به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، مهدکودک سانتا کروز در سائوپائولو نمونهای از رویکردی در طراحی شهری است که ساختمان آموزشی را از یک فضای منفصل به بخشی از ساختار محله تبدیل میکند؛ پروژهای که با قرارگیری هوشمندانه در برابر بزرگراه، ایجاد حیاط مرکزی و شبکهای از فضاهای باز، تلاش دارد همزمان با کاهش اثرات ترافیک و آلودگی صوتی، محیطی ایمن و قابلاستفاده برای کودکان ایجاد کند.
طراحی پروژه بهجای آنکه مهدکودک را در برابر این جریان پرتردد قرار دهد، از خود ساختمان برای ایجاد یک لایه محافظ استفاده کرده است. حجم بنا در سمت بزرگراه قرار گرفته HSJ و فضای داخلی و حیاط مرکزی را پشت خود محافظت میکند. در مقابل، بخش شمالی مجموعه بازتر طراحی شده تا نور طبیعی، تهویه و ارتباط با فضای بیرون تقویت شود. به این ترتیب، فرم ساختمان بخشی از راهبرد طراحی شهری برای کنترل یک عامل مزاحم محیطی شده است.

محل ورود نیز با همین نگاه انتخاب شده است. ورودی مجموعه از خیابان در نظر گرفته شده تا ارتباط مهدکودک با پردیس آموزشی اصلی حفظ شود و در عین حال ورود و خروج کودکان مستقیم با جریان پرتردد بزرگراه تداخل نداشته باشد. این تصمیم ساده، در مقیاس شهری بهمعنای ایجاد مرزی امنتر میان فضای کودک و زیرساخت پرترافیک شهر است.
در قلب مجموعه، حیاط مرکزی قرار دارد که نقش آن فراتر از یک فضای باز داخلی است. این حیاط به یک فضای جمعی برای تعامل، بازی و فعالیت کودکان تبدیل شده است و کلاسها در اطراف آن سازمان یافتهاند. چنین الگویی، فضای آموزشی را از ساختار بسته و خطی کلاسها خارج میکند و مجموعهای از فضاهای عمومیتر و خصوصیتر را در کنار یکدیگر شکل میدهد.
از منظر طراحی شهری، اهمیت این حیاط در ایجاد یک «شبکه کوچک از فضاهای باز» است. حیاط مرکزی کنار حیاطهای کوچک مجاور کلاسها، تراسها و مسیرهای حرکتی، مجموعهای پیوسته از فضاهای قابل استفاده ایجاد میکند. کودک میتواند از کلاس به حیاط، از حیاط به باغ و از فضای داخلی به تراس منتقل شود، بدون اینکه هر بار با یک مرز سخت میان فضای آموزشی و فضای باز روبهرو شود.

حیاط مرکزی بهعنوان یک باغ حسی طراحی شده است؛ فضایی که در آن گیاهان، بافتها، مواد و عناصر طبیعی بخشی از تجربه روزمره کودکان هستند. این موضوع از منظر طراحی شهری اهمیت دارد، زیرا نشان میدهد فضای سبز در پروژههای آموزشی تنها نباید به یک قطعه تزئینی محدود شود. فضای سبز میتواند همزمان نقش اجتماعی، آموزشی، اقلیمی و روانی داشته باشد.
حیاطهای کوچکتر پیرامون کلاسها نیز به همین رویکرد کمک میکنند. پوشش گیاهی و دیوارهای سبز، فضاهای آرامتری داخل مجموعه ایجاد کردهاند و امکان فعالیت در فضای باز را افزایش میدهند. در اینجا، گیاهان تنها عناصر زیباسازی نیستند، بلکه بخشی از سازمان فضایی مجموعه و ابزاری برای ایجاد تنوع محیطی و تعدیل کیفیت فضا محسوب میشوند.

