به گزارش خبرگزاری ایمنا، برای فهمیدن اینکه چرا تحریمها گاهی شکست میخورند، نباید فقط به ارقام اقتصادی نگاه کرد؛ باید پرسید که طرف مقابل تا کجا میتواند درد را تحمل کند. گری هافبائر، جفری شات، و کیمبرلی الیوت در کتاب «تحریمهای اقتصادی از نو بررسی میشوند» (۱۹۹۰) نشان دادند که موفقیت تحریمها به شدت فشار وابسته نیست، بلکه به ظرفیت مقاومت کشور هدف بستگی دارد. پژوهشهای تکمیلی همین تیم در ۲۰۰۷ این نتیجه را تأیید کرد: تنها یکسوم از تحریمهای تاریخی به تغییر رفتار واقعی منجر شدند.
در میدان انرژی، تصویر نگرانکنندهتر است. «گزارش بازار نفت ۲۰۲۵» آژانس بینالمللی انرژی و دادههای «اداره اطلاعات انرژی آمریکا» حکایت از کاهش ذخایر استراتژیک به پایینترین سطح از ۲۰۰۴ دارند. جیمز همیلتون در مقالهی ماندگارش «نفیلتون در مقالهی ماندگارش «نفد»، ۲۰۰۸) قیمتهای بالای ۱۵۰ دلار را آستانهای میداند که از آن به بعد، رکود ساختاری اجتنابناپذیر میشود.
اروپا هم از این معادله مستثنا نیست، پژوهش باخمان و همکاران در «مرکز تحقیقات سیاست اقتصادی اروپا» (۲۰۲۲) نشان داد که قطع کامل گاز روسیه میتوانست تولید ناخالص داخلی آلمان را بهشدت منقبض کند، اقتصادهای رفاهمحور اروپایی به شوکهای انرژی عادت ندارند و همین بیتجربگی، آستانه تحمل اجتماعیشان را سریعتر به چالش میکشد، این دادهها بهطوردقیق همان سکوی پرشی هستند که تحلیل زهرا فتورهچی از آن آغاز میکند: در رقابتهای اقتصادی ژئوپلیتیک، برنده کسی نیست که فشار بیشتری وارد میکند؛ برنده کسی است که دیرتر زمین میزند.

جنگ اقتصادی را آمار نمیبرد؛ دردِ انباشته میبرد
زهرا فتورهچی کارشناس اقتصادی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: برای تحلیل واقعبینانه منازعات اقتصادی، نمیتوان تنها به شاخصهای کوتاهمدت تکیه کرد؛ آنچه در این میان اهمیت دارد، سنجش میزان «آستانه تحمل درد اقتصادی» هر یک از طرفهای درگیر است.
وی افزود: برخلاف روایت غالب رسانههای غربی که از فروپاشی قریبالوقوع اقتصادهای تحت تحریم سخن میگفتند، این سناریو تاکنون محقق نشده و اقتصادهای هدف، برخلاف پیشبینیها، همچنان به مسیر خود ادامه دادهاند.
این کارشناس اقتصادی گفت: در سوی دیگر ماجرا، نشانهها از شکنندگی بیشتر ساختار اقتصادی کشورهای عضو اتحادیه اروپا حکایت دارد؛ اقتصادهایی که نه سابقه طولانی مواجهه با تحریم را دارند و نه برای تحمل شوکهای سنگین انرژی آماده بودهاند و همین مسئله، آنها را در برابر موجهای تورمی و رکودی ناشی از تداوم جنگها آسیبپذیرتر کرده است.
فتورهچی بیان کرد: در اقتصاد آمریکا نیز افزایش قیمت نهادهها و انرژی، بهتنهایی به معنای ورود بحران به زندگی روزمره مردم نیست؛ نقطه حساس زمانی آغاز میشود که تورم از مرز چهار درصد عبور کند، قیمت جهانی نفت ۲۰ تا ۳۰ دلار دیگر افزایش یابد، بهای بنزین برای مدتی بالاتر از پنج دلار باقی بماند و دستکم دو فصل زراعی، معادل حدود ۱۰ ماه، سپری شود.
