به گزارش خبرگزاری ایمنا، بیشتر از هشتاد شب است که وقتی خورشید غروب میکند و سایه شب آرامآرام بر کوچهپسکوچههای نجفآباد میافتد، شهر از خواب بیدار نمیشود، بلکه به زندگی میرسد، خیابانهایی که به طور معمول ساکت است، اکنون پر از نور چراغقوهها و صفحات روشن موبایلهای مردم میشود.
جمعیت همچون رودخانهای خروشان از هر سو به سمت محل تجمع سرازیر میشود و صدای پای هزاران نفر، همنوا با شعارهای محبتآمیز و فریاد «زنده باد نیروی انتظامی»، فضای شب را پر میکند.
بوی باران خیس خیابان با عطر گلهایی که مردم برای تقدیم به نیروها آوردهاند، آمیخته شده است؛ همه از پیر و جوان با چهرههایی که هم نگرانی روزهای سخت را نشان میدهد و هم امید روشن به فردایی امن را، دور هم جمع شدهاند، در میان این دریای متحرک از آدمها سکوتی خاص در گوشهای از میدان حس میشود؛ جایی که کودکان، دنیای خودشان را با رنگها ساختهاند.
چند کودک کنار ماشینهای پلیس ایستادهاند و دستهای کوچکشان قلممویی رنگارنگ را محکم گرفتهاند. آنها با اعتمادی بینظیر، روی بدنه سرد و سخت ماشینهای انتظامی نقاشی میکشند؛ گلهای رنگارنگ، خورشیدهای تابان و قلبهای قرمز یکی پس از دیگری روی سپرهای محافظتی ظاهر میشوند.
نیروهای انتظامی که به طور معمول با چهرهای جدی و لباسهای رسمی دیده میشوند، در این لحظات لبخند میزنند؛ آنها با مهربانی به کودکان نگاه میکنند، این صحنه تضاد زیبایی میان «قدرت» و «نرمی» است. قدرتِ امنیت که با لباسهای نظامی و ماشینهای سنگین تجلی پیدا میکند و نرمیِ عشق که با رنگهای شاد کودکان به تصویر کشیده میشود.
این کار فرهنگی، فراتر از یک نقاشی ساده است؛ این زبانِ بیزبانیِ کودکان است که میخواهند بگویند «میدانیم شما برای ما میجنگید، میدانیم شببیداری میکشید، این نقاشیها، کوچکترین هدیه ماست برای بزرگترین فداکاریهای شما.» هر خط و رنگ، یک تشکر است و هر نقاشی، یک پیمان محبت.

مردمی که این صحنه را میبینند، دلشان گرم میشود؛ این لحظات یخِ جدیت را آب و پیوند عمیقتری بین مردم و نیروهای امنیتی ایجاد میکند. نجفآباد این شبها با هنر و عشق، از مدافعان امنیت خود حمایت کرد.
زمانی که کودکان با نقاشیهایشان روی ماشینهای پلیس، سپاسنامهی دلهایشان را مینویسند، پیامی روشن به همه میدهند « نیروهای امنیتی، شما نه تنها مدافعان قانون بلکه مدافعان قلبهای مهربان مردم هستید و این پیوند عاطفی، قویترین سپر در برابر هر تهدیدی است.»
نظر شما