به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، طی دهههای گذشته، توسعه شهری بیشتر با معیارهایی همچون سرعت رشد شهرها، تعداد بناهای ساختهشده یا میزان سرمایهگذاری جذبشده، سنجیده میشد، اما در سال ۲۰۲۶، پرسش دیگری اهمیت پیدا کرده است: چه کسانی واقعاً توان زندگی در شهرها را دارند؟
یک شهر میتواند ساختمانهای مدرن، حملونقل کارآمد و اقتصاد قوی داشته باشد، اما اگر معلمان، پرستاران، کارگران خدماتی، خانوادههای جوان و ساکنان کمدرآمد نتوانند در آن زندگی کنند، رشد آن ممکن است به قیمت ازدسترفتن انسجام اجتماعی تمام شود. به همین دلیل، شهرهای مقرونبهصرفه و فراگیر این روزها به یکی از مهمترین محورهای برنامهریزی شهری، تبدیل شدهاند. جدیدترین گزارش شهرهای جهان ۲۰۲۶ سازمان اسکان بشر ملل متحد (UN-Habitat)، مسکن را یک بحران جهانی توصیف میکند که بر مقرونبهصرفه بودن، سکونتگاههای غیررسمی، تابآوری و زیستپذیری شهرها تأثیر گذاشته است. طبق برآورد این گزارش، حدود ۳.۴ میلیارد نفر به مسکن امن، ایمن و کافی دسترسی ندارند که از این میان بیش از یک میلیارد نفر در سکونتگاههای غیررسمی و زاغهها، زندگی میکنند.

معنای جدید شهر مقرونبهصرفه
مسکن مقرونبهصرفه به معنای ساختن آپارتمانهای ارزان نیست. یک خانه میتواند بهنسبت ارزان باشد، اما اگر دور از محل کار، مدرسه، مراکز درمانی و حملونقل عمومی، باشد، همچنان مقرونبهصرفه محسوب نمیشود. به همین دلیل، پژوهشگران شهری به مسکن در کنار موقعیت مکانی و دسترسپذیری، توجه میکنند. خانوادهای که در یک آپارتمان ارزان زندگی میکند، اما بخش بزرگی از درآمد و زمان خود را صرف رفتوآمد میکند، ممکن است مقرونبهصرفه بودن واقعی را تجربه نکند. توصیههای سال ۲۰۲۶ اسکان بشر ملل متحد بر گسترش مسکن مقرونبهصرفه که موقعیت مکانی خوبی دارد، افزایش گزینههای متنوع اجاره، بهبود حکمرانی زمین و ایجاد توسعه شهری فشرده، متصل و مقاوم در برابر شرایط اقلیمی تأکید میکند. این موضوع نشاندهنده یک تغییر مهم است؛ هدف دیگر تنها ساختن خانههای بیشتر نیست، بلکه ایجاد خانههای مقرونبهصرفه در مکانهایی است که مردم بتوانند در زندگی شهری، مشارکت کنند.

چرا هزینه مسکن غیرقابلتحمل شده است؟
یکی از بزرگترین چالشها این است که هزینههای مسکن در بسیاری از شهرها سریعتر از میزان درآمدها، افزایش یافته است. طبق گزارش ۲۰۲۶ اسکان بشر ملل متحد، فاصله میان هزینه خانهها و درآمد خانوارهای معمولی، بهطور قابلتوجهی بیشتر شده است. عواملی همچون افزایش قیمت زمین در موقعیتهای مطلوب، بالارفتن هزینههای ساختوساز، دشوارتر شدن تأمین مالی در بسیاری از بازارها و ناتوانی عرضه مسکن در همگامشدن با رشد جمعیت در این مشکل نقش دارند. در همین حال، شهرها برای جذب سرمایهگذاری با یکدیگر رقابت میکنند. پروژههای جدید ممکن است اولویت را به آپارتمانهای لوکس، دفاتر کار و پروژههای گرانقیمت بدهند، زیرا بازدهی بالاتری دارند. این موضوع میتواند گزینههای کمتری برای ساکنان با درآمد متوسط و پایین باقی بگذارد. نتیجه این روند، شکافی روبهرشد میان شهرهایی است که فرصتهای اقتصادی میسازند و افرادی که توان دسترسی به آنها را دارند.

