به گزارش خبرگزاری ایمنا از گیلان، خواهرخواندگی شهرها با هدف ایجاد پیوندی پایدار میان جوامع شهری و گسترش همکاری در حوزههایی همچون فرهنگ، گردشگری، اقتصاد، تجارت و انتقال تجربه شکل گرفته؛ ارتباطی که قرار است فراتر از دیدارهای رسمی و امضای تفاهمنامه، به همکاریهای عملی و دستاوردهای ملموس برای شهروندان منجر شود، با این حال زمانی که این روابط به امضای یک پیمان، سفرهای رسمی و چند دیدار تشریفاتی محدود شود، فاصله میان فلسفه خواهرخواندگی و آنچه در عمل اتفاق میافتد، آشکار میشود.
اهمیت خواهرخواندگی زمانی بیشتر نمایان میشود که شهرها بتوانند از ظرفیتهای یکدیگر برای توسعه استفاده کنند؛ از تبادل تجربههای مدیریت شهری و همکاریهای فرهنگی و علمی گرفته تا رونق گردشگری، ایجاد ارتباط میان فعالان اقتصادی، جذب سرمایهگذاری و آسان شدن رفتوآمد شهروندان؛ در چنین شرایطی پیمان خواهرخواندگی دیگر تنها یک عنوان دیپلماتیک نیست، بلکه میتواند به ابزاری برای تقویت روابط شهری و ایجاد فرصتهای تازه برای توسعه تبدیل شود.
رشت در طول سالهای گذشته با مسکو، قازان و آستراخان روسیه، ترابوزان ترکیه، کوتائیسی گرجستان، ناحیه رشت تاجیکستان، مولتان پاکستان و شوئبیش هال آلمان پیمان خواهرخواندگی برقرار کرده، گستردگی این روابط رشت را در موقعیتی قرار داده است که میتواند از ارتباط با شهرهای مختلف در حوزههای فرهنگی، گردشگری، اقتصادی و مدیریت شهری بهره ببرد و ظرفیتهای خود را نیز به این شهرها معرفی کند.
رشت از سوی دیگر، ظرفیتهایی همچون عنوان شهر خلاق خوراکشناسی یونسکو، جاذبههای گردشگری و فرهنگی، موقعیت جغرافیایی و ارتباطات تجاری منطقهای را در اختیار دارد؛ ظرفیتهایی که میتوانند در چارچوب روابط خواهرخواندگی به فرصتهایی برای تعامل بیشتر با شهرهای طرف پیمان تبدیل شوند. ارتباط با شهرهایی همچون آستراخان روسیه و شهرهای کشورهای همسایه نیز میتواند زمینهای برای تقویت گردشگری، تجارت و رفتوآمد میان شهروندان و فعالان اقتصادی ایجاد کند.
با وجود این ظرفیتها، مسئله اصلی همچنان پابرجا است؛ اینکه این پیمانها تا چه اندازه توانستهاند از سطح اسناد رسمی عبور کنند و به همکاریهای واقعی و مستمر تبدیل شوند. اگر قرار باشد ارتباط میان شهرها تنها به امضای تفاهمنامه و تبادل دیدارهای رسمی محدود بماند، بخش مهمی از ظرفیت دیپلماسی شهری بلااستفاده خواهد ماند.
درباره رشت، این پرسش جدیتر مطرح میشود که پس از سالها برقراری روابط خواهرخواندگی با شهرهای مختلف، چه میزان از این ظرفیت در مسیر توسعه گردشگری، اقتصاد، تجارت، فرهنگ و زندگی شهروندان به کار گرفته شده است و چرا بخش قابل توجهی از این روابط همچنان خروجی ملموس و مستمر ندارد؛ این همان نقطهای است که «خواهرخواندگی» را از یک عنوان تشریفاتی به مسئلهای مدیریتی تبدیل میکند.

خواهرخواندگی رشت؛ ظرفیتی که در حد تفاهمنامه باقی مانده است
محمدحسین واثقکارگرنیا، رئیس شورای اسلامی شهر رشت با انتقاد از تشریفاتی ماندن روابط خواهرخواندگی میان شهرها به خبرنگار ایمنا اظهار میکند: خواهرخواندگی تاکنون نه تأثیر قابل توجهی برای رشت یا شهر مقابل داشته و نه خدماتی میان دو شهر ارائه شده، نه در حوزه توسعه گردشگری و نه در سایر زمینهها اقدام مؤثری صورت گرفته است.
وی میافزاید: در حال حاضر خواهرخواندگی بیشتر در حد امضای یک تفاهمنامه میان شهرداران دو شهر، چه در داخل و چه خارج از کشور، باقی مانده است و بیشتر جنبه روابط سیاسی دارد تا اینکه بتواند آثار خدماتی، رفاهی و اجتماعی برای شهرها داشته باشد یا بر زندگی مردم و توسعه شهرها تأثیرگذار باشد.
