به گزارش خبرگزاری ایمنا، مصرف انرژی در شهرها تنها به تجهیزات و ساختمانها وابسته نیست؛ نحوه طراحی معابر، تراکم و جانمایی ساختمانها، فضاهای سبز و دسترسی به خدمات شهری نیز بر میزان انرژی مورد نیاز اثر میگذارد و نشان میدهد مدیریت انرژی از مرحله برنامهریزی شهری آغاز میشود.
شهرها فقط مجموعهای از ساختمانها و خیابانها نیستند؛ هر تصمیم درباره نحوه توسعه یک محله، فاصله میان کاربریهای مختلف، ارتفاع و تراکم ساختمانها، عرض معابر یا میزان فضای سبز، میتواند الگوی مصرف انرژی را برای سالها تحت تأثیر قرار دهد. از این منظر، شهرسازی یکی از حلقههای کمتر دیدهشده در مدیریت مصرف انرژی است.
فرم شهر؛ نخستین حلقه مصرف انرژی
گسترش افقی و پراکنده شهرها، فاصله میان محل سکونت، خدمات و فعالیتهای روزمره را افزایش میدهد و در نتیجه، زیرساختهای بیشتری برای تأمین خدمات مورد نیاز شهر شکل میگیرد. در مقابل، توسعه متراکم و متعادل، در صورت برخورداری از زیرساخت مناسب، میتواند فاصله میان کاربریها را کاهش دهد و استفاده از شبکههای حملونقل عمومی و پیاده را آسانتر کند.
البته تراکم بهتنهایی به معنای کاهش مصرف انرژی نیست. اگر افزایش تراکم بدون توجه به ظرفیت زیرساختها، تهویه طبیعی، نورگیری، فضای سبز و کیفیت محیطی انجام شود، حتی میتواند فشار بیشتری بر مصرف انرژی وارد کند. بنابراین مسئله اصلی، نحوه طراحی و توزیع تراکم در شهر است، نه صرفاً افزایش یا کاهش آن.
خیابانهایی که با اقلیم شهر هماهنگ میشوند
طراحی معابر نیز بخشی از معادله انرژی است. جهتگیری خیابانها، نسبت عرض معبر به ارتفاع ساختمانها، میزان سایهاندازی و استفاده از پوشش گیاهی میتواند شرایط حرارتی فضاهای شهری را تغییر دهد.
خیابانی که در طراحی آن به تابش خورشید، جریان باد، سایه و مصالح کف توجه شده باشد، در بسیاری از شرایط میتواند محیط آسایش مناسبتری ایجاد کند. در چنین فضایی، وابستگی شهروندان به تجهیزات مکانیکی برای جبران شرایط نامطلوب محیطی نیز میتواند کاهش پیدا کند.
این موضوع در شهرهای گرم و خشک اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ جایی که طراحی نامناسب فضاهای باز شهری میتواند گرمای محیط را تشدید کند و در مقابل، سایه، پوشش گیاهی و انتخاب مناسب مصالح میتواند به تعدیل شرایط حرارتی کمک کند.
ساختمانها جدا از شهر انرژی مصرف نمیکنند
یکی دیگر از نقاط اتصال شهرسازی و انرژی، رابطه میان ساختمان و فضای شهری است. فاصله ساختمانها از یکدیگر، ارتفاع آنها، جهتگیری نماها و میزان دریافت نور و باد، همگی بر شرایط داخلی ساختمان تأثیر میگذارند.
به همین دلیل، سیاستهای کاهش مصرف انرژی نمیتواند تنها به استانداردهای داخل ساختمان محدود شود. حتی یک ساختمان با تجهیزات کممصرف، اگر در محیطی قرار گرفته باشد که از نظر تابش، تهویه، دسترسی و طراحی شهری شرایط نامناسبی دارد، بخشی از ظرفیت خود برای کاهش مصرف را از دست میدهد.
در واقع، ساختمان کممصرف در شهر کممصرف معنا پیدا میکند و این دو را نمیتوان کاملاً از یکدیگر جدا کرد.
