هنر ایران در حصار ویترین‌ها؛ راهی که به بازار جهانی می‌رسد

کشور ایران با برخورداری از پیشینه فرهنگی غنی و تنوع گسترده هنرهای سنتی و معاصر، ظرفیت قابل‌توجهی برای توسعه اقتصاد هنر دارد؛ ظرفیتی که می‌تواند به خلق ثروت، اشتغال‌زایی و توسعه صادرات فرهنگی منجر شود، اما هنوز سهم آن از اقتصاد کشور با توان واقعی این حوزه فاصله دارد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، هنر در ایران تنها بخشی از میراث فرهنگی و جلوه‌ای از هویت تاریخی و اجتماعی این سرزمین نیست، بلکه می‌تواند یکی از ظرفیت‌های مهم اقتصاد کشور برای خلق ارزش، اشتغال‌زایی و توسعه بازارهای داخلی و بین‌المللی باشد؛ ظرفیتی که با وجود گستردگی و تنوع کم‌نظیر، هنوز آن‌گونه که باید در ساختار اقتصادی کشور مورد توجه قرار نگرفته است.

ایران به واسطه پیشینه چند هزار ساله فرهنگی، تنوع اقلیمی و قومی و برخورداری از هنرهای ریشه‌داری همچون صنایع‌دستی، هنرهای تجسمی، موسیقی، سینما، تئاتر، ادبیات و هنرهای سنتی از سرمایه‌ای برخوردار است که می‌تواند فراتر از مصرف فرهنگی، به یک مزیت اقتصادی پایدار تبدیل شود. وجود هنرمندان توانمند، آثار ارزشمند و بازار بالقوه گسترده در داخل و خارج از کشور، بخشی از این ظرفیت را شکل می‌دهد، اما تبدیل این سرمایه فرهنگی به ثروت و فرصت اقتصادی، نیازمند سیاست‌گذاری منسجم، توسعه زیرساخت‌های بازار، حمایت از زنجیره تولید تا عرضه و ایجاد مسیرهای روشن برای حضور آثار و هنرمندان ایرانی در بازارهای جهانی است.

اقتصاد هنر زمانی می‌تواند به جایگاه واقعی خود دست پیدا کند که هنر نه‌تنها به‌عنوان یک فعالیت فرهنگی، بلکه به‌عنوان بخشی از اقتصاد خلاق دیده شود؛ اقتصادی که در آن خلاقیت، دانش، هویت و سرمایه فرهنگی می‌تواند در کنار یکدیگر به تولید ارزش منجر شود؛ در چنین شرایطی، توجه به اقتصاد هنر تنها حمایت از هنرمندان نیست، بلکه اقدامی برای توسعه اشتغال، رونق کسب‌وکارهای فرهنگی، افزایش صادرات غیرنفتی و تقویت تصویر فرهنگی ایران در جهان خواهد بود.

با این نگاه، بررسی ظرفیت‌های اقتصاد هنر در ایران و موانعی که بر سر راه بالفعل شدن این ظرفیت‌ها قرار دارد، می‌تواند تصویری روشن‌تر از یکی از حوزه‌های کمتر دیده‌شده اما اثرگذار اقتصاد کشور ارائه دهد؛ دراین‌باره گفت‌وگویی داشتیم با احسان مشگلانی، مشاور استاندار و مدیرکل روابط‌عمومی و امور بین‌الملل استانداری اصفهان که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید:

/// مشگلانی / در حال تدوین فوری ... ///

ایمنا: اقتصاد هنر دقیقا به چه معناست و چرا امروزه باید بیشتر به آن توجه کرد؟

مشگلانی: اقتصاد هنر در طول دوران و دهه‌های مختلف، تعریف متفاوتی پیدا کرده است. در مقطعی، این مفهوم به این صورت بود که دولت‌ها و حکومت‌ها به هنرمندان سفارش می‌دادند و هزینه تولید آثار را پرداخت می‌کردند و حتی گفته می‌شود، عصر طلایی هنر مربوط به دوره‌ای بوده است که حکومت‌ها سفارش اثر می‌دادند، هزینه آن را تأمین می‌کردند و هنرمند نیز به تولید اثر می‌پرداخت.

در ادامه، با تغییر شرایط و خارج شدن دولت‌ها و حکومت‌ها از این جایگاه، تعریف اقتصاد هنر نیز تغییر کرد؛ به این معنا که هنرمند باید بتواند برای هنر خود بازارسازی و خلق بازار کند و آثار خود را به فروش برساند؛ به عبارت دیگر، هنرمند باید به‌گونه‌ای آفرینشگری کند که بازار متقاضی اثر او باشد و مردم حاضر باشند برای آن هزینه پرداخت کنند.

