از شادی وصف‌ناپذیر تولد تا روزهایی که با کد تخلیه اضطراری جنگ گره خورد

چهاردهمین سال فعالیت در حرفه مامایی برای الهه محبی هنوز هم همان حس اول را دارد؛ جایی که لبخند مادر با گریه نوزاد گره می‌خورد و او از لحظاتی می‌گوید که کلام از تعریف فرومی‌ماند، از استرس‌هایی که مهارت می‌طلبد، از روزهای جنگ که نگرانی را در سینه پنهان کردند و با نوزادی در آغوش به سوی جان‌پناه دویدند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در میان تمام حرفه‌های حوزه سلامت، شاید هیچ‌یک به اندازه مامایی با معجزه گره نخورده باشد. ماماها نخستین دستانی هستند که نوزادان تازه‌رسیده را به وسعت این جهان خوشامد می‌گویند، دستانی که هم‌زمان، پناهگاه ترس‌های یک مادر نیز هستند و این حرفه، نه فقط یک تخصص پزشکی که فراتر از آن، امانتداری در جان‌هایی است که تازه نفس کشیدن را آغاز کرده‌اند.

شادی در بخش زایمان، شادی معمولی نیست، شادی از جنس تماشای تولد یک امید است و ماماها هر روز، بارهاوبارها لحظاتی را تجربه می‌کنند که زبان از تعریفشان قاصر است. آن نگاه اول میان مادر و نوزاد، آن گریه بلند که نوید سلامتی می‌دهد و آن آغوشی که تمام خستگی یک عمر را با یک لحظه پر می‌کند، سرمایه‌هایی است که هیچ ثروتی توان خریدشان را ندارد.

پشت این شادی وصف‌ناپذیر، واقعیتی گاه فراموش‌شده هم وجود دارد که آن هم استرس است؛ ماماها در هر تولد، با دو زندگی روبه‌رو هستند که سرنوشتشان در تعادل باریکی قرار دارد و این مسئولیت سنگین، آن‌ها را هر لحظه در مرز میان نگرانی و امید نگه می‌دارد، بی‌آنکه حتی اجازه داشته باشند ذره‌ای از آن استرس را به مادر منتقل کنند.

اینجاست که اخلاق حرفه‌ای معنای واقعی خود را پیدا می‌کند، ماماها یاد گرفته‌اند با لبخندی بر لب، دلشوره‌های بزرگ را پنهان کنند، آنها درست همان لحظه‌ای که قلبشان برای خانواده خودشان می‌تپد، دست مادری مضطرب را با مهر محکم می‌فشارند و این نوعی از شجاعت است که در هیچ کتاب درسی نمی‌آید.

در روزهای سخت، این تاب‌آوری به اوج خود می‌رسد و در دل جنگ، بمب‌ها که سکوت شهر را می‌شکافند، ماماها همچنان سرپا می‌مانند، نه از روی اجبار، که از روی عشق. آنها نوزادان را در آغوش می‌گیرند و به سوی جان‌پناه می‌دوند، بی‌آنکه بدانند خانه خودشان هنوز سر پاست یا نه.

حرفه مامایی فقط یک شغل نیست، یک انتخاب سرنوشت‌ساز است. هر ماما می‌داند که حیات مادر و نوزاد زیر سرانگشتان او جریان دارد و این آگاهی، هم سنگین‌ترین بار مسئولیت را بر دوشش می‌گذارد و هم بلندترین قله معنا را پیش پایش.

ماماها خوب می‌دانند که تجربه دیدن یک تولد، آن هم از نزدیک‌ترین فاصله ممکن، جادویی است که هیچ‌گاه کهنه نمی‌شود.

از شادی وصف‌ناپذیر تولد تا روزهایی که با کد تخلیه اضطراری جنگ گره خورد

روایت‌ ناگفته‌های حرفه‌ای پرپیچ‌وخم

برای روایت ناگفته‌های این حرفه پرپیچ‌وخم، اما شیرین، پای صحبت‌های یک کارشناس مامایی نشستیم، مامایی که روزهای آرام و پرماجرای این حرفه را از نزدیک لمس کرده است و از شادی ماندگار تولد نوزادان معصوم تا تلخی روزهای جنگ را با تمام وجود روایت می‌کند. آنچه در ادامه می‌خوانید، حاصل این گفت‌وگوی صمیمانه است.

الهه محبی، کارشناس مامایی که در بخش زایمان بیمارستان دکتر شریعتی اصفهان، گرمابخش لحظات دشوار تولد است و ۱۴ سال از عمر حرفه‌ای خود را در این مسیر پرمسئولیت سپری کرده است، از فرازونشیب‌هایی می‌گوید که گاهی در یک چشم‌به‌هم زدن، شادی بی‌پایان را به استرسی جان‌فرسا پیوند می‌زند.