فضای سبز؛ زیرساختی فراتر از زیبایی
فضاهای سبز شهری نیز نباید تنها بهعنوان عناصر زیباسازی شهر دیده شوند. درختان و پوشش گیاهی میتوانند با ایجاد سایه و تعدیل شرایط خرداقلیمی، کیفیت حرارتی فضاهای عمومی را تحت تأثیر قرار دهند.
استفاده هدفمند از درختان در امتداد معابر، اطراف فضاهای عمومی و در مجاورت ساختمانها میتواند بخشی از راهکار طراحی شهری برای سازگاری با شرایط اقلیمی باشد. البته انتخاب گونههای گیاهی، میزان آب مورد نیاز و سازگاری آنها با اقلیم هر شهر باید همزمان مورد توجه قرار گیرد.
شهر ۱۵ دقیقهای و کوتاهتر شدن نیازهای روزمره
ایده شهر ۱۵ دقیقهای نیز از همین منظر قابل بررسی است. در این الگو تلاش میشود خدمات و نیازهای روزمره در فاصلهای مناسب از محل سکونت شهروندان قرار گیرد تا محلهها تنها به فضاهای خوابگاهی تبدیل نشوند.
ترکیب متعادل کاربریهای مسکونی، تجاری، آموزشی، خدماتی و تفریحی میتواند شهر را از وابستگی شدید به جابهجاییهای طولانی دور کند. در نتیجه، علاوه بر پیامدهای مرتبط با حملونقل، ساختار فضایی شهر نیز به الگویی نزدیک میشود که بخشی از نیازهای روزمره را در مقیاس محله پاسخ میدهد.
از توسعه شهر تا بازآفرینی محلهها
مدیریت انرژی فقط برای محلههای جدید مطرح نیست. بخش قابل توجهی از شهرهای موجود، سالها قبل و بدون توجه کافی به الزامات امروز انرژی و اقلیم شکل گرفتهاند. بنابراین بازآفرینی شهری میتواند فرصتی برای اصلاح این الگو باشد.
بهسازی پیادهراهها، افزایش سایه، اصلاح فضاهای عمومی، توسعه پوشش گیاهی، بهبود دسترسی به خدمات و بازتنظیم برخی کاربریها میتواند بدون گسترش فیزیکی شهر، کیفیت محیطی محلهها را افزایش دهد.
این رویکرد اهمیت زیادی دارد؛ زیرا همیشه ساخت محلههای جدید راهحل توسعه شهری نیست. گاهی اصلاح همان شهری که ساخته شده است، میتواند بخشی از نیازهای آینده را با هزینه و مصرف منابع کمتر پاسخ دهد.
نقشه شهر باید با نقشه انرژی خوانده شود
یکی از چالشهای مدیریت انرژی شهری، جدا بودن تصمیمهای شهرسازی از سیاستهای انرژی است. برنامهریزی شهری معمولاً درباره زمین، تراکم، کاربری، معبر و توسعه صحبت میکند، در حالی که مدیریت انرژی بیشتر به ساختمان، تجهیزات و شبکههای تأمین توجه دارد.
در حالی که این دو حوزه به یکدیگر وابستهاند. تصمیم درباره توسعه یک محله، محل استقرار خدمات، تراکم ساختمانی یا شکل شبکه معابر، در نهایت بر میزان انرژی مورد نیاز آن محله اثر میگذارد.
از این رو، استفاده از دادههای مکانی و ابزارهایی مانند GIS میتواند به برنامهریزان کمک کند تا الگوی مصرف انرژی را در مقیاس محله و شهر بررسی کنند و آثار تصمیمهای مختلف توسعهای را پیش از اجرا بسنجند.
شهر کممصرف، محصول تصمیمهای امروز است
به همین دلیل، مدیریت انرژی باید از مرحلهای آغاز شود که هنوز ساختمانها ساخته نشدهاند و خیابانها شکل نگرفتهاند؛ یعنی از همان جایی که شهر روی نقشه طراحی میشود.
شهر کممصرف، پیش از آنکه با تجهیزات و فناوری ساخته شود، با تصمیمهای درست شهرسازی شکل میگیرد؛ تصمیمهایی که میتوانند شهر را برای تأمین آسایش و خدمات مورد نیاز شهروندان، به مصرف انرژی کمتر و استفاده هوشمندانهتر از منابع نزدیک کنند.
نظر شما