به گزارش خبرگزاری ایمنا، سرمایهگذاریهای ایالات متحده در منطقه جنوبغربآسیا و شمال آفریقا، فراتر از حوزه سنتی نفت و گاز، در لایههای متنوع و حیاتی اقتصاد این منطقه نفوذ کرده است. این حضور اقتصادی که بیشتر از طریق شرکتهای خصوصی و صندوقهای سرمایهگذاری و با مدلهایی همچون مشارکت و مالکیت اقلیت صورت میگیرد، شبکه پیچیدهای از منافع استراتژیک و اقتصادی را ایجاد کرده است. درک عمق و اولویتهای این سرمایهگذاریها، تصویری روشن از نقاط تمرکز و در نتیجه، نقاط آسیبپذیر احتمالی این شبکه را نمایان میسازد که در صورت لزوم هریک میتواند هدفی مشروع برای نیروهای مسلح ایران در پاسخ به حملات آمریکا به زیرساخت های ایران باشد.
زیرساخت های انرژی خاورمیانه
در صدر این فهرست، زیرساختهای انرژی در کشورهای کلیدی خلیج فارس همچون عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر قرار دارد. سرمایهگذاری شرکتهای آمریکایی همچون اکسان موبیل و شورون در پالایشگاهها، پتروشیمیها و تاسیسات گاز طبیعی مایع، نه تنها سودآوری اقتصادی کلانی دارد، بلکه مستقیماً با امنیت انرژی غرب و ثبات بازارهای جهانی نفت گره خورده است.
فعالیتهای گسترده شرکت در قاره آسیا و کشورهای آذربایجان، اندونزی، عراق، مالزی، قطر، یمن، روسیه، تایلند، قزاقستان و امارات انجام میشود
و از کشف و حفر چاه نفت، تا مدیریت میادین نفتی و گازی را در بر میگیرد.
هرگونه اختلال در این داراییها میتواند شوکی فوری به اقتصاد جهانی وارد کرده و پیامدهای سیاسی سنگینی برای واشنگتن به همراه داشته باشد. به موازات آن، داراییهای نظامی و هوافضای آمریکا که در پایگاههای متحدین منطقه مستقر هستند، از جمله سیستمهای دفاعی پیشرفته شرکتهایی همچون رایتئون و هواپیماهای جنگی بوئینگ و لاکهید مارتین، ستون فقرات قدرت بازدارندگی و عملیاتی این کشور در خاورمیانه محسوب میشوند. هدف قرار گرفتن این تجهیزات با فناوری بالا، علاوه بر خسارت مالی سنگین، بهطورموقت توان عملیاتی آمریکا را تضعیف و جایگزینی آنها پرهزینه و زمانبر خواهد بود.

هوش مصنوعی و دیجیتال
در عصر دیجیتال، مراکز داده و زیرساختهای ابری شرکتهای پیشروی آمریکایی همچون آمازون وب سرویس (AWS) و مایکروسافت اَزور در مراکزی همچون امارات و بحرین، به شریانهای حیاتی اقتصاد دیجیتال منطقه تبدیل شدهاند. این مراکز تنها زیرساخت فنی نیستند، بلکه کانون اعتماد و مدیریت دادههای حساس دولتی و مالی هستند. اختلال در آنها میتواند بخش بزرگی از اقتصاد منطقه را فلج کند و اعتماد جهانی به امنیت سرویسهای ابری آمریکا را خدشهدار سازد. در همین راستا، مراکز تحقیقاتی و تولیدی صنعت نیمههادی، به ویژه فعالیتهای اینتل و اِنویدیا در اسرائیل که به عنوان سیلیکون ولی دوم آمریکا شناخته میشود، از اهمیت استراتژیک فوقالعادهای برخوردارند. این مراکز نقش کلیدی در زنجیره تأمین جهانی تراشههای پیشرفته برای صنایع دفاعی، هوش مصنوعی و مصرفی ایفا میکنند و آسیب به آنها بحران کمبود تراشه را تشدید و برتری فناوری آمریکا را به مخاطره میاندازد.

حوزه مالی و سرمایهگذاری نیز شاهد حضور پررنگ غولهای والاستریت در مراکزی همچون دبی و ریاض است. عملیات بانکهایی همچون جیپی مورگان چیس، گلدمن ساکس و سیتیبانک، کانال اصلی جریان سرمایه و ابزار نفوذ اقتصادی آمریکا در منطقه محسوب میشود. اختلال در این شبکه، موجب فرار سرمایه و بیثباتی مالی شده و درآمدهای کلان این مؤسسات را قطع میکند. پروژههای زیرساخت کلان، همچون شهرهای آیندهنگر در عربستان سعودی که با مشارکت شرکتهای مهندسی آمریکایی همچون بکتل و ایایسیاُام اجرا میشوند، نیز از اهداف باارزش محسوب میشوند. این پروژههای چند میلیارد دلاری، نه تنها سودآوری مستقیم دارند، بلکه اقتصاد آینده متحدان منطقهای را به فناوری و مشاوران آمریکایی گره میزنند و آسیب به آنها میتواند به رقبای ژئوپلیتیک آمریکا فرصت دهد.

فناوری سلامت
در بخش سلامت، فعالیتهای شرکتهایی همچون فایزر، جانسون اند جانسون و ابوت در امارات و عربستان، بازار دارو و تجهیزات پزشکی منطقه را تحت تأثیر قرار داده است.

