سردار شهید حسن غازی/ کاپیتان بی ادعا

پهلوانان آسمانی شهر گنبدهای فیروزه‌ای بسیارند، به بهانه یادآوری آغازین روزهای رشادت آنها یادنامه‌ای بسیار مختصر پیش روی شماست، آنچه که تصویرگر چهره جوانان مومن و غیرتمندی است که هر یک در عرصه ورزشی خاص صاحب نام بوده‌اند. آنهایی که در عین شادابی جسم و جوانی و شهرت آگاهانه دست از جان شسته و عازم جبهه‌ها شدند و با بذل جان خود به لقاء الله پیوستند تا ورزشکاران امروز بدانند جوانمردی است که می‌ماند.

سردار شهید حسن غازی اصفهانی
تاریخ تولد: ۱۳۳۸
محل تولد: اصفهان
تاریخ شهادت: اسفند ۱۳۶۲
نحوه شهادت: اصابت مستقیم گلوله تانک دشمن
محل شهادت: طلائیه
محل دفن: جاوید الاثر( یادمان در گلستان شهدای اصفهان)
عملیات: خیبر
آخرین مسئولیت: فرمانده گردان توپخانه سپاه ۱۵ خرداد 


مختصری از زندگی نامه شهید:
حسن غازی در سال ۱۳۳۸ در خانواده ای مذهبی در شهر شهید پرور اصفهان متولدشد. تحصیلات ابتدایی را تا دیپلم با موفقیت کامل سپری کرد. آغاز دوران دبیرستان را شروع فعالیت‌های سیاسی خود قرار داد و با شروع انقلاب اسلامی به صورت چشمگیر در جهت فرو پاشی رژیم طاغوت شاهنشاهی تلاش می کرد و در این راستا با پخش پیامها و اعلامیه ها و تصاویر حضرت امام خمینی (ره) بارها جان خود را به خطر انداخت.
در سن ۱۶ سالگی بعنوان کاپیتان تیم فوتبال جوانان سپاهان بسیار خوش درخشید و در مسابقات قهرمانی کشور هم در منتخب اصفهان به عنوان ورزشکاری متدین، خوش فکر، خوش اخلاق، مستعد و با خلوص مطرح گردید که با شرایط فنی و تکنیکی بالائی که داشت در مسابقات قهرمانی آسیا به تیم ملی جوانان کشور دعوت شد. صرفاً برای اعتلای روح و جسمش ورزش می کرد و در میادین ورزشی که دوستاران زیادی پیدا کرده بود به صورت مخفیانه جلسه می گذاشت تا بر علیه رژیم طاغوتی مبارزه کند. بسیار سعی داشت روح فرهنگ اسلامی را در جامعه ورزشی حاکم کند. او با پیروزی انقلاب اسلامی و شروع تحرکات ضد انقلاب در غرب کشور پس از طی یک دوره امداد پزشکی در بیمارستان دکتر شریعتی اصفهان بی درنگ برای ستیز با گروههای منحرف ضد انقلاب و التیام زخم‌های رزمندگان اسلام و مردم ستمدیده و محروم کردستان عزم آن دیار نمود و تمام تلاش خویش را در راه کمک به آنان در طبق اخلاص می گذارد.
با شروع جنگ تحمیلی شهید غازی عزم نبرد با متجاوزان بعثی را نمود و از منازل پست مادی به بامهای معنویت میدان جهاد هجرت کرد و خود را در صف کاروانیانی قرار داد که چهره های نورانی آنان در هر گوشه بچشم می خورد. او در ابتدا مسئولیت یکی از آتشبارهای توپخانه را عهده دار شد لذا لیاقت و کاردانی ایشان باعث شد تا به عنوان فرمانده گردان توپخانه خدمات شایانی را به جنگ بنماید.
سرانجام در عملیات خیبر که برای شلیک موشک به‌همراه سردار شهید حسن تهرانی مقدم، سردار سید حبیب الله اعتصامی و سردار محمد آقایی به خط مقدم طلائیه رفته بودند، در محاصره دشمن بعثی قرار میگیرند. شهید غازی و سردار اعتصامی همپای بسیجیان عاشق ساعتها جنگیدند و نهایتاً حسن غازی هدف تیر مستقیم تانک دشمن قرار گرفته و به سوی لقاء الله شتافت و سردار اعتصامی بدرجه جانبازی ( بالای ۷۰% ) مفتخر گردید، سردار مقدم و سردار آقایی بلطف حضرت حق توانستند سالم به عقب برگردنند.
روایت توپچی جامانده
" حسن فردی بسیار مهربان، خوش برخورد، نترس و متعهد بود. روز قبل از شهادت، چهره نورانی و برافروخته ای داشت، با روزهای دیگر بکلی متفاوت بود، گویا میدانست دعوت شده است. پس از خوردن ناهار به اتفاق رفتیم به یکی از گردان ها سر بزنیم، با تک تک نیروهای آتشبار حال و احوال کرد. بین نیروهای بسیجی آتشبار یک نفر آرایشگر بود، حسن از او خواست که موهایش را کوتاه کند.
بقدری بسیجی ها حسن را دوست داشتند که به محض دیدن او دورش حلقه میزدنند و به این راحتی ول کن او نبودنند. پس از کوتاه کردن موهایش در همان آتشبار دوش گرفت و برای اولین بار لباس فرم سپاه پوشید. از آتشبار که بر می گشتیم، بشدت نگران بودم و احساس میکردم آخرین لحظه هایی است که در کنار حسن هستم. خواست حضرت حق جل جلاله بود که حسن فردای آن روز به یاران شهیدش به پیوندد".
روایت شهید حسن تهرانی مقدم
"شهید غازی که اصلاً ما مسخ ایشان بودیم در اخلاق، در قدرت فرماندهی، در اخلاق محمدی، در آن سجایا با کرامت های بالای انسانی یک گنج مخفیه بود ایشان، دری بودند که در روی زمین می درخشیدند و زمین برایشان خیلی کوچک بود. ما در جنگ با شهید غازی تا لحظات آخر با هم بودیم که ما بی لیاقت بودیم در واقع برگشت داده شدیم ."
بخشی از وصیت نامه شهید:
باید بنده خدا شد. بنده خدا شدن تو را از بنده همه بندگی ها و از بندگی همه بنده ها آزاد می سازد. چون عبادت خدا آزادیبخش است و عبودیت او حریت می آورد. ببین اسیر چه هستی؟ شکم و غذا؟ شهوت و شهرت؟ خانه و خادم؟ نام و نان؟ زن و فرزند؟ زر و سیم؟ وابسته به هر چه که باشی به همان اندازه قیمت داری...
 

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 7 =