به گزارش خبرگزاری ایمنا، زلزله برای تهران یک احتمال دور از ذهن نیست؛ پایتخت روی پهنهای لرزهخیز قرار گرفته و گسلهای متعددی در اطراف و محدوده آن شناخته شدهاند. گسل شمال تهران، گسل مشا و گسلهای ری از مهمترین ساختارهای لرزهای پیرامون پایتخت هستند و مطالعات و هشدارهای کارشناسی سالهاست بر ضرورت کاهش خطرپذیری این شهر تأکید دارند. زمینلرزههای کوچک و متوسطی که هر از گاهی در اطراف تهران رخ میدهد، بهتنهایی امکان پیشبینی زمان زلزله بزرگ را فراهم نمیکند، اما یادآور واقعیتی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. تهران باید برای رخدادی آماده باشد که ممکن است شبکههای حیاتی، ساختمانها، معابر و خدمات امدادی را همزمان تحت فشار قرار دهد و مدیریت بحران را با آزمونی کمسابقه روبهرو کند.
در چنین شرایطی، اهمیت موضوع فقط به تعداد زمینلرزههای ثبتشده در اطراف پایتخت محدود نمیشود. پرسش اصلی این است که اگر یک زمینلرزه شدید در نزدیکی تهران رخ دهد، شهر تا چه اندازه توان تحمل و مدیریت پیامدهای آن را دارد. علی نصیری، رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران، در اظهاراتی که در سال ۱۴۰۴ منتشر شد، ظرفیت گسل شمال تهران را برای ایجاد زمینلرزهای با بزرگی ۷.۲ و گسلهای جنوبی ری را حدود ۶.۷ عنوان کرده است. این اعداد به معنای پیشبینی وقوع چنین زمینلرزهای نیستند، بلکه بیانگر ظرفیت لرزهای گسلها هستند. همین تفاوت، اهمیت برنامهریزی پیشگیرانه و پرهیز از برداشتهای هیجانی از رخدادهای لرزهای را نشان میدهد.
تهران البته سابقه زمینلرزههای مخرب را نیز در حافظه تاریخی خود دارد. بر اساس اطلاعات پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله، زمینلرزه دماوند ـ شمیرانات در هفتم فروردین ۱۲۰۹ برابر با ۲۷ مارس ۱۸۳۰ رخ داده و به ساختمانهای تهران خسارت وارد کرده است. از آن زمان نزدیک به دو قرن گذشته و همین سابقه تاریخی، در کنار مطالعات لرزهزمینساختی، ضرورت توجه به خطر زلزله در منطقه را یادآوری میکند. با این حال، فاصله زمانی میان رخدادهای بزرگ را نباید بهعنوان یک ساعت شمارش معکوس برای زلزله بعدی تلقی کرد. علم زلزلهشناسی امروز قادر نیست زمان دقیق وقوع یک زمینلرزه بزرگ را تعیین کند و هرگونه ادعای پیشبینی قطعی باید با احتیاط بررسی شود.
نگرانی اصلی اما تنها خود زمینلرزه نیست، بلکه مجموعهای از پیامدهای زنجیرهای است که میتواند پس از آن شکل بگیرد. در شهری مانند تهران، آسیب به ساختمانها ممکن است همزمان با اختلال در شبکههای آب، برق، گاز، ارتباطات و حملونقل رخ دهد و دسترسی نیروهای امدادی را دشوار کند. ترافیک سنگین موجود در شرایط عادی نیز میتواند در زمان بحران به یک مسئله جدی تبدیل شود. اگر زمینلرزه در ساعت اوج تردد رخ دهد، انسداد معابر، توقف خودروها، تخریب برخی مسیرها و حرکت همزمان شهروندان برای خروج از مناطق آسیبدیده میتواند روند امدادرسانی را مختل کند. بنابراین مدیریت بحران تهران نیازمند سناریوهایی است که زمان، مکان، شدت رخداد و وضعیت شبکههای حیاتی را همزمان در نظر بگیرد.
در این میان، آمادگی مردم به اندازه آمادگی دستگاههای امدادی اهمیت دارد. شهروندان باید پیش از وقوع حادثه بدانند هنگام لرزش زمین چه اقدامی انجام دهند، پس از پایان لرزش چگونه از محل امن خارج شوند و در چه شرایطی از تردد غیرضروری خودداری کنند. از سوی دیگر، اورژانس، آتشنشانی، مدیریت بحران و دستگاههای خدماترسان باید وظایف خود را در سناریوهای مختلف از قبل مشخص و تمرین کرده باشند. تجربه زلزلههای بزرگ در جهان نشان داده است که ساعات و روزهای نخست پس از حادثه، دورهای بسیار حساس برای نجات مصدومان، تأمین نیازهای اولیه و جلوگیری از گسترش بحران است. به همین دلیل، آموزش عمومی، مانورهای واقعی و هماهنگی میان دستگاهها باید بخشی دائمی از سیاست کاهش خطرپذیری تهران باشد.

