به گزارش خبرگزاری ایمنا، در هر سرزمینی، لحظاتی هست که تاریخ نفس خود را حبس میکند؛ لحظاتی که آسمان گواه جنایتی میشود که برای ابد در حافظه بشری حک خواهد شد. دنیا بارهاوبارها شاهد جنگها و کشتارها بوده، اما جنایتی هست که هر بار، دل را فرومیشکافد؛ کودکانی که پیش از آنکه طعم زندگی را بچشند، قربانی زورگویی قدرتهایی میشوند که حتی حقوق بشر را هم ابزاری برای قدرتنمایی ساختهاند و ایران در این روزهای سرنوشتساز، چنین جنایتی را تجربه کرد؛ جنایتی کوتاه در زمان، اما جاودان در درد.
تاریخ بارها ثابت کرده است که ملتها در لحظات بحرانی یا میشکنند یا میسازند و روزی که بمبها بر سر کودکان بیگناه فرود آمد، شاید دشمن تصور میکرد که با ویران کردن آیندهسازان این سرزمین، پیروزیاش را تضمین کرده است، اما غافل از اینکه خون هر شهید کوچک، بذر مقاومتی بزرگتر میکارد و هر آواری که بر زمین مینشیند، پایهای محکمتر برای ایستادگی ملتی میشود که از گهواره تا گور، طعم مقاومت را چشیده است و میناب امروز نهتنها نامی برای درد، بلکه نمادی از استقامتی است که هیچ بمبی توان نابودیاش را ندارد.
در میان این همه درد، هنرمندان، شاعران و مردم ایران، هر یک به سهم خود، فریاد درد را به نوای امید تبدیل کردند و اینجاست که میفهمیم ملتی که در بحران هنر میآفریند، ملتی است که شکستناپذیر است و موسیقی، شعر و عشق، ابزارهایی بودند که این ملت، با آنها به جنگ نابرابری رفت که دشمن هرگز توان مقابله با آن را نداشت.
فراتر از جبهههای جنگ نظامی، نبردی دیگر نیز در جریان بود که در آن، ملتی بیسلاح، قدرت بزرگترین ابرقدرت پوشالی جهان را در هم شکست و جنگ اقتصادی، جنگی بود که دشمن تصور میکرد میتواند با آن ایران را به زانو درآورد، اما نتیجه معکوسِ تمامِ محاسبات بود، قیمت بنزین در اروپا بالا رفت، تورم خانوادههای آمریکایی را لرزاند و حتی کاربران خارجی، توییت کردند که: «روی ریال ایران سرمایهگذاری کنید!» و این جمله از زبان یک بیگانه اعترافی بود به یک پیروزی که هیچ سانسوری نمیتواند آن را پنهان کند.

از نوای موسیقی تا فریاد ملت برای کودکان مظلوم میناب
در تاریخ جنایات بشری لحظاتی هست که دل سنگ را نیز به درد میآورد، لحظاتی که در آن، کودکان بیگناه، قربانی زورگویی و استکبار جهانی میشوند؛ میناب، شهر کوچک جنوب ایران، در یک روز سیاه صحنه جنایتی شد که تاریخ فراموشش نخواهد کرد. حمله مستقیم ائتلاف آمریکا و رژیم صهیونیستی به یک مدرسه، نهتنها ساختمانی را ویران کرد، بلکه رویاها، آینده و امیدها را نیز به خاک سپرد و ۱۶۸ دانشآموز، گلهای نورسته این سرزمین پرپر شدند و با آنها بخشی از قلب مادران و پدران ایران، برای همیشه در خاک ماند.
آن روز سیاه آغاز شد و کودکان با لباسهای مدرسه و کولهپشتیهایشان به مدرسه رفتند، بدون اینکه بدانند این آخرین باری است که پا به آنجا میگذارند و از والدین خود خداحافظی میکنند. ۱۶۸ کودک که هر کدام آیندهای درخشان داشتند، در کلاسهای درس نشسته بودند، بدون اینکه بدانند بمبی از آسمان راهی بهسویشان گشوده است و سپس همهچیز سیاه شد؛ انفجار، خاک، خون و فریاد؛ وقتی غبار نشست، چیزی از آن مدرسه نمانده بود جز آوار و پیکر کوچک کودکانی که هنوز خاطرات دیروزشان در ذهن والدینشان زنده بود.