تراسها نیز بهعنوان بخشی از همین شبکه فضایی طراحی شدهاند. بخشی از تراسها سرپوشیده و بخشی روباز است و کاربرد مشخص و ثابتی برای آنها تعریف نشده است. این فضاها میتوانند در زمانهای مختلف به امتداد کلاس، فضای بازی، محل فعالیت گروهی یا محیطی برای برنامههای آموزشی تبدیل شوند. چنین انعطافپذیریای به ساختمان اجازه میدهد در برابر تغییر نیازهای کاربران و شیوههای آموزشی واکنش نشان دهد.
این ویژگی زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که مسئله را در مقیاس شهر بررسی کنیم. زمین در شهرهای متراکم یک منبع محدود است و فضاهای آموزشی نیز نمیتوانند همواره روی زمینهای وسیع و مستقل ساخته شوند. بنابراین، کیفیت پروژههایی مانند سانتا کروز تا حد زیادی به توانایی آنها در چندعملکردی کردن فضاهای محدود شهری وابسته است، یعنی یک حیاط بتواند هم فضای سبز باشد، هم محل بازی، هم فضای آموزشی و هم محل تعامل اجتماعی.

ساختار مدولار ساختمان نیز در خدمت همین ایده قرار گرفته است. سازمان سازهای بنا امکان تغییر چیدمان فضاهای داخلی را فراهم میکند و کلاسهای دارای سقف بلند نیز قابلیت استفاده از الگوهای مختلف مبلمان و تجهیزات را دارند. حتی مبلمان متحرک نیز بهگونهای طراحی شده است که بتواند میان فضای داخلی و بیرونی جابهجا شود. در نتیجه، مرزهای عملکردی ساختمان ثابت نیستند و فضای آموزشی میتواند بر اساس نوع فعالیت تغییر کند.
در این پروژه، مسیرهای حرکتی نیز بخشی از تجربه فضایی محسوب میشوند. رمپی که از حیاط مرکزی به طبقه بالایی میرسد، تنها یک مسیر دسترسی نیست، بلکه میتواند به بخشی از تجربه حرکتی کودکان تبدیل شود. این نگاه نشان میدهد که در طراحی محیطهای کودک، عناصر زیرساختی همچون مسیر، رمپ و دسترسی نیز میتوانند کیفیت فضایی و اجتماعی داشته باشند.
مصالح نیز در ایجاد این محیط نقش دارند. استفاده از چوب مهندسیشده در کنار بتن، فولاد و دیوار خشک، همراه با تنوع رنگ و بافت، محیطی متناسب با مقیاس و تجربه کودکان ایجاد کرده است. با این حال، ارزش اصلی پروژه نه در انتخاب یک ماده خاص، بلکه در نحوه ترکیب ساختار، فضای سبز، مسیرهای حرکتی و فضاهای جمعی برای شکل دادن به یک محیط یکپارچه است.

از منظر طراحی شهری، شاید مهمترین درس مهدکودک سانتا کروز این باشد که یک ساختمان آموزشی میتواند بخشی از راهکار شهر برای رویارویی با مسائل محیطی باشد. بزرگراه در این پروژه تنها یک عنصر مزاحم اطراف زمین نیست؛ موقعیت آن مستقیم به سازمان فضایی ساختمان شکل داده است. فضای سبز نیز فقط برای زیبایی استفاده نمیشود و حیاط فقط فضای باقیمانده میان کلاسها نیست؛هرکدام بخشی از یک سیستم شهری کوچک برای تأمین امنیت، آرامش، تعامل و دسترسی کودکان است.
این رویکرد برای شهرهای متراکم و پرترافیک قابل توجه است بهویژه در مناطقی که مدارس و مهدکودکها در مجاورت خیابانهای پرتردد، بزرگراهها یا دیگر منابع آلودگی قرار گرفتهاند. بهجای آنکه چنین موقعیتهایی صرفاً یک محدودیت تلقی شوند، میتوان از فرم ساختمان، فضای سبز، نحوه ورود و خروج، سازمان حیاطها و شبکه فضاهای باز برای ایجاد یک محیط شهری سالمتر استفاده کرد.
مهدکودک سانتا کروز نشان میدهد که طراحی شهری فقط به خیابانها، میدانها و پارکهای بزرگ محدود نمیشود. یک مدرسه یا مهدکودک نیز میتواند در مقیاس محله بر کیفیت زندگی، امنیت، ارتباط با طبیعت و تجربه کودکان از شهر اثر بگذارد. در این نگاه، معماری ساختمان به بخشی از زیرساخت اجتماعی و محیطی شهر تبدیل میشود؛ زیرساختی که بهجای جدا کردن کودک از شهر، تلاش میکند میان کودک، طبیعت و فضای شهری رابطهای ایمنتر و فعالتر ایجاد کند.

نظر شما