از خلیج فارس تا دریای سرخ؛ نقش هرمز و باب‌المندب در امنیت اقتصاد جهانی

تنگه باب‌المندب با نقش کلیدی در تجارت جهانی و امنیت انرژی، امروز در کانون تنش‌های ژئوپلیتیکی قرار دارد. هرگونه تهدید یا اختلال در این گذرگاه حیاتی می‌تواند پیامدهای اقتصادی گسترده و تغییر موازنه قدرت منطقه‌ای و جهانی را رقم بزند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، تنگه باب‌المندب به‌عنوان یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های راهبردی جهان، دریای سرخ را به اقیانوس هند متصل می‌کند و در نتیجه نقش حیاتی در تجارت جهانی، انتقال انرژی و معادلات ژئوپلیتیکی دارد. این تنگه از نظر جغرافیایی میان یمن و کشورهای شاخ آفریقا (جیبوتی و اریتره) قرار گرفته و به دلیل موقعیت منحصربه‌فردش، بخش زیادی از تردد دریایی و انتقال منابع انرژی میان آسیا، اروپا و آفریقا از آن عبور می‌کند.

از منظر مسیرهای ارتباطی و اقتصادی، باب‌المندب حلقه اتصال کلیدی میان اقیانوس هند و دریای مدیترانه از راه کانال سوئز است؛ بنابراین هرگونه اختلال در آن، کشتی‌ها را ناچار می‌کند مسیرهای طولانی‌تر و پرهزینه‌تری را انتخاب کنند و زمان و هزینه حمل‌ونقل به‌طور چشمگیری افزایش یابد. در متن حاضر همچنین به حجم بالای تجارت و عبور روزانه میلیون‌ها بشکه نفت و فرآورده‌های نفتی (و نیز جابه‌جایی کالاهای مختلف و LNG) اشاره شده و نتیجه‌گیری می‌شود که امنیت و پایداری این مسیر، مستقیماً بر ثبات بازار جهانی اثر می‌گذارد.

از نظر امنیت و چالش‌های ژئوپلیتیکی، نزدیکی باب‌المندب به مناطق بی‌ثبات—به‌ویژه یمن—باعث شده تهدیدهای علیه خطوط کشتیرانی به دغدغه دائمی قدرت‌های جهانی تبدیل شود و حضور نظامی کشورهای مختلف در منطقه را پررنگ کند. همچنین متن تأکید می‌کند که اگر سناریوی بسته شدن تنگه هرمز به‌طور هم‌زمان با اختلال در باب‌المندب رخ دهد، می‌تواند یکی از بزرگ‌ترین شوک‌های اقتصادی و انرژی معاصر را رقم بزند؛ شوکی که به افزایش شدید قیمت انرژی، اختلال زنجیره تأمین و افزایش هزینه‌های بیمه و حمل‌ونقل منجر می‌شود.

در ادامه، راهبرد جدید ایران در قالب «نبض تنگه‌ها» مطرح می‌شود؛ یعنی استفاده از ظرفیت متحدان منطقه‌ای (به‌ویژه انصارالله یمن) برای ایجاد فشار و اختلال دریایی در گذرگاه‌های مرتبط، هم‌زمان با پیگیری ملاحظات زمینی مانند مقابله با طرح عرب-مدیترانه/IMEC. متن نتیجه می‌گیرد که چنین رویکردی می‌تواند قیمت نفت را بالا ببرد، توان واشنگتن در تضمین امنیت مسیرهای بین‌المللی را به چالش بکشد و همچنین سرمایه‌گذاری‌های غرب در کریدورهای جایگزین را با تردید جدی مواجه کند؛ در نهایت نیز نقش ترانزیتی ایران تقویت می‌شود.

از خلیج فارس تا دریای سرخ؛ نقش هرمز و باب‌المندب در امنیت اقتصاد جهانی


تهدید تنگه‌ها؛ ابزار جدید فشار ژئوپلیتیکی در منطقه

افسانه خسروی، کارشناس روابط بین المللی حوزه یمن، در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به ورود یمن به جنگ تحمیلی ایران اظهار کرد: با توجه به اهمیت ژئوپلیتیکی تنگه‌ها، همان‌طور که می‌دانیم تنگه هرمز و تنگه باب‌المندب از مسیرهای حیاتی برای انتقال نفت، گاز، فرآورده‌های پتروشیمی و همچنین کالاهای تجاری میان اروپا و آسیا به شمار می‌آیند. این دو گذرگاه دریایی از جایگاهی بسیار ویژه و استراتژیک در نظام اقتصاد جهانی برخوردارند. تنگه باب‌المندب در واقع پیونددهنده دریای سرخ به خلیج عدن و مسیر ارتباطی میان مدیترانه و اقیانوس هند است و به همین دلیل یکی از نقاط حساس نظامی و تجاری در جهان محسوب می‌شود.