وی ادامه داد: اگر این زنجیره از اتفاقات شکل بگیرد، آثار آن میتواند بهطورمستقیم به عرصه سیاست آمریکا منتقل شود و انتخابات میاندورهای را تحت تأثیر قرار دهد؛ بهویژه آنکه در ماه ژوئن، هشدارهای آژانس بینالمللی انرژی از نزدیک شدن ذخایر استراتژیک جهانی به محدوده قرمز و بحرانی حکایت دارد.
این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: بر اساس آخرین دادههای رسمی، مجموع ذخایر نفت خام و فرآوردههای نفتی تجاری و استراتژیک آمریکا، تنها در یک هفته ۱۰.۵ میلیون بشکه کاهش پیدا کرده است و به حدود ۱.۵ میلیارد بشکه رسیده است؛ سطحی که از سال ۲۰۰۴ تاکنون سابقه نداشته و نگرانیها درباره جهش قیمت نفت به بالای ۱۵۰ دلار در تابستان را افزایش داده است.
فتورهچی خاطرنشان کرد: آمریکا برای آرام کردن بازار و مهار نااطمینانی، تولید روزانه نفت خود را از ۴.۵ میلیون بشکه به ۵.۸ میلیون بشکه رسانده و همزمان صادرات را تقویت کرده است؛ اقدامی که این کشور را در جایگاه «آخرین تأمینکننده نقدینگی کالایی» قرار میدهد، اما این نقش تا زمانی پایدار خواهد بود که ذخایر استراتژیک توان ادامه این ضربهگیری را داشته باشند.
وی متذکر شد: اگر ذخایر استراتژیک آمریکا به نقطهای برسد که دیگر امکان جبران شوکهای بازار را نداشته باشد، واشنگتن ناگزیر خواهد شد تأمین نیاز داخلی را در اولویت قرار دهد و صادرات را محدود کند؛ تصمیمی که میتواند موج جدیدی از فشار قیمتی و بحران هزینه را از آمریکا به بازارهای جهانی و در نهایت به مصرفکنندگان غربی منتقل کند.
کارشناس اقتصادی در پایان یادآور شد: آنچه ترازوی این رویارویی اقتصادی را تعیین میکند، تنها حجم منابع یا قدرت مالی نیست؛ بلکه میزان تحمل جوامع در برابر شوکهای ژئوپلیتیک است. بر اساس مقایسه متغیرهای ساختاری، آستانه تحمل اجتماعی و اقتصادی ایران و روسیه در برابر این شوکها بالاتر از استانداردهای موجود در بلوک غرب ارزیابی میشود و باید دید تحولات پیشرو، این توازن را در نهایت به کدام سو خواهد برد.

به گزارش ایمنا، در رویاروییهای اقتصادی ژئوپلیتیک، برنده کسی نیست که فشار بیشتری وارد میکند؛ برنده کسی است که دیرتر زمین میزند، این جمله نه یک استعاره ادبی، که نتیجهگیری فتورهچی از یک تحلیل ساختاری دقیق است. کارشناس اقتصادی در پایان گفتوگو با ایمنا تأکید کرد که ترازوی این رویارویی را نه حجم منابع، بلکه «میزان تحمل جوامع در برابر شوکهای ژئوپلیتیک» تعیین میکند.
بر اساس مقایسه متغیرهای ساختاری که فتورهچی ارائغیرهای ساختاری که فتورهچی ارائه داد، آستانه تحمل اجسیه در برابر این شوکها بالاتر از آستانه موجود در بلوک غرب ارزیابی میشود؛ نه به این دلیل که این اقتصادها قویترند، بلکه به این دلیل که سالها با فشار زیستهاند و درد را میشناسند.
اروپا بدون تجربه تحریم و با ساختار رفاهی حساس به شوکهای انرژی، در اولین موجهای سنگین لرزیده است. آمریکا نیز، با همه قدرت استراتژیکاش، یک نقطه شکست دارد؛ لحظهای که ذخایر استراتژیک دیگر کشش ندارند، بنزین از پنج دلار پایین نمیآید، تورم از چهار درصد عبور کرده، و دو فصل زراعی پشت سر هم گذشته است. از آن لحظه به بعد، بحران دیگر فقط اقتصادی نیست؛ انتخاباتی هم میشود، باید دید تحولات پیشرو این توازن را به کدام سو خواهد برد.
نظر شما