به گزارش خبرگزاری ایمنا، سوم شهریور ۱۳۲۰، ایران وارد یکی از پر از التهابترین مقاطع تاریخ معاصر خود شد. نیروهای متفقین از شمال و شمالشرق وارد کشور شدند و اشغال ایران، مسیر سیاسی و اجتماعی کشور را برای سالهای بعد تغییر داد. منصور انوری داستان«جاده جنگ» را از همین نقطه آغاز میکند، از روزهایی که جنگ جهانی دوم اگرچه در مرزهای ایران جریان داشت، اما تبعاتش به زندگی مردم، شهرها و خانوادهها رسیده بود.
«جاده جنگ» در قالب یک رمان تاریخی بلند، تنها به بازگویی وقایع سیاسی و نظامی بسنده نمیکند. داستان آدمهایی را وارد میدان میکند که در دل همین تحولات زندگی میکنند، شخصیتهایی که روابط انتخابها، عشقها و سرنوشتشان با حوادث بزرگ تاریخی گره میخورد.

یکی از شخصیتهای محوری رمان، سیدرضا شریفی، سرجوخه ژاندارمری است که در جریان داستان به یک افسر زن تاجیک به نام عالیه علاقهمند میشود و او را فراری میدهد. شریفی سپس ۳۵ سال خارج از کشور میماند و در ادامه داستان و در دوره جنگ ایران و عراق به کشور باز میگردد. در کنار او، شخصیتی نامرئی به نام مرگان نیز در بخشهای مختلف داستان حضور دارد و همچون نخ تسبیحی وقایع را به یکدیگر پیوند میدهد.
همین ترکیب شخصیت و تاریخ، جاده جنگ را از یک گزارش تاریخی صرف جدا میکند. مخاطب قرار نیست تنها با فهرستی از تاریخها، عملیاتها و حوادث روبهروشود. تاریخ در این رمان از دریچه زندگی آدمها دیده میشود. خانه، خانواده، عشق، مهاجرت، مبارزه و جنگ، همگی در کنار یکدیگر قرار میگیرند تا تصویر گستردهتری از جامعه ایران در دورهای پرتلاطم ساخته شود.
نوشتن چنین روایتی پروژهای کوتاهمدت نبوده است. جاده جنگ طی بیش از ۱۰ سال نوشته شد و سرانجام با انتشار جلد دوازدهم، مجموعه به پایان رسید. منابع معرفی کتاب از این اثر بهعنوان رمانی ۱۲ جلدی یاد کرده اند که جوایزی همچون کتاب سال، قلم زین، کتاب فصل و جایزه ادبی جلال آلاحمد را نیز بهدست آورده است. با انتشار جلد دوازدهم در سال ۱۳۹۹، جاده جنگ بهعنوان یک رمان ۱۲ جلدی به پایان رسید و عنوان طولانیترین رمان ایرانی درباره آن در رسانهها و از سوی ناشر به کار رفت.
نظر شما