شهری همراه باشد.
گردشگری را نمیتوان از سایر اجزای شهر جدا کرد. گردشگر از لحظه ورود با حملونقل، معابر، خدمات شهری، تابلوهای راهنما، فضاهای عمومی، مراکز فرهنگی، اقامتگاهها و زیرساختهای دیجیتال روبهرو است.
به همین دلیل، گردشگری هوشمند تنها بهمعنای داشتن یک اپلیکیشن یا چتبات گردشگری نیست. دادههای گردشگری زمانی ارزش واقعی پیدا میکنند که بتوانند به سیستمهای مختلف مدیریت شهری متصل شوند.
برای مثال، اطلاعات مربوط به افزایش بازدید از یک محدوده میتواند در کنار دادههای حملونقل و ظرفیت پارکینگها قرار گیرد تا مدیریت شهری تصویر کاملتری از وضعیت آن محدوده داشته باشد، در این نگاه گردشگری هوشمند بخشی از حکمرانی هوشمند شهر است، نه یک خدمت دیجیتال جداگانه.
میراث تاریخی در برابر یک فرصت تازه
شهرهای تاریخی میتوانند یکی از مهمترین عرصههای استفاده از هوش مصنوعی باشند. فناوریهای بر پایه هوش مصنوعی میتوانند اطلاعات تاریخی بناها را در قالبهای تعاملی ارائه کنند، ترجمه همزمان محتوای گردشگری را تسهیل کنند و حتی با استفاده از بازسازی دیجیتال، تصویری از بناها یا فضاهای تاریخی در اختیار بازدیدکننده قرار دهند، اما افزایش جذابیت دیجیتال یک مقصد، میتواند تعداد بازدیدکنندگان را نیز افزایش دهد.
به همین دلیل، برای شهرهای تاریخی یک معادله جدید شکل میگیرد، اینکه چگونه میتوان از فناوری برای معرفی بیشتر میراث استفاده کرد، بدون آنکه خودِ افزایش گردشگر به تهدیدی برای میراث تبدیل شود و پاسخ این پرسش در پیوند میان فناوری، ظرفیتسنجی و حفاظت از میراث قرار دارد.
یکی از ظرفیتهای کمتر مورد توجه هوش مصنوعی، کمک به توزیع منافع اقتصادی گردشگری در سطح شهر است. در بسیاری از شهرها، فعالیت گردشگری در محدوده محدودی متمرکز میشود و بخش بزرگی از محلهها سهم اندکی از اقتصاد گردشگری دارند. سامانههای هوشمند میتوانند بر اساس علایق گردشگران، ظرفیتهای فرهنگی و خدماتی محلههای مختلف را شناسایی و پیشنهاد کنند.
اگر این فرایند با توسعه زیرساخت و مشارکت جامعه محلی همراه شود، میتواند به فعال شدن اقتصاد گردشگری در بخشهای کمتر دیدهشده شهر کمک کند، در چنین شرایطی هوش مصنوعی تنها گردشگر را جابهجا نمیکند، بلکه میتواند نقشه اقتصادی گردشگری شهر را نیز تغییر دهد.
دادههایی که شهر را بهتر میشناسند
هرچه گردشگری بیشتر به هوش مصنوعی وابسته شود، اهمیت داده نیز افزایش پیدا میکند. برای ساخت یک نظام هوشمند گردشگری، دادههای مربوط به تردد، اقامت، جاذبهها، حملونقل، رویدادها، بازخورد گردشگران و ظرفیت خدمات شهری اهمیت پیدا میکنند. مسئله اینجاست که چه نهادی مالک این دادههاست، چه کسی به آنها دسترسی دارد و اطلاعات شخصی گردشگران چگونه محافظت میشود.
از سوی دیگر، کیفیت خروجی هوش مصنوعی به کیفیت دادههای ورودی وابسته است. داده ناقص یا سوگیرانه میتواند توصیههای ناقص تولید کند و حتی مووجب شود برخی محلهها، کسبوکارها یا گروههای گردشگری کمتر در معرض دید قرار گیرند، بنابراین توسعه گردشگری هوشمند بدون حکمرانی داده، استانداردهای روشن و حفاظت از حریم خصوصی نمیتواند پایدار باشد.
ورود هوش مصنوعی به گردشگری به این معنا نیست که تصمیمگیری شهری به الگوریتمها سپرده شود. برعکس، هرچه ابزارهای هوشمند قدرتمندتر شوند، اهمیت نقش برنامهریزان شهری در تفسیر دادهها و تبدیل آنها به سیاستهای اجرایی بیشتر میشود.
هوش مصنوعی میتواند بگوید کجا ازدحام در حال شکلگیری است، چه زمانی تقاضا افزایش پیدا میکند یا کدام مسیرها بیشتر مورد استفاده گردشگران قرار میگیرند، اما اینکه شهر در پاسخ به این اطلاعات چه تصمیمی بگیرد، همچنان یک انتخاب مدیریتی و برنامهریزی است و به همین دلیل شهر آینده به جای «مدیریت الگوریتمی»، به همکاری میان داده، فناوری و تخصص انسانی نیاز دارد.
از راهنمای گردشگر تا مغز تصمیمگیری شهر
مسیر آینده گردشگری شهری را میتوان از یک راهنمای دیجیتال ساده تا یک نظام پیچیده تصمیمیار تصور کرد. در مرحله نخست، هوش مصنوعی به گردشگر برای انتخاب مقصد، مسیر یا فعالیت کمک میکند. در مرحله بعد، رفتار گردشگران را تحلیل و تقاضا را پیشبینی میکند و در مرحلهای پیشرفتهتر، این دادهها را به مدیریت حملونقل، خدمات شهری، حفاظت از میراث و برنامهریزی فضایی پیوند میدهد.
در این شرایط، گردشگر دیگر تنها کاربر یک سامانه هوشمند نیست؛ دادههای حاصل از حضور او نیز به بخشی از اطلاعات مورد نیاز شهر برای تصمیمگیری تبدیل میشود.
این تغییر، مفهوم گردشگری شهری را نیز دگرگون میکند. شهر دیگر تنها بستری برای حضور گردشگر نیست، بلکه به یک سیستم پویا تبدیل میشود که باید همزمان ظرفیتهای خود را معرفی، جریان گردشگری را مدیریت و کیفیت زندگی ساکنان را حفظ کند.
هوش مصنوعی به تنهایی قرار نیست، مشکلات گردشگری شهری را رفع کند، فناوری اگر بدون زیرساخت، داده معتبر، سیاستگذاری مناسب و توجه به جامعه محلی به کار گرفته شود، حتی میتواند مشکلات جدیدی ایجاد کند.
اما در صورت استفاده هدفمند، میتواند یک تغییر مهم در نگاه به گردشگری ایجاد کند؛ تغییر از مدیریت گردشگر پس از ورود به شهر، به پیشبینی و مدیریت جریان گردشگری پیش از شکلگیری آن.
شهرهای آینده نهتنها با تعداد جاذبهها، بلکه با توانایی خود در شناخت الگوهای رفتوآمد، توزیع گردشگران، حفاظت از میراث، پشتیبانی از اقتصاد محلی و ارائه تجربهای متناسب با نیازهای مختلف سنجیده خواهند شد.
در این میان، هوش مصنوعی میتواند همان حلقهای باشد که دادههای پراکنده گردشگری را به تصمیمهای شهری متصل میکند؛ حلقهای که اگر درست طراحی شود، گردشگری را از یک فعالیت تنها اقتصادی به جزئی از نظام هوشمند مدیریت و برنامهریزی شهر تبدیل خواهد کرد.
نظر شما