تهران باید برای وقوع زمینلرزهای با بزرگی حدود ۷.۱ تا ۷.۳ آمادگی داشته باشد
فریبرز ناطقالهی، زلزلهشناس و عضو هیئت علمی پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به اهمیت لرزهخیزی تهران اظهار کرد: هر زمینلرزهای که در اطراف و گستره تهران رخ میدهد، از منظر زلزلهشناسی اهمیت دارد و باید مورد توجه قرار گیرد، بهویژه اینکه در چند سال گذشته تعداد رخدادهای لرزهای در این محدوده بیشتر شده است. البته افزایش نگرانی بهتنهایی راهکار مناسبی نیست، اما میتواند ضرورت آمادگی در برابر زلزله را یادآوری کند. تهران به دلیل جمعیت بالا، گستردگی ساختوساز، تراکم شهری، وجود ساختمانهای آسیبپذیر و قرار گرفتن در مجاورت گسلهای مهم، باید همواره برای یک رخداد بزرگ آماده باشد.
وی افزود: تهران باید برای وقوع زمینلرزهای با بزرگی حدود ۷.۱ تا ۷.۳ آمادگی داشته باشد و این اعداد به هیچ عنوان شوخیبردار نیستند. زمینلرزهای با چنین بزرگی میتواند آثار بسیار گستردهای بر پایتخت بر جای بگذارد و در صورت نبود آمادگی کافی، بخشهای بزرگی از شهر را با تخریب جدی روبهرو کند. نکته مهم این است که وقوع زلزله بزرگ در تهران صرفاً یک احتمال نیست، بلکه موضوعی است که باید در برنامهریزیهای مدیریت بحران جدی گرفته شود. بنابراین لازم است دستگاههای مسئول، سناریوهای مختلف وقوع زلزله را از پیش بررسی کرده و برای کاهش خسارات احتمالی، برنامههای عملیاتی و قابل اجرا داشته باشند.
ناطقالهی با اشاره به سابقه زمینلرزههای بزرگ در پهنه تهران گفت: آخرین زمینلرزه بزرگ در این محدوده، در منطقه دماوند با بزرگی حدود ۷ رخ داده و حدود ۱۹۵ سال از وقوع آن گذشته است. طولانی شدن این فاصله زمانی نمیتواند موضوعی اطمینانبخش تلقی شود. اگر یک رخداد بزرگ در زمان خود اتفاق میافتاد و انرژی انباشتهشده در پوسته زمین آزاد میشد، شرایط میتوانست متفاوت باشد، اما اکنون همچنان نگرانی از وقوع یک زمینلرزه بزرگ در این پهنه وجود دارد، البته نمیتوان تنها براساس گذشت زمان، زمان دقیق وقوع زلزله بعدی را تعیین کرد، اما این مسئله ضرورت توجه مستمر به خطر زمینلرزه را بیشتر میکند.
پیامدهای بسیار سنگین زلزله در تهران
وی ادامه داد: باید توجه داشت که بزرگی زلزله، مقیاسی ساده و خطی نیست و افزایش چند دهم واحد در این مقیاس به معنای افزایش اندک انرژی آزادشده نیست. برای مثال، زمانی که از زمینلرزههایی با بزرگی ۷.۱، ۷.۲ یا ۷.۳ صحبت میکنیم، تفاوت این اعداد از نظر میزان انرژی آزادشده بسیار قابل توجه است، بنابراین نباید تصور کرد که اختلاف میان این بزرگیها تنها یک تفاوت عددی کوچک است. هرچه بزرگی زمینلرزه افزایش پیدا کند، انرژی بیشتری آزاد میشود و در نتیجه دامنه اثرات و پیامدهای احتمالی نیز میتواند افزایش یابد. این موضوع در ارزیابی خطر لرزهای تهران اهمیت ویژهای دارد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله با بیان اینکه وقوع یک زمینلرزه بزرگ در تهران میتواند پیامدهای بسیار سنگینی داشته باشد، اظهار کرد: اگر زمینلرزهای با بزرگی مورد انتظار در تهران رخ دهد، احتمال دارد شهر با یک فاجعه بسیار بزرگ روبهرو شود. در تاریخ بشر نمونههای متعددی از زمینلرزههای شدید و تلفات گسترده ناشی از آنها وجود دارد. مطالعات انجامشده درباره تهران نیز نشان میدهد که در صورت وقوع یک زمینلرزه بسیار بزرگ، احتمال افزایش خسارات، مصدومان و افراد گرفتار در ساختمانها وجود دارد، بنابراین نباید درباره ابعاد احتمالی این رخداد سادهانگاری کرد و باید از اکنون برای سناریوهای مختلف، بهویژه بدترین حالت ممکن، برنامهریزی داشت.