مامایی؛ روایتی از شادی‌های وصف‌ناپذیر و استرس‌هایی که مهارت می‌طلبد

الهه که کارشناسی باتجربه است، مامایی را حرفه‌ای می‌داند که در آن شادی و شاد بودن جلوه‌ای دوچندان دارد. او به خبرنگار ایمنا می‌گوید: ماماها شاهدان تولد نوزادانی پاک و معصومند و این حسی است که زبان از تعریف آن قاصر است و جز دیدن آن لحظه، هیچ کلامی یارای روایتش را ندارد، اما درست کنار همین شادی بی‌نظیر و احساس غیرقابل وصف، همواره استرس‌ها و نگرانی‌هایی نیز خودنمایی می‌کنند که نیازمند توجهی عمیق، اخلاق حرفه‌ای ریشه‌دار و افزودن بی‌وقفه مهارت‌هاست.

او با لبخندی که از سال‌ها تجربه می‌آید، می‌افزاید: تنها بخش بیمارستان که بیمار ندارد، بخش زایمان است و مادران باردار با خرسندی و شادی بسیار این بخش را ترک می‌کنند، گویی دیوارهای این بخش، هر روز تولد دوباره یک امید را جشن می‌گیرند.

خاطره‌ای ماندگار از دل ۱۴ سال تلاش بی‌وقفه

این ماما با اشاره به یکی از ماندگارترین خاطرات خود در طول ۱۴ سال فعالیتش چنین روایت می‌کند: به خاطر دارم مادر بارداری با حالی بسیار بد به بخش زایمان منتقل شد و آن‌چنان شرایط او بحرانی بود که هم خود مادر و هم نوزاد نیاز به احیای فوری داشتند.

محبی ادامه می‌دهد: برای تولد آن نوزاد، سزارین صحرایی در بیمارستان انجام شد و استرس آن لحظات به‌حدی بود که نفس‌ها در سینه حبس می‌شد، اما پس از تمام شدن آن لحظات طاقت‌فرسا، سرانجام مادر و نوزاد هر دو در سلامت کامل بودند.

او اضافه می‌کند: شگفت‌انگیزتر این بود که وقتی آن مادر مدتی بعد به بیمارستان مراجعه کرد، هیچ‌یک از آن لحظات دشواری را که ما هنوز با تمام وجود به خاطر داشتیم، به یاد نمی‌آورد و تنها حس و حالی خوب و آرام از او دیده می‌شد.

از شادی وصف‌ناپذیر تولد تا روزهایی که با کد تخلیه اضطراری جنگ گره خورد

جایی که سختی‌ها در برابر لبخند سلامت محو می‌شوند

الهه با لحنی سرشار از عشق به حرفه‌اش می‌گوید: ماماها لحظات پراسترس و سخت بسیاری را تجربه می‌کنند، اما دیدن نتیجه کار و لبخند سلامت بر لب مادر و نوزاد، چنان معنادهنده است که تمام آن سختی‌ها، گویی با یک جادوی بی‌کلام از ذهنشان پاک می‌شود.

امیدآفرینان روزهای پرتنش جنگ

او که هنوز طعم دشواری‌های روزهای جنگ را با تک‌تک سلول‌هایش حس می‌کند، با اشاره به لحظاتی که در طول جنگ اخیر از سر گذرانده است، چنین بازگو می‌کند: در شرایط جنگ، به‌طور طبیعی مادران باردار استرس بی‌اندازه‌ای را تجربه می‌کردند و تمام کادر بیمارستان و تیم فعال در بخش زایمان، با تمام وجود تلاش می‌کردند تا ذره‌ای از آن نگرانی سنگین که خود داشتند، به بیماران و مادران باردار منتقل نشود.

کارشناس مامایی تاکید می‌کند: تمام افراد حاضر در این بخش نفس‌گیر، نگران خانواده‌ها و فرزندان خود بودند، اما نگرانی‌هایشان را چنان عمیق پنهان می‌کردند که هیچ مادری حتی کوچک‌ترین نشانه‌ای از اضطراب را در چشمانشان نبیند و بتواند آرامش خود را حفظ کند.

او با صراحتی تأمل‌برانگیز توضیح می‌دهد: بارداری خودبه‌خود استرس‌های مخصوصی دارد و مادر نگران جان جنین خود است، زمانی که با همکارانم صحبت می‌کردیم، استرس‌ها و نگرانی‌های بسیاری بین خودمان ردوبدل می‌شد، اما لحظه‌ای که با مادری روبه‌رو می‌شدیم، تمام تلاشمان را می‌کردیم که او حتی ذره‌ای از آن فشار روانی حس نکند، شرایط را عادی جلوه می‌دادیم، انگار نه انگار که بیرون از دیوارهای بیمارستان، جنگی در جریان است.

کد تخلیه اضطراری؛ آغوش‌هایی که پناه نوزادان و مادران می‌شد

الهه از نظم امیدوارکننده‌ای در میان جنگ می‌گوید: پیش از آغاز هر شیفت، تقسیم کار دقیقی میان همکاران صورت می‌گرفت تا هنگام اعلام کد تخلیه اضطراری، هرکسی با سرعت عمل کند، قرار بر این بود که گروهی مادران را به سمت جان‌پناه ببرند و گروهی دیگر به سمت بخش نوزادان بدوند، نوزادان را در آغوش بگیرند و به‌سوی جان‌پناه حرکت کنند.