رئیس شورای اسلامی شهر رشت با بیان اینکه ظرفیت خواهرخواندگی بسیار فراتر از وضعیت کنونی است، خاطرنشان میکند: اگر اراده لازم وجود داشته باشد، میتوان از این ظرفیت استفاده کرد، اما متأسفانه در این دوره، ارادهای برای بهرهگیری از این ظرفیت در رشت یا طرف مقابل مشاهده نکردهام.
کارگرنیا درباره دلایل اجرایی نشدن ظرفیتهای خواهرخواندگی تصریح میکند: ممکن است ما ظرفیتهای شهر مقابل را بهخوبی نشناسیم یا آنها ظرفیتهای رشت را نشناسند، از سوی دیگر، ممکن است شهرداریها آنقدر درگیر مسائل عمرانی و خدماتی باشند که فرصت و توجه لازم برای پیگیری این موضوع را نداشته باشند.
وی ادامه میدهد: یکی دیگر از مشکلات، نبود واحد یا مجموعه مشخصی برای ظرفیتسنجی، ایجاد تعامل، برنامهریزی و پیگیری مستمر روابط خواهرخواندگی است، در حالی که میتوان با مکاتبات ماهانه و سالانه، دعوت از مسئولان و مدیران شهر مقابل، تبادل هیئتها و برنامهریزی برای سفرهای متقابل، این ارتباطات را فعال کرد.
رئیس شورای اسلامی شهر رشت میگوید: باید بستههای مشخصی در حوزههای مختلف از جمله سرمایهگذاری و گردشگری تهیه و به شهرهای خواهرخوانده ارائه شود و آنها نیز ظرفیتهای خود را در رشت معرفی کنند، اما این اقدامات صورت نمیگیرد و تفاهمنامهها در نهایت در بایگانی شهرداریها باقی میمانند.
کارگرنیا با تأکید بر ظرفیتهای رشت برای بهرهگیری از روابط خواهرخواندگی میافزاید: رشت با توجه به ظرفیت بزرگی که در حوزه شهر خوراک خلاق، گردشگری و راهآهن دارد، میتواند از این ارتباطات برای رقم زدن اتفاقات بزرگ استفاده کند.
وی اظهار میکند: میتوان برای افرادی که در شهرهای خواهرخوانده تمایل به بازدید از رشت دارند، همچنین شهروندان رشت که قصد سفر به آن شهرها را دارند، تسهیلاتی برای رفتوآمد فراهم کرد و با ایجاد توافقهای لازم، زمینه افزایش سفرهای متقابل را فراهم ساخت.
رئیس شورای اسلامی شهر رشت با اشاره به برقراری پرواز مستقیم رشت به آستراخان میافزاید: سالها پیگیر برقراری پرواز مستقیم از رشت به آستراخان بودیم و آخرین اطلاعاتی که دارم، این موضوع در مقطعی اجرایی شد، اما دوباره متوقف ماند، در حالی که در آستراخان ظرفیتهای خوبی وجود دارد و بخشی از تجار رشت و استان گیلان نیز آنجا فعالیت دارند.

کارگرنیا با اشاره به ظرفیت ارتباط هوایی رشت با گرجستان خاطرنشان میکند:: در حال حاضر پرواز مستقیم از رشت به گرجستان نداریم و شهروندان گیلانی برای سفر به این کشور باید از تهران اقدام کنن، در حالی که هواپیماهای مسیر گرجستان از فضای هوایی رشت عبور میکنند و میتوان با شناسایی موانع و ایجاد تعاملات لازم، زمینه برقراری پرواز مستقیم را فراهم کرد.
وی تصریح میکند: ایجاد چنین تسهیلاتی میتواند میل مردم برای سفر را افزایش دهد و از سوی دیگر، زمینه ورود مسافران از شهرهای خواهرخوانده و دیگر شهرهای کشورهای مختلف به رشت را فراهم کند که این موضوع در توسعه شهر، افزایش تعامل با مردم دیگر کشورها و رونق اقتصادی و معیشت نیز مؤثر خواهد بود.
رئیس شورای اسلامی شهر رشت با تأکید بر ضرورت انجام اقدامات علمی، فرهنگی و تخصصی در روابط خواهرخواندگی میگوید: تشکیل کارگروه مشترک، تبادل هیئتهای تخصصی و تدوین برنامههای سالانه میتواند روابط میان شهرها را از حالت تشریفاتی خارج کند.
کارگرنیا میافزاید: اگر در شهرداری به موضوع خواهرخواندگی اعتقادی وجود دارد، باید مدیریتی مشخص برای این موضوع در نظر گرفته شود تا ارتباطات میان دو شهر را پیگیری کند؛ این ارتباط میتواند از طریق مکاتبه با کنسولگریهای مربوطه یا شهرداران شهرهای خواهرخوانده دنبال شود.
