به گزارش خبرگزاری ایمنا؛ سعید ساکت، معاون حملونقل و ترافیک شهردار اصفهان در یادداشتی نوشت: «این روزها «جنگ» را نه بر پرده سینما یا مرور خاطرات جنگتحمیلی اول، بلکه از همین چند متر و کیلومتر این طرفتر و آن طرفتر میبینیم و میشنویم و زندگی میکنیم.
اکنون که ایرانمان جانانه مقاومت میکند، چونان که دنیا انگشت حیرت به دهان گرفته بد نیست واژگان مرتبط با آن را هم مرور کنیم. یکی از این واژه ها، «نقطه غیرقابل بازگشت» است.
خواندهایم که فلسفه این ترکیب لغوی آن است که هواپیما ها باید از محل برخاستن تا نقطهای پرواز کنند که بتوانند برای بازگشت به همان نقطه، سوخت کافی داشته باشند تا با خیال راحت به نقطه تعیینشده ماموریت یا سفر برسند.
این یک قاعده کلی است که خلبان باید بداند تا کجا پیش برود چون که همیشه وسط آسمان، پمپبنزین آماده و کارت سوخت و جایگاه وجود ندارد!
مصداقش سرنوشت هواپیماهای سوخترسان دشمن در جنگ تحمیلی سوم اخیر است که شده ماجرای کوری عصاکش کور دیگر! و صد البته موشکی که برای اولینبار در جهان بر هواپیمای پنهان کار، تنه سقوط زد.
با این مقدمه باید گفت استعاره های هواپیما و موشک، در مدیریت هم کاربردهای فراوانی دارد.
این روزها با اتفاقاتی که در پهنه ایران زمین و خصوصاً کلانشهرها رخ میدهد، ضرورت حملونقل ریلی انبوهبر، و تمایز راه و ریل، بیش از پیش بر همگان آشکار میشود. شبکه ریلی از زمان جنگهای جهانی اول و دوم، تاکنون همیشه بهعنوان یک ستون فقرات قوی و نسبتاً امن و ایمن برای شرایط بحرانی و خاص شناخته شدهاند.
شهری زیر شهر که میتواند در صورت اختلال در شبکه معابر خودرویی، شهروندان را هم جابهجا کند و هم نجات دهد. چنان که در جنگ رمضان یکی از همکاران خدوم شرکت مترو، خاضعانه در کنار ریل خود را پله کرد تا مردم پا روی کمر و شانهاش بگذارند و این بار صدای انسانیت و اخلاق در تونلها و ایستگاهها بلندتر شنیده شد، اما در لایه کلان مدیریتی، نه در کفِ تونل و کنار ریل، بلکه در نقطه تدبیر و تصمیم، همیشه دیدگاه و نگرش نسبت به حملونقل ریلی اینگونه نبوده است؛ چه بسیار مواردی که مدیران، سهلالوصول بودن گزینههای غیرریلی را هدف قرار داده و شاید دودوتا چهارتای اتاق فکری کردهاند و گفتهاند: «موشک قاره پیما به پرواز در نیاید! همان کاتیوشا برای ما کافیست!» یا اینکه گفته شود «مترو چلوکباب (گران) است و سایر مدلهای حملونقلی نان و پنیر (ارزان) … وقتی کباب گران است همان بهتر که نان و پنیر بخوریم!» نگرانی از این بابت است که این نگرشها سبب شود که در روند اراده ریلیسازی (با تایید شرایط حرفهای مطالعاتی) خلل ایجاد و حتی با هدایت غیرمنطقی یا جهتدهی جانبدارانه فنی برای پیشبرد چنین طرح هایی، این نیاز دچار کندی یا توقف حرکت شود. درست است که هزینه احداث و بهرهبرداری از سیستم ریلی در تمام جهان، نه فقط ایران، بالاست، اما نوعاً این سرمایهگذاری برای افقهایی به درازای نیم قرن و یک قرن و بیشتر از آن است، نه صرفاً ادوار کوتاه و متناوب مدیریتی. از اینرو حملونقل ریلی را باید فراتر از صرفاً یک وسیله و مُد جابهجایی در نظر گرفت.
علاوه بر احداث، مسئله بهرهبرداری بهینه از سیستمهای الکتروموبیلتی مشمول تبعیت از قواعد و ضوابط خاصی ست؛ این سیستم ها باید بتوانند با کمترین خطا و خرابی های قطعات مختلف کار کنند از اینرو به صورت منظم در فرایندهای اورهال، تعمیرات CM و PM قرار میگیرند تا کارکردی کارامد و قابل اعتماد از خود ارائه دهند. گرچه بسیار سیستمهایی وجود دارند که بهصورت سنتی هم امکان اداره آنها فراهم است، اما وقتی صحبت از حملونقل ریلی میشود، صنعت از سُنّت، سبقت میگیرد و باید التزامی کامل و بیچونوچرا، به قواعد مهندسی داشت، چرا که قرار نیست این سیستم برای صرفاً چند روز کار کند، بلکه قرار است روزی تولد یکصدسالگیاش را هم جشن بگیرد و در تدبیر و تعامل با سایر مدها شکلی از الگوی ترکیبی برای حملونقل شهری را رقم بزند.
