نگاهی به مسئله «مشروعیت» در نظریه ولایت فقیه

در سال‌های اخیر، بحث ولایت فقیه همواره در کانون گفت‌وگوهای فکری و سیاسی ایران قرار داشته است. اما سوالی که همواره مطرح بوده این است: ولایت فقیه، از کجا مشروعیت می‌گیرد؟ آیا از جانب خداست؟ یا از جانب مردم؟ و اگر از هر دو باشد، در صورت تعارض، کدام اولویت دارد؟

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در سال‌های اخیر، بحث ولایت فقیه همواره در کانون گفت‌وگوهای فکری و سیاسی ایران قرار داشته است. اما سوالی که همواره مطرح بوده، این است: ولایت فقیه، از کجا مشروعیت می‌گیرد؟ آیا از جانب خداست؟ یا از جانب مردم؟ و اگر از هر دو باشد، در صورت تعارض، کدام اولویت دارد؟

این پرسش، تنها یک بحث نظری نیست، بلکه به قلب سیستم حکمرانی می‌رسد. زیرا مشروعیت، در هر نظامی، مهم‌ترین اصل برای پایداری است. بدون مشروعیت، حاکمیت می‌تواند زور به کار گیرد، اما حکمرانی نخواهد داشت.

در اندیشه سیاسی شیعه، موضوع ولایت فقیه به‌عنوان یکی از ستون‌های اصلی نظام اسلامی مطرح است. اما در تئوری سیاسی غربی، مشروعیت حاکمیت از طریق رضایت مردم به دست می‌آید. در مقابل، در اندیشه اسلامی، مشروعیت از جانب خداست. پس چگونه باید این دو را جمع کرد؟

اینجاست که مسئله اصلی شکل می‌گیرد: اگر مشروعیت از خدا باشد، آیا مردم در آن هیچ نقشی دارند؟ و اگر مشروعیت از مردم باشد، آیا این با اصول دینی در تضاد نیست؟

اگر به تاریخ اسلام نگاه کنیم، می‌بینیم که حتی امامان معصوم نیز با چالش مشروعیت روبه‌رو بوده‌اند. امام علی (ع)، پس از شهادت پیامبر (ص)، به‌عنوان امام مشروع، با حکومت معاویه روبه‌رو شدند. از نظر شرعی، امام علی (ع) مشروعیت کامل داشتند؛ اما از نظر سیاسی، سپاه شام با ایشان همراه نبودند.

در عصر حاضر، مسئله مشروعیت پیچیده‌تر شده است. امروزه، مردم نه‌تنها از نظر اعتقادی، بلکه از نظر حقوقی و اجتماعی، خود را صاحب اختیار می‌دانند. در نتیجه، حکومتی که نتواند مقبولیت مردمی داشته باشد، حتی اگر مشروعیت الهی داشته باشد، در عمل ناکارآمد خواهد شد.

ولایت فقیه پل اتصال بین زمین و آسمان است 

در همین راستا حجت‌الاسلام مهدی مشکی‌باف، عضو هیئت علمی موسسه پژوهشی و آموزشی امام خمینی در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: در نگاه رهبر شهید ما و همچنین امام خمینی، ولایت فقیه پل اتصال بین زمین و آسمان است. ما باور داریم که با شهادت اهل‌بیت (علیهم‌السلام) و غیبت مهدی (عج)، ارتباط بین زمین و آسمان قطع نشده است و ولایت فقیه تجلی این باور است.

وی افزود: به همین دلیل، در مسئله ولایت فقیه، ما قائل به نصب نیستیم، بلکه قائل به کشف هستیم. یعنی ولایت‌فقیه به‌صورت مستقیم از سوی مردم نصب نمی‌شود، بلکه توسط خبرگان ملت کشف می‌شود. تفاوت در اینجاست که ولی‌فقیه شخصیتی است که توسط مردم در الگوی دینی حمایت می‌شود، اما خود او به خاطر ویژگی‌هایی که دارد همچون انطباق نزدیک با معصوم این مسئولیت بر عهده اوست. به این صورت نیست که بگوییم مردم این شخص را به‌عنوان ولی پذیرفتند، پس او ولایت پیدا می‌کند، بلکه ولایت از جانب خداوند می‌آید.