در میان غم و اندوه، رضا صادقی، خواننده محبوب ایران، با تمام وجودش آهنگی خواند که هر کلمه از آن بر قلب ملت ایران فرود میآورد و یاحا کاشانی، شاعر توانمند ایرانی، با قلم خود اشعاری نوشت که در آن هر کلمه، اشک مادری است که فرزندش را از دست داده است. این آهنگ نه یک موسیقی ساده، بلکه نوحهای است برای شهدای میناب، نوحهای که در آن صدای گریه مادران با نوای موسیقی آمیخته و روایت غمی عمیق است که در سینه این سرزمین، جای گرفته است.
در موزیک ویدئوی این آهنگ، صحنهای دردناک به تصویر کشیده شده است که هر بینندهای را به گریه وا میدارد، مادری در اتاق دخترش تنها مانده است و با چشمانی پراشک، برای عروسک لالایی میخواند، لالاییای که زمانی برای دخترش میخواند، اما اکنون دیگر کسی نیست که بشنود و این صحنه نماد تمام مادرانی است که فرزندانشان را از دست دادند، مادرانی که اکنون تنها با عروسکهایشان، همدم شدهاند و با لباسهای عیدی که برای جگرگوشهشان خریده بودند، اما دیگر کسی نیست که بپوشد، تنها ماندهاند.
این آهنگ با این روایت دردناک، تا ابد یادآور جنایتی است که در میناب رخ داد، یادآور کودکانی که پرپر شدند، یادآور مادرانی که فرزند از دست دادند و یادآور پدرانی که امیدشان از دست رفت.
بازگشت از هلند به آغوش مادری که صدایش میزد
در روزهایی که آسمان ایران تحت حملات دشمن قرار داشت، قصههایی از فداکاری و عشق به میهن رقم خورد که جان را به جوش آورد، یکی از این قصهها، روایت زنی است که سالها در هلند زندگی کرده، اما این روزها در میهن است، کنار هموطنانش، کنار کسانی که خیابانها را به آغوش کشیدهاند. این زن تکنسین رادیولوژی در هلند بود که وقتی خبر حملات به میهن را شنید، چیزی در وجودش به لرزه افتاد و ندایی درونی او را به سوی خانه فراخواند.
این زن که برای بازگشت به میهن با عشق گام برداشته بود، ترس، ناراحتی و نگرانی نداشت و در چشمانش چیزی جز امید و غیرت و حماسه دیده نمیشد، او از دور بودن از وطن خود احساس ناراحتی میکرد و جملاتی که به زبان میآورد، ساده، اما از عمق احساس بود، او از احساسی گفت که برای همه آشناست، احساسی از عمق وجود که میگوید «هیچجا خانه خودِ آدم نمیشود.»
او از کسانی که شبها در خیابانها حضور داشتند، تشکر کرد، از کسانی که دلیرانه در کنار هم میایستند تا ایران را سرافراز نگه دارند و این همان روحیهای است که قرنها ملت ایران را سرپا نگه داشته است؛ این همان میهندوستی است که در رگهای این ملت جاری است و هیچ فاصلهای، هیچ مرزی و هیچ تهدیدی نمیتواند آن را خاموش کند.
در تاریخ بارها دیدهایم که ملتها در برابر تهاجم بیگانگان متحد میشوند، اما آنچه این روزها در ایران میبینیم، فراتر از اتحاد معمول است، این اتحاد بازگشت به ریشهها و بازگشت به هویتی است که در جریان زندگی گاهی فراموش میشد، اما امروز غیرت ایرانی در زن و مرد، پیر و جوان و کودک و نوجوان، غلیان دارد و برای سربلندی وطن، همه ایستادهاند.
جنگی که به خانه آمریکا بازگشت
آمار و گزارشهای رسمی حاکی از آن است که قیمت بنزین، مواد غذایی و کالاهای اساسی در آمریکا، به سطح بیسابقهای رسیده است، خانوادههای آمریکایی، برای تأمینِ نیازهای روزمره سبک زندگی خود را تغییر دادهاند و این وضعیت، نتیجه جنگی است که ترامپ آغاز کرد و تصور میکرد با فشار اقتصادی بر ایران، میتواند تهران را به زانو درآورد، اما نتیجه، معکوس بوده است.
