به گزارش خبرگزاری ایمنا، تحولات میدانی یمن بار دیگر وارد مرحلهای تازه شده است و گزارشها از افزایش درگیریها در چندین محور حکایت دارد. طی روزهای اخیر درگیریها در مناطقی از یمن افزایش یافته و محورهایی مانند تعز، المخا، الجوف، البیضا و الضالع بار دیگر شاهد تحرکات نظامی بودهاند.
این تحولات در حالی رخ میدهد که نیروهای وابسته به عربستان سعودی تلاش دارند برخی پیشرویهای میدانی خود را برجسته کنند و آن را نشانه تغییر وضعیت جنگ بدانند. با این حال، بررسی روند تحولات سالهای گذشته نشان میدهد که پیشرویهای محدود در برخی جبههها به معنای تغییر اساسی موازنه قدرت در یمن نیست.
یکی از نمونههای قابل توجه به سال ۱۳۹۷ بازمیگردد؛ زمانی که نیروهای وابسته به ائتلاف سعودی عملیات گستردهای را برای تصرف الحدیده آغاز کردند و از نزدیک بودن کنترل این شهر و حرکت پس از آن به سمت صنعا سخن گفتند. با وجود تبلیغات گسترده درباره این عملیات، هدف اعلامشده محقق نشد و الحدیده همچنان در اختیار نیروهای انصارالله باقی ماند.
پشتیبانی مردمی؛ یکی از نقاط قوت انصارالله
یکی از مهمترین مولفههای موثر بر وضعیت کنونی جنگ یمن، میزان پشتیبانی اجتماعی از طرفهای درگیر است. انصارالله طی سالهای گذشته توانسته است در مناطق تحت کنترل خود، ظرفیت قابل توجهی برای بسیج اجتماعی ایجاد کند و تجمعهای گستردهای در حمایت از این جریان برگزار کند.
این ظرفیت اجتماعی در کنار توان نظامی، یکی از عوامل موثر در استمرار قدرت انصارالله در معادلات یمن محسوب میشود. در مقابل، نیروهای وابسته به ائتلاف سعودی با وجود برخورداری از حمایت خارجی و امکانات نظامی، در ایجاد یک پایگاه اجتماعی گسترده با محدودیتهایی روبهرو بودهاند.
از سوی دیگر، نقش امارات متحده عربی در معادلات یمن نیز نسبت به سالهای گذشته کاهش یافته است. در شرایط کنونی، عربستان سعودی و گروههای وابسته به این کشور سهم بیشتری در تحولات جبهه مقابل انصارالله دارند و ریاض تلاش میکند نقش محوریتری در مدیریت این جریان ایفا کند.
پیشرویهای محدود در برابر اهداف بزرگ
در برخی محورهای درگیری، نیروهای وابسته به عربستان سعودی موفق به پیشرویهای محدود شدهاند. برای نمونه، در محور الجوف از پیشروی چند کیلومتری سخن گفته شده است؛ با این حال، این تحرکات باید در چارچوب کلی وضعیت جبهههای یمن بررسی شود.
برخی تحلیلها نشان میدهد که در مواردی، کاهش حضور نیروهای انصارالله در بعضی مناطق یا تمرکز این نیروها بر جبهههای دیگر، فرصت پیشروی محدودی را برای طرف مقابل ایجاد کرده است. با وجود این، چنین پیشرویهایی با هدف نهایی تصرف صنعا یا تغییر بنیادین موازنه جنگ فاصله زیادی دارد.
در همین حال، برخی فرماندهان نیروهای یمنی وابسته به عربستان سعودی از حرکت به سمت صنعا سخن گفتهاند؛ هدفی که طی سالهای گذشته بارها مطرح شده، اما تاکنون محقق نشده است. در مقابل، نیروهای قبایلی همسو با انصارالله نیز از آمادگی برای حضور گستردهتر در جبهههای نبرد خبر دادهاند.
محور المخا؛ یکی از نقاط مهم درگیری
در شرایط کنونی، محور غربی یمن و بهویژه منطقه المخا از اهمیت ویژهای برخوردار است. همزمان با تحرکات نیروهای وابسته به عربستان در برخی جبهههای دیگر، گزارشها از ادامه فشار نیروهای انصارالله در مسیر شهر و بندر المخا حکایت دارد.
بندر المخا به دلیل موقعیت جغرافیایی و قرار گرفتن در ساحل دریای سرخ، اهمیت راهبردی دارد. هرگونه تغییر در وضعیت این منطقه میتواند بر معادلات نظامی و ارتباطات دریایی در غرب یمن تاثیر بگذارد.
