به گزارش خبرگزاری ایمنا، جشنواره فیلم ونیز سالجاری برای سینمای ایران تنها به یک موفقیت هنری محدود نماند و سخنان لاله مرزبان، بازیگر فیلم «مراقب» پس از دریافت جایزه بهترین بازیگر زن بخش «افقها» به یکی از موضوعات بحثبرانگیز فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی تبدیل شد. مرزبان پس از دریافت جایزه، آن را به زنانی تقدیم کرد که به گفته او برای دستیابی به «کوچکترین میزان آزادی»، هزینههای سنگینی پرداختهاند؛ سخنانی که در مدت کوتاهی بازتاب گستردهای پیدا کرد و واکنشهای متفاوتی را در پی داشت.
اهمیت این ماجرا تنها به اظهارات یک بازیگر در اختتامیه جشنواره ونیز محدود نمیشود، بلکه بار دیگر مسئله چگونگی بازنمایی جامعه ایران توسط چهرههای فرهنگی در رویدادهای بینالمللی و واکنش افکار عمومی به این روایتها را به موضوعی قابل تأمل تبدیل کرده است.
این استاندارد دوگانه «هنر» نیست، خیانت است
مهدیه شادمانی، دختر شهید علی شادمانی و از فعالان فرهنگی در واکنش به سخنان لاله مرزبان نوشت:
« آقایان مسئول در کمیسیون فرهنگی مجلس! کاش یک بار به وظیفه خود در حوزه فرهنگ عمل میکردید و پاسخ میدادید کجای این خیانت سربازان فرهنگی دشمن هنوز برایتان مبهم است که قانونی برای برخورد نمینویسید. امثال این سلبریتیهای تازه به دوران رسیده وقتی پای منافع اربابان خارجی وسط میآید، این طور در جشنوارههای خارجی برای حقوق زن یقه میدرند و بغض میکنند، اما وقتی پای دختران مظلوم مینابی و قربانیان بمبهای آمریکایی میرسد زبانشان قفل میشود، این استاندارد دوگانه «هنر» نیست، خیانت است.»

خانم مرزبان جایزه مبارکتان باشد، اما ...
مینا دهقان، فعال رسانهای با ابراز خوشحالی از کسب این جایزه توسط یک بازیگر زن ایرانی نوشت: «خانم لاله مرزبان، دیشب همه ویدئوی بعد از جایزه گرفتن شما را دیدیم و اتفاقاً خوشحال هم شدیم که جایزه گرفتید، اما یک سؤال برای من پیش آمد که آزادی را دقیقاً چه چیزی در ذهنتان تعریف کردید که آنجور اشک ریختید؟
احتمالاً اشکهایتان از سر خوشحالی برای جایزه باشد، اما کاش اشکهای خانوادههای دانشآموز مدرسه میناب را هم برای خودتان مرور میکردید و از میناب هم در حد جملهای یادآوری میکردید یا از یک سال گذشته هم میگفتید که چه اتفاقاتی بر سر ایران آمده و چند نفر را به خاطر خودخواهی و تحریمهای دو موجود زنده از دست دادهایم!
راستش اتفاقاً ما هم بهای زیادی پرداختیم برای فیلمهایی که فقط برای نمایش و جایزه در جشنوارههای خارجی ساخته شدند و تصویری حقارتآمیز از ایران به دنیا نشان دادند تا عوامل فقط برای چند دقیقه تشویق حضار ذوق کنند.
این جایزه را به زنانی تقدیم کنید که فرزندانی تربیت کردند تا ایران عزیزمان روی پیشرفت به خود ببیند، اما آن دو موجود زنده به یک بار تعداد زیادی از دانشمندان هستهای ما را از ما گرفتند، یاد آن رهبر عزیز بخیر که کلید پیشرفت کشور را در سینما میدیدند.»

فرکانس رادیو لاله مرزبان را عوض کنید، شاید صدای میناب را شنید
سید جواد نقوی، روزنامهنگار و فعال رسانهای دراین باره نوشت:
«درباره یک وضعیت باید تامل کرد. اینکه چرا امثال مرزبانها در بحثهایشان در جشنوارههای غربی، «ایران زندگی کردن» خود را لحاظ نمیکنند. گویی انسانی سالها بیرون از ایران بوده و حتی از اخبار آن هم مطلع نبوده است یا شبیه یک غیرایرانی درباره ایران بحث میکند.
این وضعیت طبیعی نیست. شبیه شرایطی است که گویی کالبدها تنها در ایران هستند و ذهنها بیرون از ایران زندگی میکنند.
شبیه فردی نابینایی که کل جهانش یک رادیوی قدیمی با فرکانسی ثابت است... کاش روزی این هنرمندان ایراندوست دست از آن رادیوی قدیمی بردارند و با خرید یک رادیوی بهتر، فرکانسهای بیشتری را گوش کنند. شاید آنجا خبری از دختران میناب و لامرد باشد.»

کسی که بردگی ارباب را قبول کرده باشد، نمیتواند آزاده باشد
منصوره مصطفیزاده فعال رسانه ای-فرهنگی نیز در صفحه خود به این جایزه اینطور واکنش نشان داد:
«کلبه عموتام رو خوندین؟ تام آدم خوبیه، قوی و مهربونه اما برده بودن رو پذیرفته. قبول کرده که ارباب حق داره با شلاق بیفته به جونش. قبول کرده که سیاه بودنش اونو سزاوار این همه بدبختی و شقاوت کرده. کسی که خودش بردگی ارباب رو قبول کرده باشه، نمیتونه آزاده باشه. حتی اگر بهش بگن روی سن بایسته و برای اربابها حرف بزنه، چیزی جز اظهار عجز و لابه ازش برنمیاد!»

