به گزارش خبرگزاری ایمنا از قم، سومین نشست عمومی بررسی ساماندهی آرامستان نو امروز _ چهارشنبه هجدهم شهریور_ با حضور شهردار قم و جمعی از دغدغه مندان و پژوهشگران بافت تاریخی شهر برگزار شد.
در این جلسه تاریخپژوهان، قمپژوهان، معماران و شهرسازان اگرچه از زاویههای متفاوت سخن گفتند، اما بر یک مطالبه مشترک تأکید داشتند؛ پیش از آنکه طراحی و مداخله کالبدی ادامه پیدا کند، آنچه در این مجموعه باقی مانده باید دقیق شناخته، ثبت، ارزشگذاری و مستند شود.
قبرستان نو طی سالهای اخیر در برنامه بازآفرینی پیرامون حرم قرار گرفته و مدیریت شهری پیشتر از ساماندهی حدود پنج هکتار این مجموعه، افزایش امکان حضور عمومی و معرفی مشاهیر مدفون در آن سخن گفته است. در طرح اولیه نیز تبدیل ظرفیت تاریخی آرامستان به مجموعهای برای معرفی مشاهیر و گردشگری فرهنگی مورد توجه قرار گرفته بود.
محمدصادق جعفری، پژوهشگر تاریخ قم در این جلسه گفت: ظرفیت قبرستان نو را نباید تنها با تعداد شخصیتهای مشهور مدفون در آن سنجید؛ این آرامستان مجموعهای از سنگنوشتهها، کتیبهها، اسناد، هنرهای حجاری، روایتهای خانوادگی و اطلاعات اجتماعی است که هرکدام میتوانند بخشی از تاریخ قم را بازسازی کنند.
وی با اشاره به سابقه طولانی «گورستانپژوهی» و مطالعات مزارات در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی گفت در شهرهای مختلف کشور، آرامستانهای تاریخی به موضوع پژوهشهای مستقل تبدیل شدهاند و درباره برخی از آنها چندین کتاب، پایاننامه و دانشنامه انتشار یافته است. از نگاه وی، قبرستان نو نیز ظرفیتی دارد که میتواند موضوع یک پروژه پژوهشی جامع و چندرشتهای قرار گیرد.

جعفری به تجربههایی مانند پژوهش درباره ظهیرالدوله تهران، مقبرهالشعرای تبریز و بهویژه دانشنامه تخت فولاد اصفهان اشاره کرد و گفت حمایت مدیریت شهری در برخی شهرها سبب شده مجموعهای از اطلاعات مربوط به مدفونان، کتیبهها و شخصیتهای تاریخی به صورت منظم ثبت و منتشر شود.
او تأکید کرد که در قم نیز آثاری همچون مجموعه چندجلدی «تربت پاکان قم» اثر عبدالحسین جواهرکلام ظرفیت مهمی برای آغاز این کار فراهم کرده است. وجود این اثر و ارجاع پژوهشهای بعدی به مجلدات آن نیز در منابع کتابشناختی قابل مشاهده است.
هر قبر بخشی از هویت جمعی
جعفری اظهار داشت: مستندسازی نباید تنها به قبور مشاهیر محدود شود و پیشنهاد داد تمام سنگقبرهای موجود، حتی قبوری که صاحب آنها امروز برای پژوهشگران شناختهشده نیست، پیش از هر مداخله دیگری تصویربرداری و ثبت شوند.
وی گفت: خود طی سالهای گذشته صدها تصویر از سنگقبرهای مجموعه تهیه کرده است، اما پروژهای در این ابعاد نیازمند برداشت نظاممند و حرفهای است؛ بهگونهای که تصاویر، موقعیت دقیق هر قبر و اطلاعات کتیبهها در یک بانک اطلاعاتی قابل استفاده برای پژوهشهای آینده ثبت شود.
از نگاه این پژوهشگر تاریخ قم، اهمیت چنین کاری از آن جهت است که یک سنگقبر معمولی نیز ممکن است اطلاعاتی درباره نام، شغل، خانواده، نسبتهای اجتماعی، تاریخ زندگی یا فرهنگ یک دوره در خود داشته باشد؛ اطلاعاتی که شاید در هیچ منبع مکتوب دیگری ثبت نشده باشد.
حدود ۵۰۰ چهره تاکنون شناسایی شدهاند
جعفری در ادامه گفت تاکنون حدود ۵۰۰ نفر از مشاهیر و شخصیتهای مدفون در قبرستان نو شناسایی شدهاند، اما هنوز ظرفیتهای ناشناخته فراوانی در مجموعه وجود دارد.
وی توضیح داد در برخی موارد، نام فرد شناخته شده است اما اطلاعات زندگینامهای بسیار محدود است و تنها سند مهم درباره او همان نوشته روی سنگ قبر است.
