به گزارش خبرگزاری ایمنا، توسعه افقی شهرها در دهههای گذشته موجب شده است فاصله میان محل سکونت شهروندان و مراکز آموزشی، درمانی، تجاری، اداری و تفریحی افزایش پیدا کند، فاصلهای که بخش قابل توجهی از آن با خودرو طی میشود و نتیجه آن، افزایش ترافیک، اتلاف زمان، آلودگی هوا و مصرف بیشتر سوخت است.
در چنین شرایطی، مفهوم «شهر ۱۵ دقیقهای» بهعنوان یکی از رویکردهای جدید برنامهریزی شهری مطرح شده است؛ الگویی که بر اساس آن، شهروندان باید بتوانند بخش مهمی از نیازهای روزمره خود را در فاصلهای کوتاه از محل زندگی و با استفاده از شیوههایی همچون پیادهروی، دوچرخه یا حملونقل عمومی تأمین کنند.
کاهش سفر؛ نخستین حلقه کاهش مصرف سوخت
یکی از مهمترین راههای کاهش مصرف سوخت در شهرها، کاهش تعداد سفرهای غیرضروری با خودرو است. وقتی مدرسه، فروشگاه، فضای سبز، خدمات درمانی و بخشی از خدمات روزمره در نزدیکی محل سکونت قرار داشته باشند، شهروند برای انجام هر فعالیتی مجبور به طی مسافتهای طولانی نخواهد بود.
در این الگو، هدف حذف خودرو از شهر نیست، بلکه کاهش وابستگی به خودرو برای سفرهای کوتاه و روزمره است؛ سفرهایی که در بسیاری از شهرها بخش قابل توجهی از ترددهای شهری را تشکیل میدهند.
از سوی دیگر، کوتاه شدن مسافت سفرها تنها به معنای کاهش مصرف بنزین نیست، زمان حضور خودرو در شبکه معابر، میزان توقف در ترافیک و هزینههای ناشی از استهلاک خودرو نیز کاهش پیدا میکند.

محلهای که بتوان در آن زندگی کرد
شهر ۱۵ دقیقهای در واقع بر یک اصل ساده استوار است: شهروند نباید برای دسترسی به ابتداییترین نیازهای زندگی، هر روز مسافتهای طولانی را طی کند.
برای تحقق این هدف، توزیع مناسب خدمات در سطح محله اهمیت زیادی دارد. وجود مدرسه، مرکز خرید، فضای سبز، خدمات درمانی، امکانات ورزشی و فرهنگی و دسترسی مناسب به حملونقل عمومی در محدودههای نزدیک به محل سکونت، میتواند سفرهای اجباری و طولانی را کاهش دهد.
در این میان، پیادهمحوری یکی از ارکان اصلی این مدل محسوب میشود. زمانی که پیادهروها ایمن، پیوسته و مناسب باشند و فاصله خدمات نیز کوتاه باشد، شهروند برای یک خرید روزانه یا مراجعه به خدمات محلهای، الزام کمتری برای استفاده از خودرو خواهد داشت.
حملونقل عمومی؛ حلقه اتصال محلهها
همه نیازهای شهروندان را نمیتوان در شعاع ۱۵ دقیقهای محل سکونت تأمین کرد. شهروندان همچنان برای دسترسی به محل کار، مراکز تخصصی درمانی، دانشگاهها و بسیاری از خدمات دیگر نیازمند جابهجایی در سطح شهر هستند.
اینجاست که حملونقل عمومی اهمیت پیدا میکند. اگر محلهها از طریق اتوبوس، مترو و سایر شیوههای حملونقل عمومی به یکدیگر متصل باشند، بخشی از سفرهایی که امکان حذف آنها وجود ندارد نیز میتواند بدون استفاده از خودروی شخصی انجام شود.
شهر ۱۵ دقیقهای را نباید تنها به معنای «نزدیک بودن خدمات» دانست، بلکه این مدل ترکیبی از کاربری مختلط زمین، پیادهمداری، دوچرخهسواری، حملونقل عمومی و توزیع متوازن خدمات شهری است.

اجرای چنین الگویی در شهرهای ایران با چالشهایی روبهرو است. توسعه نامتوازن شهری، فاصله میان سکونتگاهها و مراکز خدماتی، وابستگی بالای برخی شهرها به خودرو و کمبود زیرساختهای پیاده و دوچرخه از جمله موانعی است که میتواند تحقق شهر ۱۵ دقیقهای را دشوار کند.
با این حال، اجرای این الگو به معنای بازسازی کامل شهر نیست، بسیاری از شهرها میتوانند از مقیاس محله آغاز کنند؛ یعنی ابتدا خدمات ضروری را به محلهها نزدیکتر کنند، مسیرهای پیاده را بهبود دهند، دسترسی به حملونقل عمومی را افزایش دهند و فضاهای عمومی را در دسترستر کنند.
این رویکرد علاوهبر کاهش سفرهای خودرویی، میتواند به افزایش سرزندگی محلهها، بهبود کیفیت هوا، کاهش ترافیک و افزایش کیفیت زندگی شهروندان نیز کمک کند.
کاهش مصرف سوخت از نقشه شهر آغاز میشود
مصرف سوخت در شهرها تنها مسئلهای مربوط به نوع خودرو یا کیفیت سوخت نیست، نحوه طراحی و توسعه شهر نیز بر میزان مصرف انرژی اثر میگذارد.
شهری که در آن خانه، مدرسه، خرید، خدمات و فضای عمومی از یکدیگر فاصله زیادی دارند، شهروند را به استفاده بیشتر از خودرو سوق میدهد؛ در مقابل، شهری که خدمات را در دسترس و سفرهای روزمره را کوتاهتر میکند، میتواند بخشی از مصرف سوخت را از مسیر کاهش سفرهای خودرویی کنترل کند.
از این منظر، شهر ۱۵ دقیقهای را میتوان نهتنها یک ایده شهرسازی، بلکه یکی از ابزارهای مدیریت مصرف انرژی در شهرها دانست، ابزاری که به جای تمرکز صرف بر کاهش مصرف خودرو، از نقطهای بنیادیتر یعنی طراحی شهر آغاز میشود.
نظر شما