ناطقالهی با اشاره به اقدامات انجامشده برای افزایش ایمنی شهر در برابر زلزله گفت: طی یک دهه اخیر، فعالیت سازمانها و دستگاههای مرتبط در زمینه ایمنسازی و کاهش خطر زلزله تا حدی افزایش یافته است و از اقداماتی که در این زمینه انجام شده، باید تقدیر کرد. با این حال، بخش قابل توجهی از اقدامات موجود، تأثیر کافی و تعیینکنندهای برای شهری مانند تهران نخواهد داشت. تهران با جمعیتی حدود ۱۰ تا ۱۲ میلیون نفر و تعداد بسیار زیادی ساختمان و زیرساخت، نیازمند برنامهای جامع، عملیاتی و هماهنگ است. نمیتوان برای چنین شهری تنها به اقدامات پراکنده و مقطعی اکتفا کرد، بلکه کاهش خطر باید به یک برنامه مستمر و دارای اولویت تبدیل شود.
برنامه عملیاتی جامعی برای کاهش آسیبهای ناشی از زلزله بزرگ در تهران وجود ندارد
وی تأکید کرد: حتی اگر روزی فناوری ایجاد شود که امکان پیشبینی دقیق زمان وقوع زلزله را فراهم کند، که امروز چنین ابزاری در اختیار نداریم، باز هم داشتن هشدار بهتنهایی کافی نیست. باید از اکنون مشخص باشد که پس از دریافت هشدار یا وقوع زمینلرزه، چه اقداماتی باید انجام شود. در شرایط فعلی، برنامه عملیاتی جامع و مشخصی که بتواند همه ابعاد کاهش آسیبهای ناشی از یک زلزله بزرگ در تهران را پوشش دهد، به اندازه کافی وجود ندارد. این مسئله بسیار نگرانکننده است. مدیریت خطر زلزله باید پیش از وقوع حادثه انجام شود، زیرا پس از وقوع زمینلرزه، فرصت تصمیمگیری و ایجاد زیرساختهای لازم بسیار محدود خواهد بود.
ناطقالهی با بیان اینکه آمادگی مردم باید بخشی از برنامه مدیریت بحران باشد، گفت: پیش از وقوع زمینلرزه باید مشخص باشد که در صورت رخداد یک زلزله بزرگ در تهران چه اتفاقی خواهد افتاد، چه هشدارهایی باید به مردم داده شود، چه آموزشهایی باید ارائه شود و شهروندان در دقایق و ساعات نخست چه اقداماتی انجام دهند. همچنین اورژانس تهران، آتشنشانی، مدیریت بحران و سایر دستگاههای امدادی باید از قبل وظایف خود را در سناریوهای مختلف مشخص کرده باشند. مردم نیز باید بدانند در زمان وقوع زلزله چگونه از خود و اعضای خانواده محافظت کنند، به کجا مراجعه کنند و از انجام چه اقداماتی که میتواند موجب تشدید بحران شود، خودداری کنند.
وی افزود: یکی از چالشهای جدی در زمان وقوع یک زمینلرزه بزرگ، اختلال در شبکه حملونقل و تردد شهری است. در چنین شرایطی ممکن است برخی خیابانها و مسیرهای ارتباطی تخریب یا مسدود شوند و امکان جابهجایی در سطح شهر بهشدت کاهش پیدا کند. مطالعات نشان میدهد که در روزها و حتی هفته نخست پس از یک زمینلرزه بزرگ، ممکن است شرایط به گونهای باشد که از ترددهای غیرضروری جلوگیری شود. بنابراین باید از پیش برای تأمین نیازهای ضروری مردم، امدادرسانی، دسترسی نیروهای امدادی و مدیریت جریان تردد برنامهریزی کرد.
ناطقالهی با اشاره به وضعیت ترافیکی تهران خاطرنشان کرد: حتی در شرایط عادی نیز پایتخت با ترافیک سنگین روبهرو است و همین مسئله در صورت وقوع زمینلرزه میتواند به یک عامل تشدیدکننده بحران تبدیل شود. اگر یک زمینلرزه بزرگ در ساعت اوج ترافیک رخ دهد، حجم بالای خودروها، انسداد احتمالی مسیرها، تخریب برخی معابر و تلاش همزمان مردم برای خروج از مناطق آسیبدیده میتواند شرایط بسیار دشواری ایجاد کند. بنابراین لازم است سناریوهای وقوع زلزله در ساعات مختلف شبانهروز، بهویژه زمان اوج ترافیک، مورد بررسی قرار گیرد. آمادگی واقعی برای تهران زمانی شکل میگیرد که برنامهها پیش از حادثه تدوین، تمرین و در میان مردم و دستگاههای مسئول نهادینه شده باشد.