این کارشناس دینی ادامه داد: رهبر شهید در کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» به‌ویژه در بخش پایانی که بحث ولایت است، مطرح می‌کنند: ولی‌فقیه و ولی جامعه دینی کسی است که توسط خبرگان کشف می‌شود. این کشف که از جانب خبرگان مردم صورت می‌گیرد، موجب می‌شود که ولی‌فقیه بتواند در جامعه بیشترین و اثرگذارترین اقدامات را رقم بزند.

مشکی‌باف مطرح کرد: وقتی صحبت از ولایت فقیه و نگاه دولت اسلامی می‌شود، باید بر اساس این مدل درباره آن بحث کنیم. سوالی که پیش می‌آید این است که این مقبولیت مردمی و مشروعیتی که در این مدل به‌وجود می‌آید، چگونه تبیین می‌شود؟ باید بین دو ساحت مختلف تفکیک قائل شد: یک مسئله مقبولیت و مسئله‌ای دیگر حقانیت. مقبولیت و حقانیت دو نقطه مقابل هم نیستند، بلکه دو نکته کنار هم هستند.

مشروعیت به چه معناست؟

وی اشاره کرد: ما بحثی به نام مشروعیت داریم. مشروعیت تنها مربوط به شرع و دین نیست، بلکه مشروعیت به معنای مطابق با شرع و قانون بودن است. در اصطلاح، مشروعیت در حوزه‌های مختلف معانی متفاوت دارد: مثلاً مشروعیت اقتصادی، مربوط به سودآوری است. مشروعیت فقهی، به معنای حلال و مباح بودن است. مشروعیت اخلاقی، به معنای اخلاقی بودن است. مشروعیت جامعه‌شناختی، به معنای مقبول بودن توسط مردم است. مشروعیت سیاسی، به معنای برحق بودن است.

این کارشناس دینی تصریح کرد: وقتی می‌گوییم یک حاکم مشروعیت جامعه‌شناختی ندارد، یعنی مردم دوستش ندارند و قبولش ندارند. وقتی می‌گوییم مشروعیت سیاسی ندارد، یعنی حرف حکمی ندارد و حق حکمرانی ندارد، بنابراین مشروعیت سیاسی همواره مدار حق حکمرانی است و مشروعیت جامعه‌شناختی بر مدار پذیرش مردم می‌چرخد.

مشکی‌باف گفت: این است که مشروعیت سیاسی یک مفهوم تشکیکی نیست، اما مشروعیت جامعه‌شناختی یک مفهوم تشکیکی است. یعنی نمره دارد؛ از صفر تا صد. شما می‌توانید بگویید این حکومت سی درصد مقبولیت دارد یا آن حکومت هشتاد درصد مقبولیت دارد، اما نمی‌توانید بگویید این حکومت ده درصد حقانیت دارد یا حکومت ۵۰ درصد حقانیت دارد. اگر حکومتی مشروعیت سیاسی داشته باشد، یا مشروعیت سیاسی دارد یا ندارد، اگر داشت، دیگر به‌صورت درصد بندی نیست.

وی افزود: اما درباره مشروعیت جامعه‌شناختی که همان ترجمان مقبولیت است، دسته‌بندی و تفکیک می‌شود. مجرای حقانیت در اندیشه دینی از جانب خداست و مجرای مقبولیت از مردم است. در زمان اهل‌بیت نیز همین‌طور بود. بعضی‌ها سعی می‌کنند حقانیت را هم مردمی بکنند و بگویند مردم به حاکم دینی مشروعیت سیاسی می‌دهند، در حالی که مردم به حاکم دینی مشروعیت جامعه‌شناختی می‌دهند و خداست که به او مشروعیت سیاسی می‌دهد.

مشروعیت سیاسی تنها از جانب خداست

این کارشناس دینی مطرح کرد: مفهوم مشروعیت سیاسی ریشه در حق الهی دارد. باور ما بر این است که خالق عالم، تنها خداست. اگر خدا خالق جهان هستی باشد، پس انحصاری‌ترین صفت در عالم، یعنی مالکیت، تنها به اوست. خداوند متعال که خالق و مالک واحد عالم است، دین را نیز تنها از سوی خود برمی‌گزیند و برای جهان نظام و چگونگی تصرفات را تعیین می‌کند، چراکه تنها کسی که مجاز به تصرف در موجودات است، مالک آن است.