در حوزه انرژیهای نو، سرمایهگذاری جنرال الکتریک و فرست سولار در پروژههای خورشیدی عربستان و مصر، نشاندهنده تلاش آمریکا برای حفظ نقشآفرینی در تحول انرژی منطقه است.
در نهایت، داراییهایی همچون شبکه هتلهای زنجیرهای ماریوت و هیلتون و پردیسهای دانشگاهی معتبر آمریکایی همچون کارنگی ملون و جورجتاون در قطر، اگرچه ارزش نمادین و فرهنگی بالایی دارند و ابزار نفوذ نرم محسوب میشوند، اما در مقایسه با اهداف پیشین، هزینهزایی استراتژیک و اقتصادی کمتری برای واشنگتن به همراه خواهند داشت.

آسیب به این بخشها بیشتر وجهه و درآمدهای بخش خدمات آمریکا را تحت تأثیر قرار میدهد، در جمعبندی نهایی، تمرکز جغرافیایی سرمایهگذاریهای حیاتی آمریکا بیشتر در کشورهای خلیج فارس به ویژه امارات و عربستان سعودی، و همچنین در اسرائیل است. اهدافی که بیشترین آسیبپذیری و در نتیجه بیشترین هزینهزایی را برای منافع ملی آمریکا دارند، آنهایی هستند که مستقیماً با سه رکن امنیت انرژی، برتری نظامی-فناوری و سلطه مالی این کشور مرتبط میشوند.
جمعبندی نهایی و رتبهبندی از نظر هزینهزایی برای آمریکا:
| رتبه | حوزه هدف | کشورهای کلیدی | هزینهزایی برای آمریکا | نوع آسیب |
|---|---|---|---|---|
| ۱ | زیرساختهای انرژی | عربستان، امارات، قطر | بسیار سنگین: شوک به اقتصاد جهانی، تورم، بحران انرژی. | اقتصادی-استراتژیک |
| ۲ | داراییهای نظامی/هوافضا | امارات، قطر، عربستان | بسیار سنگین: از دست دادن داراییهای پیشرفته، تضعیف قدرت بازدارندگی، هزینه جایگزینی بالا. | نظامی-استراتژیک |
| ۳ | زیرساخت دیجیتال/ابر | امارات، بحرین، اسرائیل | سنگین: اختلال گسترده اقتصادی، آسیب به برند فناوری، از دست دادن بازار به رقبا. | اقتصادی-امنیتی |
| ۴ | صنعت نیمههادی | اسرائیل | سنگین: اختلال در زنجیره تأمین حیاتی فناوری، آسیب به رقابت پذیری بلندمدت. | اقتصادی-استراتژیک |
| ۵ | مراکز مالی | امارات، عربستان | قابل توجه: از دست دادن درآمد و نفوذ اقتصادی، بیثباتی مالی منطقه. | اقتصادی |
| ۶ | پروژههای زیرساخت کلان | عربستان، مصر | قابل توجه: خسارت به قراردادهای کلان، آسیب به اعتبار شرکتهای مهندسی. | اقتصادی |
| ۷ | لجستیک و بنادر | امارات، قطر | متوسط: افزایش هزینههای تجارت و اختلال موقت در زنجیره تأمین. | اقتصادی |
| ۸ | نفوذ نرم (آموزش/گردشگری) | قطر، امارات، مصر | محدود و روانی: آسیب به پرستیژ و درآمدهای بخش خدمات، بدون تأثیر جدی بر امنیت ملی. | روانی-نم |
در صورت تصمیم به پاسخ به حملات علیه تأسیساتی همچون فولاد خوزستان و فولاد مبارکه، ایران میتواند با تکیه بر توانمندیهای دفاعی و بازدارندگی خود، طیفی از اهداف استراتژیک مرتبط با منافع آمریکا در منطقه را هدف قرار دهد.
اولویت نخست میتواند زیرساختهای حیاتی انرژی در خلیج فارس، همچون پالایشگاهها و پایانههای صادراتی نفت و گاز در عربستان سعودی و امارات باشد که شرکتهای آمریکایی همچون اکسان موبیل و شورون در آنها سرمایهگذاری کلان کردهاند.
در گام بعدی، هدف قرار دادن داراییهای نظامی پیشرفته آمریکا در پایگاههای متحدین منطقه، از جمله سامانههای دفاع موشکی رایتئون یا هواپیماهای جنگی بوئینگ و لاکهید مارتین، میتواند برتری عملیاتی واشنگتن را به چالش بکشد.
همچنین، مراکز داده و زیرساختهای ابری شرکتهایی همچون آمازون وب سرویس و مایکروسافت اَزور در امارات و بحرین، به عنوان شریانهای اقتصاد دیجیتال منطقه، اهداف آسیبپذیری محسوب میشوند.
در حوزه فناوری پیشرفته، مراکز تحقیقاتی و تولیدی شرکتهای آمریکایی همچون اینتل در اسرائیل نیز میتوانند هدف قرار گیرند تا زنجیره تأمین تراشههای حیاتی مختل شود. در نهایت، اختلال در عملیات بانکها و مؤسسات مالی آمریکایی همچون جیپی مورگان چیس در دبی و ریاض میتواند بیثباتی مالی ایجاد کند. این اقدامات تدریجی، با هدف حداکثرسازی هزینه اقتصادی و استراتژیک برای آمریکا و متحدانش، میتواند به عنوان ابزار بازدارندگی و فشار طراحی شود.
نظر شما