به گزارش خبرگزاری ایمنا، صبح هنوز بهطور کامل آغاز نشده است که تلفن همراه پیش از انسان بیدار میشود؛ اعلان پیامها، اخبار، شبکههای اجتماعی و برنامههای کاری، نخستین رویارویی بسیاری از افراد با جهان بیرون است.
مسیر رفتوآمد با نقشه دیجیتال پیدا میشود، خرید با چند لمس انجام میگیرد، بخشی از کار از راه دور پیش میرود و اوقات فراغت نیز با ویدئو، بازی، شبکههای اجتماعی یا گفتوگو در پیامرسانها پر میشود. فناوری دیگر تنها ابزاری برای انجام سریعتر کارها نیست؛ به تدریج به یکی از عوامل شکلدهنده به عادتهای روزمره انسان تبدیل شده است.
این تغییر در ایران نیز ابعاد قابل توجهی دارد. بر اساس گزارش datareportal، در پایان سال ۲۰۲۵ حدود ۷۳.۸ میلیون نفر در ایران کاربر اینترنت بودهاند و ضریب نفوذ اینترنت به ۷۹.۶ درصد رسیده است، همچنین ۴۸ میلیون هویت کاربر شبکههای اجتماعی ثبت شده که معادل ۵۱.۸ درصد جمعیت کشور بوده است، البته DataReportal تأکید میکند که هویت کاربر شبکه اجتماعی الزاما به معنای تعداد افراد منحصربهفرد نیست.
فناوری بسیاری از کارهایی را که زمانی زمانبر بودند، ساده کرده است. دسترسی به اطلاعات، آموزش آنلاین، خدمات بانکی، خرید اینترنتی، مسیریابی، ارتباط با افراد دور و حتی دریافت بعضی خدمات سلامت، دیگر نیازمند حضور فیزیکی نیست.
سازمان همکاری اقتصادی و توسعه، OECD، در بررسی تأثیر فناوریهای دیجیتال بر رفاه تأکید میکند که فناوری میتواند دسترسی به اطلاعات و بهرهوری را افزایش دهد، اما همزمان پیامدهایی برای سلامت، ارتباطات اجتماعی، امنیت، تعادل کار و زندگی و رفاه ذهنی ایجاد میکند.
مسئله اصلی دیگر «فناوری خوب است یا بد؟» نیست. چنین دوگانهای اساسا مسئله را بیش از حد ساده میکند، زیرا مسئله این است که چه نوع استفادهای از فناوری انجام میدهیم و این استفاده چه چیزی را در سبک زندگی ما جایگزین میکند.
یکی از مهمترین تغییرات، افزایش رفتارهای کمتحرک است. سازمان جهانی بهداشت میگوید زندگی مدرن با استفاده بیشتر از حملونقل موتوری و صفحهنمایشها برای کار، آموزش و سرگرمی، به سمت کمتحرکی بیشتر رفته است و میزان بالاتر رفتار کمتحرک با پیامدهای نامطلوب سلامت ارتباط دارد، اما اینجا نیز نباید به یک نتیجه ساده رسید که هرچه زمان استفاده از صفحهنمایش بیشتر باشد، زندگی بدتر است.
پژوهش جدید OECD درباره زمان استفاده شخصی از صفحهنمایش و رفاه ذهنی نشان میدهد افرادی که بیش از پنج ساعت در روز برای مقاصد شخصی از صفحهنمایش استفاده میکنند، احتمال بیشتری برای تجربه برخی پیامدهای نامطلوب رفاهی دارند، با این حال خودِ زمان صفحهنمایش به تنهایی تعیینکننده نیست و عواملی همچون کمبود خواب، مشکلات اقتصادی و فعالیت بدنی پایین، پیشبینیکنندههای مهمتری برای رفاه نامطلوب هستند.

مسئله تنها گوشی نیست؛ مسئله سبک زندگیای است که در اطراف گوشی شکل گرفته است؛ اگر یک فرد ساعتها در تلفن همراه باشد، اما همزمان خواب کافی، فعالیت بدنی، روابط اجتماعی و تعادل کاری مناسبی داشته باشد، وضعیت او با فردی که گوشی جای خواب، ورزش، ارتباط خانوادگی و فعالیت اجتماعی را گرفته است یکسان نیست.