آنچه درباره زلزله تهران اهمیت دارد، نه تلاش برای تعیین زمان وقوع یک زمینلرزه بزرگ، بلکه کاهش پیامدهای احتمالی آن است. تهران بهعنوان کلانشهری با جمعیت بسیار زیاد، بافتهای فرسوده، تراکم بالای ساختمانی و زیرساختهای گسترده، در برابر یک زمینلرزه شدید با مجموعهای از چالشهای همزمان روبهرو خواهد شد و از این رو، مسئله اصلی نباید این باشد که زلزله چه زمانی رخ میدهد، بلکه باید این باشد که شهر تا چه اندازه برای مواجهه با آن آماده است. مقاومسازی ساختمانها، بهویژه ساختمانهای فرسوده و مراکز حساس، میتواند نقش مهمی در کاهش تلفات انسانی داشته باشد. در کنار آن، ایمنسازی شبکههای آب، برق، گاز، ارتباطات، راههای دسترسی و مراکز درمانی ضروری است زیرا اختلال در هر یک از این زیرساختها میتواند ابعاد بحران را چند برابر کند.
با این حال، آمادگی در برابر زلزله تنها به اقدامات عمرانی و فنی محدود نمیشود. شهروندان نیز بخش مهمی از زنجیره مدیریت بحران هستند و باید بدانند پیش از وقوع زلزله چه اقداماتی انجام دهند، هنگام لرزش چگونه از خود محافظت کنند و پس از آن چگونه با شرایط اضطراری مواجه شوند. آموزش عمومی، آشنایی با نقاط امن، نحوه قطع جریان گاز و برق، داشتن تجهیزات اولیه و ایجاد آمادگی خانوادگی میتواند در دقایق نخست پس از حادثه بسیار تعیینکننده باشد و از سوی دیگر، دستگاههای امدادی و مدیریت شهری باید از پیش برای سناریوهای مختلف، از تخریب گسترده ساختمانها گرفته تا قطع ارتباطات و مسدود شدن مسیرهای اصلی، برنامه عملیاتی مشخص داشته باشند. در زمان بحران، تصمیمگیریهای لحظهای و آزمونوخطا میتواند هزینههای سنگینی به همراه داشته باشد، بنابراین هر اقدامی که امکان برنامهریزی و تمرین آن پیش از حادثه وجود دارد، باید از قبل انجام شود.
یکی از مهمترین الزامات، تبدیل آمادگی در برابر زلزله از یک موضوع مقطعی به بخشی از مدیریت روزمره پایتخت است. مانورهای سالانه، جلسات تخصصی و هشدارهای عمومی زمانی ارزشمند هستند که به اصلاح واقعی ضعفها منجر شوند. اگر در یک مانور مشخص شود که مسیرهای امدادرسانی مسدود میشوند، ارتباط میان دستگاهها با مشکل مواجه است یا شهروندان آموزش کافی ندارند، نتیجه مانور باید به اصلاح این مشکلات منجر شود، همچنین لازم است وضعیت ایمنی ساختمانهای عمومی، مدارس، بیمارستانها، مراکز آتشنشانی و سایر مراکز حیاتی بهطور مستمر ارزیابی شود. مدیریت بحران موفق، مدیریتی است که پیش از وقوع حادثه نقاط ضعف خود را شناسایی و برطرف کند، نه اینکه پس از وقوع فاجعه تازه به دنبال یافتن علتها و راهحلها باشد.
زمینلرزه بزرگ تهران ممکن است امروز، فردا یا سالها بعد رخ دهد و علم زلزلهشناسی نیز نمیتواند زمان دقیق وقوع آن را اعلام کند، اما همین ناتوانی در پیشبینی دقیق، به هیچوجه نباید بهانهای برای بیتوجهی باشد. تهران نمیتواند وقوع زلزله را متوقف کند، اما میتواند میزان خسارت و تلفات ناشی از آن را تا حد زیادی کاهش دهد. پرسش اساسی این است که اگر روزی یک زلزله شدید پایتخت را لرزاند، مردم، ساختمانها، زیرساختها و دستگاههای امدادی تا چه اندازه آماده خواهند بود. پاسخ این پرسش باید از امروز مشخص شود؛ با تصمیمهای اجرایی، سرمایهگذاری، آموزش مستمر و برنامهریزی دقیق. آمادگی واقعی زمانی شکل میگیرد که مقابله با زلزله نه یک واکنش اضطراری، بلکه بخشی جداییناپذیر از شیوه اداره و توسعه تهران باشد.

نظر شما