وی پیشنهاد میکند: دستکم میتوان دبیرخانهای با عنوان دبیرخانه شهرهای دارای خواهرخواندگی در شهرداری ایجاد کرد تا روابط با شهرهای خواهرخوانده داخل و خارج از کشور را مدیریت و برای توسعه این ارتباطات برنامهریزی کند.
رئیس شورای اسلامی شهر رشت با اشاره به اینکه خواهرخواندگی نباید تنها به تفاهمنامه تشریفاتی محدود شود، تصریح میکند: اگر خواهرخواندگی قرار است برای شهرها آوردهای داشته باشد، شهرداری باید این موضوع را از حالت تشریفاتی کنونی خارج کند و با ایجاد کارگروه یا مجموعه مدیریتی فعال، ارتباطات و ظرفیتهای موجود را به شکل اجرایی پیگیری کند.

خواهرخواندگی؛ فراتر از تفاهمنامههای شهری
محمدرضا رشیدی، کارشناس روابطعمومی و امور رسانه و روزنامهنگار با اشاره به اینکه خواهرخواندگی در وهله نخست ارتباطی میان جوامع شهری است، به خبرنگار ایمنا اظهار میکند: اگر این ارتباط قرار باشد به نتیجه برسد، نمیتواند تنها در سطح مدیران شهری باقی بماند. بخش مهمی از موفقیت چنین روابطی به شیوه برقراری ارتباط میان شهروندان، نهادهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و رسانههای دو شهر وابسته است.
وی میافزاید: در بسیاری از موارد، پس از امضای پیمان خواهرخواندگی، اخبار مربوط به این ارتباط نیز به چند خبر رسمی درباره دیدار شهرداران یا اعضای شورا محدود میشود، در حالی که روابطعمومی میتواند ارتباط میان دو شهر را مستمر زنده نگه دارد و از ظرفیت رسانهها برای معرفی متقابل توانمندیها، برنامهها و فرصتهای همکاری استفاده کند.
رشیدی تصریح میکند: روابطعمومی در این حوزه نباید تنها وظیفه انتشار خبرهای مربوط به سفر هیئتهای شهری را بر عهده داشته باشد. اگر برای روابط خواهرخواندگی برنامه ارتباطی مشخصی طراحی شود، روابطعمومی میتواند میان مدیریت شهری و مجموعههایی همچون دانشگاهها، مراکز فرهنگی، انجمنها، فعالان گردشگری، بخش خصوصی و رسانهها نقش هماهنگکننده و ارتباطدهنده داشته باشد.
روزنامهنگار ادامه میدهد: یکی از پرسشهای مهم این است که شهروندان رشت تا چه اندازه شهرهای خواهرخوانده خود را میشناسند و مردم آن شهرها تا چه اندازه با رشت و ظرفیتهای آن آشنا هستند. اگر پاسخ این پرسش چندان امیدوارکننده نباشد، نشان میدهد که ارتباط موجود هنوز نتوانسته است از سطح سازمانی و اداری به سطح عمومی و شهروندی منتقل شود.
وی با اشاره به ظرفیت رسانهها در این زمینه اظهار میکند: رسانههای محلی میتوانند نقش مهمی در شکلگیری این شناخت متقابل داشته باشند. تولید گزارش، گفتوگو با مسئولان و فعالان دو شهر، معرفی ظرفیتهای فرهنگی و گردشگری و پیگیری مستمر عملکرد پیمانهای خواهرخواندگی، میتواند این روابط را از یک موضوع مقطعی به جریان ارتباطی مستمر تبدیل کند.
رشیدی میگوید: حتی میتوان برای هر یک از شهرهای خواهرخوانده رشت یک پرونده رسانهای و ارتباطی مشخص تعریف کرد؛ اینکه آن شهر چه ظرفیتهایی دارد، چه زمینههای مشترکی با رشت دارد، در چه حوزههایی میتوان با آن همکاری کرد و طی سالهای گذشته چه اقداماتی میان دو طرف انجام شده است. این کار موجب میشود خواهرخواندگی از یک عنوان کلی خارج و برای شهروندان قابل فهم و قابل پیگیری شود.
کارشناس حرفهای روابطعمومی و امور رسانه با تأکید بر اهمیت ارتباط مستقیم شهروندان اضافه میکند: اگر ارتباط خواهرخواندگی بتواند به تبادل گروههای فرهنگی، هنری، دانشگاهی، ورزشی و گردشگری منجر شود، مردم نیز مستقیم با این رابطه درگیر میشوند. در این شرایط، خواهرخواندگی دیگر موضوعی مربوط به شهرداری و شورا نیست، بلکه به بخشی از ارتباط اجتماعی دو شهر تبدیل میشود.
