به گزارش خبرگزاری ایمنا، در میانه تحولات پرشتاب ژئوپلیتیکی غرب آسیا، تنگه هرمز بار دیگر به مهمترین گره راهبردی جهان تبدیل شده است؛ آبراهی باریک اما تعیینکننده که نهتنها شریان اصلی انتقال انرژی جهان به شمار میرود، بلکه امروز به یکی از مؤلفههای اصلی بازتعریف موازنه قدرت در نظام بینالملل تبدیل شده است، در دهههای گذشته، هر زمان سطح تنشها در منطقه خلیج فارس افزایش یافته، نگاه بازارهای جهانی، شرکتهای انرژی، بورسهای بینالمللی و حتی دولتهای صنعتی جهان به تنگه هرمز دوخته شده است، زیرا هرگونه اختلال در این مسیر میتواند زنجیره تأمین جهانی را با بحران روبهرو کند و آثار آن از قیمت سوخت تا امنیت غذایی کشورها امتداد یابد.
برآوردها نشان میدهد حدود یکپنجم نفت جهان و بخش قابلتوجهی از تجارت گاز طبیعی مایع دنیا از این گذرگاه عبور میکند، موضوعی که موجب شده تنگه هرمز تنها یک مسیر جغرافیایی نباشد، بلکه به یک مؤلفه تعیینکننده در معادلات اقتصاد سیاسی جهان تبدیل شود، بسیاری از اقتصادهای بزرگ آسیایی از جمله چین، هند، ژاپن و کره جنوبی وابستگی مستقیمی به امنیت این مسیر دارند و کوچکترین تنش در آن، بهسرعت خود را در بازارهای جهانی نفت، بیمههای کشتیرانی و هزینه حملونقل دریایی نشان میدهد.
تنگه هرمز، بخشی از زیرساخت حیاتی اقتصاد دیجیتال جهان
با این حال، اهمیت تنگه هرمز در سالهای اخیر تنها به حوزه انرژی محدود نمانده است، توسعه زیرساختهای دیجیتال جهانی، عبور کابلهای فیبر نوری زیردریایی و گسترش اقتصاد دادهمحور موجب شده این آبراه اکنون بخشی از زیرساخت حیاتی اقتصاد دیجیتال جهان نیز محسوب شود، جهان امروز تنها به جریان نفت وابسته نیست، گردش اطلاعات، ارتباطات مالی، تبادل داده و زیرساختهای ارتباطی نیز به همان اندازه اهمیت پیدا کردهاند و هرگونه اختلال در این حوزهها میتواند تبعات اقتصادی گستردهای برای کشورها ایجاد کند.
توسعه زیرساختهای دیجیتال جهانی، عبور کابلهای فیبر نوری زیردریایی و گسترش اقتصاد دادهمحور موجب شده این آبراه اکنون بخشی از زیرساخت حیاتی اقتصاد دیجیتال جهان نیز محسوب شود.
در چنین شرایطی، مفهوم جنگ نیز دستخوش تغییر شده است، اگر در گذشته نبردها بیشتر در میدانهای نظامی تعریف میشد، امروز اقتصاد، رسانه، انرژی، حملونقل دریایی و حتی افکار عمومی به بخش جداییناپذیر جنگهای مدرن تبدیل شدهاند، بسیاری از تحلیلگران معتقدند جهان وارد مرحلهای از «جنگ ترکیبی» شده که در آن، فشار اقتصادی و عملیات روانی به اندازه قدرت نظامی اهمیت دارد، پژوهشهای بینالمللی نیز نشان میدهد ریسکهای ژئوپلیتیکی میتوانند تجارت انرژی را برای ماهها و حتی سالها تحت تاثیر قرار دهند و آثار آن تنها محدود به کشورهای درگیر نخواهد بود.
از سوی دیگر، تجربه بحرانهای اخیر نشان داده که کشورهای غربی با وجود برخورداری از فناوری و زیرساختهای گسترده، در برابر شوکهای انرژی آسیبپذیری قابلتوجهی دارند، افزایش هزینه انرژی در اروپا پس از جنگهای منطقهای، بحران تأمین سوخت، رشد تورم و نگرانی از رکود اقتصادی، نمونهای از پیامدهای وابستگی شدید اقتصاد جهانی به مسیرهای راهبردی انتقال انرژی است، حتی تلاش برخی کشورهای منطقه برای ایجاد خطوط لوله جایگزین نیز نتوانسته وابستگی بازار جهانی به تنگه هرمز را بهطور کامل کاهش دهد.