در همین چارچوب، عملیات نیروهای وابسته به عربستان در محور البیضا را میتوان بخشی از تلاش برای ایجاد فشار همزمان در چند جبهه و تغییر تمرکز نیروهای انصارالله ارزیابی کرد؛ با این حال، ادامه تحرکات انصارالله در محورهای دیگر نشان میدهد که این جریان همچنان توانایی توزیع نیرو و مدیریت چند جبهه را دارد.
افزایش توان نظامی انصارالله در سالهای آتشبس
یکی از موضوعات مهم در ارزیابی وضعیت کنونی یمن، تغییر توان نظامی انصارالله در سالهای گذشته است. کاهش نسبی درگیریها فرصت بیشتری برای این جریان فراهم کرد تا ساختار نظامی خود را بازسازی و توانمندیهای تسلیحاتی و عملیاتی خود را توسعه دهد.
افزایش استفاده از پهپادهای رزمی یکی از مهمترین نشانههای این تحول است. توان پهپادی انصارالله در سالهای اخیر توسعه یافته و این جریان از پهپادها برای شناسایی و اجرای عملیات علیه اهداف مختلف استفاده کرده است؛ قابلیتی که در سالهای ابتدایی جنگ در این سطح وجود نداشت.
علاوه بر تجهیزات، آموزش نیروها و سازماندهی نیروهای قبایلی نیز از دیگر مولفههایی است که بر توان رزمی انصارالله تاثیر گذاشته است. به همین دلیل، ارزیابی وضعیت این جریان تنها بر اساس میزان سرزمینی که در اختیار دارد، نمیتواند تصویر کاملی از قدرت نظامی آن ارائه دهد.
چرا انصارالله برخی مناطق را تصرف نمیکند؟
از سوی دیگر، خودداری انصارالله از تصرف برخی مناطق را نباید در همه موارد به عنوان نشانه ضعف نظامی تفسیر کرد. برخی مناطق یمن از اهمیت اقتصادی و جمعیتی ویژهای برخوردار هستند و تصرف آنها علاوه بر عملیات نظامی، مسئولیتهای گسترده اقتصادی و خدماتی برای نیروی مسلط ایجاد میکند.
مأرب یکی از نمونههای مهم در این زمینه است. وجود منابع نفتی و گازی و زیرساختهای انرژی، این منطقه را به یکی از نقاط حساس جنگ یمن تبدیل کرده است. کنترل چنین مناطقی تنها به معنای پیروزی نظامی نیست، بلکه مدیریت منابع، تامین نیازهای جمعیت و حفظ زیرساختها نیز بخشی از پیامدهای آن خواهد بود.
همچنین شرایط اقتصادی یمن و محدودیتهای ناشی از محاصره موجب شده است که محاسبات اقتصادی و انسانی در کنار ملاحظات نظامی مورد توجه طرفهای درگیر قرار گیرد.
آینده جنگ یمن در گرو تحولات جبههها
با مجموعه این شرایط، شکسته شدن آتشبس در برخی مناطق یمن میتواند مرحله جدیدی از درگیریها را رقم بزند. نیروهای وابسته به عربستان سعودی تلاش دارند از طریق فعال کردن چند جبهه، فشار بیشتری بر انصارالله وارد کنند، اما این جریان نیز در سالهای گذشته توان نظامی و سازمانی خود را افزایش داده است.
در چنین شرایطی، پیشرویهای محدود در یک یا چند محور را نمیتوان به تنهایی نشانه تغییر موازنه جنگ دانست. آنچه اهمیت بیشتری دارد، توان هر یک از طرفها برای حفظ خطوط پشتیبانی، بسیج نیرو، ادامه عملیات در چند جبهه و مدیریت پیامدهای اقتصادی و انسانی جنگ است.
به نظر میرسد در صورت تداوم درگیریها، محورهای تعز، المخا، الجوف، مأرب، البیضا و الضالع در روزهای آینده اهمیت بیشتری پیدا کنند. همچنین توان پهپادی و موشکی انصارالله و ظرفیت نیروهای قبایلی همسو با این جریان، از جمله عواملی است که میتواند بر روند تحولات میدانی تاثیرگذار باشد.
در نهایت، بازگشت درگیریها به جبهههای یمن نشان میدهد که معادله جنگ همچنان شکننده است و هرگونه تلاش برای تغییر وضعیت میدانی میتواند با واکنش طرف مقابل همراه شود. در این میان، توان انصارالله برای حفظ انسجام نظامی و اجتماعی خود، یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده در آینده تحولات یمن خواهد بود.
نظر شما