فناوری حتی شکل حضور اعضای خانواده در کنار یکدیگر را تغییر داده است؛ ممکن است چند نفر در یک اتاق باشند، اما هرکدام در فضای دیجیتال متفاوتی زندگی کنند؛ یکی در حال تماشای ویدئو، دیگری در شبکه اجتماعی و فرد سوم درگیر پیامهای کاری باشد.
از سوی دیگر، فناوری میتواند فاصله جغرافیایی را کم کند؛ تماس تصویری، پیامرسانها و شبکههای اجتماعی امکان ارتباط مستمر با اعضای خانواده و دوستانی را فراهم کردهاند که کیلومترها دورتر زندگی میکنند.
فناوری از یک سو امکان ارتباط با دیگران و شکلگیری اجتماعات جدید را فراهم کرده و از سوی دیگر، چالشهایی همچون آزار اینترنتی و کنار گذاشته شدن افراد با مهارت دیجیتال پایین را به همراه داشته است، بنابراین مسئله را نمیتوان تنها به از بین رفتن روابط انسانی نسبت داد؛ فناوری بیش از آنکه روابط را حذف کند، شیوه برقراری و تجربه این روابط را تغییر داده است.
مخاطب امروز میتواند قیمتها را مقایسه کند، نظر کاربران را بخواند، کالا را سفارش دهد و حتی پیش از خرید، با کمک ابزارهای هوش مصنوعی درباره محصول تحقیق کند.
این تغییر، قدرت انتخاب مصرفکننده را افزایش داده است، اما همزمان تبلیغات شخصیسازیشده، توصیههای الگوریتمی و تولید مداوم محتوای تجاری، مرز میان «نیاز» و «میل به خرید» را پیچیدهتر کرده است؛ در چنین شرایطی، فناوری تنها روش خرید کردن را تغییر نداده است؛ بلکه میتواند فرایند تصمیمگیری برای خرید را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
اگر تلفن هوشمند مرحلهای بود که فناوری را به بخش دائمی زندگی روزمره وارد کرد، هوش مصنوعی مولد میتواند مرحله بعدی این تحول باشد؛ کاربر دیگر تنها اطلاعات را جستوجو نمیکند؛ میتواند از یک سامانه هوشمند بخواهد اطلاعات را خلاصه کند، متن بنویسد، برنامهریزی کند، ترجمه انجام دهد، ایده ارائه کند یا در تصمیمگیری به او کمک کند.
OECD در پژوهشی درباره تجربه مردم از فناوریهای جدید و هوش مصنوعی مولد، این فناوریها را مؤثر بر حوزههایی همچون کار، یادگیری، تعامل اجتماعی، دسترسی به خدمات سلامت و حتی برداشت افراد از رضایت و کیفیت زندگی میداند؛ در عین حال بر پیچیده و دوگانه بودن این آثار تأکید میکند.
اینجا یک تغییر مهم اتفاق میافتد و فناوری از ابزار انجام کار به شریک تصمیمگیری نزدیک میشود؛ این تحول، پرسشهای جدیتری ایجاد میکند که اگر بخشی از تصمیمگیری روزمره را به هوش مصنوعی بسپاریم، آیا مهارت تصمیمگیری خودمان تقویت میشود یا به تدریج کاهش پیدا میکند؟ اگر برای نوشتن، یادگیری، جستوجو و حل مسئله همیشه از هوش مصنوعی کمک بگیریم، چه بخشی از این تواناییها همچنان در ذهن انسان باقی میماند؟

فناوری را نمیتوان از زندگی حذف کرد؛ باید شیوه استفاده از آن را آموخت
محمدعلی کاظمی، کارشناس ارتباطات و فناوری اطلاعات در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به تأثیر فناوری بر سبک زندگی اظهار کرد: تغییر سبک زندگی به واسطه فناوری را نمیتوان بهذات منفی یا مثبت دانست؛ مسئله اصلی به نوع استفاده، میزان استفاده و جایگاهی بازمیگردد که فناوری در زندگی افراد پیدا میکند.