امروزه معتقدیم هنری می‌تواند موفق باشد که اقتصاد هنر در آن لحاظ شده باشد. منظور از این موضوع، شکل‌گیری یک اکوسیستم است که در آن هنرمند بتواند هنر واقعی و اصیل خود را خلق کند و در عین حال، سلیقه مخاطب، بازار و نیازهای مخاطبان را نیز بشناسد و بر اساس این نیازها، ضمن حفظ اصالت هنر خود، به تولید اثر بپردازد و در ازای هنری که تولید کرده است، از نظر اقتصادی مبلغ آن را دریافت کند.

ایمنا: با وجود ظرفیت‌های گسترده فرهنگی-هنری کشورمان، چرا اقتصاد هنر همچنان جایگاه شایسته‌ای ندارد؟

مشگلانی: در حوزه هنر ظرفیت‌های بسیار زیادی در کشور وجود دارد، اما از این ظرفیت‌ها به‌درستی استفاده نشده است و بعضی از این ظرفیت‌ها نیز در حال از بین رفتن است؛ برای مثال در حوزه صنایع‌دستی به‌دلیل اینکه دیر در حال به‌روز شدن است، با مشکلاتی روبه‌رو است.

ایمنا: مهم‌ترین موانع رشد اقتصاد هنر در ایران را چه می‌دانید؟

مشگلانی: یکی از دلایل حذف و کمرنگ شدن این ظرفیت‌ها، این است که هنرمندان سنتی حوزه هنر و صنایع‌دستی به‌ویژه در حوزه صنایع‌دستی که هنر نیز نقش بسیار زیادی در آن دارد، در زمینه بازارشناسی چندان موفق نبوده‌اند.

به‌عنوان نمونه، هفته‌های فرهنگی زیادی در خارج از کشور برگزار کرده‌ایم و بررسی‌های میدانی در این برنامه‌ها نشان می‌دهد ذائقه و سلیقه مردم در نقاط مختلف دنیا متفاوت است و امکان دارد در منطقه‌ای مردم از رنگ‌های تند و رنگ‌های اصلی که در یک اثر هنری استفاده شده است، استقبال کنند، اما در منطقه‌ای دیگر این‌گونه نباشد و مخاطبان به رنگ‌های ملایم‌تر، حتی رنگ‌هایی غیر از رنگ‌های اصلی و ترکیب‌های مختلف و ملایم، علاقه‌مند باشند، همچنین ممکن است در نقطه‌ای از دنیا مردم طرح‌های شلوغ را بپسندند و در نقطه‌ای دیگر، طرح‌های بسیار خلوت و ساده را ترجیح دهند.

امروزه معتقدیم هنری می‌تواند موفق باشد که اقتصاد هنر در آن لحاظ شده باشد؛ منظور از این موضوع، شکل‌گیری یک اکوسیستم است که در آن هنرمند بتواند هنر واقعی و اصیل خود را خلق کند

موضوع دیگری که از تجربیات سال‌های گذشته به دست آمده، این است که اکثر مردم دنیا دیگر از حوزه هنر و صنایع دستی تجملی و زینتی خارج شده‌اند، امروزه دیگر در دنیا کمتر با این نگاه روبه‌رو هستیم که فردی تنها برای ویترین خانه خود یک اثر هنری خریداری کند؛ بیشتر مردم دنیا با توجه به سرعت زندگی امروزی و به‌ویژه کوچک‌تر شدن خانه‌ها و فضاهایی که در اختیار دارند، به‌دنبال این هستند که صنایع‌دستی‌ای خریداری کنند که کاربردی باشد.

در دوران اوج صنایع‌دستی ایران نیز همین‌طور بوده است و هیچ‌گاه نمی‌بینیم که پارچه زری‌بافت تنها برای این تولید شده باشد که در جایی به دیوار نصب شود، در موزه قرار بگیرد یا تنها جنبه زیبایی داشته باشد. با بررسی متوجه می‌شویم از این پارچه زری‌بافت در لباس عروس، پرده و موارد مختلف دیگر استفاده می‌شده و این آثار در زندگی و سبک زندگی مردم کاربرد داشته‌اند.