جعفری برای نمونه به یکی از چهرههای مرتبط با تاریخ ادبی و مذهبی قم اشاره کرد و گفت در برخی پژوهشهای خود برای تدوین شرح حال افراد، بخش اصلی اطلاعات موجود را از همین کتیبههای قبرستان به دست آورده است. این مسئله نشان میدهد سنگقبرها صرفاً نشانه محل دفن نیستند، بلکه گاه خود یک «سند تاریخی» محسوب میشوند.

آلاحمد هم قبرستان قم را روایت کرده است
یکی دیگر از نکات مطرحشده از سوی جعفری، حضور قبرستان قم در ادبیات معاصر ایران بود.
وی به کتاب «سنگی بر گوری» جلال آلاحمد اشاره کرد و گفت آلاحمد در بخشی از این اثر، از قبرستان قم و مقبره خانوادگی خود روایت کرده است؛ موضوعی که به اعتقاد او نشان میدهد ظرفیت این آرامستان تنها به معماری یا شخصیتهای مدفون محدود نمیشود و رد آن را حتی میتوان در تاریخ ادبیات معاصر ایران دنبال کرد.
متن منتشرشده «سنگی بر گوری» نیز روایت حضور آلاحمد در قبرستان قم و مراجعه او به مقبره خانوادگی را در خود دارد.
جعفری معتقد است این نوع روایتها باید در پروژه آینده قبرستان نو جمعآوری شود تا مراجعهکننده تنها با فهرستی از نامها مواجه نباشد، بلکه بتواند از خلال یک مسیر روایی، با تاریخ اجتماعی و فرهنگی مجموعه ارتباط برقرار کند.
پیشنهاد تدوین یک اثر جامع درباره قبرستان نو
این پژوهشگر تاریخ قم در ادامه پیشنهاد کرد مجموعه اسناد پراکنده قبرستان نو گردآوری و در قالب یک پژوهش جامع منتشر شود.
به گفته وی، صدها سند مرتبط با این آرامستان در منابع و آرشیوهای مختلف قابل شناسایی است و اگر تصاویر قبور، کتیبهها، نقشه دقیق مجموعه، زندگینامه مدفونان، اسناد تاریخی و روایتهای شفاهی در کنار یکدیگر قرار گیرد، ظرفیت تدوین یک اثر چندجلدی درباره قبرستان نو وجود دارد.
جعفری «برداشت دقیق وضع موجود» را نخستین گام چنین پروژهای دانست و بر استفاده از ابزارهای جدید برای ثبت مختصات و موقعیت قبور تأکید کرد؛ اقدامی که مدیریت شهری نیز اعلام کرده بخشی از مقدمات آن در حال پیگیری است.
حفاظت باید پیش از مداخله آغاز شود
محمدمهدی کلانتری، مدرس دانشگاه و فعال حوزه حفاظت از بناها و بافتهای تاریخی، از زاویه دیگری به موضوع پرداخت و از اینکه فرایند گفتوگوی تخصصی پس از بخشی از مداخلات اولیه آغاز شده، انتقاد کرد.
وی معتقد بود اگر «حفظ میراث و هویت تاریخی» مبنای پروژه است، باید حفاظت در مراحل نخست تصمیمگیری نیز خود را نشان دهد و تکلیف عناصر تاریخی که در اقدامات اولیه دچار تغییر شدهاند به روشنی مشخص شود.

با آرامستان تاریخی مانند یک فضای جدید رفتار نکنیم
محسن محسنی، قمپژوه، بر تفاوت اساسی میان طراحی یک قبرستان جدید و مداخله در یک آرامستان تاریخی تأکید کرد.
وی «مداخله مرحلهای» را مناسبترین شیوه برای قبرستان نو دانست و گفت در مجموعهای با سابقه تاریخی، هر مرحله باید اجرا و سپس آثار آن ارزیابی شود و پس از آن درباره ادامه مسیر تصمیم گرفته شود.
این دیدگاه با یکی از اصول مطرحشده از سوی تیم پروژه نیز همسو است؛ مدیریت شهری اعلام کرده اجرای طرح قرار است مرحله به مرحله انجام شود و نتایج هر مداخله پیش از ورود به مرحله بعد مورد ارزیابی قرار گیرد.
اصالت حراست فیزیکی از بنا
امیر سمیعیان، قمپژوه و کارشناس ارشد تاریخ، بر اصالت فیزیکی سنگها، حجاریها و کتیبهها تأکید کرد.
وی گفت: ارزش یک سنگقبر تاریخی تنها در نام و تاریخ حکشده بر آن نیست؛ خطاطی، حجاری، کاشیکاری، شعر و شیوه ساخت نیز به دوره تاریخی خاص خود تعلق دارد و از میان رفتن آن، با ساخت نمونهای جدید قابل جبران نیست.
سمیعیان مستندسازی تصویری را ضروری دانست اما تأکید کرد تصویر یک اثر نمیتواند جای اصل آن را بگیرد و حفاظت در محل باید تا حد امکان در اولویت باشد.
