به گزارش خبرگزاری ایمنا، برای معرفی نادر ابراهیمی میتوان از نویسنده شروع کرد، اما نمیتوان همانجا تمامش کرد. زندگی او پر از تجربههایی بود که هر کدام میتوانست به تنهایی بخشی از یک زندگی باشد. همین چندپارگی ظاهری در نهایت تصویری واحد از انسانی میسازد که نمیخواست تنها تماشاگر زندگی باشد.
«ابوالمشاغل» از همین نقطه آغاز میشود؛ از مردی که زندگی را فقط با نوشتن نشناخت، بلکه سعی کرد آن را از نزدیک لمس کند.
عنوان کتاب، خودش یک سرنخ است؛ ابوالمشاغل، مردی با مشغلههای بسیار، اما پشت این عنوان، فقط فهرستی از کارها و حرفهها قرار ندارد. آنچه اهمیت دارد، تجربههایی است که از دل این مشغلهها بیرون آمدهاند؛ آدمهایی که در مسیر او قرار گرفتهاند، موقعیتهایی که او را آزمودهاند و نگاههایی که در گذر زمان تغییر کردهاند.
ابراهیمی در «ابوالمشاغل» قرار نیست تصویری بیلک و بیخط از خودش ارائه کند. اتفاقاً جذابیت کتاب در همین فاصله گرفتن از یک چهره اسطورهای است. نویسنده خودش را در قامت انسانی نشان میدهد که زندگی کرده، انتخاب کرده، آزموده و از تجربههایش عبور کرده است.
شغلهایی که فقط شغل نبودند
در نگاه نخست، «ابوالمشاغل» میتواند کتابی درباره کار و حرفه باشد؛ اما اگر کمی بیشتر در آن مکث کنیم، کار تبدیل به بهانهای برای حرف زدن درباره انسان میشود.هر تجربه کاری، بخشی از جهانبینی آدم را تغییر میدهد. آدمها را میشناسد، با دشواریها روبهرو میشود، مسئولیت میپذیرد و گاهی متوجه میشود آنچه درباره جهان تصور میکرده، با واقعیت فاصله دارد.
برای ابراهیمی نیز مشاغل و تجربهها، فقط وسیله امرار معاش نیستند؛ هر کدام پنجرهای به یک جهان تازه هستد. او از خلال همین جهانهاست که به آدمها نگاه میکند. آدمهایی که شاید در روایت رسمی تاریخ جایی نداشته باشند، اما در زندگی واقعی، بخشی از معنای روزگارند.
این ویژگی، کتاب را از یک خاطرهنگاری صرف فاصله میدهد. خواننده با مجموعهای از اتفاقات روبهرو نیست که یکی پس از دیگری تعریف شوند و تمام؛ بلکه با انسانی روبهرو است که در حال بازخوانی مسیر طیشده خویش است.
نظر شما