بعدها که به‌تدریج این هنر اصیل و صنایع‌دستی اصیل از کاربرد و حضور فعال در زندگی خارج و به یک اثر زینتی تبدیل شد، به‌تدریج چرخه اقتصادی خود را نیز از دست داد و معتقدم از زمانی که فرش از زیر پای مردم جمع شد و به روی دیوارها رفت، دوران افول صنعت فرش نیز آغاز شد.

/// مشگلانی / در حال تدوین فوری ... ///

ایمنا: با توجه به ظرفیت بازار هنر کشور، بفرمایید چطور می‌توان از این ظرفیت به خوبی بهره گرفت؟

مشگلانی: نخست اینکه سلیقه مخاطب باید به‌دقت بررسی شود، زیرا امکان دارد نسل جدید مخاطبان، دیگر برخی از چیزهای قبلی را نپسندد و حاضر نباشد برای آن هزینه‌ای پرداخت کند، بنابراین باید سلیقه و نیازهای مخاطب به‌دقت مشخص شود و بر اساس آن، اثر هنری تولید شود.

مورد دیگر، توجه دقیق به نوع استفاده از رنگ‌ها و طرح‌ها است که نیازمند مخاطب‌شناسی دقیق است. مهم‌ترین موضوع نیز بحث کاربرد است؛ یعنی اثری که تولید می‌شود باید کاربردی باشد.

این مسئله تنها در حوزه صنایع‌دستی مطرح نیست و در حوزه سینما، تئاتر، موسیقی و حوزه‌های مختلف هنر، حتی هنرهای تجسمی و نگارگری نیز تأثیر دارد و این شاخص‌ها باید در تمام این حوزه‌ها مورد توجه قرار گیرد، حتی در هنرهای مدرن نیز همین مسئله را شاهد هستیم.

در عرصه تئاتر و سینما نیز همین مسئله وجود دارد و اگر میزان تأثیرگذاری اثر بر مخاطب برایمان اهمیت داشته باشد، باید بتوانیم مخاطب خود را نیز جذب کنیم و زمانی می‌توانیم بفهمیم که مخاطب جذب شده است که حاضر باشد، بلیت بخرد و برای تماشای تئاتر به سالن بیاید یا بلیت بخرد و از گیشه فیلم را ببیند.

این مسئله بسیار مهم است و تأثیر زیادی بر حوزه اقتصاد هنر می‌گذارد، به شرط آنکه خالق اثر، تمام این پارامترها را در نظر بگیرد و از سوی دیگر، اگر بخواهیم با نگاه سیستمی به این موضوع نگاه کنیم، نیاز به یک‌سری پشتوانه‌های قانونی نیز وجود دارد که البته به‌تدریج در حال ایجاد شدن است؛ برای مثال، مراکز دولتی برای هدایا و تقدیر از افراد مختلف، پشتوانه قانونی دارند که بر اساس آن باید اثر هنری خریداری کنند.

یکی دیگر از مسائلی که باید به‌صورت ویژه روی آن کار شود، موضوع بازاریابی خارجی و صادرات صنایع دستی است

ایمنا: نقش مردم و سازمان‌های دولتی در حفظ اقتصاد هنر چیست؟

مشگلانی: گاهی شاهد هستیم که دستگاه‌های دولتی یا شرکت‌ها به‌دنبال اجناس ارزان و بی‌کیفیت هستند و به سراغ بعضی از آثار هنری و صنایع‌دستی می‌روند که از کیفیت بسیار پایینی برخوردارند و همین مسئله موجب شده است در بازار، نوعی زدگی نسبت به آثار بی‌کیفیت ایجاد شود.

وقتی ما هزینه‌ای پرداخت می‌کنیم و یک اثر هنری را به‌عنوان تقدیر به فردی می‌دهیم و او آن را به خانه می‌برد و آن اثر به‌عنوان یک اثر هنری در خانه قرار می‌گیرد، اعضای خانواده و حتی اعضای آن شرکت نیز آن را می‌بینند و تصور می‌کنند که این همان هنر است؛ در حالی که چنین نیست و این آثار با هنر اصیل و هنر واقعی ما فاصله بسیار زیادی دارند.

به‌تدریج این نگرانی ایجاد می‌شود که دید مردم و مخاطبان نسبت به این حوزه‌ها در حال مکدر شدن است و این عملکرد نامطلوب در زمینه معرفی هنر اصیل و واقعی و وارد کردن آن به منازل بوده است؛ توصیه ما این است که با توجه به وجود پشتوانه قانونی، ادارات به‌دنبال اجناس بسیار ارزان نباشند و به سراغ آثار اصیل بروند و حتی اگر قرار باشد اثر کوچک‌تری خریداری و اهدا شود، بهتر است آن اثر اصیل باشد تا موجب افت سلیقه در مخاطب نشویم.