جمهوری اسلامی ایران به شکلی بیسابقه و با قدرتی افسانهای، قدرت پوشالی آمریکا را در هم شکسته است و افزایش قیمت نفت و انرژی در بازارهای جهانی یکی از اخبار پربازدید این روزها بهشمار میرود که این افزایش قیمت، مستقیم جیب شهروندان آمریکایی و اروپایی را هدف گرفته و خشم عمومی را علیه دولتهایشان برانگیخته است.
در میان این هرجومرج اقتصادی و سیاسی، توییت یک کاربر خارجی، توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. این کاربر، با صراحت تمام نوشته است: «روی ریال ایران سرمایهگذاری کنید. الان وقتشه» این جمله، در شرایطی که دلار در حال از دست دادن ارزش خود است و اقتصاد غربی در آستانه فروپاشی قرار دارد، اعترافی بیسابقه به قدرت اقتصادی ایران است.
کاربر خارجی به درستی تشخیص داده که میان این بحران، ریال ایران در حال صعود است و ایران با تسلط بر تنگه هرمز و توانایی تأثیرگذاری بر بازار نفت، ابزار قدرتی در دست دارد که هیچ کشوری جرئت نادیده گرفتنش را ندارد، ایران پشتوانه قدرتمندی دارد که مهمترین آنها اراده استوار ملتی است که در برابر تحریمها و تهدیدها هرگز تسلیم نشده است.
آنچه امروز در اقتصاد جهانی میگذرد، نه یک بحران مقطعی، بلکه نشانه تحولات بنیادین در نظام بینالمللی است. آمریکا و متحدانش با آغاز این جنگ تصور میکردند میتوانند ایران را منزوی و تضعیف کنند، اما نتیجه برعکس بوده است.

آنچه امروز شاهد آن هستیم، پایان داستان نیست، آغاز فصلی تازه در کتاب پرافتخار ملت ایران است. ملتی که در برابر تجاوز ایستاد، ملتی که از دل غم، حماسه ساخت و ملتی که با ایمان و عشق، پیروزی را از آن خود کرد؛ نام میناب برای همیشه در تاریخ ماندگار خواهد بود و ایستادگی پس از آن شکل گرفت که بینظیر بود.
امروز وقتی به گذشته نگاه میکنیم، درمییابیم که آنچه دشمن فشار حداکثری نامید، در حقیقت آزمونی بود برای ایمان ملتی که هرگز تسلیم نشد. این ملت نه تنها در میدان جنگ، بلکه در عرصه اقتصاد، فرهنگ و وحدت نیز پیروز شد و توییت یک کاربر خارجی، تنها یک جمله بود، اما در آن جمله، حقیقتی بزرگ نهفته بود که قدرت ایران دیگر قابل انکار نیست و ایران امروز، نهتنها منطقه، بلکه جهان را تکان داده است.
ایران ایستاده، اما تا ابد سوگوار شهدایی است که پیکرهای کوچکشان در خاک میناب آرمیده، اما روحهایشان در آسمان ایران پرواز میکند. هر کودکی که در آن روز سیاه به خواب ابدی رفت، چراغی است که راه مقاومت را روشن میکند. مادرانی که فرزند از دست دادند، اما زانو نزدند و پدرانی که امیدشان را از دست دادند، اما ایستادند و این بزرگترین پیروزی است، پیروزی بر ترس، پیروزی بر ناامیدی و پیروزی بر دشمنی که خیال میکرد با بمب میتواند این ملت را بشکند.
تاریخ در حال نوشتن فصلی تازه است و در این فصل، نام ایران با حروف طلایی میدرخشد. ملتی که از خون فرزندانش گذشت نکرد و ایستاد، ملتی که با عشق وطن، مرزها را شکست و ملتی که از اعتراف دشمن پیروزی ساخت. این ملت امروز سرافرازتر از هر روز دیگری ایستاده و جهان بالاخره فهمیده که باید با ایران، نه به زور قدرت، بلکه با احترام سخن بگوید و این تنها آغاز دورانی است که در آن ایران بازیگر اصلی صحنه جهانی خواهد بود.
نظر شما