سوال را دور نزن، بگو بله!
مهدی مولایی نویسنده و فعال فرهنگی نیز در یادداشتی با اشاره به سوال یکی از خبرنگاران از مرزبان که پرسیده بود «الان میتوانی برگردی ایران؟» نوشت:
«سوال را دور نزن خانم دلقک، جواب بده، بگو بله. بگو میتوانم روی خون هزاران زن و دختر ایرانی کشته شده توسط آمریکا و صهیونها بایستم و بغض مصنوعی کنم و مقابل دوربینهای جهان آرزو کنم که ایران هرچه زودتر آزاد شود و از کشورم در ذهنها دیکتاتوری سیاه بسازم که منجر به چنین سوالی شود و بعد خیلی راحت سوار هواپیما شوم و به تهران برگردم و آب از آب تکان نخورد.»

بعید میدانم در دنیا کشوری باشد که ...
کاربر دیگری با اشاره به رفتار عجیب لیلا مرزبان در پشت تریبونی که صدایش به جهانیان میرسید، اینگونه نوشت:
«بعید میدانم در دنیا کشوری باشد که بعد از دو جنگ و دهها هزار کشته، شهروندانش پشت تریبونهای سینمایی بایستند بدون اینکه حتی اشارهای به این فاجعه در مقیاس جهانی کنند.»

کاربر دیگری با تاکید بر آزادی زنان در جامعه ایران، خطاب به لیلا مرزبان نوشت: «خانم مرزبان! اگر زنان در ایران اینقدر بدبخت و اسیر هستند، پس شما در جشنوارههای ونیز چه غلطی میکنی؟؟؟»

هردو مرزبانند، این کجا و آن کجا؟
کاربران دیگری با انتشار عکسی از یک مرزبان شهید به تلاش مجاهدانه او برای دفاع از مرزهای کشور حتی در شرایط سخت سرما و کولاک مناطق مرزی اشاره کردند و نسبت به صحبتهای لیلا مرزبان اینگونه انتقاد کردند که هنگامی که دشمن به مرزهای اعتقادی و ملی ما حمله میکند، چنین بازیگرانی نهتنها موضع مقاومت و ایستادگی نمیگیرند، بلکه در لاک خود فرو میروند و به شرف و وطن خود چوب حراج میزنند!

یک کلمه از مرزهای کشورتان نگفتید!
محبوبه خلوصی، جامعهشناس، خبرنگار و کارشناس ارشد علوم ارتباطات اجتماعی نیز با انتشار ویدئویی نسبت به این اقدام بازیگر واکنش نشان داد و گفت:
«شما به مرزهای کشورتان حمله شد و یک کلمه از آن در تریبونهای بینالمللی نگفتید!
آدمهای زیادی برعکس شما معتقد هستند آمریکا در حق مردم کشورمان ظلم میکند و معتقدم حاضرانِ در آن جلسه نیز از این صحبت شما تعجب کردهاند.»
تریبون جهانی جای کوچکنمایی وطن برای گرفتن تأیید نیست
کاربر دیگری در فضای مجازی اینگونه نوشت:
«خانم لاله مرزبان، وقتی ایران در میانه یک جنگ تمامعیار قرار گرفته، وقتی مردم این سرزمین زیر سایه تهدید، تحریم، حمله و ناامنی ایستادهاند و وقتی تمامیت ارضی و امنیت یک ملت در معرض تعرض قرار گرفته، آیا واقعا بهترین تصویری که از ایران میتوان به جهان ارائه داد این است که ایران را «بزرگترین سرکوبگر در تمام تاریخ خود» معرفی کنیم؟
تریبون جهانی جای کوچکنمایی وطن برای گرفتن تأیید نیست. هنرمند میتواند حکومت را نقد کند، سیاست را به چالش بکشد و حتی با بسیاری از تصمیمات حاکمیت مخالف باشد، اما وقتی پای ایران در میان است، انتظار میرود میان «اعتراض به وضع موجود» و «تصویرسازی علیه وطن» مرزی روشن شود.
خانم بازیگر، کاش در میان این همه نقش و نگار بازیگری، جایی هم برای آموختن معنای وطن، مسئولیت و نسبت یک هنرمند با سرزمینش وجود داشت؛ کاش در کنار همه نقشهایی که آموختید، وطنپرستی را هم کسی به شما یاد میداد. این روزها ایستادن کنار ایران انتخاب نیست، غیرت است، غیرت.»

به گزارش ایمنا، واکنشهای گسترده منفی کاربران به سخنان لاله مرزبان در جشنواره ونیز نشان میدهد که این اظهارات نه بازتاب دغدغههای مردم ایران، بلکه اقدامی علیه تصویر کشور در یک تریبون بینالمللی است.
هنرمندان میتوانند همچون مردم و دیگر قشرهای جامعه نسبت به مسائل کشور انتقاد و پیشنهاداتی داشته باشند و حتی دست آنها نسبت به دیگران بازتر است که زبان هنر را به خدمت بگیرند و با تولید آثار فاخر، نماینده مردم برای بیان دغدغهها و چالشها باشند، اما برخی از بهظاهر هنرمندان که در این خاک رشد و پرورش پیدا میکنند، تصمیم میگیرند به وطن و ملت خود پشت کنند و هر آنجا که میتوانند نسبت به بیان مسائل کشور غلو و دروغگویی کنند! مگر با وطنفروشی چه عایدتان میشود؟!
نظر شما