حراست از میراث گذشته گان
حسین مقیمی، قمپژوه، نیز بر اهمیت اطلاعات نهفته در سنگنوشتهها تأکید کرد و ادامه داد: دامنه اهمیت قبرستان نو فراتر از قم است، زیرا افرادی از شهرها و مناطق مختلف ایران در این مجموعه دفن شدهاند.
وی گفت: در جریان پژوهشهای خود، شخصیتهایی را از طریق اطلاعات روی سنگقبرهایشان شناسایی کرده که نقش آنها در حوزههای علمی، فرهنگی یا ورزشی کمتر شناخته شده است.
مقیمی همچنین به اشعار اختصاصی، مادهتاریخها و اطلاعات خانوادگی موجود روی قبور اشاره کرد و آنها را بخشی از منابع دست اول پژوهش تاریخی دانست.
به اعتقاد وی، احیای قبرستان نو فرصت مناسبی برای معرفی دوباره این شخصیتها و برگزاری برنامههای فرهنگی و یادبود برای چهرههایی است که تاکنون در حافظه عمومی شهر کمتر دیده شدهاند.
کارگروهها وارد مرحله عملیاتی شوند
ابوالفضل قیامی، قمپژوه و فعال گردشگری، خواستار عبور کارگروههای شکلگرفته از مرحله گفتوگو به مرحله اقدام شد.
وی پیشنهاد کرد هر یک از متخصصان بر اساس حوزه کاری خود مسئولیت مشخصی بر عهده بگیرند و از ظرفیت آنان برای طراحی مسیر بازدید، روایت گردشگری و معرفی مجموعه استفاده شود.
مشارکت باید به اعتماد منجر شود
سوسن بیات، عضو هیئت علمی دانشگاه شهاب دانش، مسئله اعتماد میان متخصصان و مدیریت شهری را مطرح کرد.
وی با استقبال از اصل برگزاری نشستها تأکید کرد مشارکت زمانی معنا پیدا میکند که کارشناسان احساس کنند نظرات آنها واقعاً در تصمیم نهایی اثرگذار است.
بیات همچنین بر بررسی راهحلهای طراحی برای حفظ هرچه بیشتر قبور و سنگها در محل اصلی خود تأکید کرد و خواستار بررسی سناریوهای جایگزین پیش از تصمیم نهایی شد.
الگوسازی از فرایند مشارکتی طراحی آرامستان نو
زهره ایمانی، شهرساز، تشکیل چنین نشستهایی را فرصتی برای شکلگیری یک الگوی مشارکتی در طرحهای شهری قم دانست.
وی تأکید کرد در کنار خود پروژه، باید فرایند مشارکت نیز ارزیابی شود تا مشخص شود کدام بخشها توانسته متخصصان و شهروندان را وارد تصمیمسازی کند و کدام بخشها نیازمند اصلاح است.
ایمانی همچنین خواستار تدوین «روایت شفاف» از پروژه شد و هشدار داد افزایش فضای باز اطراف حرم نباید به تضعیف ارتباط زندگی روزمره ساکنان محلات تاریخی با حرم مطهر منجر شود.
جداره قبرستان باید به «آستانه ورود» تبدیل شود
نرگس قائمپناه، دکترای طراحی شهری و مدرس دانشگاه، مسئله «لبه شهری» مجموعه را مطرح کرد.
وی گفت جداره طولانی قبرستان نو باید بهعنوان بخشی از طراحی دیده شود و بتواند نقش فضای انتقالی و آستانه ورود را ایفا کند؛ به گونهای که مخاطب از همان نقطه ورود متوجه هویت و روایت متفاوت این مجموعه شود.
پروژهای که پیش از طراحی باید «خوانده» شود
برآیند سخنان پژوهشگران نشان میدهد چالش اصلی قبرستان نو دیگر صرفاً انتخاب نوع کفسازی، فضای سبز یا مسیرهای عبور نیست.
پیش از آن باید روشن شود چه چیزی در این پنج هکتار وجود دارد، کدام عناصر واجد ارزشاند، چه افرادی در آن مدفون هستند، هر کتیبه چه اطلاعاتی در خود دارد، چه روایتهایی به مجموعه پیوند خورده و کدام بخشها باید بدون تغییر برای نسلهای آینده باقی بماند.
مدیریت شهری نیز در نقشه راه اعلامشده، مستندسازی، شناسایی و ارزشگذاری عناصر، تدوین اطلس فرهنگی، ثبت تاریخ شفاهی، طراحی مسیرهای روایت و اجرای مرحلهای را از اصول پروژه عنوان کرده است.
اگر این مسیر بهطور کامل اجرا شود، قبرستان نو میتواند از یک فضای مهجور و مسئلهدار به مجموعهای تبدیل شود که نهتنها محل حضور شهروندان و زائران، بلکه یکی از منابع خواندن تاریخ معاصر قم باشد؛ جایی که تاریخ فقط در کتابها روایت نمیشود، بلکه نامها، خطها، شعرها و سنگهای آن هنوز در جای خود سخن میگویند.
نظر شما