وی افزود: با توجه به افزایش تنش‌های منطقه‌ای، آیا ممکن است چنین وضعیتی رخ دهد که این گذرگاه‌ها دچار اختلال یا بسته شوند؟ اگر چنین سناریویی رخ دهد، نخستین پیامد آن افزایش شدید هزینه انرژی در سطح اقتصاد جهانی خواهد بود و هنگامی که درباره دو تنگه استراتژیک همچون هرمز و باب‌المندب صحبت می‌کنیم، باید در نظر داشت که اختلال در آن‌ها می‌تواند پیامدهایی همچون افزایش تورم جهانی، بالا رفتن هزینه حمل‌ونقل انرژی، افزایش قیمت کالاها و مهم‌تر از همه، اختلال گسترده در زنجیره تأمین جهانی را در پی داشته باشد و هر صنعتی که به حمل‌ونقل دریایی وابسته است از حوزه انرژی گرفته تا کالاهای صنعتی و فناوری در چنین شرایطی با اختلال جدی مواجه خواهد شد.

کارشناس روابط بین المللی حوزه یمن تصریح کرد: با این حال اگر بخواهیم واقع‌بینانه‌تر به موضوع نگاه کنیم، باید به این نکته توجه داشت که یمن به‌طور مستقیم نقش تعیین‌کننده‌ای در سیاست‌های کلان منطقه‌ای ندارد و بیشتر می‌تواند به‌عنوان یکی از میدان‌های جنگ نیابتی عمل کند. بنابراین انتظار اینکه درگیری‌ها در یمن به بسته شدن کامل تنگه باب‌المندب منجر شود، چندان واقع‌بینانه به نظر نمی‌رسد.

خسروی ادامه داد: در این میان نکته مهمی وجود دارد یمن هرچند به‌عنوان یکی از بازیگران همسو با ایران شناخته می‌شود، اما از نظر توان نظامی قابل مقایسه با ایران نیست و ایران از ظرفیت بالقوه‌ای برخوردار است که می‌تواند تهدیدی جدی برای تنگه هرمز ایجاد کند، اما یمن به‌تنهایی چنین توان مستقیمی در برابر ایالات متحده ندارد. در بهترین حالت، یمن می‌تواند نقش تهدیدکننده مسیرهای دریایی را ایفا کند، فشار منطقه‌ای بر عربستان وارد آورد و با ایجاد ناامنی محدود در مسیرهای دریایی هزینه‌های جنگ برای آمریکا و متحدانش را افزایش دهد و در روابط بین‌الملل مفهومی به نام (موازنه قوا) وجود دارد. این مفهوم بیان می‌کند که هیچ بازیگری به‌راحتی وارد یک جنگ مستقیم و گسترده نمی‌شود، زیرا هزینه‌های چنین جنگی بسیار سنگین است. به همین دلیل، بسیاری از بحران‌ها در قالب فشارهای غیرمستقیم، جنگ‌های نیابتی یا تهدیدهای محدود باقی می‌مانند.

وی بیان کرد: در عین حال نباید از موقعیت ژئوپلیتیکی ایران غافل شد. موقعیت ایران در مجاورت تنگه هرمز یکی از عوامل مهمی است که می‌تواند بر بازار جهانی انرژی اثر بگذارد. هرگونه تهدید علیه امنیت این مسیرهای دریایی بلافاصله در بازارهای جهانی نفت بازتاب پیدا می‌کند و موجب افزایش قیمت انرژی می‌شود. حتی تهدید به اختلال در این مسیرها نیز می‌تواند باعث افزایش قیمت نفت و نگرانی در بازارهای جهانی شود.

کارشناس روابط بین المللی حوزه یمن افزود: ایالات متحده در منطقه خلیج فارس حضور نظامی گسترده‌ای دارد. پایگاه‌های نظامی این کشور در بحرین، قطر، امارات و عربستان سعودی بخشی از راهبرد آن برای حفظ امنیت خطوط انتقال انرژی و حمایت از متحدان منطقه‌ای محسوب می‌شود. به همین دلیل، در صورت بروز تهدید جدی علیه مسیرهای دریایی، آمریکا به‌طور طبیعی تلاش خواهد کرد کنترل این مسیرها را حفظ کند و اگر فرض کنیم که به هر دلیل کنترل مسیرهای دریایی از دست آمریکا خارج شود یا اختلال جدی در آن‌ها ایجاد شود، پیامد آن می‌تواند به تهدیدی مستقیم برای اقتصاد جهانی تبدیل شود. چنین وضعیتی نه‌تنها امنیت انرژی متحدان آمریکا را به خطر می‌اندازد، بلکه می‌تواند بازارهای جهانی را با شوک شدید قیمتی مواجه کند.