مشکی‌باف اشاره کرد: مانند آنکه اگر کسی مالک موبایل خود باشد، تنها او مجاز به تصرف در آن است. اگر اجازه‌ای از مالک دریافت کند، می‌تواند تصرفاتی انجام دهد. حال اگر مالک کل جهان هستی، تنها خداوند است، پس تنها کسی که اذن تصرف و حق مداخله در عرصه و ابعاد عالم را دارد، خداست. او تعیین می‌کند که چه کسی در جهان مداخله کند و چه کسی حق حکمرانی بیابد.

وی افزود: حق حکمرانی انحصاری کسانی است که از جانب خدا می‌آیند، زیرا حکمرانی نیازمند تصرف در جان، مال، ناموس، آبرو و موارد مشابه است. حاکم باید بتواند مال کسی را بگیرد، دست کسی را قطع کند یا حتی او را اعدام کند؛ این موارد از انحصارات الهی است، بنابراین تنها کسی می‌تواند مجاز به این مداخلات شود که اذن الهی داشته باشد. بنابراین می‌گوییم حق حکمرانی ولی فقیه و حاکم انحصاراً از جانب خداست.

تعارض میان مشروعیت سیاسی و جامعه‌شناختی را چطور باید حل کرد؟

این کارشناس دینی ادامه داد: حال ممکن است این سوال پیش بیاید که اگر در موقعیتی، مشروعیت سیاسی با مشروعیت جامعه‌شناختی در تعارض قرار گیرد، در آن لحظه چه اقدامی باید انجام داد؟ این تعارض بدین معناست که ولی فقیه در جامعه مقبولیت نداشته باشد. یا بهتر بگویم ولی فقیه تا کجا باید این پرچم را برافراشته نگه دارد؟

مشکی‌باف تصریح کرد: معیار بالا نگه داشتن پرچم یا در واقع حکمرانی ولی فقیه «بسط ید» است. تا زمانی که بسط ید وجود دارد، ولی فقیه موظف به حفظ حکومت است. حتی گاهی لازم است عقب‌نشینی راهبردی از برخی دستورات دینی صورت گیرد تا حکومت الهی حفظ شود.

وی اشاره کرد: برای مثال امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نیز در دوران جنگ‌های خود از برخی احکام الهی به‌صورت راهبردی پس‌روی کرد. در جنگ صفین که از جنگ‌های سرنوشت‌ساز است، با وجود اینکه در آغاز پیروز بودند، اما حوادثی همچون جریان حکمیت معادله را تغییر داد. در این دوران که ماه رمضان بود و رقیان در رقه سوریه بودند، امام مجتبی (علیه‌السلام) به امیرالمؤمنین فرمودند: سپاه شما در ماه رمضان نماز تراویح می‌خوانند که از بدعت‌های حکومتی است و حرام است. حضرت فرمود: «چه کنم؟ بگذارید بخوانند». یعنی در شرایطی که بسط ید از ولی خدا گرفته شود، ولی خدا ممکن است از بعضی مسائل به شیوه‌ای متفاوت عبور کند، اما نکته مهم این است که میزان قدرت ولی فقیه در دست مردم است.

این کارشناس دینی مطرح کرد: اگر مردم نخواهند، از ولی خدا کاری برنمی‌آید. مردم صاحبان حکومت هستند و ایجاد بصیرت در آنان اهمیت دارد. در روزها و شب‌های اخیر حضور مردم در خیابان‌ها از عناصر اساسی ایجاد بسط ید برای ولی فقیه است. امید است بتوانیم تکلیف خود را به درستی انجام دهیم.

به گزارش ایمنا، نگاه به جایگاه ولایت فقیه، باید نگاهی واقع‌بینانه و جامع باشد؛ چراکه این جایگاه پدیده‌ای دووجهی است: از یک سو ریشه در حقیقت الهی دارد و از سوی دیگر، دوام آن مرهون مقبولیت عمومی است.

در این منظومه، مشروعیت الهی، پایه شرعی نظام را فراهم می‌کند و مشروعیت مردمی آن را در عمل پایدار می‌سازد، اما کلید اصلی حفظ این تعادل، بصیرت مردمی است.

بنابراین، حکومت دینی، حکومتی است که هم ریشه در آسمان دارد و هم پاهایش بر زمین استوار است. و این تعادل تنها با بصیرت و حضور مردم محقق می‌شود.

کد خبر 956424

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.