وی یکی دیگر از الزامات موفقیت این روابط را استمرار ارتباط میداند و میگوید: ارتباطی که تنها هنگام امضای تفاهمنامه یا سفر یک هیئت شکل بگیرد، نمیتواند پایدار باشد. ارتباط مستمر میان روابطعمومیها، رسانهها و نهادهای مرتبط دو شهر، برگزاری نشستهای دورهای و تبادل محتوا میتواند حتی در فاصله میان سفرهای رسمی، ارتباط دو شهر را فعال نگه دارد.
رشیدی با اشاره به ظرفیت رشت در حوزه فرهنگ و گردشگری تصریح میکند: رشت میتواند از ابزارهای ارتباطی و رسانهای برای معرفی داشتههای فرهنگی، غذاهای محلی، جاذبههای گردشگری و سبک زندگی شهر استفاده کند. عنوان شهر خلاق خوراکشناسی نیز ظرفیت ارتباطی مهمی است که میتواند در معرفی رشت به شهرهای خواهرخوانده و ایجاد تصویر متفاوتی از شهر مورد استفاده قرار گیرد.
وی خاطرنشان میکند: خواهرخواندگی زمانی از تشریفات فاصله میگیرد که ارتباط میان دو شهر به فرایندی مستمر تبدیل شود؛ فرایندی که در آن مدیریت شهری، روابطعمومی، رسانهها، نهادهای فرهنگی و اجتماعی، فعالان اقتصادی و خود شهروندان سهم داشته باشند. از این منظر، یکی از وظایف مهم مدیریت شهری رشت میتواند ایجاد سازوکار مشخص برای ارتباطات خواهرخواندگی باشد تا این روابط تنها در بایگانی تفاهمنامهها باقی نماند و در فضای عمومی شهر نیز دیده و احساس شود.

به گزارش ایمنا، خواهرخواندگی اگرچه با امضای پیمان میان دو شهر آغاز میشود، اما اعتبار و ارزش واقعی آن در اقداماتی سنجیده میشود که پس از امضا شکل میگیرد. رشت با وجود سالها ارتباط با شهرهای مختلف و برخورداری از ظرفیتهای قابل توجه در حوزههای فرهنگ، گردشگری، اقتصاد، تجارت و ارتباطات، هنوز نتوانسته است از بخش قابل توجهی از این ظرفیت برای ایجاد منافع ملموس و پایدار بهره بگیرد. تداوم دیدارهای رسمی و مبادلات تشریفاتی، بدون برنامه مشخص و پیگیری مستمر، در عمل فاصله میان هدف خواهرخواندگی و عملکرد واقعی آن را بیشتر میکند.
مسئله اصلی کمبود ظرفیت نیست، بلکه نبود سازوکار منسجمی برای شناخت ظرفیتهای متقابل، تعریف زمینههای همکاری، تعیین مسئول مشخص، ایجاد ارتباط مستمر و ارزیابی نتایج است. در چنین شرایطی، حتی ظرفیتهایی همچون شهر خلاق خوراکشناسی، جاذبههای گردشگری، توانمندیهای فرهنگی و اقتصادی رشت و ظرفیتهای شهرهای خواهرخوانده نیز به فرصتهای بالفعل تبدیل نمیشوند.
اکنون بیش از آنکه رشت به پیمانهای خواهرخواندگی جدید نیاز داشته باشد، به بازنگری و فعالسازی روابط موجود نیاز دارد؛ روابطی که بتوانند از سطح مدیران و تشریفات اداری عبور کند و به دانشگاهها، رسانهها، فعالان اقتصادی، گردشگری، هنرمندان، نهادهای اجتماعی و در نهایت شهروندان دو طرف برسد. ایجاد دبیرخانه یا مسئول مشخص برای پیگیری این روابط، تدوین برنامه سالانه و تعریف پروژههای مشخص و قابل ارزیابی میتواند نخستین گام برای خروج خواهرخواندگی از وضعیت کنونی باشد.
در نهایت، موفقیت خواهرخواندگی را نمیتوان با تعداد تفاهمنامهها، سفرهای رسمی یا عکسهای یادگاری سنجید؛ معیار واقعی، میزان ارتباط، همکاری و منفعتی است که این پیمانها برای دو شهر و شهروندان آنها ایجاد میکنند. اگر چنین خروجیهایی شکل نگیرد، خواهرخواندگی در همان پیچوخم تشریفات باقی خواهد ماند، اما اگر مدیریت شهری بتواند روابط موجود را به برنامههای عملی و ارتباطات مستمر تبدیل کند، این پیمانها میتوانند از یک عنوان رسمی به ابزاری برای توسعه شهری و تقویت ارتباط میان جوامع شهری تبدیل شوند.
نظر شما