در داخل ایران نیز همزمان با تشدید فشارهای خارجی، بحث تابآوری اقتصادی، مدیریت مصرف انرژی، امنیت زیرساختها و نحوه آرایش اقتصادی کشور در شرایط جنگ اقتصادی، بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است، اکنون بسیاری از کارشناسان بر این باورند که عبور از شرایط پیچیده کنونی، نیازمند تصمیمگیری هماهنگ میان دولت، مجلس، بخش خصوصی و نهادهای راهبردی است، تصمیماتی که بتواند ضمن حفظ ثبات بازار و آرامش عمومی، قدرت اقتصادی کشور را در برابر فشارهای خارجی افزایش دهد.

تنگه هرمز؛ گرهگاه جنگ اقتصادی و آزمون تابآوری ملی
سیداسماعیل حسینی، سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی در این راستا با اشاره به تغییر راهبرد دشمن از نبرد نظامی به جنگ اقتصادی میگوید: دشمنان تصور میکردند ایران تضعیف شده و میتوانند با حمله، چهار هدف اصلی شامل نابودی توان موشکی، از بین بردن صنعت هستهای، ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی و تجزیه ایران را محقق کنند، اما در همه این اهداف شکست خوردند.
وی میافزاید: توان موشکی ایران همه دوستان و دشمنان را به حیرت واداشت، صنعت هستهای همچنان پابرجاست و دانش هستهای در ذهن دانشمندان ایرانی قابل نابودی نیست، نظام جمهوری اسلامی نیز نشان داد یک موجود زنده با قدرت بازآفرینی و بازسازی است و نهتنها از بین نرفت، بلکه انسجام ملی و سرمایه اجتماعی آن افزایش پیدا کرد.
سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه این نبرد را میتوان پیچیدهترین و مدرنترین جنگ تاریخ دانست، تصریح میکند: در این جنگ، تمام جبهه کفر با تمام توان در برابر اسلام ناب صفآرایی کردند، اما صلابت نیروهای مسلح و اتحاد مقدس میان مردم، مسئولان و فرماندهان سبب شد دشمن به هیچیک از اهداف خود نرسد.
حسینی ادامه میدهد: دشمن پس از ناکامی در تجزیه ایران، اهداف خود را به بازگشایی تنگه هرمز تقلیل داد، زیرا حاکمیت بر تنگه هرمز تعیینکننده نتیجه نهایی جنگ است، آنها در عرصه نظامی نیز برای بازگشایی این آبراه شکست خوردند و اکنون به جنگ تابآوری ملت ایران روی آوردهاند.
وی خاطرنشان میکند: یکی از مهمترین ابعاد جنگ تابآوری، جنگ اقتصادی است، در واقع، ما از مرحله جنگ نظامی منطقهای وارد جنگ اقتصادی جهانی شدهایم؛ یک سوی این نبرد اقتصاد ایران قرار دارد و سوی دیگر بخش بزرگی از اقتصاد جهان است.

سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی تاکید میکند: دشمنان پس از شکست نظامی تلاش میکنند با ایجاد آشفتگی اقتصادی، نقاط ضعف خود را ترمیم و زمینه تشدید جنگ را فراهم کنند، در این مسیر از جنگ شناختی بهره میگیرند؛ جنگی که پایه و محور آن مردم و میزان تابآوری جامعه است.
وی میافزاید: حضور گسترده مردم در میدانهای مختلف کشور نشان میدهد ملت ایران از تابآوری بالایی برخوردار است و اجازه نخواهد داد دشمن در جنگ شناختی به پیروزی برسد.
تنگه هرمز؛ مهمترین ابزار آفندی ایران
حسینی با اشاره به ابزارهای آفندی و پدافندی در جنگ اقتصادی میگوید: همانگونه که جنگ نظامی ابزارهای خاص خود را دارد، جنگ اقتصادی نیز دارای ابزارهای آفندی و پدافندی است، یکی از مهمترین ابزارهای آفندی ایران، تنگه هرمز و مدیریت این آبراه راهبردی است.
وی میافزاید: مدیریت تنگه هرمز، امکان محاصره دریایی برخی همپیمانان آمریکا و کنترل بابالمندب در صورت نیاز، بخشی از ظرفیتهای راهبردی ایران محسوب میشود، در مقابل، دشمنان نیز به دنبال محاصره دریایی ایران هستند.
سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی با اشاره به اهمیت ژئوپلیتیکی خلیج فارس تصریح میکند: حدود ۶۰ درصد ذخایر نفت جهان و بیش از ۴۰ درصد ذخایر گاز دنیا در منطقه خلیج فارس قرار دارد و تنگه هرمز مسیر اصلی انتقال این انرژی به جهان است.
حدود ۳۳ درصد خوراک تولید هیدروژن جهان که نقش مهمی در امنیت غذایی دارد، وابسته به تنگه هرمز، این گذرگاه راهبردی است.
وی ادامه میدهد: هماکنون بیش از ۲۰ درصد نفت مصرفی جهان و حدود ۳۰ درصد گاز طبیعی دنیا از تنگه هرمز عبور میکند، البته اهمیت این آبراه تنها به نفت و گاز محدود نیست، حدود ۳۵ درصد اوره جهان، ۴۵ درصد تجارت LNG، بیش از یکسوم هلیوم مصرفی جهان و ۲۴ درصد آلومینیوم دنیا از این مسیر عبور میکند، همچنین بخش مهمی از محصولات وابسته به نفت و گاز، از جمله حدود ۳۳ درصد خوراک تولید هیدروژن جهان که نقش مهمی در امنیت غذایی دارد، وابسته به این گذرگاه راهبردی است.
حسینی با تاکید بر ابعاد فراتر از انرژی در اهمیت تنگه هرمز میگوید: تنگه هرمز تنها مسیر عبور نفت و گاز نیست، بلکه شاهراه انتقال داده و اطلاعات جهان نیز محسوب میشود؛ زیرا بخش مهمی از کابلهای فیبر نوری بستر دریا از این منطقه عبور میکنند. به همین دلیل، تنگه هرمز هم گلوگاه اقتصاد انرژی جهان و هم گلوگاه اقتصاد دیجیتال جهان است.
وی میافزاید: اهمیت راهبردی این تنگه به حدی است که ایران برای نخستینبار توانست آمریکا را بهصورت واقعی در این منطقه تحت فشار قرار دهد؛ تا جایی که واشنگتن از سایر کشورها درخواست کمک کرد، اما بسیاری از کشورها نیز درعمل پاسخ مثبتی به این درخواست ندادند.
سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی تصریح میکند: جمهوری اسلامی سالها این ظرفیت بالقوه را در اختیار داشت، اما اکنون تصمیم گرفته از آن بهصورت بالفعل استفاده کند و نیروهای مسلح نیز توان بهکارگیری این ابزار را بهخوبی اثبات کردهاند.
وی ادامه میدهد: رهبر معظم انقلاب نیز با توجه به اهمیت این موضوع تاکید کردند که مدیریت تنگه هرمز وارد مرحله جدیدی خواهد شد، اکنون نیز ایران از حق طبیعی خود برای اعمال نظارت، اجرای قوانین حقوقی و کنترل رفتوآمد در تنگه هرمز استفاده میکند و این مسئله محدود به زمان جنگ نخواهد بود، بلکه در آینده نیز استمرار خواهد داشت.
گزینههای آمریکا محدود است!
حسینی درباره اقدامات آمریکا در برابر نقشآفرینی ایران در تنگه هرمز اظهار میکند: گزینههای آمریکا محدود است، یکی از اقداماتی که دنبال میکنند، آزادسازی ذخایر راهبردی نفت است؛ بهگونهای که حدود ۴۰۰ میلیون بشکه نفت از ذخایر استراتژیک خود را وارد بازار کردهاند.
وی میافزاید: افزایش تولید نفت شیل و همچنین مدیریت مصرف انرژی از دیگر اقداماتی است که غرب در پیش گرفته است، حتی بسیاری از کشورهای اروپایی که بهطور مستقیم درگیر جنگ نیستند نیز وارد فاز مدیریت مصرف شدهاند و در حوزه سوخت، بهویژه سوخت جت و هواپیما، با محدودیت مواجه هستند.
سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی تاکید میکند: عملیات رسانهای رئیسجمهور آمریکا هم بخشی از جنگ اقتصادی و روانی آنها است که همزمان با بازگشایی بازارهای مالی دنبال میشود، اما تمام این اقدامات اثر کوتاهمدت دارد و توان مقابله با اثر راهبردی و پایدار ابزار ایران در تنگه هرمز را نخواهد داشت.
وی درباره تلاش آمریکا برای محاصره دریایی ایران میکند: ابزار آفندی آمریکا در جنگ اقتصادی فعلی، محاصره دریایی ایران است، اما این اقدام از منظر حقوق بینالملل و حقوق دریایی، نوعی راهزنی دریایی محسوب میشود.