یکی دیگر از مسائلی که باید به صورت ویژه روی آن کار شود و سال‌ها است اقداماتی در این زمینه انجام شده، اما هنوز با توجه به مسائل تحریم‌ها و موارد دیگر به‌طور کامل محقق نشده، موضوع بازاریابی خارجی و صادرات صنایع‌دستی است.

هنر ایران؛ گنجی که هنوز با بازار اقتصاد فاصله‌ها دارد

ایمنا: نقشه مسیر رشد اقتصاد هنر را چطور ترسیم می‌کنید؟

مشگلانی: در دوران جدید، باید بتوانیم به‌صورت تخصصی بازاریابی انجام دهیم و سلیقه مخاطب به‌طور دقیق سنجیده و نیازهای او مشخص شود. امروز باید برای تمام نقاط دنیا این اطلاعات را در اختیار داشته باشیم همچون بسیاری از شرکت‌ها که چنین اطلاعاتی را دارند و به‌ویژه چین در این حوزه بسیار پیشرو بوده است.

ما در زمینه صنایع‌دستی و هنر، با وجود اینکه ایران سال‌ها در این عرصه حرف برای گفتن داشته و برندهای مختلفی در این حوزه داریم که در دنیا مطرح هستند، به‌صورت ویژه روی بازاریابی و فروش آن‌ها در بازارهای جهانی کار نکرده‌ایم و حتی سینمای ایران نیز یک برند خاص سینمای ایرانی دارد و سینمای ایران به‌عنوان یک برند مشخص در دنیا شناخته می‌شود، اما به‌صورت ویژه برای بازاریابی و فروش این ظرفیت‌ها اقدام نکرده‌ایم.

به نظر می‌رسد در این اکوسیستم نیاز داریم بین هنرمند و خالق اثر و بازار، واحد دیگری ایجاد کنیم که نام این بخش را «واحد مشاوران هنری» می‌گذارم و وظیفه این افراد این است که سلیقه و نیاز مخاطب را به زبان هنرمند ترجمه کنند و از سوی دیگر، خواسته‌ها و موارد مورد نظر هنرمند را نیز به زبان مردم منتقل کنند و در این میان، نوعی واسطه‌گری را به صورت تخصصی انجام دهند.

ایمنا: اقتصاد هنر چطور می‌تواند سرمایه‌ بخش خصوصی را جذب کند؟ آیا مشوق‌هایی لازم است؟

مشگلانی: اگر سهم حوزه فرهنگ و هنر از اقتصاد آمریکا را بررسی کنیم، متوجه می‌شویم که این حوزه سهم بسیار بالا و قابل‌توجهی از اقتصاد را به خود اختصاص داده است. این موضوع نشان می‌دهد که حتی در ایران، با وجود اینکه در بسیاری از حوزه‌های هنری می‌توانیم حرفی برای گفتن داشته باشیم و دارای برندهای خاصی هستیم، ظرفیت بالقوه‌ای وجود دارد که تاکنون به‌درستی از آن استفاده نشده است.

دنیای آینده، به‌ویژه در ایران و به‌ویژه در اصفهان، شاهد حضور پررنگ حوزه‌های هنری و صنایع‌دستی، چه در بخش هنر مدرن و چه در هنر سنتی خواهد بود؛ اگر از این ظرفیت غافل باشیم، درآمدزایی و اثرگذاری فرهنگ و هنر در دنیا و در جامعه خودمان را از دست خواهیم داد یا دست‌کم آن را به تأخیر خواهیم انداخت.

به نظر می‌رسد در این حوزه باید ورود کنیم و حوزه‌هایی همچون هنر، زمانی که اقتصاد هنر و اقتصاد فرهنگ و هنر در آن شکل بگیرد، رشد خواهند کرد، بنابراین شاخص‌هایی که اشاره شد باید به‌صورت ویژه مورد توجه قرار گیرند و در صورتی که اقدامات ویژه‌ای انجام شود و این اکوسیستم به‌طور کامل شکل بگیرد می‌تواند در دنیای آینده و توسعه آینده نقش بسیار زیادی، حتی بیش از ۵۰ درصد ایفا کند.

کد مطلب 1004092

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.