وی افزود: فناوری زمانی میتواند به یک مسئله تبدیل شود که از یک ابزار برای تسهیل زندگی، به عنصری تبدیل شود که بخش قابل توجهی از زمان، توجه و روابط فرد را تحت تأثیر قرار دهد.
این کارشناس ارتباطات و فناوری اطلاعات گفت: استفاده زیاد از فناوری نیز لزوما بهمعنای وابستگی نیست؛ زمانی میتوان از وابستگی سخن گفت که فرد احساس کند بدون دسترسی به ابزارهای دیجیتال نمیتواند امور روزمره خود را مدیریت کند یا استفاده از فناوری به قیمت حذف خواب، فعالیت بدنی، ارتباطات خانوادگی، روابط اجتماعی و سایر نیازهای واقعی او تمام شود، بنابراین بهجای تمرکز صرف بر تعداد ساعت استفاده از گوشی یا اینترنت، باید به تأثیر این استفاده بر کیفیت زندگی توجه کرد.
کاظمی با اشاره به نقش شبکههای اجتماعی در روابط انسانی تصریح کرد: شبکههای اجتماعی الزاما روابط انسانی را تضعیف نکردهاند، بلکه شیوه برقراری و تجربه روابط را تغییر دادهاند؛ این ابزارها امکان ارتباط سریع با افرادی را فراهم کردهاند که ممکن است از نظر جغرافیایی فاصله زیادی با یکدیگر داشته باشند، اما اگر ارتباط مجازی جایگزین کامل ارتباطات حضوری شود، میتواند کیفیت بخشی از روابط اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد.
وی درباره گسترش هوش مصنوعی نیز گفت: هوش مصنوعی تنها یک ابزار جدید برای جستوجو یا تولید محتوا نیست و میتواند به تدریج در نحوه فکر کردن، یادگیری و تصمیمگیری افراد نیز اثر بگذارد.
این کارشناس ارتباطات و فناوری اطلاعات خاطرنشان کرد: اگر انسان برای هر مسئلهای بدون ارزیابی و تفکر مستقل به ابزارهای هوش مصنوعی متکی شود، احتمال تضعیف بعضی مهارتهای شناختی وجود دارد؛ در مقابل استفاده آگاهانه از این فناوری میتواند به افزایش سرعت یادگیری، دسترسی به اطلاعات و حل مسئله کمک کند.
کاظمی ادامه داد: در چنین شرایطی، خانواده، مدرسه و جامعه نمیتوانند تنها با محدود کردن فناوری با تغییرات سبک زندگی مقابله کنند؛ آنچه اهمیت بیشتری دارد، آموزش سواد دیجیتال، توانایی تشخیص اطلاعات درست از نادرست، مدیریت زمان استفاده از ابزارهای دیجیتال و حفظ تعادل میان زندگی واقعی و فضای مجازی است، زیرا هدف نباید حذف فناوری از زندگی باشد، بلکه باید به انسان کمک کرد تا فناوری را آگاهانه و متناسب با نیازهای خود به کار بگیرد.

به گزارش ایمنا، آنچه تاکنون میتوان از شواهد موجود نتیجه گرفت این است که نمیتوان فناوری را بهتنهایی عامل کاهش رفاه، انزوای اجتماعی یا کمتحرکی دانست؛ شواهد نیز بر همین پیچیدگی تأکید دارد و نشان میدهد پیامد فناوری به زمینه استفاده و شرایط زندگی افراد وابسته است.
فناوری میتواند انسان را به خانوادهای دور از خود نزدیک کند یا فردی را که کنار خانواده نشسته، از اطرافیانش جدا کند؛ میتواند زمان انجام یک کار را کاهش دهد یا ساعتها زمان آزاد فرد را در جریان بیپایان محتوا مصرف کند.
پرسش آینده این نیست که «آیا فناوری وارد سبک زندگی ما شده است؟» کار از این مرحله دیگر گذشته است؛ پرسش مهمتر این است «آیا انسان میتواند فناوری را در خدمت سبک زندگی مطلوب خود نگه دارد، یا به نقطهای میرسد که فناوری، خودش سبک زندگی را تعیین کند؟» و شاید مهمترین تغییر همین باشد؛ فناوری دیگر تنها چیزی نیست که استفاده میکنیم، بلکه چیزی است که با آن زندگی میکنیم.
نظر شما