او می‌افزاید: چندین بار کد اضطراری در بیمارستان به صدا درآمد و هر بار، تمام همکاران با تمام توانی که از عشق و مسئولیت گرفته بودند، نوزادان را در آغوش فشردند و به سمت جان‌پناه دویدند، تمام تلاشمان در آن روزهای آتشین این بود که استرس و اضطراب به مادران باردار منتقل نشود و مادرانی که تازه زایمان کرده بودند و نوزادانی که تازه متولد شده بودند، در سلامت کامل بمانند.

از شادی وصف‌ناپذیر تولد تا روزهایی که با کد تخلیه اضطراری جنگ گره خورد

نگرانی‌های دو سویه؛ از خانه تا بیمارستان

محبی با نگاهی صادقانه به سختی کار در روزهای جنگ بیان می‌کند: زمانی که در بیمارستان مشغول کار بودیم، نگرانی از دو جهت جانمان را به لب می‌رساند؛ از یک‌سو، خانواده‌ها نگران ما بودند که در میانه جنگ در بیمارستان هستیم و از سوی دیگر، ما نگران خانواده و عزیزانمان بودیم که در خانه مانده بودند و بی‌خبر از آنها بودیم.

او تصریح می‌کند: این فشار روانی دوطرفه، توان ذهنی بسیار زیادی را از ما می‌گرفت، اما تعهد اخلاقی و سازمانی ایجاب می‌کرد که با تاب‌آوری، این شرایط سخت را پشت‌سر بگذاریم و حتی در نوروز که همه ایران بهار را جشن می‌گرفتند، تمام همکاران در آماده‌باش کامل به سر می‌بردند.

همسری که در مسیر پرپیچ‌وخم مامایی همیشه همراه مانده است

کارشناس مامایی با لبخندی گرم از همراهی همسرش می‌گوید: خانواده‌  به‌ویژه همسرم، این شغل را با تمام وجود پذیرفته‌اند، در تمام شرایط سخت، پشت ما بوده‌اند و هیچ‌گاه حمایتشان را از ما دریغ نکرده‌اند.

او ۱۴ سال پیش را به یاد می‌آورد و می‌گوید: اگر به ۱۴ سال قبل بازگردم، باز هم همین مسیر را از اول انتخاب می‌کنم، چراکه دیدن شادی و لبخند خرسندی خانواده‌ها و ارتباط داشتن با نوزادان معصوم تازه‌متولدشده، از بهترین لحظاتی است که در تمام عمر تجربه می‌کنم.

پند یک ماما به تازه‌واردان راه تولد

الهه خطاب به افرادی که تصمیم دارند این حرفه پرماجرا را دنبال کنند، می‌گوید: افرادی که تمایل به حرفه مامایی دارند، پیش از هر چیز باید از تمام زوایای تاریک و روشن این حرفه آگاه شوند و با چشمانی باز آن را برگزینند و زمانی هم که وارد این حرفه شدند، باید با نهایت عشق و از ته جان، راه را ادامه دهند.

او خاطرنشان می‌کند: این حرفه لحظات سخت و پراسترسی دارد و افراد باید ابتدا قدرت بدنی و روحی خود را خوب بسنجند و بعد لباس مامایی را بر تن کنند، زیرا این شغل، بیش از هر چیز نیازمند توانمندی بالای جسمی و روانی فراوان است و حیات یک مادر و نوزاد، تحت تأثیر عملکرد یک ماما قرار می‌گیرد و همین موضوع، مسئولیتی بس عظیم و سرنوشت‌ساز برای هر فرد به همراه دارد.

از شادی وصف‌ناپذیر تولد تا روزهایی که با کد تخلیه اضطراری جنگ گره خورد

مامایی حرفه‌ای است برای زیستن در مرز میان اشک و لبخند؛ ماماها هر روز با بال‌هایی از خستگی پرواز می‌کنند، اما هرگز اجازه نمی‌دهند این خستگی در چشمانشان هویدا شود، آن‌ها الگوهای بی‌ادعای مهرند؛ زنانی که در سخت‌ترین لحظات زندگی یک مادر، کنارش می‌ایستند و بی‌آنکه انتظار تشکری داشته باشند، امنیت هدیه می‌دهند.

مامایی از جنس شوق بی‌پایان، صبوری بی‌مرز و مسئولیتی است که می‌تواند با یک تصمیم، دو زندگی را برای همیشه دگرگون کند و تنها کسانی قدم به این راه می‌گذارند که توانایی تحمل فریادهای بی‌صدا و لبخندهای بی‌پایان را یک‌جا داشته باشند، چراکه این حرفه، عشق را نه به‌عنوان یک انتخاب، بلکه به‌عنوان یک ضرورت طلب می‌کند.

کد خبر 968731

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.