کلانشهر اصفهان در آینده ای که متخصصان برای آن متصورند، علاوه بر خطوط یک، دو و سه (و چه بسا تعداد خطوط بیشتر) به شبکه ریلی حومهای و شبکه پرسرعت کشوری نیز خط و ربط پیدا خواهد کرد و در دهههای آینده، الگوی توسعه کلانشهری را هم متاثر خواهد کرد. لذا تمرکز و توجه به توسعه خطوط ریلی در خطوط سهگانه و ایجاد دسترسی قطعی به شرق و شمال و سایر محورهای دارای کشش جمعیتی یک الزام است؛ نه یک انتخاب یا یک منطق صرفاً آکادمیک.
البته بیشتر طی سالهای اخیر و با تمرکز ویژه بر اجراییشدن توسعه خط دوم قطار شهری و انسجامبخشی به مطالعات مرتبط با خطوط چندگانه و تاکید و حمایت شورای اسلامی شهر و کمیسیون تخصصی حملونقل، شهردار اصفهان و جریان اراده مدیریتی در سازمان تخصصی توسعه حملونقل ریلی در اصفهان با تاکید و حمایت شورای سازمان و هیات مدیره و با تکاپوهای جدی برای تامین منابع قوی و متنوع مالی و موثر در شهرداری اصفهان سعی شده که برخی از کندی ها در این مسیر، جبران شود.
لذا تامین ناوگان و تحرک توسعه ای به شکلی رو به توسعه منطقی خطوط میرود تا بتوان با حداکثر ظرفیت به شکل درست با رعایت اصول فنی نگهداری و اورهال خدمترسانی کرد.
از پنجم فروردین سالجاری مجدد متروی اصفهان خدمات خود برای سال جدید را آغاز کرد و جالب آنکه در سایه ۴ روز توقف برای ارتقای فنی آن هم در شرایطی که تقاضای سفر در حالت حداقلی قرار داشت، باز هم برخی سراغ جریان خدمتی این عنصر حملونقلی را می گرفتند که این خود موید نیاز واقعی به مترو است. تاییدی بر واقعیت کارکردی مترو و دور از برخی دیدگاهها یا اعتقادات فردی نسبت به ارجحیت سایر مدها بر مترو.
شاید باید از خلبانهای زبده ایرانزمین در جنگ تحمیلی یاد گرفت که تا کجا و چگونه پیش رفتند، مانند ماموریت غرورآفرین H۳ که هنوز هم مورد تدریس اساتید خلبانی جهان است. عقابان تیزپرواز میهن، یادشان همیشه گرامی باد که نقطه بیبازگشت را تعریف کردند و ماموریت را با موفقیت تمام کردند. نقطه بیبازگشت برای مترو هم یعنی الزامات توسعه دور از نگرش های صرفاً احساسی و تجربه واقعی برای نیاز شهر به این مد مهم؛ جایی که الان دقیقاً در آن قرار داریم.
قطعاً موضوع اقتدار موشکی کشورمان هم آموزههای زیادی دارد و میتواند گفتمان مدیریتی موشک را بر ادبیات های احتیاطی توسعه زیرساختها تسری دهد.
توان موشکی امروز و کارایی آن در میدان، محصول تدبیر مدیرانی است که در گذشته، امروز را میدیدند.
میبینیم که اگر بر کاتیوشا بسنده کرده بودیم، امروز پیشبرنده و ابرقدرت جنگی بزرگ نبودیم.
دنیای امروز دنیای احتیاط و توقف نیست چه در عرصه دفاع ملی چه در عرصه توسعه شهری خصوصاً در توسعه زیرساختهای مهمحملونقلی.
کارنامه حمایت دوره جاری شورای اسلامی شهر از توسعه مترو و پیشبینی الزامات آینده در تصمیمات امروز توانسته خطوط سه و حتی چهارگانه و تحقق نقاط اتصالی و آنتنی توسعه مترو را به نقطه قوت شهر در شرایط توسعهای آینده تبدیل کند.
خوشبختانه مترو در نقطه غیرقابل بازگشت قرار گرفته است تا این مسیر به سامان امن و قابل اتکا برسد.»
نظر شما