ساختن مسکنهای متنوع برای افراد جامعه
یکی از راهحلهایی که در سال ۲۰۲۶ توجه بیشتری را بهسوی خود جلب کرده است، تنوع در مسکن است. در دهههای پیشین، سیاستگذاری شهری در بسیاری از کشورها بهطور عمده بر مالکیت خانه یا اجاره خصوصی متعارف، متمرکز بوده است، اما شهرها بهطور فزایندهای طیف گستردهتری از مدلها از جمله مسکن اجتماعی، مسکن اجارهای مقرونبهصرفه، تعاونیهای مسکن، مسکن با مدیریت جامعهمحور و دیگر اشکال مسکن مشترک یا حمایتشده را بررسی میکنند. نتایج پژوهش سال ۲۰۲۶ اسکان بشر ملل متحد بهطور ویژه توصیه میکند بهجای تکیه بر یک مدل واحد، مسکن اجارهای مقرونبهصرفه، تعاونیهای مسکن و ابتکارات جامعهمحور گسترش یابند. این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا همه افراد نمیخواهند یا توان مالی ندارند که خانه بخرند. بزرگسالان جوان، کارگران مهاجر، دانشجویان، ساکنان مسن و خانوارهای کمدرآمد، ممکن است بهجای خرید، به مسکن اجارهای امن، نیاز داشته باشند. بنابراین یک شهر فراگیر به انواع و اندازههای مختلف مسکن، متناسب با مراحل مختلف زندگی و سطوح مختلف درآمد، نیاز دارد.

تحرک فراگیر، فراتر از مسکن مقرونبهصرفه
مسکن مقرونبهصرفه تنها بخشی از معادله بحران مسکن است. یک شهر فراگیر به حملونقل قابلدسترس، مدارس، مراکز درمانی، فضاهای عمومی، فرصتهای شغلی و زیرساخت دیجیتال نیز نیاز دارد. اگر مسکن مقرونبهصرفه در حاشیه کلانشهری ساخته شود، ساکنان ممکن است به رفتوآمد گران و زمانبر وابسته شوند. در مقابل، مسکن مقرونبهصرفهای که نزدیک به حملونقل عمومی قابلاعتماد باشد، میتواند ساکنان کمدرآمد را به مشاغل و خدمات، متصل کند. نتایج پژوهشی که ۱۰۹ شهر آمریکا را بررسی کرده، نشان داد که تحرک روزمره افراد، بهشدت تحتتأثیر تفاوتهای اقتصادی میان محلهها است و این موضوع موانع ساختاری در تعامل میان گروههای درآمدی مختلف را آشکار میکند. این یافتهها نشان میدهد که تحرک فراگیر، شرط لازم برای شهرهای فراگیر است.

فراگیر کردن شهرها بدون بیرونراندن ساکنان
یکی دیگر از چالشهای بزرگ، آپارتماننشینسازی طبقاتی است. وقتی شهرها روی پارکها، حملونقل عمومی، خیابانها و محلهها سرمایهگذاری میکنند، ارزش املاک میتواند افزایش یابد. این بهبودها بهطورکلی مثبت هستند، اما میتوانند مسکن را گرانتر کنند و ساکنان قدیمی را مجبور به ترک محلهها کنند. این وضعیت، پرسشی دشوار برای برنامهریزان شهری ایجاد میکند: چگونه میتوان یک محله را بازسازی کرد، بدون آنکه برای ساکنان فعلی آن غیرقابلتحمل شود؟ سیاستهایی همچون الزامات مسکن مقرونبهصرفه، حمایت از اجارهنشینان، مسکن اجتماعی و برنامههای ضدآوارگی، میتوانند به حل این مشکل کمک کنند.
نظر شما