خسروی عنوان کرد: در این میان، بازیگرانی همچون چین و روسیه نیز نمی‌توانند نسبت به چنین تحولاتی بی‌تفاوت باشند؛ زیرا امنیت انرژی آن‌ها نیز به این مسیرهای دریایی وابسته است و در نتیجه، هرگونه اختلال گسترده در این گذرگاه‌ها می‌تواند پیامدهایی فراتر از یک بحران منطقه‌ای داشته باشد و با این حال باید تأکید کرد که احتمال بسته شدن کامل تنگه باب‌المندب چندان زیاد نیست. آنچه محتمل‌تر به نظر می‌رسد، استفاده از (تهدید) به بستن این گذرگاه‌ها به‌عنوان ابزاری برای ایجاد بازدارندگی و فشار ژئوپلیتیکی است. در واقع، اصل بازدارندگی در روابط بین‌الملل بر همین مبنا استوار است: ایجاد سطحی از تهدید که بدون ورود به جنگ تمام‌عیار، بتواند بر محاسبات طرف مقابل اثر بگذارد.

از خلیج فارس تا دریای سرخ؛ نقش هرمز و باب‌المندب در امنیت اقتصاد جهانی

وی ادامه داد: از منظر اقتصادی نیز این مسئله قابل توضیح است. در نظریه عرضه و تقاضا در اقتصاد انرژی، نفت و گاز به‌عنوان کالاهای جهانی شناخته می‌شوند و عرضه جهانی آن‌ها به امنیت مسیرهای حمل‌ونقل، به‌ویژه مسیرهای دریایی، وابسته است و اگر عرضه نفت به هر دلیل کاهش پیدا کند برای نمونه به دلیل اختلال در تنگه‌های استراتژیک حتی در شرایطی که تقاضا ثابت بماند، قیمت افزایش پیدا خواهد کرد.

کارشناس روابط بین المللی حوزه یمن خاطرنشان کرد: تجربه‌های تاریخی نیز این موضوع را تأیید می‌کند. در جریان جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰، حملات به نفتکش‌ها موجب محدود شدن صادرات نفت و افزایش قیمت جهانی آن شد و همچنین در جریان جنگ خلیج فارس و اشغال کویت، قیمت نفت در مدت کوتاهی افزایش چشمگیری پیدا کرد. این نمونه‌ها نشان می‌دهد که هرگونه تهدید یا اختلال در مسیرهای حیاتی دریایی می‌تواند به سرعت بازار جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار دهد.

خسروی ادامه داد: بنابراین، چه در قالب تهدید و چه در قالب اختلال واقعی، امنیت تنگه‌های استراتژیکی مانند هرمز و باب‌المندب نقشی تعیین‌کننده در ثبات بازار جهانی انرژی و اقتصاد بین‌الملل دارد. اختلال در این گذرگاه‌ها می‌تواند شوک‌های جدی اقتصادی برای کشورهایی مانند چین، هند و کشورهای اتحادیه اروپا ایجاد کند؛ کشورهایی که بخش قابل توجهی از انرژی مورد نیاز خود را از طریق این مسیرهای دریایی تأمین می‌کنند.
به گزارش ایمنا، بررسی تحولات اخیر نشان می‌دهد تنگه باب‌المندب به‌عنوان یکی از مهم‌ترین شریان‌های دریایی جهان، نه‌تنها بر جریان تجارت و انرژی میان آسیا، اروپا و آفریقا تأثیر مستقیم دارد، بلکه در قلب معادلات قدرت میان بازیگران منطقه‌ای و جهانی قرار گرفته است. اهمیت این تنگه تا حدی است که حتی تهدید به اختلال، بدون اقدام عملی، می‌تواند موجب افزایش قیمت نفت، بی‌ثباتی بازار انرژی و رشد هزینه‌های حمل‌ونقل دریایی شود.

در شرایطی که یمن نقش یک بازیگر نیابتی را در چارچوب موازنه قوا ایفا می‌کند، توان محدود آن مانع از بسته شدن کامل تنگه می‌شود؛ اما قابلیت ایجاد فشار ژئوپلیتیکی و افزایش هزینه‌های امنیتی برای رقبای منطقه‌ای را دارد. در مقابل، حضور نیروهای نظامی آمریکا و قدرت‌های جهانی در اطراف این تنگه نشان‌دهنده حساسیت بالای جامعه بین‌المللی نسبت به امنیت این گذرگاه حیاتی است.

تجربه تاریخی نشان داده که کوچک‌ترین اختلال در چنین مسیرهایی می‌تواند تبعات اقتصادی گسترده‌ای برای بازار جهانی انرژی ایجاد کند. از سوی دیگر، ظرفیت ایران برای بهره‌گیری از فشارهای دریایی و تهدیدات ژئوپلیتیکی، این معادله را پیچیده‌تر کرده است و امکان دارد موازنه قدرت و مسیرهای راهبردی انرژی و تجارت جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.

در مجموع، امنیت باب‌المندب نه‌تنها یک مسئله منطقه‌ای، بلکه موضوعی جهانی است و تداوم ثبات آن نقشی حیاتی در حفظ امنیت انرژی، جلوگیری از افزایش تورم جهانی و جلوگیری از بروز شوک‌های اقتصادی گسترده دارد. آینده این تنگه به تعاملات بازیگران اصلی، مدیریت تنش‌های ژئوپلیتیکی و توان جامعه جهانی در مهار بحران‌های احتمالی بستگی خواهد داشت.

کد خبر 959713

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.