حسینی با بیان اینکه ایران کشوری پهناور با حدود ۸۷۰۰ کیلومتر مرز است که شامل حدود چهار هزار کیلومتر مرز خشکی، دو هزار کیلومتر مرز رودخانهای و حدود ۲۷۰۰ کیلومتر مرز دریایی میشود، میافزاید: از مجموع مرزهای ایران با ۱۵ کشور همسایه، آمریکاییها تنها بخشی محدود از مسیرهای دریایی را هدف قرار دادهاند و به لحاظ عملی امکان محاصره کامل ایران وجود ندارد، ممکن است آنها بتوانند برخی مشکلات و زحمتها ایجاد کنند، اما ادعای محاصره ایران واقعبینانه نیست و در این حوزه نیز شکست خواهند خورد.
سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی با اشاره به آثار جهانی تحولات تنگه هرمز میگوید: بسته شدن یا کنترل تنگه هرمز آثار گستردهای بر اقتصاد جهانی، بهویژه در حوزه انرژی خواهد داشت، اما در کنار آن باید درباره وضعیت انرژی در داخل کشور نیز شفاف و دقیق با مردم صحبت شود تا افکار عمومی در جریان واقعیات و الزامات این شرایط قرار گیرد.

ابعاد امنیتی ونظارتی طرح «مدیریت هوشمند تنگه هرمز»
حجتالاسلام محمدتقی نقدعلی عضو کمیسیون حقوقی مجلس به خبرنگار ایمنا در توضیح طرح «مدیریت هوشمند تنگه هرمز» میگوید: این طرح نماد اقتدار ملی و جلوهای از حاکمیت هوشمند جمهوری اسلامی بر یکی از راهبردیترین گذرگاههای جهان است؛ گذرگاهی که سالها مورد طمع و تحریک قدرتهای فرامنطقهای بوده است.
وی میافزاید: در قالب این طرح، دولت با همکاری نیروهای مسلح وظیفه دارد نظارت همهجانبه بر عبور شناورها را برقرار سازد؛ از راهنمایی ناوبری و ارزیابی استانداردهای زیستمحیطی گرفته تا صدور گواهی تمکن مالی و کنترل تخلفات احتمالی، همه در مسیر صیانت از منافع و امنیت کشور طراحی شده است.
عضو کمیسیون حقوقی مجلس تصریح میکند: دریافت عوارض از شناورهای عبوری با سازوکارهای هوشمند، از جمله پرداخت در بستر ارز دیجیتال، بخشی از تنظیمات مالی این طرح است که ناظر بر حاکمیت پایدار ایران در منطقه خواهد بود.
وی با تأکید بر بند مربوط به شناورهای وابسته به کشورهای متخاصم میگوید: در این طرح تصریح شده است که تردد شناورهای مرتبط با رژیمهای ماجراجو و متجاوز که در سالهای اخیر امنیت منطقه را هدف قرار دادهاند، تنها در صورت تأیید شورای عالی امنیت ملی ممکن خواهد بود؛ این اقدام پیامی روشن به کسانی است که در خیال تجاوز به مرزهای ایران، موقعیت ژئوپلیتیک کشور را دستکم گرفتهاند.
نقدعلی خاطرنشان میکند: تنگه هرمز نهتنها گذرگاه انرژی جهان، بلکه محور عزت و اقتدار ملت ایران است و هیچ قدرتی چه در واشنگتن، چه در تلآویو نخواهد توانست آن را از اراده ملت و نظام اسلامی جدا کند.
به گفته وی این متن در مرحله پیشطرح قرار دارد و جمعآوری دیدگاههای کارشناسی و نظرات تکمیلی نمایندگان نیز در دستور کار است.
وی تأکید میکند که روند بررسی با هدف نهاییسازی و طی مراحل قانونی در کوتاهترین زمان ممکن دنبال میشود.
به گزارش ایمنا، تنگه هرمز امروز فراتر از یک گذرگاه جغرافیایی، به یکی از مهمترین نقاط تلاقی اقتصاد، امنیت و سیاست جهانی تبدیل شده است، مسیری که هم در معادلات انرژی و هم در زیرساختهای ارتباطی و دیجیتال نقش حیاتی دارد، در چنین شرایطی، نحوه مدیریت و بهرهگیری از این ظرفیت راهبردی میتواند در افزایش قدرت چانهزنی ایران، تقویت تابآوری اقتصادی کشور و تأثیرگذاری بر موازنههای منطقهای و جهانی نقش تعیینکنندهای ایفا کند.
نظر شما